مقایسه اثر دو نوع ورمی‌کمپوست بر آرسنیک قابل دسترس خاک، رشد و انباشت آرسنیک در گلرنگ (L. Carthamus tinctorius)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه اکولوژی، پژوهشگاه علوم و تکنولوژی پیشرفته و علوم محیطی، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان، ایران
2 عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد
3 دانشگاه تحصیلات تکمیلی و صنعتی کرمان (هایتک)
چکیده
آرسنیک یک شبه فلز خیلی سمی است که اثرات نامطلوبی بر رشد گیاهان دارد و خطراتی را برای سلامتی انسان ایجاد می‌کند، پیشنهاد شده است که افزودن اصلاح‌کننده‌های آلی می‌تواند تحرک فلز یا شبه فلزات در خاک را کاهش دهد و در نتیجه رشد گیاهان در خاک‌های آلوده را بهبود دهد. بنابراین در مطالعه حاضر در دو آزمایش جداگانه اثر دو نوع ورمی‌کمپوست (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی با خاک) بر رشد گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius) در خاک‌های آلوده شده با آرسنیک (0 ، 40 و 80 میلی‌گرم در کیلوگرم) بررسی شد. نتایج نشـان داد که با افزایش سطح آرسنیک خاک، درصد ظهور گیاهچه، محتوای کلروفیل a و b برگ و وزن خشک گیاه کاهش و میانگین زمان ظهور و میزان نشت الکترولیت‌ها در برگ گیاه افزایش یافت. در شرایط بدون تنش و تحت تنش آرسنیک با افزایش میزان ورمی‌کمپوست، درصد ظهور، محتوای کلروفیل a و b برگ و وزن خشک گیاه با کاربرد ورمی‌کمپوست نوع 1 افزایش ولی با استفاده از ورمی‌کمپوست نوع 2 کاهش یافت. ورمی‌کمپوست نوع 1 باعث کاهش آرسنیک قابل دسترس خاک و غلظت آرسنیک ریشه و بخش هوایی گلرنگ شد اما ورمی‌کمپوست نوع 2 موجب افزایش این صفات شد. بررسی خواص کیفی این دو نوع ورمی‌کمپوست نشان داد تفاوت میزان فلزات سنگین مخصوصاً آرسنیک، اسیدیته، هدایت الکتریکی و توان تبادل کاتیونی در این دو نوع کود بر میزان آرسنیک قابل دسترس خاک اثر گذاشته و موجب شده است تا این دو نوع ورمی‌کمپوست اثر متفاوتی بر تجمع آرسنیک در گلرنگ داشته باشند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Comparison of the effect of two types of vermicompost on available arsenic in soil, growth and As accumulation in Carthamus tinctorius L.

نویسندگان English

Hasan Salari 1
rayhaneh Amooaghaie 2
Hossein Mozafari 3
1 Department of Ecology, Institute of Science and High Technology and Environmental Sciences, Graduate University of Advanced Technology, Kerman, Iran
2 Plant Science Department, Faculty of Science, Shahrekord University, Shahrekord, Iran
3 Institute of Science and High Technology and Environmental Sciences, Graduate University of Advanced Technology, Kerman, Iran
چکیده English

Arsenic (As), is a very toxic metalloid that has detrimental effects on plant growth and causes health risks to humans. It has been suggested that the addition of organic amendments can reduce mobility of metal(loid)s in soil, and improve plant growth in contaminated soil. Therefore, in this study, the effect of applying two types of vermicompost (0, 2, 4 and 8% w/w) on growth of Carthamus tinctorius in As-spiked soils (0, 40 and 80 mg/kg) was investigated in two separate experiments. The results showed that increasing As level in soil, decreased emergence percentage, the content of chlorophyll a, b in the leaves and the dry weight of the plant and increased the mean time of emergence and electrolyte leakage levels in leaves. With increasing dose of vermicompost, emergence percentage, the content of chlorophyll a, b, plant dry weight increased with the use of vermicompost type 1 but decreased with applying vermicompost type 2 under both non-stress and As stress conditions. Vermicompost type 1 decreased available As in soil and As concentration in roots and aerial parts of safflower, but vermicompost type 2 increased these attributes. The comparison of the quality of these two types of vermicompost showed that the difference in the content of heavy metals especially As, pH, EC and CEC in these two types of fertilizers has affected the content of available As in the soil is reason that these two types of vermicompost have different effects on growth and arsenic accumulation in safflower.

کلیدواژه‌ها English

Arsenic
Chlorophyll
Electrolyte leakage
Emergence percentage

مقایسه اثر دو نوع ورمی­کمپوست بر آرسنیک قابل دسترس خاک، رشد و انباشت آرسنیک  در گلرنگ (L. Carthamus tinctorius)

حسن سالاری1،3 ریحانه عموآقایی1،2* و حسین مظفری3

1 ایران، شهرکرد، دانشگاه شهرکرد، دانشکده علوم، گروه زیست گیاهی.

2 ایران، شهرکرد، دانشگاه شهرکرد، مرکز تحقیقات بیوتکنولوژی.

3 ایران، کرمان، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، پژوهشگاه علوم و تکنولوژی پیشرفته و علوم محیطی، گروه اکولوژی

تاریخ دریافت: 1/11/1401            تاریخ پذیرش: 17/3/1402

چکیده

آرسنیک یک شبه فلز خیلی سمی است که اثرات نامطلوبی بر رشد گیاهان دارد و خطراتی را برای سلامتی انسان ایجاد می­کند، پیشنهاد شده است که افزودن اصلاح­کننده­های آلی می­تواند تحرک فلز یا شبه فلزات در خاک را کاهش دهد و در نتیجه رشد گیاهان در خاک­های آلوده را بهبود دهد. بنابراین در مطالعه حاضر در دو آزمایش جداگانه اثر دو نوع ورمی­کمپوست (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی با خاک) بر رشد گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius) در خاک­های آلوده شده با آرسنیک (0 ، 40 و 80 میلی­گرم در کیلوگرم) بررسی شد. نتایج نشـان داد که با افزایش سطح آرسنیک خاک، درصد ظهور گیاهچه، محتوای کلروفیل a و b برگ و وزن خشک گیاه کاهش و میانگین زمان ظهور و میزان نشت الکترولیت­ها در برگ گیاه افزایش یافت. در شرایط بدون تنش و تحت تنش آرسنیک با افزایش میزان ورمی­کمپوست، درصد ظهور، محتوای کلروفیل a و b برگ و وزن خشک گیاه با کاربرد ورمی­کمپوست نوع 1 افزایش ولی با استفاده از ورمی­کمپوست نوع 2 کاهش یافت. ورمی­کمپوست نوع 1 باعث کاهش آرسنیک قابل دسترس خاک و غلظت آرسنیک ریشه و بخش هوایی گلرنگ شد اما ورمی­کمپوست نوع 2 موجب افزایش این صفات شد. بررسی خواص کیفی این دو نوع ورمی­کمپوست نشان داد تفاوت میزان فلزات سنگین مخصوصاً آرسنیک، اسیدیته، هدایت الکتریکی و توان تبادل کاتیونی در این دو نوع کود بر میزان آرسنیک قابل دسترس خاک اثر گذاشته و موجب شده است تا این دو نوع ورمی­کمپوست اثر متفاوتی بر تجمع آرسنیک در گلرنگ داشته باشند.

واژه های کلیدی: آرسنیک، درصد ظهور، کلروفیل، نشت الکترولیت­ها

*نویسنده مسئول، پست الکترونیکی:  rayhanehamooaghaie@yahoo.com

مقدمه

 

