Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
اثر بیوچار و اسید سالیسیلیک بر رشد و صفات فیزیولوژیکی زیره سبز
(.Cuminum cyminum L) در شرایط آلودگی خاک به کادمیوم
سجاد دیندارلو اینالو و مهدی مدن دوست*
ایران، فسا، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فسا، گروه زراعت
تاریخ دریافت: 09/09/1401 تاریخ پذیرش: 10/02/1402
چکیده
فلزات سنگین از مهمترین آلایندهها در محیط زیست به شمار میروند و استفاده از بیوچار و اسید سالیسیلیک میتواند نقش بسزایی در تحمل گیاهان به فلزات سنگین داشته باشد. این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال 1401-1400 در شهر شیراز انجام گردید. عوامل آزمایشی شامل نیترات کادمیوم در سه سطح (صفر، 50 و ۱۰۰ میلیگرم نیترات کادمیوم در کیلوگرم خاک) و ترکیبات اصلاح کننده در پنج سطح شامل شاهد، بیوچار در دو سطح 2 و 4 درصد وزنی و اسید سالیسیلک در دو سطح 100 و 200 میکرومولار بود. نتایج نشان داد که بیشترین غلظت کادمیوم ریشه و اندام هوایی، نشت یونی و مالوندیآلدهید در تیمار 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم مشاهده شد. از سوی دیگر در 50 و 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی به ترتیب سبب کاهش 35 و 31 درصدی غلظت کادمیوم ریشه نسبت به شاهد شد. همچنین در تیمار نیترات کادمیوم 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک، کاهش 14 و 16 درصدی مالوندیآلدهید برگ با اسید سالسیسیک 100 و 200 میکرومولار مشاهده شد. آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز برگ با افزایش مصرف نیترات کادمیوم روند افزایشی نشان داد. در سطح 50 و 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی توانست سبب افزایش 21 و 25 درصدی وزن دانه نسبت به شاهد شود. در مجموع نتایج این پژوهش اثرات موفق ترکیبات بیوچار و اسید سالیسیلیک را در بهبود ویژگیهای فیزیولوژیکی، وزن اندام هوایی و دانه را نشان داد.
واژه های کلیدی: اسید سالیسیلیک، بیوچار، زیره سبز، کادمیوم
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: mehdimadandoust@yahoo.com
مقدمه
گیاه دارویی زیره سبز با نام علمی Cuminum cyminum L از خانواده چتریان (Apiaceae) و به صورت یکساله مورد کاشت قرار میگیرد. زیره سبز از مهمترین و اقتصادیترین گیاهان دارویی است که میتواند در شرایط کمبود آب و با حاصلخیزی کم خاک در مناطق خشک و نیمه خشک جهان کاشته شود. به همین دلیل در سالهای اخیر توجه بیشتری به کاشت زیره سبز شده است و سطح زیر کشت آن افزایش پیدا کرده است.[37] گیاهان دارویی به دلیل نیاز کم به عناصر غذایی برای شروع حرکت از کشاورزی متداول به سمت کشاورزی پایدار (دوره گذار یا انتقالی) بسیار مناسباند. از سوی دیگر با توجه به مشکلات زیست محیطی ناشی از آلودگی خاکهای کشاورزی، استفاده از ترکیبات آلی میتواند به عنوان راهکاری در افزایش عملکرد گیاهان دارویی باشد.[12] بنابراین معرفی روشهای مناسب تولید جهت افزایش کمیت و کیفیت گیاهان دارویی بالاخص گیاه دارویی زیره سبز حائز اهمیت میباشد [35].
