نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهش باغ گیاهشناسی کاشان، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران

چکیده

شناسائی پوشش گیاهی و بررسی انتشار جغرافیائی گیاهان هر منطقه، مبنای بررسی‌ها و تحقیقات اکولو‍ژی آن منطقه محسوب می‌شود. هدف پژوهش حاضر معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیائی گیاهان منطقه بیابانی آران و بیدگل است. این منطقه با مساحت 605100 هکتار در 5 کیلومتری شمال آران و بیدگل قرار دارد. نتایج نشان داد، مجموعه گیاهان این منطقه، بالغ بر 347 گونه گیاهی متعلق به 58 تیره و 230 جنس است. از مجموع 230 جنس، 32 جنس (9/13 درصد) و 43 گونه (4/12 درصد) به رده تک لپه‌ای‌ها و 193 جنس (9/83 درصد) و 296 گونه (3/85 درصد) به رده دولپه‌ای‌ها تعلق دارد. بزرگ‌ترین تیره‌های گیاهی از لحاظ تعداد گونه عبارتند از: Chenopodiaceaeبا 60 گونه،Asteraceae با 37 گونه، Poaceae با 33 گونه، Brasicaceae با 30 گونه و Fabaceae با 20 گونه. بیشترین تعداد گونه مربوط به جنس‌هایAstragalus L. و Salsola L. هر کدام با 12 گونه، Atriplex L. وCalligonum L. هر کدام با 8 گونه، و Nepeta L. با 5 گونه بودند. بررسی انتشار جغرافیائی رستنی‌های منطقه نشان داد، بیشترین گونه‌ها به ترتیب متعلق به ناحیه رویشی ایرانی-تورانی با 205 گونه (59 درصد)، ایرانی-تورانی/صحارا-سندی با 47 گونه (5/13 درصد)، 24 گونه دارای پراکنش جهان وطنی (9/6 درصد)، ایرانی-تورانی/مدیترانه‌ای با 21 گونه (6 درصد) و 15 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/اروپا-سیبری/مدیترانه‌ای (3/4 درصد) مربوط است. در بین گیاهان منطقه، به ترتیب تروفیت‌ها با 153 گونه (44 درصد)، همی‌کریپتوفیت‌ها با 67 گونه (3/19 درصد)، فانروفیت‌ها با 60 گونه (3/17 درصد) و کامفیت‌ها با 39 گونه (2/11 درصد) مهمترین شکل‌های زیستی را تشکیل دادند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Introduction of the flora, life form and chorology of Aran & Bidghol deserts area in Isfahan province

نویسنده [English]

  • hossien batooli

Assistant prof, Kashan botanical garden, Research institute of forests and rangelands, Agricultural research, education and extension organization (AREEO), Tehran, I.R. of Iran

چکیده [English]

Studies and investigations on the ecology of any area based on Identification of vegetation cover and evaluation of geographical distribution of plants in each area. The purpose of this study was to introduce floristic list, life forms and geoghraphic distribution of Aran & Bidghol deserts area plants. This region covering about 605100 hactars and is located 5 km of north of Aran & Bidghol. The results showed that 347 plant species existed in the region belonging to 58 families and 230 genera. A total of 230 genera, 32 genera (13.9 %) and 43 species (12.4 %) belong to monocotyledons class and 193 genera (83.9 %) and 296 species (85.3 %) belongs to dicotyledons class. The families with high number of species are including, Chenopodiaceae (60 species), Asteraceae (37 species), and Poaceae (Each 33 species), Brasicaceae (30 species), and Fabaceae (30 species) respectively., the genus Astragalus L. and Salsola L. (12 species), Atriplex L. and Calligonum L. (8 species), Nepeta L. (5 species), have more speceies respectively. Geographical distribution showed the Iranian-Turanian vegetation area has more species with 205 species (59 %), then Iranian-Turanian/Saharao-Sindian with 47 species (13.5 %), Cosmopolite with 24 species (6.9 %), Iranian-Turanian/ Mediterranean with 21 species (6 %) and 15 species Iranian-Turanian/Europea-Siberia/ Mediterranean vegetation area, respectively. According to Raunkiaer’s life form, species followed as: 44 % therophytes (153 species), hemicryptophytes (67 species), 19.3%, therophytes (184 species), phanerophytes (60 species), 17.3 %, 11.2 % chamephytes (39 species).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Aran & Bidghol
  • Phytogeography
  • Life form
  • Flora
  • chorology

معرفیفلور،شکل‌هایزیستیوپراکنشجغرافیایی گیاهانمناطقبیابانیآران و بیدگل )استاناصفهان(

حسین بتولی

تهران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، موسسه تحقیقات جنگل­ها و مراتع کشور، باغ گیاه­شناسی کاشان

تاریخ دریافت: 8/9/94                  تاریخ پذیرش: 21/1/96

چکیده

شناسایی پوشش گیاهی و بررسی انتشار جغرافیایی گیاهان هر منطقه، مبنای بررسی­ها و تحقیقات اکولو‍ژی آن منطقه محسوب می­شود. هدف این پژوهش معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه بیابانی آران و بیدگل است. این منطقه با مساحت 605100 هکتار در 5 کیلومتری شمال آران و بیدگل قرار دارد. نتایج نشان داد، مجموعه گیاهان این منطقه، بالغ بر 347 گونه گیاهی متعلق به 58 تیره و 230 جنس است. از مجموع 230 جنس، 32 جنس (9/13 درصد) و 43 گونه (4/12 درصد) به رده تک لپه­ای­ها و 193 جنس (9/83 درصد) و 296 گونه (3/85 درصد) به رده دولپه­ای­ها تعلق دارد. بزرگ­ترین تیره­های گیاهی از لحاظ تعداد گونه عبارتند از:  Chenopodiaceaeبا 60 گونه،Asteraceae  با 37 گونه، Poaceae با 33 گونه، Brasicaceae با 30 گونه و Fabaceae با 20 گونه. بیشترین تعداد گونه مربوط به جنس­هایAstragalus L.  و Salsola L. هریک با 12 گونه، Atriplex L. وCalligonum L.  هریک با 8 گونه و Nepeta L. با 5 گونه بودند. بررسی انتشار جغرافیایی رستنی­های منطقه نشان داد، بیشترین گونه­ها به‌ترتیب متعلق به ناحیه رویشی ایرانی-تورانی با 205 گونه (59 درصد)، ایرانی-تورانی/صحارا-سندی با 47 گونه (5/13 درصد)، 24 گونه دارای پراکنش جهان وطنی (9/6 درصد)، ایرانی-تورانی/مدیترانه­ای با 21 گونه (6 درصد) و 15 گونه به عناصر مشترک ایرانی-تورانی/اروپا-سیبری/مدیترانه­ای (3/4 درصد) مربوط است. در بین گیاهان منطقه، به‌ترتیب تروفیت­ها با 153 گونه (44 درصد)، همی­کریپتوفیت­ها با 67 گونه (3/19 درصد)، فانروفیت­ها با 60 گونه (3/17 درصد) و کامفیت­ها با 39 گونه (2/11 درصد) مهمترین شکل­های زیستی را تشکیل دادند.