فلزات سنگین اثرات مضری بر سلامت موجودات دارند و امروزه آلودگی مواد غذایی به فلزات سنگین با فعالیت­های صنعتی و انسانی و تکنولوژی مدرن افزایش یافته است. آرسنیک یکی از این فلزات سنگین است که نه تنها در گیاهان باعث کاهش بیوماس و محصـول می­شـود، بلکه به­ عنوان یکی از سمی­ترین و سرطان­زاترین عناصر برای انسان و جانوران در نظر گرفته می­شود [37]. این عنصر در محیط بسیار متحرک بوده و با توجه به شباهت شیمیایی آرسنیک با فسفر، در گیاهان این شبه فلز برای جذب با فسفر رقابت می­کند و با جایگزین کردن فسفر در ملکول‌های زیستی نظیر ATP یا غشای فسفولیپیدی و اجزای داخلی سلول‌ها و یا از طریق اتصال با گروه­های سولفیدریل پروتئین­ها و برخی آنزیم­ها و مهار عملکرد آنها موجب اختلال در متابولیسم گیاه می­شود. علاوه بر این، تبدیل آرسنیک 5 ظرفیتی به آرسنیک سه ظرفیتی در سلول بطور مستقیم و اختلال در فرآیندهای سلولی بطور غیرمستقیم تولید گونه­های فعال اکسیژن (ROS) در گیاهان را القا می­کند که موجب پراکسیداسیون چربی­های غشا و نشت الکترولیت­ها از سلول می­شود [14]. مجموع اثرات فوق منجر به کاهش محتوای کلروفیل و جذب مواد مغذی و کاهش جوانه­زنی دانه و رشد گیاهان می­شود [14، 20 و 40]. آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات ­متحده، حداکثر میزان آرسنیک مجاز در خاک را 24 میلی­گرم در کیلوگرم خاک و در آب آشامیدنی 10 میکروگرم در لیتر معرفی کرده است. اگرچه بیشتر کشورهای جنوب­شرقی آسیا مانند بنگلادش، هند، چین، پاکستان با مشکل آلودگی با آرسنیک مواجه هستند [37]، ولی در سال­های اخیر، در مناطقی از ایران از جمله اطراف معادن استان­های آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، کردستان، کرمان و خراسان رضوی نیز آلودگی منابع خاک بیش از حد مجاز گزارش شده است [1]. در کنار فرآیندهای طبیعی مانند فعالیت­های آتشفشانی و هوازدگی مواد­ معدنی زمین، فعالیت­های انسانی نیز در انتشار آرسنیک به محیط نقش داشته است. مثلاً گزارش شده که منابع آب شهر رفسنجان به دلیل مجاورت با مجتمع مس سرچشمه، در حد قابل­توجهی آلوده‌ به آرسنیک است [5] و ممکن است آبیاری با آب­های زیرزمینی آلوده موجب افزایش آرسنیک در خاک و گیاهان این منطقه شود. همچنین استفاده بیش ­از ­حد از کودها و آفت­کش­های حاوی آرسنیک، باعث ورود این عنصر خطرناک به زنجیره­های غذایی موجودات زنده می­شود. علاوه بر این در سال­های اخیر، کوددهی با پسماندهای جامد شهری و ضایعات صنعتی آلوده به آرسنیک نیز از جمله عوامل آلودگی خاک و محصولات کشاورزی به آرسنیک می­باشد [33].

صنعتی شدن جوامع امروزی، افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف مواد توسط انسان­ها مخصوصاً در شهرهای بزرگ موجب شده است تولید ضایعات صنایع، کارخانجات و معادن، پسماندهای کشاورزی و فاضلاب­های شهری افزایش یابد. برای مدیریت این پسماندها یکی از راهکارهایی که پیشنهاد شده است تبدیل این پسماندها به کمپوست یا ورمی­کمپوست است. برای تولید ورمی­کمپوست، انواع مواد آلی شامل پسماندهای کارخانه­ها و کشاورزی، زباله­های شهر­ی­ و خانگی، توسط آنزیم­های سیستم گوارشی کرم­های خاکی و میکروارگانیسم­های خاک طی یک فرایند گرمادوست تجزیه و به کودهای مغذی و سرشار از عناصر غذایی برای رشد گیاهان تبدیل می­شوند [25]. در بسیاری از منابع گزارش شده است که ورمی­کمپوست یک کود آلی مفید است که خواص فیزیکوشمیایی خاک مانند: هدایت الکتریکی، pH، درصد مواد آلی، ظرفیت تبادل کاتیونی، تخلخل و پتانسیل زهکشی و ظرفیت نگهداری آب در خاک تاثیر می­گذارد. گزارش­های بسیاری مبنی بر اثر مثبت ورمی­کمپوست بر بهبود جوانه­زنی بذر، رشد و زیست توده گیاهان مختلف ارائه شده است[7، 8 و 25].  بررسی منابع نشان می­دهد اثر ورمی­کمپوست بر جذب فلزات سنگین در گیاهان بسیار متغیر و به صورت کاهش، افزایش و یا بدون اثر بر تجمع این فلزات در تحقیقات مختلف گزارش شده است. برای مثال عبدوسی [6] گزارش کرد که در خاک­های آلوده به کادمیوم، مصـرف ورمـی­کمپوسـت باعث کاهش تجمع این فلز و در نتیجه افزایش عملکـرد و زیسـت تـوده گیاه اسفناج شد و پیشنهاد کرد مقدار قابـل تـوجهی از کـادمیوم بـا ماده آلی ورمـی­کمپوسـت، کمپلکس تشکیل داده و این عمل موجـب کـاهش جذب این فلز  توسط گیاه شده است. Zuo و همکاران [39] نیز گزارش دادند ورمی­کمپوست حاصل از لجن فاضلاب خواص فیزیکوشیمیایی خاک را با بهبود تخلخل، کاهش شوری و اسیدیته، افزایش مواد آلی، ازت و فسفر بهبود داد و در نتیجه محصول و بیوماس ذرت را در حد معنی­داری افزایش داد. البته مصرف این ورمی­کمپوست هم تجمع مس، نیکل، سرب، روی و کادمیوم در ریشه ذرت رشد یافته در خاک گل آلود افزایش داد اما تجمع فلز در گیاه در مقایسه با کاربرد مستقیم لجن فاضلاب کمتر بود. در مقابل بلوچی و همکاران [2] اعلام کردند کاربرد ورمی­کمپوست سبب افزایش انباشت فلز کادمیوم در بخش هوایی و ریشه گیاه لوبیا چیتی گردید. بر خلاف گزارش­های فوق، تحقیق موسوی و همکاران [10] نشان داد که کاربرد ورمی­کمپوست به میزان20 و40 تن در هکتار اثر معنی­داری بر جذب فلز نیکل در بخش هوایی گیاه برنج در مقایسه با شاهد نداشت. این تنوع نتایج اثر ورمی­کمپوست در تحقیقات مختلف، اغلب به تفاوت واکنش گیاهان مختلف و یا شرایط خاک نسبت داده شده است. در حالی­که حداقل بخشی از این اختلاف نتایج ممکن است ناشی از کیفیت ورمی­کمپوست استفاده شده نیز باشد. اما متاسفانه در بیشتر منابع خواص فیزیکوشیمیایی و حتی میزان فلزات سنگین موجود در ورمی­کمپوست مصرفی مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته است.

در باور عامه ورمی­کمپوست عمدتاً از تغییر شکل شاخ و برگ گیاهان و ضایعات کشاورزی توسط کرم­های خاکی و ریزباکتری­های خاک تولید می­شود و یک کود آلی بدون ضرر و سازگار با محیط زیست است. اما اگر پسماندهای شهری و صنعتی و حتی در برخی موارد، پسماندهای کشاورزی که دارای مقادیر بالای عناصر سنگین هستند در فرایند تولید کمپوست و ورمی­کمپوست استفاده شوند ممکن است این فلزات سنگین توسط گیاهان جذب و به زنجیره­ها و شبکه­های غذایی وارد شوند و بر سلامت همه موجودات از جمله انسان اثرات زیانبار بگذارند[33]. بنابراین رعایت استانداردهای میزان آلاینده­های فلزات سنگین در تولید ورمی­کمپوست در حفظ محیط زیست و ارتقاء سلامت جامعه مهم است. از این­رو امروزه کشورهای مختلف برای مراحل مختلف تولید و مصرف ورمی­کمپوست سیاست­های زیست محیطی و استانداردهایی را تدوین کرده­اند. برای مثال حد مجاز و استاندارد آرسنیک در ورمی­کمپوست در کشورهای ایران، استرالیا و آمریکا به ترتیب 10، 20 و 41 میلی­گرم در کیلوگرم تعیین شده است [4].

در یک تحقیق میزان فلزات سنگین آرسنیک، جیوه، کادمیوم و سرب را در بعضی انواع ورمی­کمپوست­ تولید شده در استان­های تهران را در حد مجاز و در محدوده استاندارد مورد تایید ایران گزارش کرده­اند[4]. لیکن با توجه به هزینه­دار بودن سیستم تفکیک پسماند در ایران و به دلیل عدم مدیریت یا نظارت کافی، گاهی کاربرد پسماندهای غیرقابل کمپوست حاوی مواد شیمیایی و شوینده­ها و سیستم­های الکترونیکی و باطری­های مصرفی در وسایل نقلیه باعث ورود انواع فلزات سنگین به ورمی­کمپوست و در نهایت آلودگی محصولات باغی و زراعی می­شود [33]. لذا بررسی مداوم کیفیت ورمی­کمپوست و اثر آن بر انباشت فلزات سنگین در گیاهان ضروری است. در بین فلزات سنگین و متالوئیدهای سمی، میزان آرسنیک در ورمی­کمپوست و یا اثر ورمی­کمپوست در تحمل و تجمع این متالوئید در گیاهان کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین در مطالعه حاضر اثر دو نمونه ورمی­کمپوست بر رشد گیاه گلرنگ در خاک آلوده به آرسنیک ارزیابی شد.

گلرنگ با نام علمیL. Carthamus tinctorius، گیاهی یک ساله از خانواده Asteraceae است که بومی مشرق­‌ زمین بوده و پس ‌از آن به سایر مناطق دنیا منتشر شده ‌است و امروزه در اغلب کشورها کاشت می‌شود. گلرنگ به دلیل ویژگی­های مطلوب و خاص نظیر، قابلیت استفاده­ از گل­های آن به منظور تهیه رنگ­های قرمز و زرد برای پوشاک و غذا، کیفیت بالای روغن دانه­ها برای تولیـد روغن نباتی، تولید کنجاله به­عنوان مکمـل غـذایی مناسب برای دام و مقاومت نسبتاً زیاد آن به تنش­هایی مانند شوری، خشکی، سرمای زمستانه و برخی فلزات سنگین، همواره در کشاورزی بسیاری مناطق مورد توجه ویژه بوده است[16]. با توجه به اهمیت و تحمل نسبتا خوب این گیاه به فلزات سنگین، گلرنگ برای این تحقیق انتخاب شد و اثر دو نمونه ورمی­کمپوست تهیه شده با مواد اولیه متفاوت، بر رشد و میزان انباشت آرسنیک در گیاه گلرنگ در خاک آلوده به این عنصر بررسی شد.

