Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
تعدیل اثرات تنش خشکی در گیاهچههای چاودار (Secale cereale L.) با محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید
سپیده حاتمی1، سید یحیی صالحی لیسار1*، فاطمه رحمانی2، لطیفه پوراکبر2 و بتول صمدانی3
1 ایران، تبریز، دانشگاه تبریز، دانشکده علوم طبیعی، گروه زیست شناسی گیاهی، سلولی و ملکولی
2 ایران، ارومیه، دانشگاه ارومیه، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی
3 ایران، تهران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی
تاریخ دریافت: 24/11/1401 تاریخ پذیرش:23/02/1402
چکیده
تنش خشکی یکی از مهمترین تنشهای محیطی است که رشد و عملکرد گیاهان را در سرتاسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. استفاده از تنظیمکنندههای رشد گیاهی مانند براسینواستروئیدها میتواند در بهبود مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی مؤثر باشد. به منظور بررسی تأثیر هورمون 24-اپیبراسینولید بر ویژگیهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی سه توده گیاه چاودار در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشکده علوم دانشگاه ارومیه در سال 1398 انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل توده گیاه چاودار در سه سطح (رقم لنکورد اصلاح شده در موسسه تحقیقات اصلاح تهیه نهال و بذر، توده بذر استفاده شده توسط زارعین و توده جمعآوری شده از مزارع به عنوان علف هرز)، هورمون 24-اپیبراسینولید در دو سطح (عدم کاربرد به عنوان شاهد و کاربرد 8-10 مولار) و تنش خشکی در چهار سطح (عدم اعمال تنش خشکی به عنوان شاهد و اعمال تنش 6%، 12% و 18% با استفاده از پلیاتیلن گلیکول (PEG6000) بودند. نتایج نشان داد سطوح مختلف تنش خشکی سبب کاهش وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی، طول ریشه و اندامهای هوایی، شاخص بنیه بذر، درصد جوانهزنی و محتوای فلاونوئیدهای ریشه و اندامهای هوایی گردید، در صورتی که محتوای فنل، گلایسین بتائین و آنتوسیانینها را در ریشه و اندامهای هوایی افزایش داد. از طرفی محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید موجب بهبود تمام صفات مورد مطالعه به استثنای غلظت فنل کل ریشه و اندامهای هوایی گردید. نتایج این پژوهش تأثیر مطلوب هورمون 24-اپیبراسینولید را بر بهبود فعالیت آنتیاکسیدانی غیرآنزیمی از قبیل تجمع گلایسین بتائین، فنل و آنتوسیانین در شرایط تنش خشکی نشان داد. بر اساس این نتایج به نظر میرسد محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید میتواند بهمنظور افزایش درصد جوانهزنی، استقرار و تحمل گیاهچه چاودار به تنش خشکی در مزارع توصیه شود.
واژه های کلیدی: : آنتیاکسیدانهای غیرآنزیمی، پلیاتیلن گلیکول، ترکیبات فنلی، تنظیمکنندههای رشد گیاهی، گلایسین بتائین
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: y_salehi@tabrizu.ac.ir
مقدمه
چاودار با نام علمی (Secale Montanum) گیاهی از خانواده گندمیان (Gramineae یا Poaceae) و جنس Secale است. چاودار زراعی (Secale cereale L.) مهمترین گونه چاودار میباشد که در نقاط مختلف جهان کشت میشود (3). دامنه وسیع سازگاری چاودار به شرایط نامساعد محیطی، ظرفیت مناسب برای زمستان گذرانی، نیاز غذای کم و عملکرد زیاد در همه شرایط حتی در اراضی شنی و سنگلاخی، باعث شده است تا این گیاه را در مناطقی که برای غلات دیگر مناسب نیست کشت کرد (32 و 41). فرآوردههای بهدست آمده از چاودار با دارا بودن سطح زیادی از فیبر یکی از بهترین و سالمترین رژیمهای غذایی به شمار میروند. چاودار حاوی مقادیر زیادی از ترکیبات غذایی مفید مانند مواد معدنی از قبیل روی، آهن، فسفر، بتاگلوکانها، نشاسته و ترکیبات فعال کننده زیستی است (33). همچنین این گیاه منبع خوبی از اسیدآمینه لایزین، تیامین، اسید نیکوتین، ریبوفلاوین، پیریدوکسین، اسید فانتوتنیک و توکوفرول است (42 و 99). دانه چاودار عموماً برای تولید اشکال مختلف نان و از علوفه آن نیز در تغذیه دام استفاده میشود (34 و 41). از اثرات چاودار بر سلامتی انسان میتوان به بهبود عملکرد روده (49)، کنترل وزن به دلیل افزایش ویسکوزیته غذا در معده (56)، کاهش کلسترول به دلیل کاهش جذب اسیدهای صفراوی (66) و محافظت در مقابل سرطان (98) اشاره کرد.
تنش خشکی از مهمترین تنشهای غیرزیستی محدودکننده رشد و تولید محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمهخشک به شمار میآید، به طوری که در اثر تنش خشکی، میانگین تولید محصولات زراعی میتواند بیش از 50 درصد کاهش یابد (93). تنش آبی اثرات زیانباری بر رشد و نمو و استقرار گیاه دارد و از طریق تأثیر بر فرآیندهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی مختلف از قبیل فتوسنتز، تنفس، انتقال، جذب یون، کربوهیدراتها، کاهش تقسیم و گسترش سلولی، اندازه برگ، طویل شدن ساقه و تکثیر ریشه و مختل شدن نوسانات روزنهای، کاهش کارایی مصرف آب، رشد و نمو گیاهان را کاهش میدهد (58 و 67). از طرفی تنش خشکی موجب تولید گونههای فعال اکسیژن میشود که سبب آسیب به رنگیزههای فتوسنتزی، کربوهیدراتها، پروتئینها، لیپیدها و نوکلئیک اسیدها میگردد (74). گیاهان برای مقابله با گونههای فعال اکسیژن تعدادی از مکانیسمهای دفاع آنتیاکسیدانی آنزیمی و غیرآنزیمی را دارا هستند. ترکیبات آنتیاکسیدانی غیرآنزیمی شامل ترکیبات با وزن مولکولی کم از قبیل فلاونوئیدها، فنلها، پلیفنلها، آسکوربیک اسید، کومارینها، کارتنوئیدها، آنتوسیانینها، تاننها، توکوفرولها میباشند که سبب مقاومت گیاهان در مقابل گونههای فعال اکسیژن میشوند (65). خزاعی و همکاران (1389) گزارش کردند که وزن خشک اندامهای هوایی و ریشه ژنوتیپهای تریتیکاله تحت تأثیر محدودیت آبی کاهش یافت (9). طالعاحمد و حداد (2011) و کراسکول و همکاران (2009) بیان داشتند که محتوای گلایسین بتائین در گیاهان گندم و سیبزمینی تحت تنش خشکی بیشتر از گیاهان شاهد بود (89 و 44). گزارش شده است که مقدار آنتوسیانینها در گیاهBegonia semperflorens در شرایط تنش نوری بالا افزایش مییابد (96). یوسفی و همکاران (1396) اظهار داشتند که محتوای فنل کل و گلایسین بتائین گیاه ذرت در شرایط تنش خشکی افزایش نشان داد (23).