واژه­هایکلیدی: آران و بیدگل، جغرافیای گیاهی، شکل زیستی، فلور، کورولوژی.

نویسنده مسئول، تلفن:  55234498 031، پست الکترونیکی: Ho_Batooli@yahoo.com

مقدمه

 

شناسایی پوشش گیاهی و بررسی انتشار جغرافیایی گیاهان هر منطقه، مبنای بررسی­ها و تحقیقات اکولو‍ژی آن منطقه محسوب می­شود. افزون‌براین مطالعات پوشش گیاهی راهکاری مناسب برای تعیین ظرفیت بوم­شناسی آن منطقه از جنبه­های مختلف می­باشد. همچنین عامل مؤثری در ارزیابی وضعیت کنونی و پیش­بینی وضعیت آینده به شمار می­آید که این امر نقش بسیار تعیین­کننده­ای در اعمال مدیریت صحیح گسترده منابع طبیعی ایفا می­کند (65). فلور هر منطقه نتیجه واکنش­های اجتماعات زیستی در برابر شرایط محیط کنونی و تکامل گیاهان از ادوار گذشته است. بررسی و ارزیابی فلور هر منطقه از جمله تعیین فهرست گونه­ها، طیف زیستی و انتشار جغرافیایی گونه­ها از نظر شناخت تنوع زیستی و مدیریت منابع طبیعی حائز اهمیت است (5) که مطالعه آنها ضمن فراهم کردن دسترسی آسان و سریع به فهرست فلوریستیک آن منطقه، به­عنوان نخستین گام در مسیر پژوهش­های اکولوژیک و جغرافیایی گیاهی­، دستیابی به پتانسیل و قابلیت­های رویشی، برنامه­ریزی برای استفاده­های اقتصادی و اجتماعی و فعالیت­های حفاظتی به­منظور حفظ ذخایر ژنتیکی هر منطقه قلمداد می­شود (18).

پوشش گیاهی ایران از غنی­ترین پوشش­های گیاهی در میان کشورهای خاورمیانه به شمار می­آید (78). فلور ایران به دلیل تنوع زیستی بالا، همواره مورد توجه پژوهشگران داخلی و خارجی بوده است و نمونه­های گیاهی آن از سراسر کشور جمع­آوری و شناسایی شده است (63، 67، 60، 4، 58، 78، 43).

از آنجایی­که بخش وسیعی از نواحی مرکزی و جنوبی کشور در اقلیم خشک، نیمه­خشک تا فراخشک قرار گرفته است (71)، بنابراین با توجه به گستردگی پهنه بیابانی کشور و به‌ویژه اراضی خشک تا فراخشک بیابان­های دشت کویر، می­طلبد در مورد گیاهان و تنوع گونه‌ای آن مطالعات منسجمی انجام شود. اگرچه تاکنون بررسی­های پراکنده­ای پیرامون ترکیب گونه‌های گیاهی آن و ارتباط آن با برخی از ویژگی­های ژئومورفولوژی انجام شده، اما به دلیل انعطاف اکولوژیکی بالای ذخائر ژنتیک گیاهی آن، از طرفی بدلیل انحصاری بودن اغلب گیاهان بیابانی منطقه یاد شده، ضرورت ایجاب می‌کند تا تحقیقات منسجم­تری در این مقوله انجام شود (8).

در دهه­های اخیر پژوهش­هایی در ارتباط با مطالعات فلوریستیکی مناطق خشک و نیمه­خشک کشور انجام شده است که ازجمله می­توان به Rechinger و  Wendelbo(1976، 1985)،  Mobayen(1976)، Spooner (1977)، Rechinger (1977)، Ghorbanli  و Lambinon (1978)، Léonard (1988-1981)،Assadi  و Runemark (1983)، Assadi (1984)، آخانی (1968)، Freitag (1991)، Akhani و  Ghorbanli(1993)، عصری و همکاران (1377)،Iran Nezhad Parizi  و همکاران (2001)، عصری (1387)، Attar و همکاران (2004)، کاشی­پزها و همکاران (1383)، توکلی و مظفریان (1384)، پریشانی (1384)، نجفی تیره شبانکاره و همکاران (1384)، Ghahreman و همکاران (2006) و صفی خانی و همکاران (1386) اشاره نمود.

افزون‌براین، از شاخص­ترین مطالعات فلوریستیک مربوط به مناطق خشک و فراخشک مناطق جنوبی کشور، می­توان به مطالعه Zohary (1973)‌‌‌ روی اجتماعات گیاهی جنوب ایران، Kunkel (1977) در جزایر هرمز، قشم و جزایر مجاور، Termeh و Moussavi (1982) جزیره کیش، Mozaffarian (1991) پوشش گیاهی استان هرمزگان، Ghahreman و همکاران (2000) روی پوشش گیاهی جزیره قشم، Breckle (1983 تا 1968) هالوفیت­های کویر ایران و افغانستان (37، 38)،  Freitag(1986) بررسی­های مربوط به چگونگی پراکنش پوشش گیاهی بیابان­های ماسه­ای ایران در ارتباط با شرایط آب و هوایی و فلور نواحی بیابانی ایران در کتاب "بررسی فلور و پوشش گیاهی نواحی بیابانی و نیمه بیابانی ایران" در جلد دهم توسط  Léonard(1989 تا 1992) نیز اشاره نمود.

پیشینه مطالعات گیاه­شناسی در گستره بیابان­های دشت کویر نشان می‌دهد، تاکنون بررسی­های متعددی به­منظور تعیین ترکیب فلوریستیک مناطق مختلف استان اصفهان انجام شده است. با وجود این هنوز مناطق بسیاری از این استان پهناور وجود دارد که پوشش گیاهی آن کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. ازجمله مطالعات پوشش گیاهی انجام شده در این استان می­توان به تحقیقات Aryavand (1996) در منطقه حفاظت شده کلاه قاضی، یوسفی (1375) در پناهگاه حیات وحش قمشلو، Rahiminajad و  Fallah(1999) در منطقه حفاظت شده موته، پریشانی (1384) در منطقه ونک سمیرم، عصری (1387) در منطقه حفاظت شده موته، نکوکو (1387) در منطقه حفاظت شده فریدون­شهر،Karimian  (2005) رستنی­های منطقه حفاظت شده کالمند بهادران استان یزد، خواجه الدین و یگانه (1386) در منطقه شکار ممنوع حنا و عباسی و همکاران (1391) در منطقه یحیی­آباد نطنز اشاره نمود. افزون‌براین فلور منطقه نیاسر کاشان (27)، گیاهان حوزه آبخیز چم­رود کاشان (23)، رستنی­های منطقه غرب آب­شیرین کاشان (7) و پوشش گیاهی ذخیره­گاه منطقه قزاآن کاشان (9) و تنوع زیستی برخی از رستنی­های مستقر در زیستگاه­های ماسه‌زار ریگ بلند آران و بیدگل (10) نیز مطالعه شده است.