 

مواد و روش­ها

آماده­سازی وسایل و مواد

نمونه خاک مورد استفاده در این تحقیق از عمق  15 سانتی­متری یک منطقه بکر و دور از منابع آلاینده فلزات سنگین در کرمان با مختصات جغرافیایی 5217/29 درجه شمالی و 8183/56 درجه شرقی جمع­آوری شد. این خاک پس از خشک شدن در هوا و الک کردن (1 میلی­متر)، برای تجزیه و تحلیل ویژگی­های فیزیکوشیمیایی بیشتر مورد آزمایش قرار گرفت. pH و EC خاک در یک عصاره 1:5 (حجم آب: وزن خاک) توسط یک pH متر Metrhom (مدل 713) و رسانایی­سنج Metrhom (مدل 712) اندازه­گیری شدند. بافت خاک به روش هیدرومتر [18] و نیتروژن کل به روش کلدال [30]، درصد کربن آلی به روش اکسایش تر [31] و CEC خاک [35] برآورد شد. تجزیه عناصر خاک با استفاده از روش هضم اسیدی با HCl،HNO3  و HClO4  و دستگاه ICP صورت گرفت [21]. خواص فیزیکوشیمیایی خاک در جدول 1 ذکر شده است.

 

 

جدول 1: خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک مورد استفاده

بافت خاک

CEC

(meq/100g)

EC (1:5) (ms/cm)

pH (1:5)

O.C

(%)

N

(%)

P

(%)

K

(%)

As

mg/kg

Fe

mg/kg

Mn

mg/kg

Zn

mg/kg

Cu

mg/kg

 

لومی- شنی

11/15

78/1

4/6

27/0

003/0

5/0

7/24

5/0

76/22

450

12

21

                                     

 

 

در این تحقیق دو نوع ورمی­کمپوست، اولی از شرکت گلباران سبز گیلان در شهر رشت در شمال ایران و دومی از یک تولید­کننده محلی در کرمان تهیه شدند که برای سهولت در کل مقاله به آن­ها به ترتیب با عنوان ورمی­کمپوست نوع 1 و 2 اشاره می­شود.  نمونه­های ورمی­کمپوست­ها مشابه خاک، مورد تجزیه و بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی قرار گرفت. خواص فیزیکوشیمیایی ورمی­کمپوست­ها در جدول 2 ذکر شده است.

 

 

جدول 2: خصوصیات فیزیکوشیمیایی ورمی­کمپوست­های مورد استفاده

CEC

(meq/100g)

EC (1:5)

  (ms/cm)

pH

عصاره (1:5)

O.C

(%)

N

(%)

P

(%)

K

(%)

As

mg/kg

Fe

mg/kg

Mn

mg/kg

Zn

mg/kg

Cu

mg/kg

نوع

ورمی­کمپوست

47/16

22/1

4/7

06/12

98/0

12/0

21/0

005/0

15

105

46

10

نوع 1

64/29

47/6

45/8

7/20

67/0

85/0

87/0

11

59/0

024/0

022/0

003/0

نوع 2

 

 

بذرهای گلرنگ رقم گلدشت از مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر ایران در کرج تهیه شدند.

اجرای آزمایش

در این تحقیق، دو آزمایش جداگانه با استفاده از دو نوع ورمی­کمپوست به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در هر دو آزمایش نوع خاک یکسان بود و فاکتورها شامل آرسنیک در 3 سطح (0، 40 و 80 میلی­گرم در کیلوگرم خاک) و ورمی­کمپوست در 4 سطح 0، 2، 4 و 8 درصد وزنی با خاک بود. برای آلودگی خاک به غلظت‌های مختلف آرسنیک 0 ، 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک)، مقدار مورد نیاز آرسنات­سدیم (Na2HAsO4 0.7H2O) در 50 میلی‌لیتر آب مقطر حل شد و سپس کاملاً با خاک هر گلدان مربوطه مخلوط شد. برای تثبیت آرسنیک در خاک، سیکل­های اشباع مکرر با آب مقطر جهت به تعادل رسیدن خاک با آرسنیک داده شد. دو روز قبل از کاشت مقادیر لازم ورمی­کمپوست­ها به خاک هر گلدان اضافه شدند. بذر گلرنگ با هیپوکلریت سدیم 3/0 درصد ضدعفونی شد و سپس چندین بار آب مقطر شسته و در هر گلدان متوسط با وزن خاک دو کیلوگرم تعداد 25 بذر گلرنگ (به منظور حداقل جامعه آماری جهت سنجش ظهور گیاهچه) کاشته شد. در هر دو آزمایش، گلدان­ها در گلخانه با دوره نوری 16/8 ساعت و دوره حرارتی 26 درجه سانتیگراد در روز  23 درجه سانتیگراد در شب و رطوبت نسبی 60 درصد قرار داده شدند و میزان ظهور نشاها و رشد گیاهان بررسی شد. پس از تکمیل جوانه­زنی، تعداد گیاهان هر گلدان به 5 عدد کاهش داده شد.

میزان آرسنیک قابل جذب در تیمارهای مختلف

جهت اندازه­گیری آرسنیک قابل جذب خاک از روش DTPA/TEA استفاده شد [21] . 10 میلی­لیتر دی اتیلن ­تری­امین ­پنتا استیک ­اسید (DTPA) 005/0 مولار، تری اتانول امین (TEA) 1/0 مولار و محلول 01/0 مولار CaCl2 با pH = 7.3)) به 5 گرم خاک اضافه شد. نمونه­ها پس از شیک­شدن به مدت 2 ساعت و سانتریفیوژ (4000 دور در دقیقه به مدت 10 دقیقه) مایع رویی از طریق کاغذ صافی واتمن صاف شد و با آب دیونیزه تا 25 میلی­لیتر رقیق شد. سپس جهت اندازه­گیری آرسنیک محلول­ها به دستگاهICP-OES 735  (Varian  ساخت کشور استرالیا) تزریق شدند.

محاسبه و میانگین زمان ظهور گیاهچه: روزانه تعداد نشاهای ظهور کرده در گلدان­ها  تا زمانی که در همه آنها میزان ظهور نشاها ثابت شد ثبت گردید. از روی نتایج به دست آمده مقادیر درصد ظهور و میانگین زمان ظهور (MET از فرمول­های زیر  محاسبه شدند [11].

رابطه 1                        MET = ∑ (Ni. Ti) / ∑ Ni

در این رابطه­ Ni تعداد دانه­های جدید جوانه­زده ، Ti تعداد روزهای پس از کاشت گیاه است.

سنجش وزن خشک گیاه: پس از گذشت 45 روز  از زمان کاشت، ریشه و بخش هـوایی گلرنگ در هـر گلـدان جدا و وزن خشک آنها اندازه­گیری گردید. برای تعیین وزن خشـک، انـدام هـوایی پس از شتسشو با آب مقطر، وزن شـد و سـپس در دمای 75 درجـه سـانتیگراد در آون خشـک گردید و سپس وزن خشـک بخش هوایی با استفاده از ترازوی دیجیتال شرکت AND ، ساخت کشور ژاپن (مدل GF 200 ) با دقت 001/0 گرم بدست آمد.

اندازه گیری کلروفیل:  در نمونه­های برگ تازه، کلروفیل به کمک استون ٨٠% استخراج و جذب عصاره حاصل در طول موج­های ٦٤٥ و ٦٦٣ نانومتر خوانش شد. میزان کلروفیل a و b برگ با استفاده از رابطه­های 2 و 3 تعیین شد

رابطه2   Chlorophyll a =

رابطه 3 Chlorophyll b =

در این رابطه­ها V حجم نهایی عصاره برحسب میلی­لیتر، D جذب نوری و W وزن بافت برحسب گرم است [24].

اندازه گیری نشت الکترولیت­ها

نشت الکترولیتی (EL) همانطور که قبلا توسط Dionisio-Sese و همکاران [17] توصیف شده بود با فرمول زیر اندازهگیری شد.:

رابطه4   EL (%) = EC1 / EC2 × 100

که در آن EC1 هدایت الکتریکی اولیه است که برای قطعات کوچک (2/0 گرم) نمونه تازه برگ غوطه­ور شده در 20 میلی­لیتر آب دیونیزه بعد از 24 ساعت نگه داشتن در دمای اتاق اندازهگیری می­شود و EC2 هدایت الکتریکی نهایی، پس از جوشاندن لوله­های حاوی نمونه­ها در دمای 80 درجه سانتی­گراد به مدت 30 دقیقه است.

سنجش آرسنیک گیاه

جهت سنجش میزان آرسنیک در نمونه گیاهی 2/0 گرم از نمونه ریشه و بخش هوایی گیاه خشک شده با 9 میلی­لیتر اسید نیتریک (HNO3) و 5/0 میلی­لیتر پراکسید ­هیدروژن (H2O2) هضم [21] و اندازه­گیری آرسنیک گیاه با استفاده از دستگاه ICP  (Varian  ساخت کشور استرالیا) انجام شد.

