Investigating the ecological needs of Salsola arbusculiformis Drob. in Golestan Province, Iran

Document Type : Research Paper

Authors
1 Research Instructor, Natural Resources Research Department, Agricultural and Natural Resources Research Center, Golestan Province, , AREEO, Gorgan, Iran
2 Research Instructor, Natural Resources Research Department, Agricultural and Natural Resources Research Center, Golestan Province. Natural Resources Research and Education Center, AREEO, Gorgan
3 Assistant Professor of Research, Agricultural Research and Training Center and Natural Resources of Markazi Province, AREEO, Gorgan, Iran.
4 Assistant Professor of Research, Department of Natural Resources Research, Agricultural and Natural Resources Research Center of Golestan Province, AREEO , Gorgan, Iran.
5 Researcher, Natural Resources Research Department, Agricultural and Natural Resources Research Center, Golestan Province, Agricultural Research, Education and Extension Organization, Gorgan,
Abstract
Understanding the ecological characteristics of plant species and how they react to environmental factors provides the necessary information to manage the improvement and exploitation of rangelands. The distribution of plant species under the influence of ecological factors such as soil, topography, climate and turbulence are among the important issues in the management and restoration of rangeland ecosystems. Study and research on the response of plant species to changes in environmental factors, provides valuable information to determine the ecological needs of plant species, provide basic knowledge to introduce suitable species for restoration of degraded rangelands, forage production, vegetation management and other objectives of rangeland management. This project was conducted to complete information about Salsola arbusculiformis Drob, which is one of the important rangeland species in the northeast of Golestan province, with emphasis on determining ecological factors affecting the distribution of plant species and examining the response of plant species to changes in ecological factors using qualitative analysis method. In this study, soil and topographic factors were studied and qualitatively and quantitatively were analyzed. The results of this study showed that altitude along with soil characteristics including soil texture of the region are two factors influencing the establishment of the species, while other factors including climate, slope and soil acidity are also influential factors in distribution of this plant species that are in the next ranks. Also, in terms of phenology, the growth time of this plant was in the second half of February,

Keywords

Subjects


بررسی نیازهای اکولوژیک گونه Salsola arbusculiformis Drob. در استان گلستان

لطف الله پارسایی1*، سید علی حسینی1، حمیدرضا میرداودی2، اکرم احمدی1 و سپیده زوار1

1 ایران، گرگان، آموزش و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، بخش تحقیقات منابع طبیعی

2 ایران، استان مرکزی، آموزش و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی

تاریخ دریافت: 05/11/1400          تاریخ پذیرش: 27/09/1401

چکیده

شناخت ویژگی‌های اکولوژیکی گونه‌های گیاهی و چگونگی عکس‌العمل آنها به عوامل محیطی اطلاعات لازم را برای مدیریت اصلاح و بهرهبرداری از مراتع را فراهم میآورد. بررسی و تحقیق در زمینه پاسخ گونه‌های گیاهی به تغییرات عوامل محیطی، اطلاعات ارزشمندی برای تعیین نیازهای اکولوژیکی گونه‌های گیاهی، ارائه دانش پایه برای معرفی گونه‌های مناسب جهت احیای مراتع تخریب یافته، تولید علوفه، مدیریت پوشش گیاهی و سایر اهداف مدیریت  مراتع ارائه میدهد. طرح پیش رو در جهت تکمیل اطلاعات در خصوص گیاه   Salsola arbusculiformis Drobکه یکی از گونههای مهم مرتعی در شمال شرق استان گلستان با تاکید بر تعیین عوامل اکولوژیک مؤثر بر پراکنش گونه‌های گیاهی و بررسی پاسخ گونه‌های گیاهی به تغییرات عوامل اکولوژیکی با استفاده از روش آنالیز کیفی انجام گرفت. در این بررسی عوامل خاکی و توپوگرافیک مورد بررسی و تجزیه و تحلیل کیفی و کمی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که ارتفاع از سطح دریا به همراه ویژگیهای خاک از جمله بافت خاک منطقه دو فاکتور از فاکتورهای موثر در استقرار گونه مورد نظر می‌باشد، ضمن اینکه فاکتورهای دیگر شامل اقلیم، درصد شیب و اسیدیته خاک نیز از فاکتورهای تاثیرگذاری در گسترش این گونه گیاهی هستند که در رتبههای بعدی قرار می‌گیرند. همچنین از نظر فنولوژی، زمان رویش این گیاه در نیمه دوم بهمن ماه، ظهور برگها در اسفند، رشد رویشی آن در فروررین و اردیبهشت ماه، گلدهی در مرداد تا شهریور است که در مهرماه به بذردهی میرسد. ماه آبان بهترین زمان برای جمعآوری بذر و اوایل آذرماه، بهترین زمان برای ورود دام برای این گونه میباشد.