این مطالعه برای تعیین فهرست کلیه گونه­های گیاهی استقرار یافته در گستره بیابان­های گرم و خشک شهرستان آران و بیدگل انجام شده است. هدف از این پژوهش، جمع­آوری و شناسایی گونه­های گیاهی و ارائه اطلاعات حاصل از انتشار جغرافیایی و شکل­های زیستی گیاهان استقرار یافته در اراضی شور، ماسه­ای و دامنه­های صخره­ای ارتفاعات کوهستانی خشک این منطقه می­باشد.

موادوروشها

معرفی منطقه مورد مطالعه: منطقه بیابانی آران و بیدگل در حاشیه جنوب غربی کویر مرکزی ایران (شمال استان اصفهان) و پنج کیلومتری شمال کاشان قرار دارد. مساحت آن 605100 هکتار، از شمال به دریاچه نمک و استان‌های سمنان و قم، از غرب به شهرستان کاشان، از جنوب به نطنز و از شرق به اردستان محدود می‌شود (شکل 1). ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 912 متر و در مختصات 50 درجه و 15 دقیقه تا 52 و 29 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و 30 دقیقه تا 34 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی قرار دارد. این گستره اکولو‍ژیک در بخش وسیعی از دشت آبرفتی حوضه جنوبی دریاچه نمک بوده و شیب آن از جنوب به شمال است. در قسمت‎های شرق و شمال آن، تپه‎­های ماسه­‎ای (به صورت نوار) از جنوب شرقی به شمال غرب کشیده شده که طول آن در حدود 120 کیلومتر و عرض متوسط آن 25 کیلومتر و ارتفاع آن بین 800 تا 1000 متر است. در نواحی جنوب و جنوب غربی این شهرستان، دشت‎های کاشان و راوند واقع­‎اند و در میان آنها خشک­رودهایی به وجود آمده که سیلاب­های پراکنده و آب­های اضافی دامنه­های شمالی ارتفاعات جنوبی کاشان (رشته کوه­های کرکس) را به دریاچه نمک منتقل می‎کنند (17). منطقه آران و بیدگل در خطوط هم‌باران مابین 100 تا 150 میلی­متر قرار گرفته و با ضریب خشکی 5/4، جزء منطقه فراخشک محسوب می­گردد. با بررسی نقشه هم تبخیر، آران و بیدگل در محدوده میزان تبخیر 3200 میلی­متری (پتانسیل تبخیر منطقه حدود 2/3 متر در طول سال) قرار گرفته است. شیب عمومی منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که این امر به دلیل وجود چاله نمک (دریاچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ریگ در سمت مشرق شهر است. حداقل ارتفاع در این شهرستان حدود 765 متر در حاشیه دریاچه نمک و حداکثر ارتفاع توده گدازهای معروف به کلنگ علامت­دار در فاصله 33 کیلومتری شمال شرقی شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح دریا می­باشد. این توده آتشفشانی در منتهی­الیه شمال شرقی (بندریگ) توسط تپه­های شنی محصور گردیده است. توده گدازه­ای مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کیلومتری شمال شرق واقع در جناح جنوب شرقی دریاچه نمک می­باشد که ارتفاع توده آتشفشانی از سطح دریا 808 متر است. علاوه بر آن تپه­های ماسه­ای به صورت نواری از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشیده شده­اند که طول آن 120 کیلومتر و عرض آن حدود 25 کیلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر (متوسط ارتفاع حدود 1000 متر) در نوسان است که 31 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلی به آن «بندریگ» می‍گویند (8). 

 

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه (شهرستان آران و بیدگل)

 

به استناد نقشه 100000 :1 زمین­شناسی منطقه مورد مطالعه، ساختار زمین­شناسی گستره ماسه­زارهای منطقه مورد مطالعه، متعلق به دوره کواترنر می‌باشد. جنس رسوبات ماسه‌های بادی عمدتا" شامل: فلدسپات، آهک­های تخریبی، کانی­های سیلیس­دار و ذرات گچ می‌باشد. در بستر رودخانه­های اصلی، نهشته­هایی بصورت ریگ و ماسه­های ریزدانه قابل رؤیت است که از بلندی‌های ارتفاعات سرچشمه گرفته­اند و بتدریج در مسیر راه سیلاب­ها، به جای مانده است. تشکیلات کواترنر منطقه شامل دشت­های آبرفتی،‌ پادگانه­های آبرفتی و مخروط­افکنه­هایی می­باشند که اراضی خاک­دار و حاصلخیز  منطقه را تشکیل می‌دهند (43). تشکیلات میوسن در نواحی شمال دشت آبرفتی منطقه، از مارن رنگی همراه با گچ فراوان تشکیل گردیده است. همچنین این تشکیلات در شمال آران و بیدگل به صورت توده­های نمکی بالا آمده است. تشکیلات دوره پلیوسن نیز در نواحی شمال غربی دشت منطقه دیده می­شود. جنس این تشکیلات از کنگلومرائی است که به علت کمبود سیمان سخت نشده است و به نظر می­رسد این تشکیلات با کنگلومرای بختیاری همزمان است (8).