 

 

تحلیل آماری

داده­های حاصل توسط نرم­افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. مقایسه میانگین­ها با استفاده از آزمون چند دامنه­ای دانکن انجام شد و معنی­داری اختلاف بین میانگین­ها در سطح احتمال 5 درصد تعیین گردید.

نتایج

اثر ورمی­کمپوست بر غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک

نتایج آنالیز واریانس نشان داد که در هر دو آزمایش، اثر مستقل و بر همکنش سطوح مختلف آرسنیک و ورمی­کمپوست بر میزان آرسنیک خاک در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است (جدول 3).

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک در حد چشمگیری کاهش یافته است بطوری­که در هر دو سطح 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک در کیلوگرم خاک کمترین غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک با تیمار 8 درصد وزنی ورمی­کمپوست بدست آمد. کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک را به ترتیب 72/17 و 5/17 درصد در دو سطح 40 و 80 میلی گرم آرسنیک در کیلوگرم خاک نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 1-A).

 

 

جدول 3: آنالیز واریانس اثر متقابل غلظت آرسنیک و ورمی­کمپوست بر شاخص­های ظهور و آرسنیک خاک در گلرنگ

 

 

متغیرها

 

آزمایش اول با ورمی­کمپوست نوع 1

آزمایش دوم با ورمی­کمپوست نوع 2

درجه آزادی

درصد

 ظهور

میانگین زمان

 ظهور 

آرسنیک

خاک

درصد

 ظهور

میانگین زمان

 ظهور

آرسنیک

خاک

غلظت آرسنیک

2

** 083/2553

**521/47

**  76/2382

**583/4398

**632/229

** 32/4801

غلظت ورمی­کمپوست

3

** 583/269

**855/10

**   191/27

**991/252

**729/14

** 243/184

آرسنیک × ورمی­کمپوست

6

** 528/43

**949/1

**  837/9

**546/61

**299/2

**599/52

خطا

24

861/1

326/0

211/1

806/4

604/0

647/2

                   

** معنی­دار در سطوح احتمال 1%

 

شکل1: اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک (0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک ) و سطوح مختلف (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی) ورمی­کمپوست نوع 1 (A) و ورمی­کمپوست نوع 2 (B) بر غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک

حروف یکسان نشان­دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال  5 درصد است.

 

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 2 در خاک، موجب افزایش غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک شد و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک را به ترتیب تقریباً 3/57 و 5/28 درصد در هر دو سطح 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک افزایش داد (شکل 2-B).

اثر ورمی­کمپوست بر ظهور گیاهچه

با توجه به نتایج آنالیز واریانس اثر مستقل و متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر درصد ظهور و میانگین زمان ظهور گیاه در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است (جدول 3).

با افزودن 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک در خاک، درصد ظهور 5/18 و 36 درصد کاهش یافت ولی میانگین زمان ظهور

5/23 و 60 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها (یعنی تیمار بدون آرسنیک) افزایش یافت.

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، درصد ظهور افزایش و میانگین زمان ظهور در حد معنی­داری کاهش یافته است بطوری­که کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک درصد ظهور را 7/4 و 15/17 و 8/32 درصد افزایش ولی میانگین زمان ظهور 24/14 و 16 و 2/26 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 2- A و B).

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 2 در خاک، موجب کاهش درصد ظهور و افزایش میانگین زمان ظهور شد و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک درصد ظهور را 2/4 و 26/7 و 13/27 درصد کاهش ولی میانگین زمان ظهور 48/6 و 65/21 و 47/15 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها افزایش داد (شکل 2- C و D).

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، درصد ظهور افزایش و میانگین زمان ظهور در حد معنی­داری کاهش یافته است بطوری­که کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک درصد ظهور را 7/4 و 15/17 و 8/32 درصد افزایش ولی میانگین زمان ظهور 24/14 و 16 و 2/26 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 2- A و B).

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 2 در خاک، موجب کاهش درصد ظهور و افزایش میانگین زمان ظهور شد و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک درصد ظهور را 2/4 و 26/7 و 13/27 درصد کاهش ولی میانگین زمان ظهور 48/6 و 65/21 و 47/15 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها افزایش داد (شکل 2- C و D).

اثر ورمی­کمپوست بر وزن خشک بخش هوایی گیاه گلرنگ

با توجه به نتایج آنالیز واریانس (جدول 4) اثر مستقل و متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر وزن خشک بخش هوایی گیاه در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است.

با افزودن 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک در خاک، وزن خشک بخش هوایی گیاه 77/32 و 8/58 درصد کاهش یافت.

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، وزن خشک بخش هوایی گیاه در حد معنی­داری افزایش یافته است بطوری­که کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک وزن خشک بخش هوایی گیاه را 39 و 5/37 و 50 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها افزایش داد (شکل 3-A).

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 2 در خاک، موجب کاهش وزن خشک بخش هوایی گیاه شد  و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک وزن خشک بخش هوایی گیاه را 25/9 و 15 و 5/26 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 3-B).

 

 

 

شکل2- اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک (0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک ) و سطوح مختلف (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی) ورمی­کمپوست نوع 1 (A و B) و ورمی­کمپوست نوع 2 (C و D) بر درصد ظهور و میانگین زمان ظهور

حروف یکسان نشان دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال   5 درصد است.

 

جدول 4: آنالیز واریانس اثر متقابل غلظت آرسنیک و ورمی­کمپوست بر وزن خشک و محتوای کلروفیل گلرنگ

 

متغیرها

 

درجه آزادی

آزمایش اول با ورمی­کمپوست نوع 1

آزمایش دوم با ورمی­کمپوست نوع 2

 

وزن خشک

 بخش هوایی

محتوای

کلروفیل a

محتوای کلروفیل  b

وزن خشک

بخش هوایی

محتوای کلروفیل a

محتوای کلروفیل  b

غلظت آرسنیک

2

**438/0

**052/13

**508/7

**752/0

**125/22

**418/10

 

غلظت ورمی­کمپوست

3

**25/0

**411/2

**549/1

**2/0

**033/1

**303/0

 

آرسنیک × ورمی­کمپوست

6

**1/0

**134/0

ns007/0

**1/0

**39/0

**110/0

 

خطا

24

01/0

028/0

007/0

02/0

033/0

005/0

 

**  معنی­دار در سطوح احتمال 1% و  ns عدم معنی­داری

 

 

 

 

شکل 3- اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک (0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک ) و سطوح مختلف (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی)  ورمی­کمپوست نوع 1 (A) و ورمی­کمپوست نوع 2 (B)  بر وزن خشک بخش هوایی گیاه  گلرنگ

حروف یکسان نشان دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال   5 درصد است.

 

 

اثر ورمی­کمپوست بر محتوای کلروفیل­a   و b  برگ گلرنگ

با توجه به نتایج آنالیز واریانس (جدول 4) در هر دو آزمایش اثر مستقل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر محتوای کلروفیل­a   و b و اثر متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر محتوای کلروفیل a در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است. فقط اثر متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست نوع 1 بر محتوای کلروفیل b معنی­دار نبوده است.

با افزودن 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک در خاک، محتوای کلروفیل­a   20 و 67/33 درصد و محتوای کلروفیل­ b 5/39 و 3/55 درصد کاهش یافت.

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، محتوای کلروفیل­a   و b  در حد معنی­داری افزایش یافته است بطوری­که کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک محتوای کلروفیل­a   را 78/34 و 88/20 و 7/30 درصد و محتوای کلروفیل­ b   23/37 و 64 و 35/76 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها افزایش داد (شکل 4- A و B).

 

 

شکل 4- اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک (0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک ) و سطوح مختلف (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی)  ورمی­کمپوست نوع 1 (A و B) و ورمی­کمپوست نوع 2 (C و D) بر محتوای کلروفیل­a   و b   در برگ گلرنگ

حروف یکسان نشان دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال  5 درصد است

 

 

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 2 در خاک، موجب کاهش محتوای کلروفیل­a   و b  شد  و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست در سطوح 0 و 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک محتوای کلروفیل­a   را 95/2 و 79/2 و 36 درصد و محتوای کلروفیل­ b  را 2 و 38 و 8/32 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 4- C و D).

اثر ورمی­کمپوست بر غلظت آرسنیک در ریشه و بخش هوایی

با توجه به نتایج آنالیز واریانس (جدول 5) اثر مستقل و متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر غلظت آرسنیک بخش هوایی و ریشه گیاه در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است.