یکی از راههای مقابله و تطابق گیاهان با تنشهای محیطی، استفاده از تنظیمکنندههای رشد گیاهی میباشد (36). تنظیمکنندههای رشد گیاهی به هورمونهای طبیعی و مصنوعی اطلاق میگرد که استفاده از آنها در کشاورزی برای بهبود رشد و نمو گیاه، تولید و کیفیت محصول و افزایش تحمل به تنشها بهطور قابل توجهی رایج شده است (54). ترکیباتی از قبیل براسینواستروئیدها، جاسموناتها و سالیسیلیک اسید جزء تنظیم کنندههای رشد گیاهی طبقهبندی میشوند (77). براسیتواستروئیدها در غلظتهای بسیار کم در اکثر مراحل رشدی گیاهان از جمله تقسیم و طویل شدن سلولی ساقه و ریشه، پیری برگ، اندامزایی، تمایز آوندی، نرباروری، تنظیم زمان پیری و توسعه برگی (52 و 53) و نیز رشد لولهی دانهی گرده، تشکیل ریشه، القاء بیوسنتز اتیلن، فعال کردن پمپ پروتون و تنظیم بیان ژن نقش دارند (61). همچنین توانایی آنها در افزایش تحمل گیاه در مقابل تنشهای محیطی در مطالعات آزمایشگاهی، گلخانهای و شرایط مزرعه به اثبات رسیده است (64). گیل و همکاران (2017) اظهار داشتند که کاربرد هورمون براسینولید در شرایط تنش خشکی سبب بهبود طول و وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی گیاه جو شد (47). جهانی دوقزلو و امام (1396) بیان داشتند که پیش تیمار بذر ارقام گندم توسط براسینواستروئید باعث افزایش درصد و سرعت جوانهزنی میشود (6). گزارش گردیده است که میزان فنل کل و فلاونوئیدها در گیاهان توتفرنگی (38) و گشنیز (45) از طریق محلولپاشی اسید سالیسیلیک و متیل جاسمونات افزایش یافت. پارالوباتو و همکاران (2009) نشان دادند که میزان آنتوسیانینها و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی با تیمارهای اسید جاسمونیک، جیبرلیک و سالیسیلیک اسید در گیاه آفتابگردان افزایش یافت (76).
کشور ایران از لحاظ آب و هوایی جزء مناطق خشک و نیمهخشک به شمار میآید و از اینرو تنش کمبود آب حاکم بر اقلیم ایران، موجب کاهش رشد و عملکرد محصولات کشاورزی میشود. بنابراین ارائه هرگونه راهکار اجرایی برای تعدیل اثرات تنش خشکی و کاهش آسیبهای وارده از طریق آن امری ضروری میباشد. در این راستا و با توجه به تأثیر هورمونهای گیاهی در تنظیم رشد و نمو گیاهان و ایجاد مقاومت در برابر تنشهای محیطی موجب گردید تا اثرات ناشی از هورمون 24-اپیبراسینولید بر برخی خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی چاودار تحت شرایط تنش خشکی مورد بررسی قرار گیرد.
مواد و روشها
این آزمایش در سال 1398 در آزمایشگاههای فیزیولوژی و ژنتیک دانشکده علوم دانشگاه ارومیه اجرا شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل توده گیاه چاودار در سه سطح (رقم لنکورد اصلاح شده در موسسه تحقیقات اصلاح تهیه نهال و بذر، توده بذر استفاده شده توسط زارعین و توده جمعآوری شده از مزارع به عنوان علف هرز)، هورمون 24-اپیبراسینولید تهیه شده از شرکت Sigma-Aldrich در دو سطح (عدم کاربرد به عنوان شاهد و کاربرد 8-10 مولار) و تنش خشکی در چهار سطح (عدم اعمال تنش خشکی به عنوان شاهد و اعمال تنش 6%، 12% و 18% با استفاده از پلیاتیلن گلیکول (PEG6000) بودند. بر اساس مطالعات صورت گرفته، غلظت 8-10 مولار به عنوان یک غلظت موثر و تأثیرگذار در بسیاری از گیاهان گزارش شده است (85). غلظت 8-10 مولار این هورمون با رقیقسازی محلول استوک در آب مقطر تهیه شد. برای تهیه 100 میلیلیتر هورمون 8-10 مولار، 1 میکرولیتر از هورمون در 999/99 میلیلیتر آب مقطر حل گردید. قبل از کشت، بذرهای گیاه چاودار با استفاده از اتانول 70% به مدت 2 دقیقه و سدیم هیپوکلریت 5% به مدت 5 دقیقه استریل شدند و در نهایت با آب مقطر برای چندین بار شستشو داده شدند. پس از گذشت 24 ساعت نگهداری در آب مقطر استریل، به منظور اعمال تیمار هورمون، بذور استریل شده در آب مقطر (گروه شاهد) یا محلول 24-اپیبراسینولید (8-10 مولار) در دمای اتاق به مدت 24 ساعت در تاریکی قرار داده شدند (25). سپس در هر گروه تیمار، بذور بر روی دو ورقه کاغذ صافی (کنترل و تیمار 24-اپیبراسینولید) مرطوب شده با آب مقطر و یا غلظتهای متفاوت پلیاتیلن گلیکول (0، 6%، 12% و 18%) انتقال داده شدند و برای جوانهزنی به مدت سه روز در دمای 2±27 درجه سانتیگراد و در شرایط تاریکی درون ژرمیناتور قرارگرفتند (71). پس از گذشت سه روز، بذرهای جوانهزده به بطریهای شیشهای انتقال داده شدند. برای هر تیمار 3 بطری در نظر گرفته شد و در هر بطری 20 بذر جوانهزده قرار گرفت. بطریها به مدت 7 روز به اتاقک کشت با شدت نور µmol m-2 s-1350، دمای 2±27 درجهسانتیگراد و رطوبت 70% منتقل شدند. بعد از 7 روز دانهرستهای 10 روزه برداشت شده و تا زمان انجام آزمایش در فریزر 80- درجهسانتیگراد نگهداری شدند. کارهای آزمایشگاهی مورد نیاز در آزمایشگاههای فیزیولوژی و ژنتیک دانشکده علوم دانشگاه ارومیه انجام گردید.