به استناد آمار نزدیک­ترین ایستگاه هواشناسی به منطقه مورد مطالعه (ایستگاه سینوپتیک کاشان)؛ متوسط بارندگی سالیانه منطقه 120 میلی­متر بوده که بیشترین درصد بارندگی مربوط به فصل زمستان تا اوایل بهار است. میانگین درجه حرارت متوسط ماهیانه 6/19 درجه سانتی­گراد، میانگین حداکثر درجه حرارت ماهیانه 41 درجه سانتی­گراد (در تیرماه) و میانگین حداقل آن 5/1 درجه سانتی­گراد (در بهمن ماه) می‌باشد. میانگین نوسانهای درجه حرارت مطلق سالیانه بین 13- تا 48+ درجه سانتی­گراد است. تبخیر از تشتک کلاس A، برابر با 2365 میلی­متر در سال است. میانگین بیشینه رطوبت نسبی مربوط به دی­ماه (65 درصد) و میانگین کمینه آن مربوط به تیرماه (25 درصد) است. اقلیم منطقه به روش دومارتن (de Martonne) مورد بررسی قرار گرفت و حاکمیت دو اقلیم خشک و نیمه­خشک در محدوده مطالعاتی محرزگردید (14). اقلیم منطقه به روش گوسن (Gaussen) جزء اقلیم نیمه بیابانی خفیف قرار گرفته‌ است (13). بر اساس منحنی آمبروترمیک کاشان (93-1372)، بیش از 7 ماه از سال را دوره خشک و تنها فصل زمستان و پائیز دوره مرطوب می‌باشد. منحنی آمبروترمیک ایستگاه­ هواشناسی کاشان نشان­دهنده دوره خشک نسبتاً طولانی (اوایل اردیبهشت­ماه تا اوائل آبان­ماه) منطقه است (نمودار­ 1).

 

 

نمودار 1- منحنی آمبروترمیک کاشان


روش کار: بررسی­های میدانی این پژوهش در منطقه آران و بیدگل در فصول بهار تا اواخر پائیز انجام شد. ابتدا با استفاده از نقشه­های توپوگرافی 50000: 1 منطقه، محدوده کاربری­های مختلف با بازدیدهای صحرایی تعیین و روی نقشه منتقل گردید. سپس نمونه­های گیاهی از رویشگاه­های مختلف منطقه یاد شده طی سال­های 1391 تا 1393 جمع­آوری گردیدند. پس از انتقال نمونه­ها به هرباریوم باغ گیاه­شناسی کاشان با استفاده از منابع موجود ملنند فلور ایرانیکا (67)، ترکیه (42 و43)، ایران (4)، فلور رنگی ایران (48)، رستنی­های ایران (25)، فرهنگ نام­های گیاهان ایران (28) و همچنین گون­های ایران (59) مورد شناسایی قرار گرفتند. اختصار اسامی مؤلفان گونه­ها با نمایه بین­المللی نام­های گیاهی (50) یکسان­سازی شد. همزمان با جمع­آوری نمونه­های گیاهی، شکل زیستی گیاهان جمع­آوری شده بر اساس سیستم رانکایر (34، 26) تعیین گردید. مناطق انتشار رستنی­ها به کمک فلورهای مورد استفاده برای شناسایی گیاهان و همچنین فلورهای شوروی سابق (53)، عراق (74)، فلسطین (76)، پاکستان (62)، لئونارد (57) و معصومی (59) تعیین گردید. سپس پراکنش جغرافیایی گونه­ها با توجه به مناطق انتشار آنها در ایران و سایر کشورها و بر مبنای تلفیقی از تقسیم­بندی جغرافیایی رویش­های ایران (72، 778، 75) تشخیص داده شد.

نتایج

­در بررسی­های بعمل آمده در منطقه مورد مطالعه، تعداد 347 گونه گیاه آوندی شناسایی شد و مشخص گردید این تعداد گونه­ها به 230 جنس گیاهی و 58 تیره گیاهی تعلق دارند که از این تعداد، یک گونه و یک جنس به خانواده سرخس­ها (Characeae)، سه گونه و یک جنس متعلق به خانواده ریش­بز (Ephedraceae)، 4 گونه و سه جنس متعلق به خانواده بازدانگان (کاج و سرو)،  43 گونه (32 جنس و 6 تیره) به رده تک­لپه­ای­ها و 296 گونه (193 جنس و 48 تیره) به رده دو­لپه­ای­ها متعلق هستند (جدول 1). تیره­ اسفناجیان (Chenopodiaceae) با 29 جنس و 60 گونه، تیره کاسنی (Asteraceae) با 31 جنس و 37 گونه، تیره گندمیان (Poaceae) با 25 جنس و 33 گونه، تیره شب­بو (Brasicaceae) با 24 جنس و 30 گونه، تیره پروانه­آسا (Fabaceae) با 9 جنس و 20 گونه، به‌ترتیب دارای بیشترین تعداد گونه­ها هستند (نمودار 2). بزرگ­ترین جنس­های گیاهی منطقه از لحاظ تعداد گونه، عبارتند از:  جنس گون (Astragalus L.)  و علف شور (Salsola L.) هریک با 12 گونه، جنس آتریپلکس (Atriplex L.) و جنس اسکنبیل (Calligonum L.) هریک با 8 گونه، جنس  پونه­سای (Nepeta L.) با 5 گونه و جنس­های جوموشی (Bromus L.)، گز (Tamarix L.)، آفتاب­پرست (Heliotropium L.) و فرفیون (Euphorbia L.) هریک با 4 گونه (نمودار 3).

در بررسی شکل­های زیستی به روش Raunkiaer مشخص گردید، بیشترین تعداد گونه­های منطقه (153 گونه) دارای شکل زیستی تروفیت (44 درصد) هستند. نسبت سایر شکل­های زیستی به‌ترتیب عبارتند از: همی­کریپتوفیت 3/19 درصد (67 گونه)، فانروفیت 3/17 درصد (60 گونه)، کامفیت 2/11 درصد (39 گونه)، ژئوفیت 7/5 درصد (20 گونه)، هلیوفیت 1/2 درصد (4 گونه)، هیدروفیت 5/0 درصد (2 گونه) و گیاهان انگلی 5/0 درصد (2 گونه) (نمودار 4).

نتایج حاصل از تعیین کروتیپ گیاهان منطقه نشان داد، گیاهان با پراکنش جغرافیایی ایرانی-تورانی با 59 درصد (205 گونه)، مهمترین گروه از گیاهان منطقه را شامل می­شدند. تعداد 15 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/اروپا-سیبری/مدیترانه­ای (3/4 درصد)، 4 گونه عناصر چند ناحیه­ای (1/1 درصد)، 21 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/مدیترانه­ای (6 درصد)، 9 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/اروپا-سیبری (6/2 درصد)، 24 گونه دارای پراکنش جهان وطنی (9/6 درصد)، 47 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/صحرا-سندی (5/13 درصد)، 17 گونه عناصر مشترک ایرانی-تورانی/مدیترانه ای/صحارا-سندی  (8/4 درصد)، 2 گونه عناصر مشترک صحارا-سندی/مدیترانه­ای (5/0 درصد) و سه گونه بومی آمریکا و استرالیا ( 8/0 درصد) بوده که به‌عنوان گونه­های بیگانه (بصورت کاشته شده) بوده است (نمودار 5).