 

 

جدول 5: آنالیز واریانس اثر متقابل غلظت آرسنیک و ورمی­کمپوست بر میزان آرسنیک ریشه و بخش هوایی و نشت الکترولیت

 

 

متغیرها

 

درجه آزادی

 

آزمایش اول با ورمی­کمپوست نوع 1

آزمایش دوم با ورمی­کمپوست نوع 2

 

نشت الکترولیت

آرسنیک

 ریشه

آرسنیک بخش هوایی

نشت

الکترولیت

آرسنیک

ریشه

آرسنیک بخش هوایی

غلظت آرسنیک

2

**926/673

**747/1067

**054/131

** 425/1957

**075/2447

**143/224

 

غلظت ورمی­کمپوست

3

**188/48

**012/4

**253/3

** 473/165

**963/154

**590/2

 

آرسنیک × ورمی­کمپوست

6

**639/13

**968/1

**572/1

**072/37

**078/58

**449/0

 

خطا

24

355/0

11/0

27/0

274/1

327/0

055/0

 

 ** معنی­دار در سطوح احتمال 1%

 

 

با توجه به نتایج شکل 5 در غلظت صفر آرسنیک خاک کاربرد ورمی­کمپوست نوع 1 اثری بر میزان آرسنیک بافتها نداشت اما کاربرد ورمی­کمپوست نوع 2 آرسنیک بافتها را افزایش داد که در سطح 8 درصد ورمی­کمپوست این اثر معنی­دار بود.

در شرایط بدون تنش، افزایش غلظت ورمی­کمپوست نوع 1 تاثیر معنی­داری بر میزان آرسنیک گیاه نداشت اما در سطوح 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک خاک، با افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 1 در خاک، غلظت آرسنیک در بخش هوایی و ریشه نسبت به شاهد این گروه­ها (یعنی تیمار بدون ورمی­کمپوست) کاهش یافت (شکل 5- Aو B).

 در مقابل در سطوح 40 و 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک خاک، تیمار 8 درصد وزنی ورمی­کمپوست 2 ، غلظت آرسنیک را در بخش هوایی 7/35 و 22 درصد و در ریشه 51 و 39 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها (یعنی تیمار بدون ورمی­کمپوست) افزایش داد (شکل 5-C و D).

 

 

 

شکل 5- اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک ( 0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک) و سطوح مختلف ( 0، 2، 4 و 8 درصد وزنی) ورمی­کمپوست نوع 1 ( A و B) و ورمی­کمپوست نوع 2 ( C و D) بر غلظت آرسنیک بخش هوایی و ریشه

حروف یکسان نشان­دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال 5 درصد است.

              

 

 

 

اثر ورمی­کمپوست بر میزان نشت الکترولیت­ها در برگ گیاه گلرنگ

با توجه به نتایج آنالیز واریانس (جدول 5) اثر مستقل و متقابل آرسنیک و ورمی­کمپوست بر میزان نشت الکترولیتی در برگ در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است.

با افزودن 40 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک در خاک، میزان نشت الکترولیتی در برگ را 7/82 درصد نسبت به شاهد این گروه­ها (یعنی تیمار بدون آرسنیک) افزایش یافت. افزودن 80 میلی‌گرم بر کیلوگرم آرسنیک در خاک، میزان نشت الکترولیتی در برگ را بیش از 5/2 برابر نسبت به شاهد (یعنی تیمار بدون آرسنیک) افزایش داد.

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، میزان نشت الکترولیتی در برگ در حد معنی داری کاهش یافته است بطوری­که کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست نشت الکترولیتی گیاه را 2/27 و 6/32 درصد در سطوح 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک نسبت به شاهد این گروه­ها کاهش داد (شکل 6- A و B).

در مقابل اثر افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 2 در خاک، موجب افزایش میزان نشت الکترولیتی در برگ شد و کاربرد تیمار 8 درصد وزنی این ورمی­کمپوست نشت الکترولیتی گیاه را 32/28 و 5/57 درصد در سطوح 40 و 80 میلی گرم ارسنیک در کیلوگرم خاک نسبت به شاهد این گروه­ها افزایش داد (شکل 6-C و D).

 

 

 

شکل6 - اثرات متقابل غلظت­های مختلف آرسنیک (0، 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک بر کیلوگرم خاک ) و سطوح مختلف (0، 2، 4 و 8 درصد وزنی) ورمی­کمپوست نوع 1 (A) و ورمی­کمپوست نوع 2 (B) بر میزان نشت الکترولیتی در برگ گلرنگ.

حروف یکسان نشان دهنده عدم تفاوت معنی­دار بین میانگین­ها ± SE بر اساس آزمون چند دامنه­ای دانکن در سطح احتمال   5 درصد است.

 

 

بحث

معمولاً ورمی­کمپوست یک کود زیستی سازگار با محیط زیست در نظر گرفته می­شود که در کشاورزی پایدار استفاده از آن توصیه می­شود. لیکن باید توجه داشت که ورمی­کمپوست­ها با توجه به مواد اولیه مورد استفاده برای تولید آنها دارای ویژگی­های متفاوتی هستند و همین امر سبب می­شود مارک­های مختلف این کود آلی اثرات متفاوتی بر ویژگی­های خاک و رشد گیاهان داشته باشند. بنابراین در اغلب کشورهای جهان استانداردهایی برای عرضه این کود آلی به بازار تعیین شده است. برای مثال طبق استانداردهای جهانی بهتر است pH در محدوده 6 تا 7 و EC کمتر از 2 باشد و محتوای فلزات سنگین آن باید کم و برای آرسنیک کمتر از 10 میلی­گرم بر کیلوگرم خاک باشد [28]. بر اساس جدول2، در ورمی­کمپوست نوع 1 pH و EC و محتوای فلزات سنگین و مخصوصا آرسنیک در محدوده مجاز از نظر استانداردهای بین المللی قرار دارد، اما مقادیر این ویژگی­ها در ورمی­کمپوست نوع 2 فراتر از حد مجاز بوده است. احتمالا این تفاوت­ها ناشی از تفاوت مواد اولیه بکاربرده شده برای تهیه این دو نوع ورمی­کمپوست است.

نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش سطح ورمی­کمپوست  نوع 1 در خاک، غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک در حد چشمگیری کاهش یافته است (شکل 1-A ) در مقابل افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 2 در خاک، موجب افزایش غلظت آرسنیک قابل­جذب در خاک شد (شکل 1-B ). بطور کلی پیشنهاد شده است که کودهای آلی مانند ورمی­کمپوست، بیوچار و کودهای حیوانی با تبدیل فرم­های قابل دسترس فلزات سنگین به فرم­های کمتر قابل دسترس مانند اکسیدهای فلزی و کربنات­های متصل به مواد آلی، فعالیت و تحرک آنها را کاهش می­دهند. به نظر می­رسد میزان حضور برخی ترکیبات مانند هیومیک­اسیدها که با انواع زیادی از فلزات مانند مس، کروم، کادمیوم و سرب باند می­شوند در میزان تثبیت و بی­تحرک شدن این فلزات در خاک موثر است [38]. با توجه به یکسان بودن شرایط رشد گیاه و صفات خاک در هر دو آزمایش، می­توان احتمال داد تفاوت pH ،  EC و  CEC و محتوای فلزات سنگین و مخصوصاً آرسنیک این دو نوع ورمی­کمپوست موجب تفاوت در دسترسی به آرسنیک خاک برای گیاه شده است. احتمالاً میزان بالاتر ترکیباتی مانند هیومیک ­اسیدها در ورمی­کمپوست نوع 1 لیگاندهای قابل اتصال به آرسنیک در خاک را افزایش داده است و در نتیجه سهم آرسنیک قابل­جذب در خاک در حد چشمگیری کاهش یافته است. البته میزان هیومیک ­اسیدها در این تحقیق برآورد نشده است و نمی­توان قاطعانه نظر داد اما اتصال آرسنیک به فولویک و هیومیک ­اسید موجود در ورمی­کمپوست در مطالعه سایر محققان نشان داده شده است [36].

نتایج مشابه با هر دو نوع ورمی­کمپوست، قبلا بوسیله محققان دیگر گزارش شده است. برای مثال مشابه با نتایج حاصل از کاربرد ورمی کمپوست1،  Martínez-Madrid و Marrugo-Negrete  [27] نیز اعلام کردند که کاربرد بهبود دهنده­هایی مانند ورمی­کمپوست و آهک، میزان دسترسی به فلزاتی مانند سرب و کادمیوم و جیوه و آرسنیک در خاک را کاهش می­دهد. Wang و همکاران [38] هم گزارش کردند که کاربرد ورمی­کمپوست، pH و ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) خاک را افزایش داد و در نتیجه با اتصال فلزات به محل­های جذب بار منفی و تشکیل ترکیبات آلی فلزی نامحلول، تحرک فلزات سمی در خاک و در نهایت جذب فلزات سمی توسط گیاه کاهو را کاهش داد.  Zuo و همکاران [39] معتقدند ورمی­کمپوست باعث می­شود فلزات سنگین به فرم­های باند شده پایدار در عمق 20 سانتی­متری از سطح خاک قرار گیرند و این امر ریسک آبشویی و دسترسی آنها برای گیاه را کاهش می­دهد.