واژههای کلیدی: گیاه شور پسند، Salsola arbusculiformi، عوامل اکولوژیک، استان گلستان

* نویسنده مسئول، لطف الله پارسایی، تلفن: 09113750614، پست الکترونیکی:    la_parsa@yahoo.com

مقدمه

 

امروزه مدیران منابع‌‌طبیعی نیاز به درک پایه‌‌ای از ویژگی‌‌های اکولوژیکی گونه‌‌های‌‌گیاهی بومی و چگونگی عکس‌‌العمل آنها به عوامل‌‌محیطی و نوع مدیریت دارند. شناخت ویژگی‌‌های اکولوژیکی گونه‌‌های‌‌گیاهی و چگونگی عکس‌‌العمل آنها به عوامل‌‌محیطی، ضمن تعیین پتانسیل گونه‌‌های مورد نظر در شرایط مختلف اکولوژیکی، اطلاعات ارزشمندی برای تعیین نیازهای اکولوژیکی گونه‌‌های‌‌گیاهی، ارائه دانش پایه برای معرفی گونه‌‌های مناسب اصلاح مراتع، تولیدعلوفه، مدیریت پوشش‌‌گیاهی و همچنین اعمال رویکرد حفاظتی از مراتع را در مناطق مشابه ارائه می‌‌دهد. عوامل محیطی به‌‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر فعالیت‌‌های حیاتی گیاه (به‌‌خصوص توانایی رقابتی آن)، تاثیر گذاشته و پراکنش آن‌‌را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد (11). به همین دلیل، تاکید می‌‌شود که مطالعات اکولوژی فردی، کاملاً مجزا از مطالعات سین اکولوژی نیست و بهتر است که این دو مطالعه، همزمان با هم انجام شود. زیرا بوم‌‌شناسی گروهی به درک الگوهای پوشش ‌‌گیاهی در ارتباط با عوامل اکولوژیکی پرداخته و برای رسیدن به این موضوع، ابتدا پراکنش گونه‌‌های‌‌گیاهی، اهمیت و عکس‌‌العمل آنها به مجموعه‌‌ای از عوامل اکولوژیک را باید مشخص کرد. در واقع مشاهدات متخصصین بوم‌‌شناسی گروهی، بیشتر متاثر از عکس‌‌العمل گونه غالب در ارتباط با عوامل اکولوژیک می‌‌باشد که ممکن است توسط متخصصین بوم‌‌شناسی فردی، مورد بررسی قرار گرفته باشد (14). در مجموع، برای درک بهتر بوم‌‌شناسی فردی گونه‌‌های‌‌گیاهی، نیاز به مطالعات تاکسونومیکی و ژن‌‌اکولوژی، مطالعه فعالیت‌‌های حیاتی، سیکل زندگی و تغییرات اکوتیپی، مطالعه روابط اکولوژیکی، مطالعه فعالیت‌‌های فیزیولوژیکی و مطالعه ارزش اقتصادی گونه‌‌های گیاهی می‌‌باشد. از این‌رو، با توجه به گستردگی مطالعات مربوط به اکولوژی فردی گونه‌‌های‌‌گیاهی در این پژوهش، تنها به بررسی روابط اکولوژیکی که در پراکنش گونه‌‌ها موثر هستند، پرداخته خواهد شد.

مطالعات نشان داده است که همه گونه‌‌ها از درجه یکسانی از تحمل در برابر تغییرات عوامل‌‌محیطی برخوردار نیستند (11). بوم‌‌شناسان از واژه "آشیان اکولوژیک" برای بیان اینکه کجا (مکان)، کی (زمان ‌‌نسبی، در مراحل مختلف توالی) و چگونه گونه‌‌ها به‌‌طور ژنتیکی برای پایداری در رقابت با گونه‌‌های دیگر در یک رویشگاه سازگار می‌‌شوند، استفاده می‌‌کنند (11). این امر به والانس‌‌اکولوژیکی (میزان بردباری، یا قابلیت تثبیت شدن یک گونه در محیط‌‌های مختلفی که در آنها عوامل اکولوژیک دستخوش تغییرات کم و بیش بزرگی می‌‌گردند) هر گونه بستگی دارد (1). چنانچه وفور یک گونه در امتداد یک عامل محیطی رسم شود، این تغییرات وفور گونه‌‌ای در مقابل عامل ‌‌محیطی تحت عنوان گرادیان یا شیب تغییرات ‌‌محیطی خوانده می‌‌شود که به‌‌طور تقریب، به‌‌صورت نرمال یا زنگوله‌‌ای خواهد بود (5).

مطالعات زیادی بر روی این گونه انجام شده است. بهادران و همکاران در سال 2016، بررسی اکولوژی فردی گونه گیاهی S. richteri در استان خراسان جنوبی انجام دادند. نتایج نشان داد که این گونه در دامنه ارتفاعی 830 تا 1050 متر از سطح دریا با متوسط بارندگی 110 تا 180 میلیمتر و متوسط دمای سالانه 16 تا 20 درجه سانتیگراد رشد میکند. بافت خاک رویشگاه گیاه شنی، با 49/8 ~ pHو هدایت الکتریکی54/0 m/ds تا 02/2 میباشد. شروع رشد رویشی از اواخر اسفند، گلدهی در تیر، تولید میوه در مرداد، شروع بذردهی شهریور، رسیدگی بذرها در اواخر مهر و دوره رکود رشد از آبان تا اسفند می­باشد. تکثیر گیاه در طبیعت، توسط بذر است. از نظر شکل زیستی رانکایر، جزء گروه فانروفایت­ها و از نظر وضعیت حفاظتی بر مبنای گروه­بندیIUCN ، در گروه گونه­های Concern Least قرار میگیرد. دانه گرده این گونه، کروی و Pantopolyporate و از نظر تشریحی، تیپ آناتومی کرانز برگ این گونه در گروه سالسولوئید جای می­گیرد (3).