بحثونتیجهگیری

مجموعه رستنی­های استقرار یافته در رویشگاه­های طبیعی گستره بیابانی آران و بیدگل، بالغ بر 347 گونه تخمین زده شده است که در این میان خانواده­های گیاهی اسفناجیان، کاسنی، گندمیان، شب­بو و پروانه­آسا نسبت به سایر تیره­ها، سهم بیشتری از فلور منطقه را به خود اختصاص داده­اند (جدول 1). یکی از دلایل اصلی فراوانی گونه­های گیاهی مربوط به خانواده اسفناجیان، به دلیل حاکمیت شرایط ادافیکی منطقه بیابانی و سازگاری گونه­های مختلف گیاهان این خانواده نسبت به شرایط محیطی است. اغلب رستنی­های استقرار یافته در رویشگاه­های طبیعی نواحی گرم و خشک بیابان­های مرکزی ایران، جزء گیاهان شورپسند هستند (1، 37، 8). افزون‌براین، مهمترین خانواده­های گیاهی که با بیشترین گونه در بیابان­های کویر میغان اراک نیز مشابه بیابان­های آران و بیدگل گزارش شده است (1). همچنین  باغستانی میبدی و همکاران (1389)، بیش از 60 درصد از گونه­های مراتع بیابانی و استپی استان یزد را متعلق به خانواده­های کاسنی، پروانه­آسا، شب­بو، گندمیان و اسفناجیان گزارش کردند. علی­رغم میزان بارندگی محدود، منطقه مورد مطالعه بدلیل حضور زیستگاه­های متنوع مانند شوره­زارها، اراضی ماسه­ای، دشت­های آبرفتی، گستره نواحی صخره­ای و سنگلاخی ارتفاعات کوهستانی نیمه­خشک (کوه­های یخ­آب واقع در شرق منطقه) از غنای گونه­ای مناسبی برخوردار است. حضور این تعداد گونه گیاهی در شرایط بیابانی گرم و خشک، مبین شرایط بوم­شناسی متنوع آن است. بتولی (1392)، در مطالعه­ای پیرامون تنوع زیستی رستنی­های تپه­های ماسه­ای بیابان­های آران و بیدگل، نزدیک به 197 گونه گیاهی متعلق به 40 تیره و 139 جنس را گزارش کرد. بیش از 56 درصد از کل رستنی­های معرفی شده در این پژوهش، جزء عناصر گیاهی ماسه زارهای بیابانی بوده که اغلب در خاک­های ماسه­ای سبک انتشار یافته­اند. بنابراین بقیه رستنی­های معرفی شده در این تحقیق، عمدتاً در رویشگاه­های اراضی شور، دشت­های آبرفتی و دامنه­های ارتفاعات کوهستانی منطقه پراکنش دارند.

ﻧﺴــﺒﺖ ﮔﻮﻧــﻪ ﺑــﻪ ﺟــﻨﺲ ﻣﻌﻴــﺎری ﺑــﺮای ﻣﻌﺮﻓــی ﻧﻤــﻮ ﮔﻮﻧﻪایست. اﻳﻦ ﻣﻌﻴﺎر از ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺗﻌﺪاد ﮔﻮﻧـﻪ ﺑـﻪ ﺗﻌـﺪاد ﺟﻨﺲ در ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻲآﻳـﺪ و ﻣﻴـﺰان ﺑـﺎﻻی آن ﻧﺸﺎن­دﻫﻨﺪه ﺗﻨـﻮﻋﻲ ﺟﺪﻳـﺪ و ﻣﻴـﺰان ﭘـﺎﻳﻴﻦ آن ﺑﻴـﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻨﻮع در زﻣﺎن ﺑﺴﻴﺎر ﻃﻮﻻﻧﻲ ﭘﺪﻳﺪار ﺷﺪه اﺳـﺖ (77). ﻧﺴﺒﺖ ﮔﻮﻧﻪ ﺑـﻪ ﺟـﻨﺲ ﺑـﺮای ﻣﻨﻄﻘــﻪ آران و بیدگل 5/1 اﺳــﺖ. این نسبت برای قمشلو (31)، فریدونشهر (30)، کلاه قاضی (2)، موته (21)، چادگان اصفهان (32)، قزاآن کاشان (9) و ونک سمیرم (11) به‌ترتیب 9/1، 8/1، 6/1، 8/1، 6/1، 5/1 و 9/1 است. پائین بودن این نسبت در منطقه بیابانی آران و بیدگل که مشابه قزاآن کاشان می­باشد،طبق نظر Solinska و همکاران (1997) مؤید این است که تنوع گونه­ای در زمان بسیار طولانی حادث شده است.

بررسی شکل زیستی گیاهان منطقه نشان­دهنده وجود تنوع نسبتاً خوب در شکل­های زیستی آن است که به دلیل سازگاری گیاهان منطقه به شرایط اقلیمی و خاکی است (60). مطالعه فلور و پوشش گیاهی مناطق بیابانی و نیمه­بیابانی توسط محققان زیادی مانند عصری و همکاران (1377)، Asri (2004)، پریشانی (1384)، توکلی و مظفریان (1384)‌ و عصری (1387)؛ فراوانی درصد شکل زیستی تروفیت­ها را نسبت به سایر شکل­های زیستی در این مناطق تأیید می­کند. از این رو از لحاظ شکل زیستی، تروفیت­ها با 153 گونه (44 درصد)، نزدیک به نیمی از رستنی­های منطقه را دربرمی­گیرند که بیانگر حاکمیت اقلیم خشک بیابانی منطقه است. پس از تروفیت­ها، همی­کریپتوفیت­ها با 67 گونه (3/19 درصد)، بیشترین تنوع شکلهای زیستی را داشته که نشان­دهنده تحمل و بردباری این قبیل گیاهان در این منطقه است. بر اساس نظر  Archibal(1995)، فراوانی گیاهان تروفیت در یک منطقه نشان­دهنده اقلیم بیابانی است. به­عبارت دیگر، اتمام دوره رویش تروفیت­ها (از مرحله تندش بذر تا مرحله تشکیل بذر این گیاهان) طی مدتی کوتاه و در زمان برخورداری منطقه از شرایط بارندگی و رطوبت بیشتر (ماه­های فروردین تا خرداد) است. در سایر ماه­های سال حضور این گونه­ها کم است و گاهی فقط بقایای آنها دیده می­شود. همچنین بالا بودن درصد تروفیت­ها، نشان­دهنده کمی بارندگی و در نتیجه کوتاه بودن فصل رویش، باعث شده است تا گیاهان یکساله زودگذر (Ephemerale)، در منطقه غالب شوند. بنابراین با توجه به پائین بودن آستان تحمل­شان نسبت به گرما، سیکل زیستی خود را به سرعت تکمیل نموده، تا همزمان با اوج گرما، خشکی و نقصان رطوبت، خزان کنند.