باید توجه داشت که غلظت قابل جذب فلزات سنگین در خاک کم بوده و توزیع فلز در بخش­های مختلف خاک به میزان مواد آلی،  pH، CEC و برخی صفات دیگر خاک بستگی دارد. اگر چه فلزات سنگین تمایل بالایی برای اتصال به مواد آلی خاک نشان می­دهند و CEC بالاتر ممکن است لیگاندهای بار منفی زیادی را برای اتصال این فلزات فراهم آورد اما در برخی موارد کمپلکس­های مواد آلی-فلز که تشکیل می­شوند حلالیت بالایی داشته و در نتیجه ممکن است مشابه با نتایج حاصل از ورمی­کمپوست نوع 2 در تحقیق حاضر، تحرک و دسترسی به فلز در خاک را افزایش دهند. Manáková و همکاران [26] گزارش کردند که کاربرد ورمی­کمپوست و کمپوست، تحرک و آرسنیک قابل دسترس خاک را افزایش داد. Pan و همکاران [32] گزارش کردند که ورمی­کمپوست، pH و CEC و مواد آلی خاک را افزایش داد و موجب کاهش کادمیوم قابل جذب در خاک و گیاه شد اما بطور معنی­داری غلظت آرسنیک در خاک و گیاه را افزایش داد. این محققان معتقدند مواد آلی خاک پتانسیل کاهش دسترسی  به فلزات کاتیونی (مانند کادمیوم) اما افزایش رهایی متالوئیدهای آنیونی (مانند آرسنیک) را دارند. این ممکن است مربوط به افزایش pH و  CECو مواد آلی و فسفر محلول باشد [13]. افزایش pH برای جذب فرم­های آنیونAsO34−  و AsO33− مطلوب نیست و  CEC بالاتر ورمی­کمپوست هم، نقاط اتصال بار منفی خاک را افزایش می­دهد که موجب دفع اکسی­آنیون­های آرسنیک در خاک می­شود [29]. در این مطالعه هم سطوح بالاتر pH و  CECو مواد آلی ورمی­کمپوست نوع 2 احتمالاً موجب کاهش اتصال آرسنیک در خاک شده و در نتیجه میزان آرسنیک قابل دسترس در این تیمارها را افزایش داده است.

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تحت هر دو شرایط بدون تنش و تحت تنش آرسنیک، افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 1 موجب شد تعداد بیشتری بذر جوانه زده و گیاهچه­های قویتر با سرعت و یکنواختی بیشتر در مدت زمان کمتری در سطح خاک ظاهر شدند (شکل 2-A و B). بطور مشابهی تیمار با ورمی­کمپوست باعث افزایش شاخص­های انرژی، سرعت، شاخص و ضریب ظهور گیاهچه و بنیه وزنی تر گیاه اسفرزه و در مقابل کاهش میانگین زمان ظهور نشاهای اسفرزه در شرایط بدون تنش ­شد [8]. با توجه به نقش دسترسی به آب کافی و هورمون­ها در فرآیند جوانه­زنی و رشد گیاهچه، احتمالاً نقش ورمی­کمپوست در بالا بردن ظرفیت نگهداری آب در خاک و همچنین حضور تنظیم­کننده­های رشد از جمله اکسین، سیتوکینین و جیبرلین در ورمی­کمپوست در شرایط بدون تنش آرسنیک در بهبود شاخص­های ظهور موثر بوده است. همچنین پیشنهاد شده است که در طی فرآیند تهیه ورمی­کمپوست تفریبا 50 درصد کربن مواد اولیه در طی فرآیند تجزیه هوازی توسط کرم­ها بصورت CO2 از دست می­رود اما ازت نه تنها کم نمی­شود بلکه در رابطه با افزودن موکوس کرم­ها و نیز با توجه به کاهش حجم سوبسترای اولیه، غلظت نیترات و آمونیوم در ورمی افزایش هم پیدا می­کند و افزایش نسبت ازت به کربن و بهبود دسترسی به منابع ازت به جوانه­زنی و رشد گیاه کمک می­کند [19] اثر مثبت ورمی­کمپوست نوع 1 بر شاخص­های ظهور تحت تنش آرسنیک احتمالا با کاهش آرسنیک قابل دسترس خاک در اثر تیمار با این نوع ورمی­کمپوست (شکل 1-A ) مرتبط است که موجب کاهش آرسنیک محلول در اطراف دانه و ممانعت از سمیت آن برای ظهور گیاهچه شده است.

در مقابل، کاربرد ورمی­کمپوست نوع 2، درصد و سرعت ظهور گیاهچه گلرنگ را کاهش داد (شکل 2-C و D) که احتمالاً ناشی از EC بالاتر و همچنین سطح بالاتر فلزات سنگین در این نوع ورمی­کمپوست (جدول2) می­باشد. بطور مشابهی، ورمی­کمپوست حاصل از لجن در رابطه باEC و محتوای فلزات سنگین بالا، درصد جوانه­زنی چچم زمستانه را کاهش داد. تحت تنش آرسنیک، اثر ورمی­کمپوست نوع 2 بر افزایش آرسنیک قابل جذب خاک (شکل 1-B) موجب کاهش شاخص­های ظهور نشاهای گلرنگ (شکل 2-C و D) شده است. کاهش جوانه­زنی و ظهور گیاهچه ناشی از افزایش فلزات سنگین قبلاً گزارش شده است [3]. مطالعه Imran و همکاران [20] هم نشان داد که آرسنیک شاخص­های جوانه­زنی دانه آفتابگردان را کاهش و میانگین زمان جوانه­زنی دانه را افزایش داد. آنها پیشنهاد کردند اثر منفی آرسنیک بر جوانه­زنی و رشد دانه­رست ناشی از کاهش تقسیم سلولی و رشد طولی سلول است. علاوه بر این آرسنیک با جایگزینی فسفر در مسیر تولید ATP اختلال ایجاد می­کند و کاهش دسترسی به منابع انرژی فرآیند جوانه­زنی و رشد را محدود می­کند.

نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن 40 و 80 میلی­گرم آرسنیک در کیلوگرم خاک، بیوماس گیاه گلرنگ را کاهش داد (شکل 3) که مشابه با گزارش Zvobgo و همکاران [40] مبنی بر کاهش بیوماس در برخی ژنوتیپ­های جو تحت تنش آرسنیک بود. کاهش بیوماس گیاه گلرنگ تحت تنش آرسنیک احتمالا ناشی از کاهش محتوای کلروفیل (شکل 4) و در نتیجه اﻓﺖ ﻛﺎراﻳﻲ ﻓﺘﻮﺳﻨﺘﺰ و همچنین مرتبط با ایجاد تنش اکسیداتیو (با توجه به افزایش نشت الکترولیت­ها در (شکل 6-A) در این گیاه است. آرسنیک بر جذب آب و مواد مغذی ضروری خصوصاً فسفر، اثر منفی دارد و متابولیسم پروتئین و فسفوریلاسیون اکسیداتیو و فتوسنتز را در گیاه کاهش می­دهد و باعث پراکسیداسیون لیپیدهای غشای سلولی می­شود و در نتیجه موجب ﻛﺎﻫﺶ رﺷﺪ ﮔﻴﺎه می­ﺷﻮد [15]. کاربرد ورمی­کمپوست نوع 1، نه‌تنها در شرایط نرمال بلکه تحت تنش آرسنیک نیز باعث افزایش محتوای کلروفیل (شکل 4-A و B) و در نتیجه افزایش بیوماس گیاه گلرنگ (شکل 3-A) نسبت به گیاهان شاهد شد. بطور مشابهی Karmakar و  Prakash  [22] گزارش کردند که آرسنیک ارتفاع و سطح برگ و ماده خشک بخش هوایی و محتوای کلروفیل را در گیاه گندم را کاهش داد و کاربرد ورمی­کمپوست این پارامتر­های رشد را بهبود داد. ورمی­کمپوست غنی از مواد آلی است که می­تواند باعث افزایش تخلخل خاک و در نتیجه کاهش وزن مخصوص ظاهری خاک شود و با دارا بودن محتوای بالای نیتروژن و فسفر و سایر مواد مغذی، حاصلخیزی خاک و رشد گیاه را بهبود می­بخشد. علاوه بر این وجود تنظیم­کننده­های رشد گیاهی مانند ایندول­استیک­ اسید، GA3 و کینتین در ورمی­کمپوست می­تواند به عنوان یکی از دلایل احتمالی برای کمک به افزایش رشد و عملکرد گیاه باشد [34]. هیومیک اسید موجود در ورمی­کمپوست نیز در افزایش رشد گیاه موثر است زیرا رشد ریشه­ گیاه را تحریک می­کند و دسترسی و جذب عناصر مغذی از خاک را تسهیل می­نماید. بر اساس نتایج این پژوهش به نظر می­رسد کاربرد ورمی­کمپوست نوع 1 علاوه بر مکانیسم­های بالا، از طریق کاهش دادن میزان آرسنیک قابل جذب خاک، جذب و تجمع آرسنیک در ریشه و بخش هوایی گلرنگ را کاهش داده است (شکل 5-A و B) و همین امر به حفظ کلروفیل و احتمالاً توانایی فتوسنتز بهتر کمک کرده است و در نتیجه بیوماس گیاه گلرنگ را افزایش داده است. اثر ورمی­کمپوست نوع 1 بر کاهش جذب و تجمع آرسنیک در ریشه و بخش هوایی گلرنگ (شکل 5- Aو B) موجب کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از سمیت آرسنیک در  این گیاه شده است. بطوری که میزان نشت الکترولیت­ها به عنوان یک شاخص تخریب غشاها در برگ این گیاهان کاهش یافته است (شکل 6-A). بطور مشابهیLandorfa-Svalbe   و همکاران [23] دریافتند که کاربرد 10 و 20 درصد ورمی­کمپوست میزان جذب سرب در ذرت را کاهش داد و همچنین در رابطه با تامین ازت بیشتر برای گیاه، محتوای کلروفیل را افزایش داد و در نتیجه موجب بهبود شاخص­های رشد و بیوماس گیاه شد. همچنین کاربرد ورمی­کمپوست سبب کاهش میزان سرب و کادمیوم در خاک، ریشه و ساقه گیاه آفتابگردان زینتی شد و در نتیجه موجب رشد بهتر و افزایش سطح تحمل گیاه به این فلزات سنگین شد [9].