نوری و همکاران(1397) مقالهای تحت عنوان همزیستی برخی قارچ های میکوریزی آربوسکولار با گونه S. laricina و تاثیر آن بر بهبود پارامترهای رشد گیاهان انجام دادند که هدف از این مطالعه، بررسی همزیستی برخی قارچ میکوریزی آربوسکوالر  (AMF)   با گونه) S. laricina اسفناجیان) از یک تیره گیاهی غیرمیکوریزی و تاثیر آن بر بهبود پارامترهای رشد گیاهان بوده است. با توجه به نتایج این تحقیق، میتوان اظهار داشت که شناسایی تعاملات بین گیاهان، خصوصیات خاک و کلونیزاسیونAMF  منجر به بهبود مدیریت در اکوسیستم­ها می­شود (6). عباس پور و همکاران (1401) تاثیر شوری را بر جوانهزنی بذر وخصوصیات بیوشیمیائی گیاهچههای Salsola crassa مورد بررسی قرار دادند. با توجه به نتایج ایشان شوری بر روی محتوای فنل، فلاونوئید و آنتوسیانین اثر افزایشی داشت. همچنین، شوری، اثرات متفاوتی بر محتوای پراکسید هیدروژن داشت، به طوری که کمترین میزان پراکسید هیدروژن در شاهد و بیشترین آن در تیمار 400 میلی مولار مشاهده شد (4).

مدل‌‌سازی پیش‌‌بینی پراکنش گونه‌‌های‌‌گیاهی براساس ارتباط بین داده‌‌های حضور یک گونه و متغیرهای‌‌محیطی تعریف می‌‌شود. در این مدل‌‌ها، احتمال رخداد گونه‌‌های‌‌گیاهی از پراکنش مکانی متغیرهای‌‌محیطی، قابل پیش‌‌بینی است. در این پروژه، تلاش شد تا با استفاده از آنالیزهای چندمتغیره، ضمن تعیین عوامل اکولوژیک مؤثر بر پراکنش گونه‌‌های‌‌گیاهی، به بررسی پاسخ گونه‌‌های‌‌گیاهی به تغییرات عوامل‌‌محیطی و تعیین پتانسیل گونه‌‌های مورد نظر در شرایط مختلف اکولوژیکی، پرداخته شده و در نهایت دانش پایه برای معرفی گونه‌‌های مناسب جهت احیای مراتع تخریب‌‌یافته، تولید علوفه، مدیریت پوشش‌‌گیاهی و سایر اهداف مدیریت یکپارچه منابع، ارائه گردد. لذا، اهداف پروژه حاضر شامل: 1) شناخت نیاز اکولوژیک گونه‌  S. arbusculiformis برای استفاده در برنامه‌‌های مدیریت و اصلاح مراتع استان گلستان، 2) بررسی پاسخ گونه  S. arbusculiformis به تغییرات عوامل‌‌محیطی و تعیین پتانسیل این گیاه در شرایط مختلف اکولوژیکی و درک بهتر آشیان اکولوژیکی آن و 3) تعیین مراحل مختلف رشد گونه  Salsola arbusculiformis در استان گلستان میباشد.

مواد و روشها

شرایط اکولوژیکی منطقه اجرای پروژه: در این تحقیق، ابتدا با مطالعه رویشگاه گونه سالسولا در استان گلستان، منطقه پاشایلق با توجه به شرایط خاص منطقه برای این منظور انتخاب گردید. این منطقه که در 7 کیلومتری شمال مراوه تپه از توابع استان گلستان به طول جغرافیایی 55 درجه و 57 دقیقه و عرض جغرافیایی 37  درجه و 56 دقیقه قرار داشته، دارای حداکثر ارتفاع از سطح دریا حدود 430 متر و حداقل 150 متر و همچنین دارای قرق یک هکتاری است که معرف حدود 16000 هکتار از تیپ گیاهی منطقه می‌باشد که در راستای انجام تحقیق در زمینه طرح‌های مختلف مرتع داری مورد استفاده قرار می‌گیرد. خاک منطقه مورد مطالعه با توجه به سطح قابل توجه آن با موقعیت تپه ماهور، دارای سنگهای مادری از نوع لس بوده و دارای بافت متوسط سیلتی لوم می‌باشند (شکل 1).

 

شکل 1- الف) موقعیت محدوده اجرای طرح و ب) نقشه اجرایی ترانسکت‌های برداشت فاکتورهای مورد نظر در جهات مختلف

 