برای استخراج عصاره پلیفنلی جهت سنجش محتوای فنل کل و فلاونوئیدها، 2/0 گرم از بافت گیاهی در نیتروژن مایع ساییده و با 5/1 میلیلیتر اتانول 70 درصد (2/3pH= ) حل گردید و در شرایط تاریکی نگهداری شد. سپس نمونهها با سرعت 13000 دور در دقیقه به مدت 15 دقیقه در دمای 4 درجه سانتیگراد سانتریفوژ شدند. محلول رویی با دقت از رسوب جدا شد و برای سنجش محتوای فنل کل و فلاونوئیدها مورد استفاده قرار گرفت (92). برای سنجش محتوای فنل کل 125 میکرولیتر عصاره ، 5/1 میلیلیتر آب مقطر و 125 میکرولیتر معرف فولین سیاکولتا (Folin-Ciocalteu) مخلوط شدند و بعد از گذشت 6 دقیقه، 25/1 میلیلیتر محلول سدیم کربنات 7% به مخلوط حاصل اضافه گردید و در نهایت نمونهها به مدت 90 دقیقه در تاریکی نگهداری شدند و نهایتا جذب آنها در طول موج 760 نانومتر با استفاده از اسپکتروفتومتر خوانده شد. محتوای فنل کل در هر نمونه با کمک معادله حاصل از منحنی استاندارد گالیک اسید محاسبه گردید (92). برای سنجش فلاونوئیدها، 5/0 میلیلیتر عصاره با 50 میکرولیتر اسید استیک 33% و 100 میکرولیتر محلول تازه تهیه شده آلومینیوم کلراید 10% مخلوط شد و حجم نهایی با استفاده از اتانول 96% به 5/2 میلیلیتر رسید. بعد از 30 دقیقه جذب آنها در طول موج 414 نانومتر و با دستگاه اسپکتروفتومتر قرائت شد. محتوای فلاونوئیدها در هر نمونه با کمک معادله حاصل از منحنی استاندارد کوئرستین محاسبه گردید (78).
برای سنجش محتوای آنتوسیانینها، 1/0 گرم از بافت تازه گیاهی سابیده شده در نیتروژن مایع با 1 میلیلیتر محلول اسید کلریدریک 1% متانول در یک هاون چینی مخلوط شد. همگنای حاصل به مدت 24 ساعت در 25 درجه سانتیگراد نگهداری شد. سپس محلول به مدت 10 دقیقه و در 13000 دور در دقیقه سانتریفوژ گردید. سپس فاز رویی محلول برداشته شد و جذب آنها در طول موجهای 530 و 657 نانومتر قرائت شد. محتوای آنتوسیانینها با استفاده از رابطه 1 محاسبه گردید (24)
Anthocyanin= [A530-(1.4*A657)] رابطه 1:
محتوای گلایسین بتائین به روش گریو و گراتان (1983) اندازهگیری شد (51). بـه 2/0 گرم از برگ خشک شده، 20 میلیلیتر آب مقطر اضافه گردید و به مدت 48 ساعت در دمای 25 درجه سانتیگراد بر روی شیکر قرار داده شد. سپس یک میلیلیتر از عصاره گیاهی با یک میلیلیتر اسید سولفوریک 2 نرمال مخلوط شد و در حمام آب یخ قرار گرفت. سپس 2/0 میلیلیتر معرف یدور پتاسیم سرد به نمونهها اضافه شد و نمونهها به مدت 16 ساعت در دمای صفر تا 4 درجة سانتیگراد نگهداری شدند. مخلوط حاصل با سرعت 10000 دور بر دقیقه در دمای 4 درجة سانتیگراد به مدت 15 دقیقه سانتریفوژ شد. سپس محلول روشناور جدا شد و کریستالهای تهنشین شدة پریدید با آب مقطر شسته شدند تا معرف رنگی موجود روی آنها شسته شود. سپس کریستالهای پریدید در 1 میلیلیتر حلال 1 و 2 دی کلرواتان ورتکس شدند تا درون حلال حل شدند و رنگ قرمز ظاهر شد. محلول رنگی حاصل به مدت 2 ساعت نگهداری و سپس جذب نمونهها در طول موج 365 نانومتر با اسپکتروفتومتر خوانده شد. محتوای گلایسین بتائین با نمودار استاندارد مربوط به گلایسین بتائین خالص، محاسبه شد.
برای اندازهگیری درصد جوانهزنی و شاخص بنیه بذر، تعداد 50 بذر از هر تیمار، داخل هر ظرف پتریدیش و روی کاغذ صافی واتمن قرار داده شد و پس از اضافه کردن آب کافی درب آنها بسته شد و در داخل دستگاه ژرمیناتور با درجه حرارت 25 درجه سانتیگراد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی قرار داده شدند. برای اندازهگیری درصد جوانهزنی شمارش بذرهای جوانهزده از روز دوم با مشاهده ریشهچه (حداقل طول ریشهچه 2 تا 3 میلیمتر) آغاز شد و این شمارش تا پایان زمانی که سه روز متوالی هیچ افزایشی در بذرهای جوانهزده مشاهده نشد ادامه داشت. پس از آن تعداد کل بذرهای جوانهزده شمارش و درصد جوانهزنی و شاخص بنیه بذر از رابطههای 2 و 3 محاسبه گردید.
رابطه 2: GP= (n/N)×100
در این رابطه GP برابر با درصد جوانهزنی، n برابر با تعداد کل بذرهای جوانهزده در روز آخر و N برابر با تعداد کل
بذرهای کشت شده میباشند.
رابطه 3: 100× (میانگین طول گیاهچه × درصد جوانهزنی)= شاخص بنیه بذر
برای اندازهگیری طول ریشه و اندامهای هوایی و وزن خشک آنها تعداد 20 دانهرست 10 روزه از هر تیمار به صورت تصادفی برداشت شد و طول ریشه و ساقه با خطکش اندازهگیری و یادداشت گردید. سپس نمونهها برای خشک شدن در آون به مدت 72 ساعت در دمای 70 درجه سانتیگراد قرار گرفتند و وزن خشک آنها با ترازوی دیجیتالی با دقت 001/0گرم توزین شد.