از سوی دیگر با افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 2 در خاک، محتوای کلروفیل برگ (شکل 4-C و D) و بیوماس گیاه گلرنگ (شکل 3-B) کاهش یافت که احتمالاً با شوری بالا و محتوای بالای فلزات سنگین و مخصوصاً آرسنیک در این ورمی­کمپوست مرتبط است. علاوه بر این همانطور که قبلا ذکر شد کاربرد ورمی­کمپوست نوع 2، فراهمی آرسنیک در بخش محلول خاک را افزایش داده (شکل 1-B)  و در نتیجه موجب جذب و تجمع بیشتر فلز در گیاه شد (شکل 5-C و D) و سمیت این شبه فلز در گیاه منجر به کاهش محتوای کلروفیل و افت رشد گیاه ­شد. معلوم شده است که غلطت بالای آرسنیک در برگ مانع از بیوسنتز کلروفیل در گیاهان می­شود. علاوه بر این تنش اکسیداتیو ناشی از تجمع آرسنیک موجب تخریب زودهنگام رنگدانه­های فتوسنتزی می­شود [14]. در مطالعه حاضر، با افزایش سطح ورمی­کمپوست نوع 2 در خاک، در شرایط بدون تنش آرسنیک، میزان نشت الکترولیت­ها با کاربرد 2 درصد این کود نسبت به شاهد بطور معنی­داری تغییر نکرد اما در سطح 8 درصد این نوع ورمی­کمپوست میزان نشت الکترولیت­ها به ملایمت افزایش یافت (شکل 6-B) که احتمالاً ناشی از اثر شوری بالا و محتوای بالای فلزات سنگین و مخصوصا آرسنیک در این ورمی­کمپوست بوده است و افزایش میزان آرسنیک در گیاهان تیمار شده با ورمی­کمپوست نوع 2 تحت شرایط بدون تنش آرسنیک این نتیجه را تایید می­کند. به هر حال تحت تنش آرسنیک، میزان نشت الکترولیت­ها با کاربرد همه سطوح ورمی­کمپوست نوع 2 بطور چشمگیری افزایش یافت (شکل 6-B). احتمالاً ورمی­کمپوست نوع 2 با افزایش غلظت آرسنیک در گیاه، باعث اختلال در وضعیت اکسید و احیای سلول و تولید گونه­های فعال اکسیژن ROS شده است. سپس این گونه­های فعال اکسیژن موجب تخریب و پراکسیداسیون چربی­های غشا و در نتیجه افزایش میزان نشت الکترولیت­ها ­شده و تجزیه کلروفیل در برگ را تسریع کرده­اند. مشابه با نتایج حاصل از ورمی­کمپوست نوع 2، یک تحقیق نشان داد که سمیت ناشی از آرسنیک در برگ­های گیاه باعث کاهش محتوای کلروفیل و افت کارایی فتوسنتز  در گیاهچه برنج شد و در نتیجه رشد گیاه را کاهش داد [15]. برخی تحقیقات دیگر هم افزایش انباشت فلز در گیاه در اثر تیمار با ورمی­کمپوست را نشان داده­اند. برای مثال  Angelova و همکاران [12] گزارش کردند که استفاده از ورمی­کمپوست جذب فلز کادمیوم را در برگ گیاه سیب­زمینی افزایش داد. همچنین افزایش جذب نیکل در بخش هوایی گیاه ذرت تقویت­شده با ورمی­کمپوست گزارش شده است. اما این محققان گزارش نمودند که تیمار با ورمی­کمپوست علیرغم افزایش تجمع فلز در گیاه، رشد گیاه را بهبود داده است. احتمالا این تفاوت نتایج مربوط به نوع و مقدار فلز سنگین، تفاوت سطح تحمل گیاهان به فلز مورد آزمایش و میزان و ویژگی­های ورمی­کمپوست بکار رفته در این تحقیقات می­باشد.

نتیجه­گیری کلی

نتایح مطالعه حاضر نشان داد که ورمی­کمپوست نوع 2 به دلیل شوری (47/6EC = ) و اسیدیته بالا (45/8= pH ) و همچنین مقادیر بالای فلزات سنگین و بطور خاص آرسنیک طبق استانداردهای بین­المللی نباید در کشاورزی استفاده شود. دو نوع ورمی­کمپوست اثر متفاوتی داشتند. ورمی­کمپوست نوع 1، غلظت آرسنیک در گیاه گلرنگ را کاهش و در نتیجه پارامترهای رشد گیاه را بهبود داد، در مقابل ورمی­کمپوست نوع 2، اثر معکوس داشت. این نتایج ناشی از تفاوت ویژگی­هایی مانند میزان EC و pH و CEC و محتوای بالای فلزات سنگین و مخصوصاً آرسنیک این دو نوع ورمی­کمپوست بود که باعث شد میزان آرسنیک قابل دسترس خاک با کاربرد ورمی­کمپوست نوع 1، کاهش و با استفاده از ورمی­کمپوست نوع 2 افزایش یابد. بنابراین می­توان نتیجه­گیری کرد که باید نظارت دقیق برای رعایت استانداردها در تولید ورمی­کمپوست وجود داشته باشد تا از آلودگی خاک و محصولات زراعی به آلاینده­هایی مانند آرسنیک جلوگیری شود.

تقدیر و تشکر

بدینوسیله نویسندگان از دانشگاه شهرکرد برای پشتیبانی مالی این پژوهش در قالب رساله دکتری سپاسگزاری می­کنند. همچنین از پژوهشگاه علوم و تکنولوژی پیشرفته و علوم محیطی، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته کرمان برای در اختیار گذاشتن گلخانه و تجهیزات آزمایشگاهی تقدیر و تشکر می­شود.

1.     ایگدهلو ن خ م. گلچین ا. (1398). ارزیابی خطر آلودگی منابع آب و خاک کشور به آرسنیک. تحقیقات آب و خاک ایران، دوره 50، شماره 7. صفحات 1617-1612.  DOI: 10.22059/ijswr.2019.274404.668103
2.     بلوچی ح. امینی ف. ، دهنوی م م. عطارزاده م. (1397). تأثیر ترکیبات مختلف بستر کاشت بر انباشتگی فلزات سنگین در لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.). پژوهش­های حبوبات ایران، جلد9 شمارة2 ، صفحة 54-41 . 10.22067/IJPR.V9I2.55252 DIO.
4.     پاست و. مصداقی­نیا ع ر. نادری م. (1395). تعیین آلودگی فلزات سمی به روش استخراج در 6 مارک ورمی­کمپوست حاصل از پسماندهای آلی شهر تهران. مجله سلامت و محیط زیست، فصلنامه علمی پژوهشی انجمن علمی بهداشت محیط ایران.  دوره نهم، شماره دوم، صفحات 298 تا 289.
5.     شایسته­فر م ر. شفیعی ن. شیرانی ح. ، رضایی ع. کارگر م ر. (1391) توزیع عناصر آرسنیک و سلنیوم در خاک­های اطراف معدن مس سرچشمه کرمان. نشریه آب و خاک. جلد 26 شماره 3. صفحات 544-533. DOI 10.22067/JSW.V0I0.14862.     
6.     عبدوسی س. (1397). اثرات کادمیوم و ورمی­کمپوست بر برخی پارامترهای رشدی گیاه . Spinacea oleracea L.. تغذیه گیاهان باغی. دوره اول، شماره 2 ، صفحات  36-25.
7.     عموآقایی ر. بقایی م. 1393. اثر وابسته به غلظت ورمی‌کمپوست و عصاره آن بر جوانه‌زنی بذر و رشد رویشی سیاهدانه. مجله پژوهش­های گیاهی. جلد 27. شماره 4. صفحات 702-691.  DOR. 20.1001.1.23832592.1393.27.4.16.0.
8.     مردانی ف. عموآقایی ر. (1395). اثر عصاره ورمی­کمپوست و ورمی­کمپوست جامد بر ظهور و پارامترهای رشد گیاه اسفرزه(psyllium Plantago) . علوم و فنون کشت­های گلخانه­ای،  سال 7، شماره 25، صفحات 12- 1 .
9.     مژدهی ف. تقی­زاده م. بقائی ا. ح. ، چنگیزی م. خاقانی ش. (1401).  اثر سرب و کادمیوم در مرحله جوانه­زنی و کاربرد ورمی­کمپوست در پالایش آلودگی همزمان توسط آفتابگردان زینتی  Helianthus annuus cv. Sungold  ، فرآیند و کارکرد گیاهی، جلد 11 ، شماره 74 ، صفحه 128-109. DOR: 20.1001.1.23222727 .1401.11.47.22.1
10. موسوی م. بهمنیار م ع. پیردشتی ه. (1390). وضعیت نیکل و کروم در خاک و گیاه برنج تحت تیمار با ورمی­کمپوست. مجله مدیریت خاک و تولید پایدار، جلد اول، شماره اول، صفحات 63-43.  
 