امروزه با توجه به دخالتهای انسان از طریق فعالیتهای صنعتی، شهری و حمل و نقل سبب تجمع فزاینده در غلظتهای بالایی از فلزات در منابع طبیعی و زمینهای کشاورزی شده است.[43] گزارش شده است که عنصر کادمیوم حتی با غلظت 50 میلیگرم در کیلوگرم خاک حالت سمیت و بازدارندگی روی رشد گیاهان داشته و باعث کاهش فعالیت میکروبی و حاصلخیزی خاک میشود. از سوی دیگر افزودن مواد آلی در خاک میتواند میزان کادمیوم را تا حدودی به صورت غیر قابل جذب درآورد و از اثرات بازدارندگی آن روی گیاهان کاسته شود.[20] با توجه به اینکه عنصر کادمیوم میل ترکیبی کمی برای اتصال به فازهای تثبیتکنندهی خاک نظیر اکسیدها و کلاتها دارد، بنابراین قابلیت جذب این عنصر توسط ریشه گیاهان زیاد است.[29] جذب بیش از اندازه کادمیوم توسط ریشه گیاه سبب انتقال و تجمع در اندامهای هوایی گیاهان شده که منجر به ایجاد صدمات متابولیسمی و کاهش رشد و عملکرد گیاه میشود.[44] به نظر میرسد اطلاعات در مورد فرآیندهای مؤثر در نحوه رفع آلودگی فلزات سنگین تا حدودی ناشناخته باقی مانده است و سازوکارهای زیستی رفع آلودگی در گیاهان هنوز به طور کامل مورد شناسایی قرار نگرفتهاند. در هر حال با توجه به گزارشهای اخیر محققان، بکارگیری ترکیبات اصلاحی آلی در خاک میتواند سبب تغییر در حلالیت فلزات سنگین، میزان جذب و تجمع آنها در گیاهان شود .[14]
کودهای با منشا طبیعی به دلیل افزایش مقدار ماده آلی خاک، با فلزات سنگین پیوند یافته و قادر است برای مدت زمان طولانی آلایندهها را در خود نگهداری کند. مواد آلی میتواند سطوح زیادی از فلزات محلول را از خاک حذف کرده و سمیت آنها را کاهش دهد.[46] روشهای نوین کاهش اثرات فلزات سنگین بر رشد گیاهان، کاربرد ترکیبات اصلاحکننده در خاک مانند بیوچار است. در سالیان اخیر استفاده از بیوچار برای اصلاح کیفیت خاک مورد توجه قرار گرفته است که فراهمی زیستی آلایندهها را کاهش میدهد .[23] افزایش حاصلخیزی و تحریک فعالیت ریزجانداران مفید خاکزی توسط بیوچار گزارش شده است .[40] همچنین شبه هورمون اسید سالیسیلیک، یکی از مشتقات فنلی است که با ایجاد یک سری واکنشهای متابولیک در گیاهان، موجب افزایش سازگاری آنها در برابر تنشهای محیطی و از جمله افزایش تحمل گیاهان در برابر تنش فلزات سنگین میگردد.[39] استفاده از غلظتهای بهینه اسید سالسیلیک با تغییر در سطوح فعالیتهای متابولیتهای متعدد از جمله آنزیمهای دفاعی آنتیاکسیدانی، اسمولیتها، متابولیتهای ثانویه و ترکیبات کلاتکننده فلز سنگین، تحمل گیاهان را به تنش فلزات سنگین افزایش میدهد .[35] محققان اثرات متقابل نیترات سرب، سالیسیلیک اسید و بیوچار بر ویژگیهای رشدی گیاه آویشن مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که تنش فلز سنگین سرب تمام ویژگیهای رشدی گیاه را کاهش داده، اما تیمارهای اسید سالیسیلیک و بیوچار موجب تعدیل اثرات منفی سرب بر این خصوصیات گردید.[41] گزارش شده است که کاربرد بیوچار و اسید سالیسیلیک میتواند با افزایش اسمولیتهای سازگار باعث تنظیم پتانسیل آب سلول برای مقابله با غلظت زیاد یونهای تجمع یافته در واکوئل شود و آثار منفی سرب بر گیاه مریم گلی (.Salvia officinalis L) را کاهش دهد .[4] همچنین گزارش شده است که تنش کادمیوم با القای تنش اکسیداتیو موجب تخریب غشای سلولی گیاه خردل سیاه (Brassica nigra L.) شده، اما کاربرد برخی شبه هورمونها مثل اسید سالیسیلیک، اثرات تنش اکسیداتیو را کاهش داده و به افزایش پایداری غشا منجر میگردد .[1]
اگرچه کاربرد بیوچار و اسید سالسیلیک یک استراتژی عملی و امیدوارکننده برای بهبود عملکرد گیاهان در زمینهای کشاورزی متاثر از آلودگی فلزات سنگین به نظر میرسد، اما گزارشهای مربوط به استفاده از این استراتژی هنوز محدود است. بنابراین با توجه به این حقیقت که استفاده از غلظتهای مناسب اسید سالیسیلیک و بیوچار در شرایط تنش فلزات سنگین میتواند سبب بهبود رشد و بر کمیت و کیفیت گیاهان موثر باشد، بنابراین این پژوهش روی گیاه دارویی زیره سبز انجام شد.
مواد و روشها
این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار در سال 1401-1400 به صورت گلدانی در محیط شبه مزرعهای (خارج از گلخانه) در شهر شیراز با عرض جغرافیایی 29 درجه و 37 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 34 دقیقه شرقی و ارتفاع حدود 1500 متر از سطح دریا انجام گردید. تیمارها شامل عامل نیترات کادمیوم در سه سطح (صفر، 50 و ۱۰۰ میلیگرم نیترات کادمیوم در کیلوگرم خاک) و عامل ترکیبات اصلاح کننده در پنج سطح شامل شاهد (بدون ترکیبات اصلاح کننده)، بیوچار در دو سطح 2 و 4 درصد وزنی و اسید سالیسیلک در دو سطح 100 و 200 میکرومولار بود. نیترات کادمیوم و اسید سالیسیلیک از ساخت شرکت مرک آلمان استفاده شد. همچنین از بیوچار کلزا از شرکت بیوچار کوهبنان تهیه شد.