برای تجزیه دادهها و رسم نمودارها از نرم افزارهای SAS9.1 و Excel استفاده شد و مقایسه میانگینها با آزمون Duncan در سطح احتمال 5 درصد صورت گرفت.
نتایج
نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که تنش خشکی و هورمون بر تمام صفات مورد مطالعه تأثیر معنیدار داشت. همچنین بین ژنوتیپهای مختلف در صفات فنل کل ریشه، درصد جوانهزنی و شاخص بنیه بذر اختلاف معنیدار مشاهده شد. تمام صفات مورد بررسی به استثنای محتوای گلایسین بتائین ریشه و اندامهای هوایی، فنل کل و فلاونوئیدهای اندامهای هوایی و وزن خشک ریشه، تحت تأثیر اثر متقابل خشکی و ژنوتیپ اختلاف معنیداری را نشان دادند. اثر متقابل تنش خشکی در هورمون نیز بر صفات محتوای گلایسین بتائین ریشه و اندامهای هوایی، آنتوسیانینهای ریشه و اندامهای هوایی، فنل کل ریشه و اندامهای هوایی، درصد جوانه زنی و شاخص بنیه بذر معنیدار گردید. اثر دوگانه ژنوتیپ × هورمون تنها بر محتوای آنتوسیانینهای اندامهای هوایی معنیدار بود. نتایج همچنین نشان داد که اثر سهگانه تیمارهای مورد مطالعه بر محتوای آنتوسیانینها در ریشه و اندامهای هوایی و درصد جوانه زنی بذر معنیدار بود (جدول 1).
وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی
نتایج نشان داد که اعمال تنش خشکی سبب کاهش وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی تودههای گیاه چاودار گردید. بیشترین وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی (به ترتیب 061/0 و 195/0 گرم) در شرایط بدون تنش خشکی مشاهده گردید (جدول 2). کمترین وزن خشک ریشه (031/0 گرم) و اندامهای هوایی (096/0 گرم) تحت شرایط تنش خشکی 18% به دست آمد (جدول 2). اعمال تنشهای 6، 12 و 18% از پلیاتیلن گلیکول به ترتیب باعث کاهش 75/14، 5/29 و 18/49 درصد وزن خشک ریشه و 79/11، 92/36 و 76/50 درصد وزن خشک اندامهای هوایی در مقایسه با شاهد (بدون تنش) گردید (جدول 2). همچنین بین تودههای گیاه چاودار از لحاظ وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی تفاوت معنیداری وجود نداشت (جدول 2). وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی تحت تأثیر محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید بهبود یافت، بهطوری که حداکثر وزن خشک ریشه (061/0 گرم) و اندامهای هوایی (158/0 گرم) در حالت محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید و حداقل میزان این شاخصها به ترتیب با 033/0 و 135/0 گرم در حالت عدم استفاده از این هورمون به دست آمد (جدول 2). کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید در مقایسه با عدم کاربرد آن سبب افزایش 84/84 درصدی وزن خشک ریشه و 03/17 درصدی وزن خشک اندامهای هوایی نسبت به گیاهان شاهد گردید (جدول 2). مقایسه میانگینها برای اثر متقابل دوگانه خشکی و توده بذر بیانگر آن بود که توده بذری جمعآوری شده از مزارع (201/0 گرم) و لنکورد (195/0 گرم) در شرایط بدون تنش خشکی دارای بالاترین وزن خشک اندامهای هوایی و همچنین هر سه توده مورد مطالعه تحت شرایط تنش خشکی 18%، دارای پایینترین میزان وزن خشک اندامهای هوایی بودند (جدول 3).
طول ریشه و اندامهای هوایی: نتایج مقایسه میانگینها نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش طول ریشه و اندامهای هوایی تودههای گیاه چاودار گردید (جدول 2). کمترین طول ریشه و اندامهای هوایی (به ترتیب 24/1 و 86/2 سانتیمتر) در شرایط تنش خشکی 18% و بیشترین طول ریشه (9/4 سانتیمتر) و طول اندامهای هوایی (08/7 سانتیمتر) در شرایط بدون تنش خشکی به دست آمد (جدول 2). در بین تودههای بذری مورد بررسی نیز از لحاظ طول ریشه و اندامهای هوایی اختلاف معنیدار مشاهده نگردید (جدول 2). از طرفی طول ریشه و اندامهای هوایی با محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید در مقایسه با عدم محلولپاشی افزایش یافت. بیشترین طول ریشه (77/3 سانتیمتر) و اندامهای هوایی (95/5 سانتیمتر) مربوط به تیمار محلولپاشی و کمترین آنها (به ترتیب 05/3 و 17/5 سانتیمتر) متعلق به عدم محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید بود (جدول 2). سطوح تنش خشکی 6، 12 و 18% در مقایسه با شرایط بدون تنش طول ریشه را به ترتیب 73/16، 2/30 و 69/74 درصد و طول اندامهای هوایی را به ترتیب 76/7، 36/18 و 6/59 درصد کاهش داد، در صورتی که محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید طول ریشه را 6/23 درصد و طول اندامهای هوایی را 08/15 درصد افزایش داد (جدول 2). نتایج مقایسه میانگینها برای اثر متقابل بین توده بذری و تنش خشکی نشان داد که حداکثر طول ریشه (77/5 سانتیمتر) و اندامهای هوایی (04/8 سانتیمتر) در توده جمعآوری شده از مزارع و در شرایط بدون تنش خشکی مشاهده گردید. کمترین طول ریشه و اندامهای هوایی (به ترتیب 69/0 و 66/1 سانتیمتر) را رقم لنکورد در شرایط اعمال تنش خشکی 18% به خود اختصاص داد (جدول 3).