 
 
11.  Amooaghaie R. Golmohammadi S. (2017). Effect of vermicompost on growth, essential oil, and health of Thymus Vulgaris. Compost Sci Util. 25(3): 166-177. https://doi.org/10.1080/1065657X.2016.1249314
12.  Angelova V. Ivanona R. Pevicharova G. Ivanov K. (2010). Effect of organic amendments on heavy metals uptake by potato plants. 19th World Congress of Soil Science, Soil Solutions for a Changing World 1– 6 August 2010, Brisbane, Australia, 84-87.
13.  Beesley L. Inneh OS. Norton GJ. Moreno-Jimenez E. Pardo T. Clemente R. Dawson JJC. (2014). Assessing the influence of compost and biochar amendments on the mobility and toxicity of metals and arsenic in a naturally contaminated mine soil. Environ. Pollut. 186: 195–202. https://doi.org/10.1016/j.envpol.2013.11.026
14.  Chandrakar V. Naithani SC. Keshavkant S. (2016). Arsenic-induced metabolic disturbances and their mitigation mechanisms in crop plants: A review. Biologia. 71: 367–377. https://doi.org/10.1515/biolog-2016-0052
15.  Das SA. Biswas K. (2022). Comparative study of silicon and selenium to modulate chloroplast pigments levels, Hill activity, photosynthetic parameters and carbohydrate metabolism under arsenic stress in rice seedlings. Environ Sci Pollut Res. 29: (13): 19508-19529. https://doi.org/10.1007/s11356-021-16836-5
16.  Delshad E. Yousefi M. Sasannezhad P. Rakhshandeh H. Ayati, Z. (2018). Medical uses of Carthamus tinctorius L. (Safflower): a comprehensive review from traditional medicine to modern medicine. Electron. Physician. 10(4): 6672. https://doi.org/10.19082/6672
17.  Dionisio-Sese ML. Tobita S. (1998). Antioxidant responses of rice seedlings to salinity stress. Plant Sci. 135: 1–9. https://doi.org/10.1016/S0168-9452(98)00025-9
18.  Gee GW. Bauder JW. (1986). Partical size analysis. In: A. Klute (ed.) Methods of Soil Analysis. Part 1. ASA and SSSA, Madison, WI. p. 383-411.
19.  Hu W. Huang B. Tian K. Holm PE. Zhang Y. (2017). Heavy metals in intensive greenhouse vegetable production systems along Yellow Sea of China: Levels, transfer and health risk. Chemosphere. 167: 82- 90. https://doi.org/10.1016/j.chemosphere.2016.09.122
20.  Imran MA. Sajid ZA. Chaudhry, MN. (2015). Arsenic (As) toxicity to germination and vegetative growth of Sunflower (Helianthus annuus L.). Pol J Environ Stud. 24(5): 1993–2002. https://doi.org/10.15244/pjoes/39553
21.  Karak T. Abollino O. Bhattacharyya P. Das KK. Paul RK. (2011). Fractionation and speciation of arsenic in three tea gardens soil profiles and distribution of As in different parts of tea plant (Camellia sinensis L.). Chemosphere. 85(6): 948-960. https://doi.org/10.1016/j.chemosphere.2011.06.061
22.  Karmakar S. Prakash P. (2019). Ameliorative effect of zinc and vermicompost on physiological and yield attributes in wheat (Triticum aestivum L.) under arsenic toxicity. J Pharmacogn Phytochem. 8(4): 180-183
23.  Landorfa-Svalbe Z. Vikmane M. Ievinsh G. (2022). Vermicompost amendment in soil affects growth and physiology of Zea mays plants and decreases pb accumulation in tissues. Agriculture. 12(12): 2098. https://doi.org/ 10.3390/agriculture12122098
24.  Lichtenthaler HK. Wellburn AR. (1983). Determinations of total carotenoids and chlorophylls a and b of leaf extracts in different solvents. Biochemical Society Transactions 11: 591–592. https://doi.org/10.1042/bst0110591.
25.  Makkar C. Singh J. Parkash C. Singh S. Vig, AP. Dhaliwal SS. (2023). Vermicompost acts as bio-modulator for plants under stress and non-stress conditions. Environ Dev Sustain. 25(3): pp.2006-2057.
26.  Maňáková B. Kuta J. Svobodová M. Hofman J. (2014). Effects of combined composting and vermicomposting of waste sludge on arsenic fate and bioavailability. J Hazard Mater. 280: 544-551. https://doi.org/10.1016/j.jhazmat.2014.08.024
27.  Martínez Madrid DE. Marrugo-Negrete J. (2021). Effects of adding amendments on the immobilization of heavy metals in mining soils of southern Bolívar, Colombia. Ciencia y Tecnología Agropecuaria. 22(2): e2272.
28.  Max-Ikechebelu JO. Falusi OA. Bolaji OM. (2022). Physiochemical parameters of composited cow and goat waste as mitigation to municipal waste. Science. 10(4): 165-181.
29.  Mehmood T. Bibi I. Shahid, M. Niazi NK. Murtaza B. Wang H. Ok YS. Sarkar B. Javed MT. Murtaza G. (2017). Effect of compost addition on arsenic uptake, morphological and physiological attributes of maize plants grown in contrasting soils. J Geochem Explor. 178: 83–91. https://doi.org/10.1016/j.gexplo.2017.03.018
30.  Mulvaney R.L. 1996. Nitrogen–inorganic forms. In: D.L. Sparks et al (ed.) Methods of Soil Analysis. Part 3. SSSA and ASA, Madison, WI. p. 1123–1184.  https://doi.org/10.2136/sssabookser5.3.c38
31.  Nelson DW. Sommers LE. (1996). Total carbon, organic carbon, and organic matter. In: D.L. Sparks et al (ed.) Methods of Soil Analysis. Part 3. SSSA and ASA, Madison, WI. p. 961–1010.   https://doi.org/10.2136/sssabookser5.3.c34.
32.  Pan P. Beibei L. Lin W. Bigui L. Qinfen L. (2022). Optimal remediation strategies for simultaneously immobilizing arsenic and cadmium using combination of vermicompost and zero-valent iron in two soil types. Environ Technol Innov. 28: 102807. https://doi.org/10.1016/j.eti.2022.102807
33.  Rani N. Singh M. (2022). Remediation of soil impacted by heavy metal using farm yard manure, vermicompost, biochar and poultry manure. Soil Science-Emerging Technologies, Global Perspectives and Applications. https://doi.org/10.5772/intechopen.105536
34.  Ravindran B. Contreras-Ramos SM. Sekaran G. (2015). Changes in earthworm gut associated enzymes and microbial diversity on the treatment of fermented tannery waste using epigeic earthworm Eudrilus eugeniae. Ecol Eng. 74: 394-401. https://doi.org/10.1016/j.ecoleng.2014.10.014
35.  Ross DS. Ketterings Q. (1995). Recommended methods for determining soil cation exchange capacity. Recommended soil testing procedures for the northeastern United States. 493(101): p.62.
36.  Sengupta S. Bhattacharyya K. Mandal J. Chattopadhyay AP. (2022). Complexation, retention and release pattern of arsenic from humic/fulvic acid extracted from zinc and iron enriched vermicompost J Environ Manage. 318: 115531. https://doi.org/10.1016/j.jenvman.2022.115531
37.  Singh R. Singh S. Parihar P. Singh VP. Asad SM. (2015). Arsenic contamination, consequences and remediation techniques: A review. Ecotoxicol Environ Saf. 112: 247–270. https://doi.org/10.1016/j.ecoenv.2014.10.009
38.  Wang F. Zhang W. Miao L. Ji T. Wang Y. Zhang H. Ding Y. Zhu W. (2021).  The effects of vermicompost and shell powder addition on Cd bioavailability, enzyme activity and bacterial community in Cd-contaminated soil: A field study. Ecotoxicol Environ Saf. 215: 112163. https://doi.org/10.1016/j.ecoenv.2021.112163
39.  Zuo W. Xu K. Zhang W. Wang Y. Gu C. Bai Y. Shan Y. Dai Q. (2019). Heavy metal distribution and uptake by maize in a mudflat soil amended by vermicompost derived from sewage sludge. Environ Sci Pollut Res Int. 26(29): 30154-30166. https://doi.org/10.1007/s11356-019-06184-w
40.  Zvobgo G. Lwalaba JLW. Sehar S. Mapodzeke JM. Shamsi IH. Zhang G. (2018). The tolerance index and translocation factor were used to identify the barley genotypes with high arsenic stress tolerance. Commun Soil Sci Plant Anal. 49(1): 50-62.  https://doi.org/10.1080/00103624.2017.1421645.
دوره 38، شماره 2
تابستان 1404
صفحه 139-154

  • تاریخ دریافت 01 بهمن 1401
  • تاریخ بازنگری 02 خرداد 1402
  • تاریخ پذیرش 17 خرداد 1402