اجرای آزمایش: ابتدا گلدانها با خاک مزرعه پر شدند. گلدانهای استفاده شده از جنس پلاستیک، با ارتفاع 18 سانتیمتر و قطر 20 سانتیمتر، با وزن حدود 6 کیلوگرم خاک بود. برخی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک مورد استفاده در آزمایش به شرح جدول یک میباشد. سپس ترکیب آلی بیوچار کلزا با نسبت مشخص شده به طور دستی با خاک هر گلدان مخلوط شدند .[10] در مرحله بعد در تیمار آلوده به فلز سنگین کادمیوم به میزان 100 میلیگرم بر کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم توسط افشانه اضافه شد .[31] بعد از گذشت مدت زمان یک ماه جهت یکنواخت شدن فلز سنگین در خاک، کاشت بذرهای زیره سبز صورت گرفت .[2, 3] بذرهای زیره سبز که از شرکت پاکان بذر اصفهان تهیه شده بود با هیپوکلریت سدیم 1% به مدت 15 دقیقه ضد عفونی و بعد چندین بار با آب مقطر استریل شستشو شد. در هر گلدان ده عدد بذر زیره سبز کاشته شد و پس از سبز شدن گیاهچهها به چهار بوته تنک گردید .[5] لازم به ذکر است که قبل از کاشت بذرها، 3/0 گرم کود فسفات آمونیوم (معادل 100 کیلوگرم در هکتار) با خاک سطحی مخلوط شد و 5/0 گرم کود اوره ( معادل 150 کیلوگرم در هکتار) همراه با اولین آب آبیاری و 5/0 گرم دیگر کود اوره (معادل 150 کیلوگرم در هکتار) در مرحله شروع گلدهی همراه با آب آبیاری اضافه شد.
آبیاری گلدانها تا ظرفیت زراعی خاک گلدان انجام شد. جهت محاسبه درصد وزنی رطوبت خاک در نقطه ظرفیت زراعی، ابتدا چهار عدد گلدان به صورت تصادفی انتخاب شد و به حد اشباع از آب رسانیده شدند. جهت جلوگیری از تبخیر آب گلدانها، سطح بالایی گلدانها را به وسیله فویل آلومینیومی پوشانیده شد. گلدانها را به روی سطوح مشبک جهت خروج آب اضافی یا ثقلی قرار داده شدند.
|
جدول 1- نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک مورد استفاده در آزمایش
|
|||||||||||
|
کربن آلی (%) |
N |
P |
K |
Mn |
Zn |
Fe |
Cu |
اسیدیته
|
هدایت الکتریکی (dS.m-1) |
بافت
|
|
|
(%) |
(mg.kg-1) |
||||||||||
|
51/0 |
1/0 |
0/6 |
186 |
2/3 |
7/1 |
5/8 |
62/0 |
35/7 |
11/1 |
لوم |
|
پس از گذشت 48 ساعت، گلدانها دوباره وزن شدند و در ادامه گلدانها در دمای 105 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت کاملا خشک شده و وزن خشک اندازهگیری شدند. بدین ترتیب میانگین اعداد به دست آمده، طبق معادله 1 معادل ظرفیت زراعی در نظر گرفته شد.
|
معادله 1 |
|
FCW وزن خاک در ظرفیت زراعی، DW وزن خاک خشک شده در آون است.