فلاونوئیدهای ریشه و اندامهای هوایی
نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که اعمال تنش خشکی سبب کاهش محتوای فلاونوئیدها در ریشه و اندام هوایی گردید (جدول 2). مقایسه میانگینها نشان داد که پایین ترین غلظت فلاونوئیدهای ریشه (196/0 میلیگرم کوئرسیتین در گرم وزن تر) و اندامهای هوایی (768/0 میلیگرم کوئرسیتین در گرم وزن تر) تحت تنش خشکی 18% مشاهده گردید (جدول 2). از طرفی بیشترین غلظت فلاونوئیدهای ریشه و اندامهای هوایی (به ترتیب 415/0 و 603/1 میلیگرم کوئرسیتین در گرم وزن تر) در شرایط بدون تنش خشکی (شاهد) به دست آمد (جدول 2). اعمال تنشهای خشکی 6، 12 و 18% در مقایسه با شرایط بدون تنش غلظت فلاونوئیدها در ریشه را به ترتیب 45/14، 09/24 و 77/52 درصد و در اندامهای هوایی نیز به ترتیب 6/11، 7/21 و 08/52 درصد کاهش داد (جدول 2). از طرفی محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید سبب بهبود غلظت فلاونوئیدها در ریشه و اندامهای هوایی گردید. در این راستا محتوای فلاونوئیدها در ریشه و اندامهای هوایی تحت تأثیر محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید در مقایسه با عدم مصرف آن به ترتیب 89/10 و 29/5 درصد افزایش یافت. در بین تودههای بذری مورد مطالعه نیز تفاوت معنیداری از لحاظ غلظت فلاونوئیدها در ریشه و اندامهای هوایی وجود نداشت (جدول 2). اثر دوگانه توده بذری در تنش خشکی نشان داد که حداکثر محتوای فلاونوئیدهای ریشه در توده مورد استفاده توسط زارعین و لنکورد و تحت شرایط بدون تنش خشکی (به ترتیب 433/0 و 428/0 میلیگرم کوئرسیتین در گرم وزن تر) به دست آمد. کمترین این شاخص (183/0 میلیگرم کوئرسیتین در گرم وزن تر) در شرایط تنش خشکی 18% و در توده استفاده شده توسط زارعین مشاهده گردید که از لحاظ آماری اختلاف معنیداری را با دو توده دیگر نشان نداد (جدول 3).
فنل کل ریشه و اندامهای هوایی
مقایسه میانگینها برای اثر متقابل خشکی در توده بذری نشان داد که هر سه توده بذری مورد مطالعه، در شرایط تنش خشکی 18% دارای بالاترین محتوای فنل کل ریشه بودند. در صورتی که تحت شرایط بدون تنش هر سه توده گیاه چاودار پایینترین محتوای فنل کل ریشه را به خود اختصاص دادند (جدول 3). همچنین اثر متقابل خشکی در هورمون مشخص کرد که ترکیب تیماری خشکی 18% و عدم محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید دارای بیشترینغلظت فنل کل ریشه و اندامهای هوایی (به ترتیب 817/1 و 51/14 میلیگرم گالیک اسید در گرم وزن تر) و ترکیب تیماری محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید تحت شرایط بدون تنش دارای کمترین میزان این شاخصها (به ترتیب 636/0 و 64/6 میلیگرم گالیک اسید در گرم وزن تر) بودند (جدول 4). نتایج نشان داد که محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید تحت تنشهای 6،12 و 18%، محتوای فنل کل ریشه را به ترتیب 66/24، 25/23 و 9/15 درصد و محتوای فنل کل اندامهای هوایی را به ترتیب 77/31، 97/11 و 15/25 درصد در مقایسه با عدم محلولپاشی کاهش داد (جدول 4).
شاخص بنیه بذر
نتایج حاصل از مقایسه میانگینها نشان داد که اعمال تنش خشکی سبب کاهش شاخص بنیه بذر تودههای مورد بررسی چاودار شد، در صورتی که محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید سبب بهبود این شاخص گردید. مقایسه میانگینها برای اثر متقابل دوگانه بین تنش خشکی و توده بذری بیانگر این است که بیشترین شاخص بنیه بذر مربوط به توده جمع آوری شده از مزارع و در شرایط بدون تنش (5/10) میباشد (جدول 3). هر سه توده مورد مطالعه نیز در شرایط تنش خشکی 18% کمترین میزان شاخص بنیه بذر را دارا بودند (جدول 3). اثر متقابل دوگانه بین هورمون و تنش خشکی نشان داد که بالاترین شاخص بنیه بذر (33/10) با محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید تحت شرایط بدون تنش به دست آمد (جدول 4). پایینترین شاخص بنیه بذر نیز در شرایط عدم کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید و اعمال تنش خشکی 18% (18/0) بود که از نظر آماری اختلاف معنیداری را با مصرف هورمون در چنین سطح تنشی را نشان نداد (جدول 4). محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید در مقایسه با عدم کاربرد در شرایط تنش خشکی 6% شاخص بنیه بذر را 1/30 درصد، در شرایط تنش خشکی 12%، 5/21 درصد و در شرایط تنش خشکی 18% نیز 7/27 درصد افزایش داد (جدول 4).
جدول 4: مقایسه میانگین اثر تنش خشکی در هورمون 24-اپیبراسینولید بر محتوای گلایسین بتائین و فنل کل ریشه و اندامهای هوایی و شاخص بنیه بذر
|
شاخص بنیه بذر |
فنل اندامهای هوایی (میلیگرم گالیک اسید در گرم وزن تر) |
فنل ریشه (میلیگرم گالیک اسید در گرم وزن تر) |
گلایسین بتائین اندامهای هوایی (میکرومول در گرم وزن خشک) |
گلایسین بتائین ریشه (میکرومول در گرم وزن خشک) |
ترکیبات تیماری |
|
04/8 b |
52/8 d |
831/0 e |
64/76 g |
32/23 f |
عدم تنش خشکی × عدم مصرف هورمون |
|
33/10 a |
64/6 e |
636/0 f |
65/77 g |
47/24 f |
عدم تنش خشکی × 24-اپیبراسینولید |
|
21/5 d |
48/10 c |
2/1 c |
4/73 f |
77/40 e |
خشکی 6% × عدم مصرف هورمون |
|
78/6 c |
15/7 e |
904/0 d |
27/90 e |
41/44 d |
خشکی 6% × 24-اپیبراسینولید |
|
81/3 e |
28/12 b |
522/1 b |
56/96 d |
9/49 c |
خشکی 12% × عدم مصرف هورمون |
|
63/4 de |
81/10 c |
168/1 c |
25/103 c |
41/54 b |
خشکی 12% × 24-اپیبراسینولید |
|
18/0 f |
51/14 a |
817/1 a |
93/127 b |
13/56 b |
خشکی 18% × عدم مصرف هورمون |
|
23/0 f |
86/10 c |
528/1 b |
98/138 a |
88/62 a |
خشکی 18% × 24-اپیبراسینولید |
میانگینهای با حروف مشابه در هر ستون اختلاف آماری معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با هم ندارند
گلایسین بتائین ریشه و اندامهای هوایی
نتایج حاصل از مقایسه میانگینها نشان داد که اعمال تنش خشکی و محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید سبب افزایش محتوای گلایسین بتائین ریشه و اندامهای هوایی گردید. بر اساس نتایج مشاهده شده برای اثر دوگانه خشکی در هورمون مشخص گردید که حداکثر محتوای گلایسین بتائین ریشه (88/62 میکرومول در گرم وزن خشک) و اندامهای هوایی (98/138 میکرومول در گرم وزن خشک) در حالت محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید و در شرایط خشکی 18% به دست آمد. این در حالی است که کمترین محتوای آنها نیز در شرایط بدون کاربرد هورمون و عدم تنش خشکی حاصل گردید که از نظر آماری اختلاف معنیداری با تیمار محلولپاشی در این سطح تنش نشان ندادند (جدول 4). محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید در مقایسه با عدم محلولپاشی محتوای گلایسین بتائین ریشه را تحت شرایط تنش 6، 12 و 18% به ترتیب 92/8، 03/9 و 02/12 درصد و در اندامهای هوایی نیز به ترتیب 23/8، 92/6 و 63/8 درصد افزایش داد (جدول 4).