آمار بارش و دما از ایستگاه هواشناسی مراوه‌تپه که نزدیکترین ایستگاه به محل اجرای طرح می‌باشد، جمع آوری شده است. میانگین بارندگی سالانه 8/364 میلی متر و متوسط دما سالانه 2/18 درجه سانتیگراد و متوسط تبخیر سالانه منطقه برابر 2228 میلی‌متراست. بر اساس مطالعه انجام شده اقلیم منطقه با استفاده از روش دومارتن دارای اقلیم نیمه خشک و با استفاده از روش آمبرژه (ضریب آمبرژه 8/33) دارای اقلیم نیمه خشک معتدل است. خاک سطحی منطقه پاشایلق فاقد شوری بوده و دارای قابلیت هدایت الکتریکی کمتر از 4 میلیموس میباشد که مقدار آن از سطح به عمق افزایش مییابد. تیپ گیاهی غالب  Salsola arboscloformis - Artemisia sieberi است و جزءِ مراتع با درجة متوسط محسوب می‌شود که این تیپ به عنوان مراتع پاییزه و زمستانه مورد استفاده دامداران کرد شمال خراسان و دامداران محلی ترکمن قرار می‌گیرد. نوع دام غالب، گوسفند و بز است. فاصله محل نمونهبرداری تا محل آبشخوار یک کیلومتر میباشد. گونه S. arbusculiformis  در کنار Artemisia turcomanica در منطقه مورد مطالعه، تیپ غالب منطقه را تشکیل میدهد پس از انتخاب سایت مورد مطالعه، برای اندازهگیری ‌پارامترهای مختلف‌گیاهی و اکولوژیکی از روش تصادفی- سیستماتیک (Random -Systematic) استفاده شد (2). بدین ترتیب که پنج ترانسکت در طول شیب تغییرات محیطی و در محدوده مورد مطالعه به فواصل و طول مشخص (متناسب با عرض و طول عرصه گسترش گونه مورد نظر و وسعت رویشگاه) تعریف و در طول هر ترانسکت، 6 پلات با فاصله مشخص، با توجه به طول ترانسکت برداشت شد. محل شروع اولین ترانسکت به طور تصادفی انتخاب گردیده است و فاصله اولین نقطه تصادفی بر روی هر ترانسکت نیز با استفاده از جدول اعداد تصادفی مشخص گردید. برای تعیین اندازة سطح پلات از روش منحنی سطح گونه (6) استفاده شد و موقعیت جغرافیایی هر یک از پلاتها (طول و عرض جغرافیایی مرکز هر پلات) نیز ثبت شد. پارامترهای اکولوژیک قابل اندازهگیری در هر پلات عبارتند از عوامل فیزیوگرافی (ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، جهت جغرافیایی، فاصله از دریا)، عوامل خاکی( اسیدیته خاک، کربن آلی، ‌نیتروژن، درصد رطوبت اشباع خاک، هدایت الکتریکی (در رویشگاههای تحت تاثیر شوری خاک)، بافت خاک، وزن مخصوص ظاهری خاک، پوشش خاک (درصد لاشبرگ، درصد خاک لخت، درصد سنگ و سنگریزه)، عوامل گیاهی(تراکم گونه موردنظر در مراحل مختلف رویشی گیاه، فراوانی، درصد پوشش گیاهی، تولید علوفه، بیوماس اندامهای‌ هوایی، ارتفاع گیاه، مطالعه مراحل مختلف فنولوژیکی، فراوانی، تجدید حیات گونه مورد نظر به همراه ثبت اطلاعاتی نظیر تراکم، درصد پوشش گیاهی و درصد فراوانی برای گونه‌های همراه و خصوصیات اقلیمی رویشگاه نظیر (متوسط بارندگی سالیانه، متوسط پراکنش بارندگی به صورت ماهیانه، متوسط درجه حرارت سالیانه، متوسط درجه حرارت حداکثر و حداکثر مطلق درجه حرارت، متوسط درجه حرارت حداقل و حداقل مطلق درجه حرارت) بدست آمد. اندازه‌گیری کلیه پارامترها در مرحله گلدهی و در مناطق کلید و بعضاً در عرصه‌های حفاظت شده یا قرق صورت گرفت. برای انجام آزمایشات مربوط به خاک، حفر پروفیل خاک و نمونهبرداری در عمق 40-0 سانتیمتر انجام شد. برای آنالیز اطلاعات مربوط به عوامل اکولوژیک و عوامل گیاهی (با تاُکید بر حضور/ عدم حضور و مقدار پوشش گیاه)، داده‌ها طی چهار مرحله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تعیین خصوصیات اکولوژیکی تاثیر گذار در پراکنش و خصوصیات گونه‌های گیاهی در سایتها، از روش Univariable statistical Analysis استفاده شد. در این مرحله بالاترین و پایین‌ترین مقدار عامل اکولوژیک که گونه مورد مطالعه در آن حضور دارد و همچنین بالاترین و پایین ترین حد آستانه (10٪ ±) تحمل گیاه نسبت به عوامل اکولوژیک مشخص میگردد. همچنین، برای تعیین همبستگی بین پارامترهای رویشی گیاه و عوامل اکولوژیک از روشCorrelation bivariate  analysis) ) استفاده شد. برای تعیین مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در پراکنش گونه‌های گیاهی و همچنین تعیین سهم هر یک از این عوامل در بیان تغییرات ویژگی‌های گیاهی از آنالیز تطبیقی متعارفی (Correspondona Canonical Analysis) استفاده شد. برای پیشبینی پاسخ گونه‌های گیاهی به تغییرات عوامل محیطی از مدل افزایشی تعمیم یافته (Generalized Additive Models)  استفاده شد (7، 10، 12، 13، 15). لازم به ذکر است که قبل از آنالیز داده‌ها، گونه‌های همراهی که فقط در یک سایت حضور داشته حذف شد‌ه‌اند (9).

تعیین سطح حداقل پلات: ابتدا سطح پلات مورد نظر جهت اندازهگیری فاکتورهای مورد نظر در این طرح با نمونهبرداری کاملاً تصادفی در محدوده طرح و برداشت گونه‌های گیاهی مشخص گردید. پس از مشخص شدن سطح حداقل پلاتهای مورد نظر جهت اندازهگیری فاکتورهای مورد نظر که در این مطالعه 16 متر مربع بدست آمد. نمونهگیری از سطح محدود طرح انجام گرفت.

 

Description: IMG_6440

شکل 2- گیاه S. arbusculiformis در مرحله رشد رویشی

 

اندازهگیری تولید، درصد پوشش، تراکم و ارتفاع S. arbusculiformis : در پنج ترانسکت در شیبهای مختلف (غالیاً شمالی جنوبی) فاکتورهای مختلف مورد نظر مربوط به عوامل خاک، گیاه و اقلیم برداشت شد.

آنالیز و تحلیل دادهها

لازم به ذکر است که قبل از آنالیز داده‌ها، گونه‌های همراهی

که فقط در یک سایت حضور داشته حذف شد‌ه‌اند (9). برای آماده سازی داده‌ها از نرم افزار Excel و برای آنالیز داده‌های مربوط به عوامل اکولوژیکی و پارمترهای مختلف گیاهی از نرمافزارهای SPSS و CANOCO استفاده شد. با استفاده از نرم افزارهای فوق الذکر آزمون های مورد نظر انجام گردید که بهعلت عدم معنیداری پاسخ گونه به عوامل اکولوژیک مورد مطالعه، لذا عکس العمل گونه به عوامل اکولوژیک به صورت توصیفی بیان گردید.