با توجه به نزدیکی جغرافیایی دو ذخیره­گاه بیوسفر توران (22) و کویر (36) و حاکمیت شرایط اقلیمی تقریباً یکسان با منطقه بیابانی مورد مطالعه، زیستگاه­های تقریباً مشابهی از رستنی­ها را شاهد هستیم. مقایسه تعداد گونه­های گیاهی معرفی شده در منطقه بیابانی آران و بیدگل نسبت به دو ذخیره­گاه یاد شده، نشان‌دهنده غنای گونه­ای بسیار مناسب این حوزه اکولوژیک است. در مقایسه با وسعت اراضی تحت پوشش گیاهی ذخیره­گاه توران (146000 هکتار با 609 گونه) و کویر (686000 هکتار با 359 گونه)؛ منطقه بیابانی آران و بیدگل با وسعت کمتر (605100 هکتار با 347 گونه)، از تنوع گونه­ای مناسب­تری برخوردار است. دلیل چنین پدیده­ای را می­توان در تنوع شرایط ادافیکی، بهره­مندی از سیلاب­ها و روان­آب­های ارتفاعات کوهستانی مشرف به این پهنه بیابانی (مانند ارتفاعات یخ­آب واقع در شرق و ارتفاعات رشته کوه­های کرکس واقع در جنوب)‌ در این منطقه دانست. افزون‌براین گستره ماسه­زارهای ریگ بلند آران و بیدگل، به دلیل نفوذپذیری بسیار بالای ساختار خاک آن نسبت به نزولات آسمانی، شرایط رطوبتی مناسبی را برای استقرار اغلب گیاهان شن­دوست فراهم می­آورد (8).

اگرچه اغلب رستنی­های منطقه مورد مطالعه جزء گیاهان شورپسند و شن­دوست خشکی­زی (Xerophyte) محسوب می­گردند، با وجود این به دلیل وجود عرصه­های محدودی از آبگیرهای کوچک در حواشی پهنه ماسه زارهای ریگ بلند و به دلیل برخورداری از سطح ایستابی بالای آب، میکروکلیماهای بسیار کوچکی ایجاد شده که برخی از گیاهان آبزی مانند Chara vulgris و Typha latifoliaدرون برکه­ها و آبگیرها استقرار یافته­اند. افزون‌براین، در حاشیه آبگیرها تعدادی از گیاهان کنار آبزی، مانند قُمیش (Arundo donax) و نی (Phraganites australis) نیز مشاهده می­شوند. حضور این قبیل از رستنی­های آبزی و کنار آبزی نیز در میکروکلیماهای سایر نقاط بیابانی خشک نیز گزارش شده است (7، 9، 10، 20، 21، 22).

بیشترین درصد فراوانی پراکنش جغرافیایی گونه­ها مربوط به ناحیه رویشی ایرانی- تورانی با 59 درصد است. پراکنش جغرافیایی رستنی­های یک منطقه، بازتاب تأثیرپذیری آن از ناحیه یا نواحی رویشی مختلف است. با توجه به اینکه حدود 60 درصد گونه­های منطقه مربوط به عناصر رویشی ایرانی-تورانی هستند، می­توان نتیجه گرفت که این منطقه به ناحیه رویشی ایرانی-تورانی تعلق دارد. درصد پایین عناصر سایر نواحی رویشی در این منطقه، به علت دوری آن از نواحی رویشی دیگر است. بر مبنای نظر ابراری و ویسکرمی (1384) فراوانی عناصر رویشی ایرانی-تورانی نشانگر وجود اقلیم خشک و نیمه­خشک در منطقه است. از طرفی، منطقه مورد مطالعه بر اساس ویژگی­های اقلیمی، در ردیف مناطق بیابانی قرار می­گیرد. بنابراین حضور غالب گیاهان ناحیه ایرانی-تورانی در این منطقه، دور از انتظار نخواهد بود. سهم عمده عناصر جغرافیای گیاهی سایر مناطق بیابانی، مانند ذخیره­گاه بیوسفر توران (22)، قزاآن کاشان (9) ، ونک سمیرم (11)، موته اصفهان (21) و یحیی­آباد نطنز (20) نیز به ناحیه رویشی ایرانی-تورانی تعلق دارد.

1- آخانی سنجانی، ح. (1368) نگرشی بر فلور و پوشش گیاهی کویر میقان اراک. مجله علوم دانشگاه تهران. 18(1-4): 84-75.

2- آرﻳﺎوﻧﺪ، ا. (1375) ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻘـﺪﻣﺎﺗﻲ  ﻓﻠـﻮر و  اﺟﺘﻤﺎﻋـﺎت ﮔﻴـﺎﻫﻲ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪه ﻛﻼه ﻗﺎﺿﻲ. ﻣﺠﻠﻪ زﻳﺴﺖ­ﺷﻨﺎﺳﻲ اﻳـﺮان. 2 (1) : 30-7.

3- ابراری واجاری،ک. و ویسکرمی، غ. (1384) مطالعه فلورستیک منطقه هشتاد پهلو خرم­آباد (لرستان). پژوهش و سازندگی در منابع طبیعی. 67(1) : 64-85 .

4- اسدی، م.، معصومی، ع.ا.، خاتم ساز، م. و مظفریان، و. (1378-1367) فلور ایران. شماره 1 تا 27. انتشارات موسسه تحقیقات جنگل­ها و مراتع. تهران، ایران.

5- اسماعیل­زاده، ا.، حسینی، س. و اولادی، ج. ( 1383) مطالعه جامعه­شناسی تاگزونوس (Taxus baccata L.) در ذخیره­گاه افراتخته. پژوهش و سازندگی، 68: 76-66.

6- باغستانی میبدی، ن.، میروکیلی، س.م. و زارع زاده، ع. (1389) مقدمه­ای بر فلور، شکل زیستی و انتشار جغرافیائی مراتع استپی (مطالعه موردی: خود-نیکو در استان یزد). تحقیقات منابع طبیعی، 1(2): 58-43.

7- بتولی، ح. (1376). بررسی فلور و پوشش گیاهی منطقه غرب آب­شیرین کاشان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

8- بتولی، ح. (1381) بررسی اکولوژیک جوامع گیاهی ماسه‌زارهای ریگ­بلند کاشان. پایان­نامه دوره دکترای اکولوژی گیاهی، دانشگاه آزاد اسلامی - واحد علوم و تحقیقات، 378 صفحه.

9- بتولی، ح. (1382) تنوع زیستی و غنای گونه­ای عناصرگیاهی ذخیره­گاه قزاآن کاشان. پژوهش و سازندگی. 61: 94-85.