در مرحله 8-6 برگی، تیمار اسید سالیسیلیک روی برگ گیاهان محلولپاشی شد. برای جلوگیری از تبخیر، محلولپاشی در هنگام غروب آفتاب و تا تر شدن کامل سطح برگهای گیاهان انجام گرفت. محلولپاشی در سه مرحله با فاصله هر ده روز یک بار صورت گرفت. در هر مرحله محلولپاشی، چند قطره مایع توین (Tween) به عنوان سورفاکتانت یا افزایش قابلیت پخش مایعات استفاده گردید تا جذب سطحی برگها افزایش پیدا کند. همچنین تیمار شاهد با آب مقطر محلولپاشی شد.[7]
اندازهگیری صفات
غلظت کادمیوم ریشه و برگ: در مرحله گلدهی، غلظت فلز کادمیوم ریشه و اندام هوایی با دستگاه جذب اتمی تعیین شد .[36]
صفات فیزیولوژیک: اندازهگیری صفات فیزیولوژیک در مرحله گلدهی از برگهای بالغ و کاملاً توسعه یافته انجام گرفت. برای سنجش میزان نشت یونی برگها به اندازه یکسان از هر تیمار تهیه شد و هدایت الکتریکی نمونهها اندازهگیری گردید .[2] میزان مالوندیآلدهید با دستگاه اسپکتروفتومتر مدل Vis 2100 ساخت کشور آمریکا، با جذب در طول موجهای 532 و 600 نانومتر و با استفاده از ضریب خاموشی (µM-1. cm-1 155) محاسبه شد .[30] برای اندازه گیری محتوای نسبی آب برگها، قطعاتی تقریباً به اندازه یکسان از برگ جدا و وزن تر آنها با ترازو (دقت 0001/0 گرم) اندازهگیری گردید. همچنین برای تعیین وزن آماس، قطعات جدا شده برگها در ظروف پتری سربسته و حاوی آب مقطر در تاریکی با دمای ثابت 25 درجه سلسیوس به مدت 12 ساعت قرار گرفتند. پس از آن رطوبت سطحی برگها با کاغذ واتمن شماره یک گرفته میشود و وزن آماس محاسبه گردید. برای اندازهگیری وزن خشک برگها، به مدت 24 ساعت در آون در دمای 70 درجه سلسیوس قرار داده شدند. در نهایت محتوای نسبی آب برگها با استفاده از معادله 2 محاسبه گردید.[49]
محتوای نسبی آب برگ = ((FW - DW) / (TW - DW)) × 100
(معادله 2)
در این معادله FW وزن تازهی بافت برگ، DW وزن خشک بافت برگ، TW وزن آماس یافته بافت برگ است.
میزان کلروفیل a، b و کلروفیل کل با نمونهگیری تصادفی از برگهای بالغ و عصارهگیری با استون اندازهگیری شد [11]. در نهایت جذب نور با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر مدل Vis 2100 ساخت کشور آمریکا در طول موجهای 645 و 663 نانومتر و میزان کلروفیل a، b و کلروفیل کل با استفاده از معادلههای 3 تا 5 محاسبه شد.
|
(معادله 3) |
Chlorophyll a =) mgg-1) = (12.7×OD.663) - (2.69×OD.645)×V/1000×W |
|
(معادله 4) |
Chlorophyll b =) mgg-1) = (22.9×OD.645) - (4.68OD.663)×V/1000×W |
|
(معادله 5) |
Total chlorophyll =) mgg-1) = (8.02×OD.663) + (20.2×OD645)×V/1000×W |
که در آن V حجم نمونه، OD میزان جذب، W وزن تر نمونه است.
برای تهیه عصاره آنزیمی میزان 100 میلیگرم نمونه توزین و به همراه یک میلی لیتر بافر استخراج شامل فسفات پتاسیم 100 میلی مولار با اسیدیته 8/7 و EDTA 1/0 میلیمولار در هاون چینی سرد و بر روی یخ همگن گردید. سپس عصارههای حاصل در 13000 دور در دقیقه سانتریفیوز شدند و محلول رویی حاصل در ظرفهای استریل جمعآوری گردید. محلول رویی بهدست آمده به عنوان عصاره آنزیمی جهت اندازهگیری فعالیت آنزیمی مورد استفاده قرار گرفت. برای اندازهگیری پروتئین از روش برادفورد استفاده شد [16] . فعالیت آنزیم کاتالاز در طول موج 240 نانومتر با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر اندازهگیری شد و به ازای هر میکروگرم پروتئین در عصاره آنزیمی بیان گردید.[17] همچنین سنجش فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 470 نانومتر در دقیقه به ازای هر میکروگرم پروتئین در میلیگرم وزن تر برگ صورت گرفت.[24]
|
جدول 3- مقایسه میانگین (± خطای استاندارد) برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده روی غلظت کادمیوم ریشه و اندام هوایی، نشت یونی، مالوندیآلدهید و محتوای نسبی آب برگ در زیره سبز |
||||||
|
نیترات کادمیوم |