نتایج

بررسی درصد فراوانی گونه‌های مختلف گیاهی در منطقه: نتایج درصد فراوانی گونه‌های مختلف گیاهی در پلاتهای مورد بررسی نشان داد که گونهArtemisia turcomanica  (76/7%) بیشترین درصد فراوانی را در منطقه دارد. گونه S. arbusculiformis نیز (60%) در جایگاه دوم قرار گرفت. این نوع همراهی گونه سالسولا تقریباً در تمامی این منطقه که تیپ غالب آن درمنه میباشد، وجود دارد و این خود نوعی نزدیکی نیازهای مربوط به فاکتورهای زندمانی این دو گونه گیاهی که نقش به سزایی در تولید علوفه مرتعی و حفظ خاک این مناطق دارد میباشد. درصد فراوانی گونه‌های همراه تیپ غالب گیاهی این منطقه در شکل (3) نشان داده شده است.

 

 

شکل 3- درصد فراوانی کل گونه‌ها در پلاتهای مورد بررسی در منطقه اجرای طرح

 

بررسی میزان بیومس در طبقات مختلف درصد پوشش گیاهی: نتایج بررسی میزان بیومس گونه  S. arbusculiformis در طبقات مختلف درصد پوشش گیاهی نشان می دهدکه رابطه مستقیمی بین تغییرات بیومس و درصد پوشش گیاهی این گونه گیاهی در منطقه وجود دارد بطوریکه با افزایش درصد پوشش گیاهی، میزان و بیومس (گرم در در متر مربع) افزایش یافت.

 

 

شکل 4- تغییرات میزان بیومس در طبقات مختلف درصد پوشش گیاهی گونه  S. arbusculiformis

شکل 5- میزان تولید بیومس در طبقات مختلف درصد پوشش گیاهی گونه  S. arbusculiformis

 

 

بررسی عوامل خاکی در پراکنش گونه S. arbusculiformis : در مجموع از 32 پلات در 5 ترانسکت در شیبهای مختلف نمونه خاک برداشت گردید که علاوه بر تجزیه آن در آزمایشگاه برای برخی ازفاکتورهای مورد نظردر روش تحقیق، برخی از فاکتورهای صحرایی مانند عمق خاک، ارتفاع از سطح دریا، درصد پوشش گیاهی ، جهت شیب و ... نیز یاداشت برداری شد که بررسی، مقایسه و ارتباط فاکتورهای مختلف خاک در رویشگاه گونه S. arbusculiformis به صورت کیفی ذیلاً آمده است.

بررسی پراکنش گونه S. arbusculiformis با عمق خاک : نتایج بررسی پراکنش گونه  S. arbusculiformis در منطقه مورد بررسی نشان داد که پراکنش گسترش این گونه گیاهی در خاکهای نیمه عمیق تا عمیق( 15/0 تا 2 متر) میباشد. نتایج نشان داد، عمق خاک، فاکتور تاثیرگذار در گسترش این گونه گیاهی نمیباشد و فقط روی برونزدگی سنگی و واریزهها دیده نمیشود. بیشترین پراکنش این گونه در خاکهایی که دارای عمق کمتر از 5/0 متر مشاهده شده است.

شکل 6- پراکنش گونه S. arbusculiformi در عمقهای مختلف خاک

 

بررسی اثر EC خاک در پراکنش گونه S. arbusculiformis : اگر چه گونه‌های مختلف سالسولا معمولاً نسبت به شوری مقاوم بوده و به نوعی به گیاه شور پسند معروف میباشند اما در منطقه مورد مطالعه، شوری خاک به اندازه‌ای نمیباشد که به عنوان یک محدویت در گسترش این گونه داشته باشد و این فاکتور حداقل در این منطقه نقشی در محدودیت یا گسترش گونه مورد نظر را ندارد. با این حال نتایج نمونههای آزمایشگاهی نشان داد که پراکنش گونه S. arbusculiformis در خاکهایی با EC  از  48/0 تا 10/4 بود.

بررسی اثر pH خاک در پراکنش گونه S. arbusculiformis : نتایج آنالیز خاک نشان داد که پراکنش گونه مورد نظر در دامنه تغییرات 8- 4/7= pH می‌باشد.

بررسی اثر بافت خاک در پراکنش گونه S. arbusculiformis : نتابج حاصل از تجزیه شمیمایی خاک نشان میدهد که این گونه در خاکهای سیلتی لوم گسترش دارد و معمولاً  در این نوع خاکها رشد و نمو مینماید. نتایج آزمایشگاهی هم نشان میدهد که مقدار  سیلت در خاکهای منطقه از 42 تا 64 درصد متغیر میباشد و غالباً گونه Salsola arbusculiformis در خاکهایی که بالای 50 درصد سیلت داشتند، حضور داشت.

بررسی اثر N و درصد پروتئین خاک در پراکنش گونه S. arbusculiformis: بررسی مقادیر نیتروژن در نتایج تجزیه شیمیایی نمونههای خاک نشان داد که این فاکتور در رویشگاه این گونه در محدوده حداقل  029/0 تا حداکثر 109/0 متغیر بود.

بررسی اثر درصد اشباع خاک (SP) خاک در پراکنش گونه S. arbusculiformis: بررسی مقدار درصد اشباع خاک (SP) در رویشگاه مورد مطالعه نشان داد که مقدار این عامل از 5/30 تا 1/42  متغیر  بود.