آنتوسیانینهای ریشه و اندامهای هوایی
محتوای آنتوسیانینها در ریشه و اندامهای هوایی تحت تأثیر محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید و نیز اعمال تنش خشکی افزایش یافت. تنش خشکی 12% در مقایسه با سایر سطوح تنشی تأثیر بیشتری در افزایش آنتوسیانینهای ریشه و اندامهای هوایی داشت. مقایسه میانگین اثر سه گانه تیمارهای مورد بررسی نشان داد که بالاترین غلظت آنتوسیانینها در اندامهای هوایی (57/1 میلیگرم در گرم وزن تر) در ترکیب تیماری عدم محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید × توده بذری لنکورد × خشکی 12% به دست آمد که از لحاظ آماری اختلاف معنیداری را با توده لنکورد، جمعآوری شده از مزارع و استفاده شده توسط زارعین در شرایط خشکی 12% و محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید نشان نداد (شکل 1). کمترین محتوای آنتوسیانینها در اندامهای هوایی نیز متعلق به ترکیب تیماری توده لنکورد × محلولپاشی هورمون 24-اپی براسینولید × خشکی 6% بود (شکل 1). همچنین بالاترین غظلت آنتوسیانینها در ریشه در هر سه توده بذری مورد مطالعه و با محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید تحت شرایط تنش خشکی 12% مشاهده گردید. کمترین مقدار آن نیز تحت شرایط بدون تنش، عدم محلولپاشی با هورمون و در هر سه توده مورد مطالعه به دست آمد (شکل 2).
شکل 1: مقایسه میانگینهای اثر سهگانه ترکیبات تیماری بر محتوای آنتوسیانینها در اندامهای هوایی گیاه چاودار.

شکل 2: مقایسه میانگینهای اثر سهگانه ترکیبات تیماری بر محتوای آنتوسیانینهای ریشه گیاه چاودار.
درصد جوانهزنی
اعمال تنش خشکی سبب کاهش درصد جوانهزنی بذر تودههای مورد بررسی چاودار گردید. از طرفی محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید سبب بهبود این شاخص گردید. اثر متقابل سهگانه تنش خشکی، توده بذری و هورمون نشان داد که توده لنکورد در شرایط بدون تنش خشکی و محلولپاشی با هورمون 24-اپیبراسینولید بالاترین (3/82 درصد) درصد جوانهزنی را به خود اختصاص داد که اختلاف معنیداری را با توده جمعآوری شده از مزارع در چنین شرایطی نداشت (شکل 3). توده لنکورد تحت شرایط تنش خشکی 18% و عدم مصرف هورمون 24-اپیبراسینولید پایینترین (43/2 درصد) درصد جوانهزنی را دارا بود (شکل 3).

شکل 3: مقایسه میانگین اثر سهگانه ترکیبات تیماری بر درصد جوانهزنی توده های محتلف گیاه چاودار.
بحث و نتیجهگیری
در این پژوهش اثر تنظیمکننده رشد گیاهی 24-اپیبراسینولید بر واکنشهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی سه توده گیاه چاودار در شرایط تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش صفات مورفولوژیکی (وزن خشک و طول ریشه و اندامهای هوایی، شاخص بنیه بذر و درصد جوانهزنی) و محتوای فلاونویدها در ریشه و اندامهای هوایی گردید، در صورتی که محتوای برخی متابولیتها نظیر گلایسین بتائین، فنل کل و آنتوسیانینها را در ریشه و اندامهای هوایی افزایش داد. محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید بر تمام شاخصهای مورد مطالعه به غیر از محتوای فنل کل ریشه و اندامهای هوایی تأثیر مثبتی داشت. سیدشریفی و سیدشریفی (1387) گزارش کردهاند که با افزایش سطح تنش خشکی وزن خشک گیاهچه، ساقهچه و ریشهچه گلرنگ کاهش معنیداری مییابد (13). حسینی و همکاران (1395) نشان دادند که تنش خشکی سبب کاهش وزن تر و خشک ریشه و اندامهای هوایی و نیز طول ریشه در دو لاین تریتیکاله میگردد (8). کاهش وزن خشک ریشه چاودار و گندم تحت تنش خشکی در مطالعات دیگر نیز گزارش شده است (20). کاهش وزن خشک ریشه و اندامهای هوایی در اثر تنش رطوبتی را میتوان به اختلال در فرآیند فتوسنتز و کاهش تولید مواد فتوسنتزی جهت انتقال به اندامهای در حال رشد نسبت داد (68). در این راستا، میشل و همکاران (2009) بیان کردند که تنش خشکی سبب کاهش فتوسنتز میگردد و نیازهای قندی برای تنظیم اسمزی سلول افزایش مییابد، در نتیجه میزان دسترسی به مواد فتوسنتزی و نهایتا کاهش رشد ریشه اتفاق میافتد (70). بهنامنیا و همکاران (2009) گزارش کردند که تنش خشکی باعث کاهش و تیمار 24-اپیبراسینولید سبب افزایش وزن تر و خشک گیاه گوجه فرنگی میگردد (39). در پژوهشی مشخص شد که محلولپاشی غلظتهای 50، 100 و 200 میلیگرم در لیتر براسینواستروئید منجر به افزایش طول گیاهچههای گندم و وزن تر و خشک آنها میشود (46). افزایش وزن ریشه در نتیجه استفاده از براسینواستروئیدها را میتوان به افزایش فعالیت اینورتاز در برگهای جوان نسبت داد که سبب بالا رفتن آسیمیلاسیون قندها در گیاهان و در نتیجه رشد بیشتر ریشه گیاهان میشود (82).