10- بتولی، ح. (1392) بررسی تنوع زیستی و ریختار گیاهی عناصر گیاهی مستقر در تپه­های ماسه­ای ریگ بلند آران و بیدگل. گیاه و زیست­بوم. 34(9): 64-47.

11- پریشانی، م. ر. (1384)  فلور منطقه ونک سمیرم (استان اصفهان). پژوهش و سازندگی. 18(3): 103-84

12- توکلی، ز. و مظفریان، و. (1384) مطالعه فلور آبخیز کبار قم. پژوهش و سازندگی. 18(1): 67-57.

13- جعفرپور، ا. (1365) شرایط اقلیمی نیاز آبی کاشان و اطراف آن، نشریه شماره 4 بیابان، انتشارات مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران، 60 صفحه.

14- جهاد کشاورزی کاشان. (1379) گزارش مطالعات و طراحی کنترل، پخش، بهره­وری از سیلاب حوزه قزاآن قمصر کاشان.

15- خواجه­الدین، س. ج. و یگانه، ح. (1386)  فلور منطقه حفاظت شده حنا (استان اصفهان)، تاکسونومی و بیوسیستماتیک. 1(2): 90-73.

16- رﺣﻴﻤﻲ نژاد، م. و فلاحی، س. (1384) ﺑﺮرﺳﻲ رﺳﺘﻨﻲ­ﻫﺎی  ﻣﻨﻄﻘـﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪه ﻣﻮﺗﻪ. ﻣﺠﻠﻪ زﻳﺴﺖ­ﺷﻨﺎﺳﻲ ایران. 8: 48-33.

17- سازمان جغرافیائی ایران، (1345) نقشه توپوگرافی، مقیاس 1:50000، شیت کاشان، تهران.

18- صابری، ا.، قهرمانی­نژاد، ف.، صاحبی، س. ج. و جوهرچی، م. ر. (1389) مطالعه فلوریستیک جنگل پسته چهچه، شمال شرق ایران. تاکسونومی و بیوسیستماتیک. 5: 61- 92.

19- صفی­خانی، ک.، رحیمی­نژاد، م.ر. و کلوندی، ر. (1386) معرفی رستنی­ها و اشکال زیستی گونه­های گیاهی منطقه کیان نهاوند (استان همدان). پژوهش و سازندگی. 74: 154-138.

20- عباسی، س.، افشارزاده، س. و مهاجری، ا. ر. (1391) فلور، شکل زیستی و کوروتیپ­های عناصر گیاهی مراتع منطقه یحیی­آباد (نطنز). زیست­شناسی گیاهی، 11: 12-1.

21- عصری، ی. ( 1387) تنوع گیاهی در پناهگاه حیات وحش موته. رستنی­ها. 9 (1): 48-25.

22- عصری، ی.، جلیلی، ع.، اسدی، م. و دیانت­نژاد، ح. (1377) نگرشی بر فلور ذخیره­گاه بیوسفر توران. پژوهش و سازندگی. 47: 19-4.

23- عمارتی، ع. (1374) مطالعه جغرافیائی گیاهی حوزه آبخیز چم­رود کاشان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تهران.

24- کاشی­پزها، ا.ح.، عصری، ی. و مرادی، ح. ر.( 1383) معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه باغ­شاد. پژوهش و سازندگی. 63: 103-95.

25- مبین، ص. (1354) فلور ایران: گیاهان آوندی، جلدهای 1 تا 4. انتشارات دانشگاه تهران. تهران.

26- مبین، ص. (1360) جغرافیائی گیاهی: گسترش جهان گیاهی، اکولوژی، فیتوسوسیولوژی و خطوط اصلی رویش­های ایران، انتشارات دانشگاه تهران. شماره 902، 271 صفحه.

27- مصلح آرانی، ع.ا. (1371) مطالعه فلورستیک حوزه آبخیز نیاسر کاشان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.

28- مظفریان، و. 1375. فرهنگ نام­های ایران.انتشارات فرهنگ معاصر، 594 صفحه.

29- نجفی تیره شبانکاره، ک.، جلیلی، ع.، خراسانی، ن.، جم زاد، ز و عصری، ی. (1384) فلور، شکل زیستی و کوروتیپ­های گیاهان منطقه حفاظت شده گنو (استان هرمزگان). پژوهش و سازندگی. 18(4): 62-50.

30- نکوخو، م. (1387) مطالعه فلورستیک منطقه فریدونشهر در استان اصفهان. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، دانشگاه پیام نور، نجف­آباد. ایران.

31- ﻳﻮﺳﻔﻲ، م. (1382) ﺑﺮرﺳﻲ ﮔﻴﺎﻫﺎن ﭘﻨﺎﻫﮕﺎه ﺣﻴﺎت وﺣﺶ ﻗﻤﺸـﻠﻮ. ﻣﺠﻠﻪ زﻳﺴﺖ­ﺷﻨﺎﺳﻲ ایران. 4: 72-87.

 32- یوسفی، م.، رضا صفری، ر. و  نوروزی، م. (1390) بررسی فلور چادگان در استان اصفهان.  زیست­شناسی گیاهی ایران. 3(9): 96-75.

 

33-Akhani, H. and Ghorbanli, M. )1993( A contribution to the halophytic vegetation and flora of Iran. In: H. Leith and A. Al- Masoom (eds.), Towards the rational use of high salinity tolerant plants, vol. 1, pp. 35-44, Kluwer Academic Publishers, Netherlands.

34-Archibold, O.W. (1996) Ecology of World Vegetation. Chapman & Hall Inc., London, 510 p.

35-Aryavand, A. (1996) Preliminany  study  of   flora  and  plant  associations of  the  Kolah-Ghazi   protected  area  located  in  the  south- west of Esfahan, Iran. Iranian Journal of Plant Biology 2 (1): 7- 30.

36-Asri, Y. )2004( Flora, life forms and chorotypes of plants in Kavir Biosphere Reserve, Iran. Journal of Science & Technology of Agriculture & Natural Resources 7(4): 247-260.

37-Assadi, M. (1984) Studies on the autumn plants of Kavir, Iran. Iran. j. Bot. 2: 125-148.

38-Assadi, M. and Runemark, H. )1983( Notes on the flora and vegetation of Sistan and Baluchistan, Iran. The Iranian Journal of Botany 2(1): 69-78.

39-Attar, F., Hamzehee, B. and Ghahreman, A. (2004) A contribution to the flora of Qeshm Island, Iran. The Iranian Journal of Botany 10(2): 199-218.

40-Breckle, S. W. (1983-1986) Studies on halophytes of kavir from Iran and Afghanistan. In: Proceedings of symposium on the plant life of south-west Asia, Edinburgh.