بررسی درصد آهک خاک (TNV) در پراکنش گونه S. arbusculiformis : بررسی نتایج از تجزیه شیمیایی نشان داد که مقدار TNV  از 5/1 تا 19 در نمونه خاکهای برداشتی متغیر بود.

بررسی عوامل توپوگرافیکی در پراکنش گونه S. arbusculiformis : عوامل توپوگراقیک مهمترین عامل گسترش گونه‌های گیاهی در روی کره زمین میباشند و به همین دلیل می‌تواند در این مبحث تاثیرگذار نیز باشد که به همراه فاکتور خاک و .... در حضور یا عدم حضور این گونه می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. در این بررسی عوامل ارتفاع، شیب و جهت شیب مورد ارزیابی قرار گرفت.

بررسی ارتفاع در پراکنش گونه S. arbusculiformis : ارتفاع یکی از این فاکتورهایی است که می‌تواند در تغییرات اقلیمی نقش داشته باشد. لذا، در این بررسی نیز مشخص شده است یکی از فاکتورهایی که نقش تعیین کنندهای در حضور یا عدم حضور گونه مورد نظر داشته باشد، ارتفاع است. در منطقه مورد مطالعه نیز این محدودیت ارتفاعی برای گیاه سالسولا در دامنه ارتفاعی بین 200 تا 400 متر از سطح دریا مشاهده شد. 

بررسی درصد شیب در پراکنش گونه S. arbusculiformis : شیب نیز یکی از فاکتورهای تاثیرگذار در ایجاد پوشش گیاهی میباشد بطوری که با ایجاد محدودیتهایی که در شیبهای تند ایجاد میشود بسیاری از گونه‌های گیاهی قدرت استقرار در آن را ندارند. با این حال نتایج بررسی پراکنش گونه S. arbusculiformis در منطقه مورد بررسی نشان داد که بیشترین پراکنش و حضور این گونه در شیب 20-10 و پس از آن در شیب 20 تا 30 درصد بود و با افزایش شیب حضور گونه مورد نظر نیز کاهش یافت.

 

شکل 7-  پراکنش گونه S. arbusculiformis  در شیبهای مختلف

 

بررسی تاثیر جهات مختلف جغرافیایی در پراکنش گونه S. arbusculiformis : جهت شیب نیز یکی از فاکتورهای موثر در رویش گیاهان بوده و نقش مهمی در نوع و ایجاد درصد پوشش دارد. جهت شیب به لحاظ ساعات تابش نور خوشید و از دست دادن مقدار رطوبت، نقش به سزایی در رویش گونه‌های گیاهی دارد. لذا، در این تحقیق نیز مشخص گردید بیشترین پراکنش گونهS. arbusculiformis  در منطقه مورد بررسی در جهت‌های شمالی و سپس شیب جنوبی بود ولی تفاوت معنیداری بین آن جهت شیب نیز یکی از فاکتورهای موثر در رویش گیاهان بوده و نقش مهمی در نوع و ایجاد درصد پوشش دارد. جهت شیب به لحاظ ساعات تابش نور خوشید و از دست دادن مقدار رطوبت، نقش به سزایی در رویش گونه‌های گیاهی دارد. لذ،ا در این تحقیق نیز مشخص گردید بیشترین پراکنش گونه S. arbusculiformis در منطقه مورد بررسی در جهت‌های شمالی و سپس شیب جنوبی بود ولی تفاوت معنیداری بین آن وجود نداشت.

شکل 8- پراکنش گونه s. arbusculiformis در جهات مختلف جغرافیایی

 

بررسی عوامل گیاهی در پراکنش گونه S. arbusculiformis : فاکتورهای اختصاصی مربوط به گونه S. arbusculiformis در داخل هر پلات مانند شادابی، فراوانی گونه، درصد پوشش گیاهی سالسولا  نسبت به کل پوشش گیاهی، ارتفاع گیاه نیز یاداشت برداری گردید که نتایج آن به شرح ذیل است:

الف) فراوانی گونه S. arbusculiformis : با مشاهده اطلاعات بدست آمده از 32پلات نمونه برداری نشان داد که فراوانی این گونه از 0 تا 48 میباشد. بیشترین فراوانی این گونه در ارتفاع 358 متری از سطح دریا در منطقه مورد مطالعه وجود داشته است و این در حالی میباشد که وجود این گونه گیاهی از ارتفاع بالای 200 متر شروع و تا حدود 400 متری ادامه دارد. عوامل مختلفی می‌تواند در این فراوانی نقش داشته باشد که ارتفاع یکی از فاکتورهای اساسی محسوب میگردد.

ب) درصد پوشش S. arbusculiformis : درصد پوشش گیاهی  S. arbusculiformis نیز بستگی عوامل مختلفی دارد که در این بررسی نشان می دهد درصد پوشش گیاهی  Salsola arbusculiformis از 0 تا 35 درصد متغیر میباشد. بیشترین درصد پوشش گیاه مورد نظر در ارتفاع 353 متری وجود داشته است هرچند نباید نقش و اثر فاکتورهای تاثیر گذار دیگر را هم در این مسئله نادیده گرفت.

ج) ارتفاع گیاهان: با بررسی ارتفاع نمونه گیاه S. arbusculiformis  در پلاتهای نمونهبرداری که این گونه وجود داشته است نشان داد که ارتفاع این گیاه از 8 تا 47 سانتیمتر در پلاتهای مختلف اندازهگیری شده است. حداکثر ارتفاع این گیاه در ارتفاع 256 متر از سطح دریا در منطقه اندازهگیری شده است.