ترکیبات اصلاح کننده |
کادمیوم ریشه (میلیگرم در کیلوگرم) |
کادمیوم اندام هوایی (میلیگرم در کیلوگرم) |
نشت یونی (درصد) |
مالوندیآلدهید (میکرومول بر گرم وزن تازه برگ) |
محتوای نسبی آب برگ (درصد) |
|
شاهد (صفر) |
بدون ترکیبات |
001/0±027/0 a |
002/0±029/0 a |
38/1±46/40 a |
083/0±77/7 a |
18/1±34/75 a |
|
بیوچار 2 درصد وزنی |
001/0±023/0 a |
001/0±024/0 ab |
52/1±46/37 a |
089/0±72/7 a |
510/0±75/77 a |
|
|
بیوچار 4 درصد وزنی |
001/0±017/0 ab |
001/0±019/0 a |
63/1±86/33 a |
122/0±61/7 a |
136/0±88/78 a |
|
|
اسید سالسیلیک 100 میکرومولار |
001/0±025/0 a |
001/0±027/0 ab |
17/1±93/37 a |
098/0±68/7 a |
073/0±69/75 a |
|
|
اسید سالسیلیک 200 میکرومولار |
001/0±022/0 ab |
001/0±023/0 ab |
97/0±73/36 a |
102/0±67/7 a |
920/0±32/76 a |
|
|
50 میلیگرم در کیلوگرم خاک |
بدون ترکیبات |
006/0±657/0 a |
009/0±60/1 a |
84/1±63/61 a |
045/0±93/9 a |
357/0±02/60 b |
|
بیوچار 2 درصد وزنی |
003/0±552/0 b |
027/0±43/1 b |
47/1±46/55 ab |
113/0±41/9 ab |
163/1±81/64 ab |
|
|
بیوچار 4 درصد وزنی |
009/0±425/0 c |
014/0±15/1 c |
62/1±00/47 b |
123/0±03/9 ab |
265/0±32/68 a |
|
|
اسید سالسیلیک 100 میکرومولار |
007/0±579/0 b |
008/0±54/1 a |
43/1±20/57 ab |
241/0±55/8 b |
709/0±10/62 ab |
|
|
اسید سالسیلیک 200 میکرومولار |
007/0±562/0 b |
006/0±42/1 b |
03/1±42/54 ab |
264/0±45/8 b |
728/0±03/63 ab |
|
|
100 میلیگرم در کیلوگرم خاک |
بدون ترکیبات |
010/0±58/1 a |
028/0±86/2 a |
66/0±73/80 a |
048/0±33/12 a |
445/1±31/44 b |
|
بیوچار 2 درصد وزنی |
040/0±25/1 bc |
018/0±60/2 ab |
14/1±73/74 ab |
122/0±74/11 a |
514/1±11/54 ab |
|
|
بیوچار 4 درصد وزنی |
037/0±09/1 c |
014/0±39/2 b |
57/0±13/66 c |
108/0±41/11 ab |
667/2±46/59 a |
|
|
اسید سالسیلیک 100 میکرومولار |
032/0±42/1 ab |
018/0±69/2 ab |
09/1±76/75 ab |
181/0±65/10 bc |
578/1±85/47 ab |
|
|
اسید سالسیلیک 200 میکرومولار |
046/0±22/1 bc |
110/0±61/2 ab |
13/1±83/72 b |
156/0±41/10 c |
531/1±85/48 ab |
|
|
بر اساس آزمون چند دامنهای دانکن، حروف مختلف هر ستون نمایانگر تفاوت معنیدار هستند. |
||||||
وزن خشک اندام هوایی و وزن دانه: جهت اندازهگیری وزن خشک، پس از شستو شو با آب مقطر و خشک شدن در آون در دمای 75 درجه سلسیوس به مدت 24 ساعت با ترازویی با دقت 001/0 گرم وزن شدند. همچنین در پایان دوره رشد میزان بذر تولیدی در هر بوته وزن گردید.
آنالیز آماری: تجزیه واریانس دادهها برای صفات مختلف با نرم افزار آماری SAS نسخه 1/9 صورت گرفت. مقایسه میانگین نیز با استفاده از آزمون دانکن در سطح احتمال 5 درصد صورت گرفت. در صورت معنـیدار بـودن اثـر برهمکنش، برشدهی انجام شد و مقایسه میانگینها با استفاده از رویه L.S.Means انجام گرفت.
نتایج
غلظت کادمیوم ریشه و برگ: نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده، غلظت کادمیوم ریشه و اندام هوایی زیره سبز را تحت تاثیر قرار داد، همچنین غلظت کادمیوم ریشه و اندام هوایی تحت تأثیر برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت (جدول 2). در شاهد (بدون کادمیوم) اختلاف معنیداری بین ترکیبات اصلاح کننده وجود نداشت (جدول 3). در 50 و 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی به ترتیب سبب کاهش 35 و 31 درصدی غلظت کادمیوم ریشه نسبت به شاهد شد. همچنین غلظت کادمیوم ریشه در بیوچار 2 درصد وزنی و اسید سالسیلیک 200 میکرومولار در مقایسه با شاهد کاهش معنیداری نشان داد (جدول 3). نتایج دیگر نشان میدهد که با افزایش مصرف کادمیوم غلظت کادمیوم ریشه روند افزایشی نشان داد، بهطوری که بیشترین غلظت کادمیوم ریشه در تیمار 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک مشاهده شد.