طول ریشه شاخصی جهت ارزیابی توانایی گیاهان در جذب آب از لایههای زیرین خاک و نفوذپذیری بهتر ریشهها در خاک به شمار میرود. بنابراین، آگاهی از وضعیت طول ریشه، شکل سیستم ریشهای و پراکندگی آن در خاک از اهمیت بالایی برخوردار است (91). گزارش شده است که تنش خشکی سبب کاهش طول و وزن خشک ساقه و ریشه میگردد (28 و 69). حسینعلیپور و همکاران (1399) اظهار داشتند که تنش خشکی سبب کاهش طول ریشه ارقام مختلف گندم گردید (7). در این پژوهش مشخص گردید که کاهش طول ریشه سبب کاهش وزن خشک آن شده است. در مطالعات قبلی نیز کاهش وزن خشک ریشه گندم به دلیل کاهش طول ریشه در شرایط شوری گزارش شده است (50). امینی و همکاران (1394) گزارش کردند که کابرد هورمون 24-اپیبراسینولید سبب افزایش طول ریشهچه و ساقهچه گیاهچههای بادمجان تحت شرایط تنش سرمایی میگردد (2). بهبود رشد ریشهچه و ساقهچه با کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید را میتوان به توانایی آن در تحریک رشد و توسعه سلولی مرتبط دانست (75).
فلاوونوئیدها جزء ترکیبات آنتیاکسیدانی غیرآنزیمی هستند که نقشهای مختلفی در گیاهان از جمله محافظت از تنشهای محیطی، رنگی شدن گل و دانه و جوانهزنی لوله گرده دارند (55). همچنین فلاونوئیدها بهعنوان یک آنتیاکسیدان قوی به طور مستقیم در پاکسازی گونههای فعال اکسیژن عمل میکنند (60) بیوسنتز فلاونوئیدها اغلب در پاسخ به عوامل تنش خارجی مانند خشکی، سرما و شوری و ... افزایش مییابد (57). در این راستا عنوان شده است که تنش خشکی در گیاهان سبب تجمع فلاونوئیدها میشود (55). از طرفی در برخی منابع به کاهش محتوای فلاونوئیدها تحت شرایط تنش اشاره گردیده است، به طوری که رضاییفر و همکاران (1397) گزارش کردند که تحت تنش خشکی و اشعه فرابنفش محتوای فلاونوئیدها در رقم پیشگام گندم کاهش مییابد (12). کاهش محتوای فلاونوئیدها در گندم در اثر تنش کم آبی در مطالعات دیگر نیز گزارش شده است (4). اعلام شده است که در شرایط تنش، پیش از آنکه سیستم آنزیمی شروع به فعالیت کند، فلاونوئیدها به عنوان محافظت کننده گیاه در برابر تنش عمل میکنند، اما با افزایش تنش، سیستم آنزیمی وارد عمل میشود و از محتوای فلاونوئیدها کاسته میشود (18). گزارش گردیده است که کاربرد خارجی براسینواستروئید میتواند فعالیت ترکیبات آنتیاکسیدانی مقابله کننده با تنش اکسیداتیو مثل فلاونوئیدها و ترکیبات فنلی را افزایش دهد (80). دارابی و همکاران (1399) بیان داشتند که محلولپاشی براسینواستروئید و پوتریسین سبب افزایش محتوای فلاونوئیدهای گیاه ریحان در شرایط تنش خشکی میگردد (11).
افزایش غلظت ترکیبات فنلی یکی از پاسخهای دفاعی گیاهان در برابر تنشهای زیستی و غیرزیستی هستند و بسیاری از آنها بهعنوان آنتیاکسیدان عمل میکنند. در بین ترکیبات فنلی، فنل کل نقش بسیار مهمی در افزایش تحمل به تنش اسمزی ایفا میکند (81). همچنین، این ترکیبات جزء آنتیاکسیدانها به شمار میروند و در شرایط تنش اکسیداتیو در پاکسازی گونههای منفرد آزاد اکسیژن نقش دارند (48) و میتوانند به طور مؤثری رادیکالهای گروه هیدروکسیل و پروکسیل را مهار کنند و از پراکسیداسیون لیپیدها جلوگیری نمایند (40). بهبود تحمل به خشکی تحت تأثیر ترکیبات فنلی گزارش شده است (29 و 30). آندره و همکاران (2009) در تحقیقی بر روی سیبزمینی، گزارش کردند که ژن تولید کننده فنل در گیاه در شرایط تنش خشکی بیان میگردد و میزان این ترکیبها افزایش مییابد (35). افزایش محتوای ترکیبات فنلی در گیاهان زیتون (73) و ذرت (72) گزارش شده است. کاهش محتوای فنل کل در گیاه کتان با کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید تحت شرایط تنش خشکی نیز گزارش شده است (26). در این راستا گزارش گردیده است که محتوای فنل کل تحت تأثیر کاربرد اپیبراسینولید به دلیل افزایش رشد و کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاهش پیدا می کند (25 و 59).
در این پژوهش تنش خشکی سبب کاهش بنیه بذر تودههای مورد بررسی چاودار گردید. کاهش بنیه بذر گیاه ذرت تحت تنش خشکی در مطالعات فرهادی و همکاران (1394) گزارش شده است (16). همچنین در پژوهشی عنوان شده است که تنش خشکی سبب کاهش بنیه بذر، درصد جوانهزنی و رشد گیاهچههای ارقام سویا میگردد (17). عالیپور و همکاران (1398) بیان داشتند که شاخص بنیه بذر گیاهچههای جودره تحت تنش شوری و خشکی کاهش مییابد (14). از آنجایی که شاخص بنیه بذر از حاصلضرب طول گیاهچه و درصد جوانهزنی حاصل میشود، بنابراین کاهش این شاخص در شرایط تنش خشکی را میتوان به کاهش درصد جوانهزنی و طول گیاهچه تحت تنش خشکی نسبت داد (27). همچنین گزارش گردیده است که تنش خشکی از طریق کاهش پتانسیل آب، موجب کاهش دسترسی بذر به آب میگردد و در نتیجه سرعت فرآیندهای متابولیکی مختل شده و از این طریق سبب کاهش بنیه بذر میگردد (5). شتیوی و همکاران (2018) اظهار داشتند که کاربرد تنظیمکننده رشد متیل جاسمونات موجب افزایش بنیه بذر گیاه برنج میشود (83).