فنولوژی گیاه S. arbusculiformis : شناخت فنولوژی گونههای گیاهی یکی از مباحث مهم در بحث حفاظت و بهرهبرداری  از آن گونه میباشد. لذا، با توجه به اینکهS. arbusculiformis یکی از گونههای ارزشمند در حفاظت خاک و تولید علوفه میباشد لذا این مبحث نیز بطور اجمالی مورد بررسی قرار گرفت. همانطوریکه در جدول (1) نشان داده شده است جوانهزنی گیاه S. Arbusculiformis از نیمه دوم بهمن ماه شروع میشود. پس از ظهور برگها در اسفند ماه، رشد رویشی آن معمولاً در فروردین و اردیبهشت ادامه پیدا کرد و تا تیرماه رشد رویشی آن کامل شد و در اوایل مرداد ماه به گلدهی رسید. پس از گلدهی کامل که نهایتاً تا پایان شهریور ادامه داشت. در مهر ماه به بذر مینشیند و  به مرور زمان با سرد شدن هوا و خشک شدن بوته این گیاه، بذرها شروع به ریزش میکنند که این عمل تا پایان آبان و اوایل آذر ماه ادامه داشت. این گیاه در دی ماه تقریباً خشک شده و با مناسب شد. رطوبت زمین و گرم شدن هوا در اواخر بهمن ماه تا نیمه دوم اسفند (بستگی به خشک سالی یا تر سالی) شروع به رشد مجدد کرد. ارتفاع رشد رویشی این گونه در مراحل آخر رشد رویشی  تا 23 سانتیمتر و در پایان گلدهی تا حداکثر به 35 سانتیمتر رسید.

 

 

 

 

جدول 1- مراحل مختلف فنولوژی گیاه S. arbusculiformis   در منطقه پاشایلق مراوه تپه

Description: 02

شکل 9- تطبیق منحنی آمبروترمیک با فنولوژی گونهS. arbusculiformis   در منطقه پاشایلق مراوه تپه

 

 

بحث و نتیجهگیری

بررسی و تحقیق در زمینه پاسخ گونههای گیاهی به تغییرات عوامل محیطی، اطلاعات ارزشمندی برای تعیین نیازهای اکولوژیکی گونههای گیاهی، ارائه دانش پایه برای معرفی گونههای مناسب جهت احیای مراتع تخریب یافته، تولید علوفه، مدیریت پوشش گیاهی و سایر اهداف مدیریت  مراتع ارائه میدهد. لذا، با توجه به کمبود اطلاعات در این زمینه و همچنین اهمیت گونه Salsola arbusculiformis Drob، از نظر سطح مناطق پراکنش، تولید نسبتاً بالای علوفه و خوشخوراکی نسبتاً مطلوب و همچنین حفاظت خاک (2)، در این تحقیق به مطالعه نیازهای اکولوژیک این گونه و عکس‌العمل آن به تغییرات عوامل محیطی پرداخته شد. آنالیز توصیفی داده ها نشان داد که گونه S. arbusculiformis یکی از گونه‌هایی می‌باشد که در استان گلستان اختصاصاً در شمال شرق گلستان استان (شمال مراوه‌تپه) به همراه گونه Artemisia turcomanica تیپ غالب مراتع منطقه‌ای به مساحت حدود 15700 هکتار را (بیش از 8/1 کل مراتع استان) به خود اختصاص داده است.

عرصه گسترش ارتفاعی این تیپ گیاهی در دامنه تغییرات ارتفاعی 140 تا 450 متر از سطح دریا، اقلیم مدیترانه‌ای، نیمه خشک تا خشک، میزان متوسط بارندگی سالانه 250 تا 500 میلی‌متر، میانگین دمای متوسط سالانه 3/9 تا 4/18 درجه سانتیگراد با تبخیر بالقوه1600-2000 میلی‌متر می‌باشد. این تیپ گیاهی روی تیپ‌های دشتهای رسوبی و رودخانه‌ای، تپهها و کوه‌ها در واحدهای اراضی 3.1 ، 2.4، 1.5، 1.2 و 5.1  واقع شده است. تشکیلات زمینشناسی مربوط به دوران مزوزوئیک، پالئوزوئیک و سنوزوئیک و دوره کواترنر، پرمین وکرتاسه و سازند سنگانه، درود و آتامیر است. از نظر لیتولوژی از شیل، شیلهای سبز تا سیاه و آبرفتهای جوان بستر رودخانهها تشکیل شده است. دارای خاک نیمه عمیق تا عمیق با بافت سنگین مستقر در روی لس و مواد گچی و آهکی، عمیق با بافت متوسط تا سنگین عموماٌ بدون تکامل پروفیلی و همچنین  کم عمق و یکنواخت با بیرون زدگیهای سنگی کم است. این تیپ بهعنوان مراتع پاییزه و زمستانه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نتایج  همچنین نشان داد که با تغییر بافت خاک و ارتفاع، به تدریج گونه S.arbusculiformis جای خود را به گونه‌های دیگر می‌دهد، بطوری که با افزایش ارتفاع این گونه گیاهی بصورت پراکنده و موردی همراه تیپ غالب مناطق مجاور محدوده مطالعاتی این طرح (Lolium rigidum Medicago minima) مشاهده و بتدریج حذف شده است.