غلظت کادمیوم اندام هوایی در تیمار 100 میلیگرم در کیلوگرم نسبت به شاهد و 50 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم افزایش معنیداری نشان داد (جدول 3). از سوی دیگر در 50 و 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، کمترین غلظت کادمیوم اندام هوایی به ترتیب با میزان 425/0 و 09/1 میلیگرم در کیلوگرم در بیوچار 4 درصد وزنی بدست آمد. پس از این تیمار، کاهش معنیدار غلظت کادمیوم اندام هوایی در تیمار بیوچار 2 درصد وزنی و اسید سالسیلیک 100 و 200 میکرومولار مشاهده شد که نسبت به شاهد تفاوت معنیداری داشتند. همچنین در شاهد اختلاف معنیداری بین ترکیبات کودی مشاهده نشد (جدول 3).
نشت یونی و مالوندیآلدهید: نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده، نشت یونی و مالوندیآلدهید زیره سبز را تحت تاثیر قرار داد، همچنین نشت یونی و مالوندیآلدهید تحت تأثیر برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت (جدول 2). افزایش نیترات کادمیوم سبب افزایش نشت یونی برگ زیره سبز شد (جدول 3). در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید، اما با افزایش مصرف نیترات کادمیوم در سطح 50 میلیگرم در کیلوگرم خاک، بیوچار 4 درصد وزنی توانست سبب کاهش نشت یونی برگ شود. همچنین در سطح 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی و پس از آن اسید سالسیلیک 200 میکرومولار، سبب کاهش نشت یونی برگ زیره سبز نسبت به شاهد گردید (جدول 3).
مالوندیآلدهید برگ زیره سبز با افزایش مصرف نیترات کادمیوم روند افزایشی را نشان داد (جدول 3). در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید. اما با افزایش مصرف نیترات کادمیوم در سطح 50 میلیگرم در کیلوگرم خاک، اسید سالسیسیک 100 و 200 میکرومولار توانست سبب کاهش 14 و 15 درصدی مالوندیآلدهید برگ نسبت به شاهد شود. همچنین در سطح 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، اسید سالسیسیک 100 و 200 میکرومولار، سبب کاهش 14 و 16 درصدی مالوندیآلدهید برگ زیره سبز نسبت به شاهد گردید (جدول 3).
محتوای نسبی آب برگ: نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده، محتوای نسبی آب برگ زیره سبز را تحت تاثیر قرار داد، همچنین محتوای نسبی آب برگ تحت تأثیر برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت (جدول 2). افزایش نیترات کادمیوم سبب کاهش محتوای نسبی آب برگ زیره سبز شد (جدول 3). همچنین در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید. اما با افزایش مصرف نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی در سطح 50 و 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک توانست سبب افزایش محتوای نسبی آب برگ شود (جدول 3).
مقدار رنگدانههای فتوسنتزی: محتوای کلروفیلa ، b و a+b برگ زیره سبز تحت تاثیر نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت، همچنین محتوای کلروفیلa ، b و a+b برگ زیره سبز تحت تاثیر نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت (جدول 4). افزایش نیترات کادمیوم سبب کاهش محتوای کلروفیل a برگ زیره سبز شد (جدول 5). در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید. در سطح 50 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیشترین محتوای کلروفیل a برگ به میزان 54/2 و 63/2 میلیگرم بر گرم وزن تر برگ در بیوچار 2 و 4 درصد وزنی مشاهده شد. همچنین در سطح 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیوچار 2 و 4 درصد وزنی و پس از آن اسید سالسیلیک 200 میکرومولار توانست سبب افزایش محتوای کلروفیل a برگ شود (جدول 5).
در شاهد بیوچار 4 درصد وزنی سبب افزایش محتوای کلروفیل bگردید (جدول 5). در سطح 50 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیشترین محتوای کلروفیل b برگ به میزان 96/0 و 05/1 میلیگرم بر گرم وزن تر برگ در بیوچار 2 و 4 درصد وزنی مشاهده شد. در سطح 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، اختلاف معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده وجود نداشت (جدول 5).
در شاهد (بدون نیترات کادمیوم)، بیوچار 4 درصد وزنی سبب افزایش محتوای کلروفیل a+bگردید (جدول 5). در سطح 50 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیشترین محتوای کلروفیل a+b برگ به میزان 50/3 و 68/3 میلیگرم بر گرم وزن تر برگ در بیوچار 2 و 4 درصد وزنی مشاهده شد. در سطح 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، بیوچار 2 و 4 درصد وزنی، سبب افزایش 17 و 18 درصدی محتوای کلروفیل a+b برگ زیره سبز نسبت به شاهد گردید (جدول 5). همچنین در 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، اسید سالسیلیک 200 میکرومولار توانست سبب افزایش محتوای کلروفیل a+b برگ شود (جدول 5).
آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز: آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز برگ زیره سبز تحت تاثیر نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت، همچنین برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز برگ زیره سبز معنی دار بود (جدول 4). افزایش نیترات کادمیوم سبب افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز برگ زیره سبز شد (جدول 5). همچنین در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید. در سطح 50 و 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، اسید سالسیلیک 100 و 200 میکرومولار توانست سبب کاهش محتوای فعالیت آنزیم کاتالاز برگ شود (جدول 5).
افزایش فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز برگ زیره سبز با افزایش مصرف نیترات کادمیوم مشاهده شد (جدول 5). همچنین در شاهد تفاوت معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده مشاهده نگردید.
در سطح 50 میلیگرم نیترات کادمیوم، اسید سالسیلیک 100 و 200 میکرومولار توانست سبب کاهش 14 و 22 درصدی محتوای فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز برگ نسبت به شاهد شود. همچنین در سطح 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، محتوای فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز برگ در اسید سالسیلیک 100 و 200 میکرومولار و بیوچار 4 درصد وزنی نسبت به شاهد کاهش معنیداری نشان داد (جدول 5).
وزن خشک اندام هوایی و وزن دانه: وزن خشک اندام هوایی و وزن دانه زیره سبز تحت تاثیر نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده قرار گرفت، همچنین برهمکنش نیترات کادمیوم و ترکیبات اصلاح کننده روی وزن خشک اندام هوایی و وزن دانه زیره سبز معنیدار بود (جدول 4). در شاهد (بدون نیترات کادمیوم)، بیشترین وزن خشک اندام هوایی زیره سبز با 520 میلیگرم در بوته در بیوچار 4 درصد وزنی مشاهده شد (جدول 5). در سطح 50 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی سبب افزایش 13 درصدی وزن خشک اندام هوایی نسبت به شاهد شد. همچنین در سطح 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، وزن خشک اندام هوایی زیره سبز در بیوچار 2 و 4 درصد وزنی نسبت به شاهد افزایش معنیداری نشان داد (جدول 5).
افزایش نیترات کادمیوم سبب کاهش وزن دانه زیره سبز شد (جدول 5). در شاهد (بدون نیترات کادمیوم)، اختلاف معنیداری بین سطوح مختلف ترکیبات اصلاح کننده با شاهد نشان نداد. از سوی دیگر در سطح 50 و 100 میلیگرم نیترات کادمیوم، بیوچار 4 درصد وزنی توانست سبب افزایش 21 و 25 درصدی وزن دانه زیره سبز نسبت به شاهد شود (جدول 5).
بحث و نتیجهگیری
قابلیت جذب و تجمع کادمیم با افزایش غلظت کادمیم در خاک توسط گیاهان افزایش مییابد.[47] کادمیم به دلیل تحرک زیاد در خاک به راحتی میتواند توسط گیاه جذب شود .[9] از سوی دیگر تأثیرات مثبت بیوچار با بیتحرک کردن فلزات سنگین در خاکهای آلوده، قابلیت دسترسی و انتقال آنها توسط گیاهان را کاهش میدهد.[53] همچنین بیوچار به دلیل افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک و تشکیل کمپلکس فعال، میتواند یونهای فلزات سنگین قابل تعویض را نیز کاهش دهد.[19] پیوند قوی فلزات سنگین مثل کادمیوم با بیوچار و ایجاد فرمهای پایدار سبب کاهش معنیدار غلظت کادمیوم در شرایط استفاده از بیوچار نسبت به خاک معمولی میگردد .[18] همچنین گزارش شده است که اسید سالسیلیک با تاثیر بر فعالیت آنزیمی به طور قابل توجهی اثرات منفی تجمع فلزات سنگین را در گیاهان کاهش میدهد. به عبارت دیگر اسید سالسیلیک باعث بهبود عوارض ناشی از جذب فلزات سنگین در خاک میشود.[6]