یکی از پاسخهای گیاهان به تنشهای محیطی افزایش تولید و انباشت انواع مختلف مواد آلی محلول سازگار در سلولهای گیاهی است. این مواد به واسطه وزن مولکولی کم، از محلولیت بالایی برخوردار هستند و در تنظیم اسمزی گیاه در شرایط تنش نقش دارند. از جمله این ترکیبات سازگار میتوان به پرولین، ساکارز و گلایسین بتائین اشاره کرد. گلایسین بتائین یک ترکیب آمونیومی چهارگانه است که به عنوان یک محافظت کننده اسمزی قوی در مواجه با تنش خشـکی به حساب میآید. گلایسین بتائین علاوه بر نقش تنظیم اسمزی به عنوان یک جاروب کننده گونههای فعال اکسیژن نیز عمل میکند (37). علیو و همکاران (2015) گزارش کردند که با افزایش شدت تنش اسمزی غلظت گلایسین بتائین و پرولین در گیاهچههای ذرت نسبت به شاهد افزایش مییابد (31). کیخا و همکاران (1398) گزارش دادند که تنش خشکی سبب افزایش محتوای گلایسین بتائین در گونههای وحشی و زراعی گندم میشود (19). افزایش محتوای گلایسین بتائین در پاسخ به تنشهای محیطی در بسیاری از گیاهان دیگر نظیر ذرت (95) و سورگوم (94) گزارش شده است. در پژوهشی عنوان شده است که براسینواستروئیدها بر تجمع مواد محلول اثر مثبت دارند و باعث افزایش سازگاری اسمزی در گیاهان میشوند (1). کاردوسو و همکاران (2019) اعلام داشتند که کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید سبب تجمع گلایسین بتائین در گیاهان دو رقم لوبیا چشم بلبلی میگردد (43). همچنین راتان و همکاران (2020) نیز افزایش محتوای گلایسین بتائین در گیاهچههای ذرت را تحت تأثیر هورمون براسینواستروئید گزارش کردهاند (79).
آنتوسیانینها یکی از زیرگروههای ترکیبات فلاونوئیدی و از رنگیزههای محلول در آب هستند (57). فعالیت فیزیولوژیک آنها به دلیل افزایش توان آنتیاکسیدانتی میباشد (87). تجمع آنتوسیانین در پاسخ به تنشهای مختلف مانند خشکی، شوری، نور زیاد، سرما، قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش، آلودگی، تنش اسمزی و کمبود عناصر غذایی گزارش شده است (62). عموبیگی و رضویزاده (1392) در کلزا و خیری سیس و همکاران (1400) در گندم بیان داشتند که تنش خشکی موجب افزایش محتوای آنتوسیانینها میگردد (15 و 10). القای سنتز آنتوسیانینها در شرایط تنش میتواند بهدلیل نقش حفاظتی آن در ساختارهای فتوسنتزی باشد، زیرا این رنگیزهها مسئول مهار رادیکالهای آزاد اکسیژن و جلوگیری از پراکسیداسیون لیپیدها و در نهایت تنش اکسیداتیو میباشند. آنتوسیانینها انرژی زیادی را از فتوسیستم نوری یک و دو به صورت گرما یا واکنشهای شیمیایی بیضرر دفع میکنند و از این طریق سبب محافظت از غشاهای کلروپلاستی میشوند (63). محققان گزارش کردهاند که براسینواستروئیدها باعث افزایش سنتز متابولیتهای سازگار میشوند و اثرات تنش را در گیاهان کاهش میدهند (97). محمدرضاخانی و همکاران (1395) بیان داشتند که محتوای آنتوسیانینها در گیاه توتفرنگی با کاربرد سطوح مختلف براسینواسترویید افزایش مییابد (21). افزایش محتوای آنتوسیانینها در گیاه کتان با کاربرد هورمون 24-اپیبراسینولید تحت شرایط تنش خشکی گزارش شده است (26). عباس و همکاران (2013) نیز اظهار داشتند که کاربرد براسینواستروئید موجب افزایش محتوای آنتوسیانینها در دو رقم فلفل میشود (24).
یکی از مراحل مهم در چرخه زندگی گیاه، جوانهزنی است که میتواند نقش مهمی در میزان تولید و عملکرد گیاهان داشته باشد (69). بیان شده است که تنش خشکی به واسطه کاهش پتانسیل اسمزی بذر سبب افت درصد و سرعت جوانهزنی میگردد (84). مطالعات نشان دادهاند که براسینواستروئیدها بر جوانهزنی بذر گیاهان تأثیرگذار هستند. در این زمینه افزایش درصد جوانهزنی بذر گیاهان برنج (75)، سورگوم (90) و اطلسی (22) تحت تأثیر کاربرد براسینواستروئیدها گزارش شده است. در ابتدا به نظر میرسید که براسینواستروئیدها در شکستن پوسته بذر دخالت دارند (88)، اما مطالعات بعدی مشخص کرد که براسینواستروئیدها از طریق تحریک طویل شدن محور زیرلپه (هیپوکوتیل) و نمو رویان در بهبود جوانهزنی نقش دارند (6). مشخص شده است که هورمون 24-اپیبراسینولید نقشی شبیه به جیبرلین در افزایش جوانهزنی دارد و احتمالاً کاهش بیوسنتز آبسیزیک اسید و یا افزایش بیوسنتز جیبرلین، دلیل افزایش جوانـهزنـی تحت تأثیر هورمون 24-اپیبراسینولید میباشد (86).
بر اساس نتایج به دست آمده گیاهچههای رقم لنکورد با دارا بودن بیشترین درصد جوانهزنی و نیز بهبود مکانیسمهای دفاعی غیرآنزیمی از قبیل تجمع فنل و آنتوسیانین میزان تحمل بیشتری را به تنش خشکی در مقایسه با دو توده مورد مطالعه دیگر داشتند. به نظر میرسد تجمع آنتیاکسیدانهای غیرآنزیمی در اثر اعمال تنش خشکی و محلولپاشی هورمون 24-اپیبراسینولید توانسته است تا حدودی سبب تعدیل اثرات زیانبار ناشی از تنش خشکی گردد. نتایج حاکی از آن است که استفاده از تنظیمکننده رشد گیاهی 24-اپیبراسینولید میتواند آستانه تحمل به تنش خشکی و رشد و نمو چاودار را در مناطقی که در معرض تنش خشکی قرار دارند، از طریق تنظیم پاسخهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی بهبود بخشد.
سپاسگزاری
بدین وسیله نویسندگان مقاله از حمایتها و مساعدتهای دانشکده علوم، گروه علوم گیاهی و کارشناسان آزمایشگاههای فیزیولوژی و ژنتیک دانشکده علوم دانشگاه ارومیه جهت فراهم نمودن امکانات لازم برای اجرای این پژوهش تشکر و قدردانی می نمایند.
| Article View | 5,364 |
| PDF Download | 53 |