همچنین نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که ارتفاع از سطح دریا به همراه ویژگیهای خاک از جمله بافت خاک منطقه دو فاکتور از فاکتورهای موثر در استقرار گونه مورد نظر می‌باشد که با نتایج حاصل از طرح تحقیقاتی شناخت مناطق اکولوژیک تیپهای گیاهی استان گلستان نیز همخوانی دارد، بطوری که در حداکثر ارتفاعی که گونه S. arbusculiformis  در آن مشاهده شده است تا حدود حداکثر 900 متر از سطح دریا و به عنوان یکی از گونه‌های همراه تیپ گیاهیAndropogon ischaemum- Hordeum bulbosum با اقلیم نیمه خشک، میزان متوسط بارندگی سالانه 300 تا 400 میلی‌متر، میانگین دمای متوسط سالانه 4/12 تا 1/17 درجه سانتیگراد با تبخیر بالقوه1800-2000 میلی‌متر، دارای خاک کم عمق و یکنواخت با بیرون زدگیهای سنگی کم است.

همچنین این تحقیق با نتایج مطالعه بخشی خانیکی و بصیر محمدی (1391) در مورد برخی از جنس گونه‌های سالسولا از جمله S. arbusculiformis در استان گلستان داشتهاند و حداکثر ارتفاعی که این گونه در آن رویت شده است را 900 متر از سطح دریا  و در شیب های 15 تا 40 درصد و در اراضی کوهپایهای با خاکهای شنی عنوان نمودهاند، همخوانی دارد (2).

ضمن اینکه فاکتورهای دیگر شامل Ec وpH  نیز از فاکتورهای تاثیرگذاری هستند که در رتبههای بعدی قرار می‌گیرند.

یکی از هدفهای مهم هر تحقیق شناخت و استفاده بهینه از پتانسیل های موجود در آن زمینه میباشد. لذا، در مورد این تحقیق نیز با توجه به همین مسئله میتوان اذعان داشت که گونه S. arbusculiformis از گونههای مهم منطقه میباشد که نقش مهمی در تولید علوفه و حفاظت از خاک دارد و به همین دلیل با لحاظ نمودن مراحل فنولوژی این گونه گیاهی می‌توان نتیجه گرفت که بهترین زمان ورود دام از اوایل آذر ماه به مراتع منطقه میباشد.

1.  اردکانی، م.ر.، 1388. اکولوژی عمومی. انتشارات دانشگاه تهران، 331 صفحه. ارزانی، ح. و عابدی، م.، 1394. ارزیابی مراتع، اندازه‌‌گیری پوشش‌‌گیاهی. جلد دوم، انتشارات دانشگاه تهران، 305 صفحه.
2.  بخشی خانیکی، غ.، محمدی، ب، 1391. مطالعه اکولوژیکی برخی از گونه‌های جنس سالسولا در استان گلستان. مجله تازه‌های بیوتکنولوژیکی سلولی مولکولی دوره دوم، شماره ششم.
3.  بهادران، م.، اجتهادی، ح.، قاسمزاده، ف.، ابریشم چی، پ.، 1395. بررسی اکولوژی فردی گونه‌های گیاهی salsola richteri در استان خراسان جنوبی، مجله پژوهشهای گیاهی (مجله زیست شناسی ایران). 2 (29): 299- 286.
4.  عباس پور، ن.، مسیبی، م.، محمدخانی، ن.، و رحمانی، ف.، 1401. تاثیر شوری بر جوانهزنی بذر و خصوصیات بیوشیمیائی گیاهچههای Salsola crassa. مجله پژوهشهای گیاهی. 35 (1): 111-99.
5.  مصداقی، م. 1394. مرتعداری در ایران. دانشگاه صنعتی سجاد، 326 صفحه.
6.  نوری، الف.، مشکی، ع.، متین زاده،م.، ذوالفقاری، ع.ا.، رجایی، س.، 1397. همزیستی چند قارچ میکوریزا آربوسکولار با سالسولا لاریسینا و تأثیر آن بر بهبود پارامترهای رشد گیاه، مجله پژوهشهای گیاهی. 137-130: (19) 2.
 
7. Bakkenes, M., J. R. M., Alkemade, F., Ihle, R. Leemans, & J. B. Latour, 2002. Assessing the effects of forecasted climate change on the diversity and distribution of European higher plants for 2050. Global Change Biology, 8, 390–407.
8. Cain, S. A., & M. Castro, 1959. Manual of vegetation analysis. Harper and Bros. Publishers, New York. 325 p.
9. Gauch, H. G., & R. H., Whittaker, 1972. Coenocline simulation. Ecology 53 (3), 446–451.
10. Guisan, A., T. C. Edwards, & T. Hastie, 2002. Generalized linear and generalized additive models in studies of species distributions: setting the scene. Ecol. Modell. 157: 89–100.
11. Odum, E. P., 1971. Fundamentals of Ecology. 3rd ed. W. B. Saunders. Philadelphia. 574 pp.
12. Palmer, M. W., 1993. Putting things in even better order: The advantages of canonical correspondence analysis. Ecology 74: 2215- 2230.
13. Traoré, S., L.  Zerbo , M. Schmidt, L. Thiombiano, 2012. Acacia communities and species responses to soil and climate gradients in the Sudano-Sahelian zone of West Africa. Journal of Arid Environments, 87:144-152.
14. West, 1967. Outline for Autecological Studies of Range Grasses. Adapted from paper presented at the Twentieth Annual Meeting, American Society of Range Management, Seattle, Washington, February 13-16, 102- 105.
15. Yee, T. W., & M., Mackensis, 2002. Vector generalized additive models in plant ecology. Ecological Modelling, 157: 141-156.
Volume 37, Issue 4
Winter 2025
Pages 389-405

  • Receive Date 25 January 2022
  • Revise Date 19 November 2022
  • Accept Date 18 December 2022