41-Breckle, S. W. (2002) Salt desert in Iran and Afghanistan. Sabkh Ecosystems. Kluwer Natural Language Processing 109-122.

42-Davis, P. H. (1965-1988) Flora of Turkey. Vols. 1-10. Edinburgh University Press, Edinburgh.

43-Davis, P.H. (ed.) 1965-1985. Flora of Turkey and the East Aegean Islands, vols. 1-9. Edinburgh University Press, Edinburgh.

44-Freitag, H. (1986) Nots on the distribution, climate and flora of the sand deserts of Iran. In: Proceeding of the symposium on the plant life South-West Asia, Edinburgh.

45-Freitag, H. )1991( The distribution of some prominent Chenopodiaceae in SW Asia and their phytogeographical significance. Flora et Vegetation Mundi 9: 281-292.

46-Geological survey of Iran. (1991) Geology map, 1:100000, Kashan sheet.

47-Ghahreman, A., Hamzehee, B. and Attar, F. )2000( Natural vegetation map of the Qeshm island, Publication of Qeshm Free Area, 21pp.

48-Ghahreman, A., Heydari, J., Attar, F. and Hamzehee, B. (2006) A floristic study of the southwestern slopes of Binaloud elevations (Iran: Khorassan Province). Journal of Science 31(1): 1-12.

49-Ghorbanli, M. & Lambinon, J. (1978) Permier. Apereu de la zonation de la vegetation halo-gypsophile du lac Ghom. Lenjunia Rev. Bot. 92.

50-IPNI (2012) The International Plant Names Index. Retrieved from http://www.ipni.org. On: 10 July 2012.

51-Iran Nezhad Parizi, M.H., Sanei Shariat Panahi, M., Zobeiri, M. and Marvi Mohajer, M.R. (2001) A floristic and phytogeographical investigation of Khabr National Park and Rouchun Wildlife Refuge. Iranian Journal of Natural Resources 54(2): 111-129.

52-Karimian, A.A., (2005) Herb - scented meadows and rare Kalmand bahadoran protected areas, and the Mountain Bafg Yazd. J. Ecol., 37: 77-88.

53-Komarov, V. L. and Shishkin, B.K. (1963-2001) Flora of the U.S.S.R, Vols. 1-30. IPST & Keter Press (Jerusalem) and Shiva Offset Press (Dehra Dun, India).

54-Kunkel, G. )1977( The vegetation of Hormoz, Qeshm and neighboring islands (Persian Gulf area). Flora et Vegetation Mundi, 6. 186 pp.

55-Léonard, J. (1981-1987) Contributoin à l’étude de la flore et de la végétation des deserts d’Iran, Bulletin of the Jardin Botanique National de Belgique, Fascicules 1-7.

56-Léonard, J. (1989-1992) Contribution a l'étude de la flore et de la végétation des desert d'Iran, Fascicule 8: Étude des aries de distribution, Les phytochories, Les chorotypes. Bulletin of the Jardin Botanique National de Belgique, Meise.

57-Léonard, J. (1991-1992) Contribution à l’étude de la flore et de la végétation des deserts d’Iran, Fascicule 10: Etude de la végétation, analyse phytosociologique et phytochorologique des groupements végétaux. Bulletin of the Jardin Botanique National de Belgique, 2 Vols. 454 p.

58-Maassoumi, A. A. (1986-2005) The Genus Astragalus in Iran, vols. 1-5. Research Institute of Forests & Rangelands Publication, Tehran.

59-Maassoumi, A. A. (1998) Astragalus in the old world. Research Institute of Forests & Rangelands Publication, Tehran, 617 p.

60-Mobayen, S. (1976) Structure geobotanique du Lut. Acta Ecol. Iranica 1: 73-86.

61-Mozaffarian, V. )1991( A short study of Hormozgan province vegetation (Iran). Mitt. Bot. Staatssmml. Munchen 30: 471-429.

62-Nasir, E., Ali, S. I. and Qaisar, M. (eds) (1970-2002) Flora of West Pakistan, Vols. 1-209. B.C.C. & T. Press, University of Karachi.

63-Parsa, A. (1948-1960) Flora de I, Iran. Publication ministre de I, education: museumd historiep Naturelle de – Tehran.

64-Rahimi-Nezhad, M. R. and Fallahi Gharagoz, S. (1999) Floristic study on the Muteh protected area, Iran. Iranian Journal of Biology 8(1-4): 33-47.

65-Razavi, S.A. and Hassan Abbasi, N.A. (2009) A Floristic and Chorology Investigation of Oriental Arborvitae in Sourkesh Reserve (FazelAbad-Golestan Province). Journal of Wood & Forest Science and Technology 16(2): 83-100.

66-Rechinger, K. H. (1977) Plants of the touran protected area (Iran). The Iranian Journal of Botany 1(2): 155-180.

67-Rechinger, K. H. (Ed) (1963-2010) Flora Iranica, vols. 1-178. Akademische Druck- U Verlagsanstalt, Graz.

68-Rechinger, K.H. (1977) Plants of the Touran protected area, Iran. The Iranian Journal of Botany 1(2): 155-180.

69-Rechinger, K.H. and Wendelbo, P. (1976) Plants of the Kavir Protected Area, Iran. The Iranian Journal of Botany 1(1): 23-56.

70-Rechinger, K.H. and Wendelbo, P. (1985) Die flora des Kuh-e Genu in sud Iran und ihre phytogeographische. Flora 176: 213-229.

71-Spooner, B. )1977( Case study on desertification, Iran, Turan. Department of Environment. Tehran. 97 pp.

72-Takhtajan, A. (1986) Floristic regions of the world. University of California Press Ltd, California 522 p.

73-Termeh, F. and Moussavi, M. )1982( Plants of Kish island, Iran. Willdenowia, 12: 253-286.

74-Townsend, C.C., Guest, E. and Al-Ravi, A. (eds) (1966-1988) Flora of Iraq, Vols. 1-9. Ministry of Agriculture & Agrarian Reform, Baghdad.

75-White, F. and Léonard, J. (1991) Phytogeographical links between Africa and southwest Asia. Flora et Vegetatio Mundi, 9: 229-246.

76-Zohary, M.  Feindbrum-Dothan, N. (1966– 1986) Flora Palaestina, vols. 1-4, The jerasalem Academic press, Israel.

77-Solinska, G. B., Namura, O. A. and Symonides, E. (1997) Long term dynamics of a relict forest in an urban area. Floristica et Geobotanica. 42 (2): 423-479.

78-Zohary, M. (1973) Geobotanical foundations of the Middle East. 2 vols. Gustav Fischer Verlag Stuttgart. 739 p.