تیمار 50 و 100 میلیگرم در کیلوگرم خاک نیترات کادمیوم، نشت یونی را در مقایسه با شاهد (بدون نیترات کادمیوم) افزایش دادند. آسیب به غشای سلولی و افزایش نشت یونی در تنش فلزات سنگین به دلیل افزایش پراکسیداسیون لیپیدها میباشد .[15] محققان گزارش نمودند که فلز کادمیوم میزان نشت یونی را نسبت به شرایط بدون تنش (بدون فلزات سنگین) به دلیل خسارت به غشای سلولی افزایش میدهد .[32] بنابراین اسیدهای چرب اشباع نشده در غشاهای سلولی به دلیل بروز تنش اکسیداتیو مستعد تخریبهای اکسیداتیو بوده که حاصل این فرایندها تشکیل محصولات تجزیهای مانند مالوندیآلدهید میباشد .[42] از سوی دیگر اسید سالسیلیک اسید و بیوچار با مهار کادمیوم، جلوگیری از انتقال آن به اندام هوایی و کاهش بروز علایم سمیت کادمیوم از خسارت در اندامهای مختلف گیاه میکاهد.[1, 6] میتوان به نقش مثبت استفاده از بیوچار و اسید سالسیلیک در کاهش تنش اکسیداتیو و جلوگیری از تخریب غشای سلولی در شرایط تنشهای فلزات سنگین اشاره کرد.[4] گزارش شده است که برخی منابع اصلاح کننده مثل کودهای آلی با بهبود شرایط مناسب و تسهیل در جذب آب و عناصر غذایی سبب کاهش نشت یونی در شرایط تنش فلزات سنگین میشود .[2]
محققان گزارش کردند که تنش فلزات سنگین سبب کمبود آب شده و اختلال در تعادل آبی گیاه رخ میدهد .[34] از سوی دیگر ترکیبات آلی بیوچار در شرایط تنش فلزات سنگین قابلیت نگهداری آب خاک را افزایش داده و در نتیجه آب بیشتری در اختیار گیاه قرار میگیرد. محققان ساختار مولکولی ترکیبات آلی مثل بیوچار، عامل اصلی حفظ بهتر رطوبت در خاک گزارش کردند.[48] گزارش شده است که استفاده از ترکیبات بیوچار و اسید سالسیلیک با افزایش پایداری و کاهش نفوذپذیری غشای پلاسمایی گیاهان، کمک شایانی به حفظ آب در سلولهای گیاهی دارد.[13]
نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان میدهد که سطوح 50 و 100 نیترات کادمیوم میزان محتوای کلروفیل را نسبت به سطح شاهد کاهش دادند. از سوی دیگر استفاده از بیوچار 5 درصد وزنی سبب افزایش میزان کلروفیلa ، b و کل زیره سبز گردیده است. کادمیوم با تأثیر بر ترکیب لیپیدی غشا، متابولیسم کلروفیل و فعالیت فتوسیستمها باعث کاهش در فعالیت فتوسنتزی گیاهان میشود.[21] با توجه به اینکه ترکیبات آلی مثل بیوچار به تدریج عناصر غذایی آزاد میکنند و نقش زیادی در حفظ رطوبت خاک دارند، در نتیجه سبب افزایش میزان کلروفیل شده است.[28] از سوی دیگر اسید سالسیلیک به طور قابل توجهی فعالیت های فتوشیمیایی فتوسیستم یک و دو، جریان الکترون از کوآنین A به پلاستوکینون، توزیع انرژی بین کمپلکس های رنگدانه-پروتئین را بهبود میبخشد، بنابراین احتمالا اسید سالسیلیک به دلیل درگیرکردن مکانیسمهای دفاعی مولکولی بر عملکرد دستگاه فتوسنتزی تاثیر میگذارد.[50] گزارش شده است که تنش فلز سنگین کادمیوم سبب کاهش سرعت جذب دیاکسید کربن، کاهش کارایی فتوسنتزی، تخریب کلروفیل و همچنین اختلال در انتقال الکترون در فتوسیستم نوری میشود، اما استفاده از اسید سالسیلیک با تاثیر بر فعالیت آنزیمهای فتوسنتزی سبب بهبود رشد میشود .[38]
تیمارهای نیترات کادمیوم 50 و 100 میلیگرم، سبب افزایش میزان فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانی کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز گردید. فعالیت این آنزیمها در گیاهان با افزایش تنشهای زیستی افزایش مییابد و همچنین تحمل به تنش در گیاهان توسط آنزیمهای پاداکساینده حفظ میشود [45] ، بنابراین چنین استدلال میشود که افزایش سطوح آنزیمهای پاداکساینده تحت تنش یک تأثیر بسیار مهم برای تحمل به تنش در گیاهان حساس میباشد. محققان بیان کردند که افزایش در فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی در شرایط تنش کادمیوم به دلیل سنتز و فعال شدن این آنزیمها در سیتوپلاسم سلولی میباشد.[27] گزارش شده است که ترکیبات بیوچار و یا اسید سالسیلیک احتمالا با جلوگیری از انباشت کادمیوم و یا کاهش اثرات سمی آن میزان فعالیت آنزیمهای پاداکساینده را کاهش میدهد.[3, 8]
محققان گزارش کردند که فلزات سنگین از جمله کادمیوم به دلیل تغییر در برخی صفات فیزیولوژیک مثل محتوای نسبی آب برگ، محتوای کلروفیل، فعالیت آنزیمها و ساختار غشای سلولی، رشد گیاهان را کاهش میدهند .[38] کادمیوم با ورود به سیتوپلاسم سلولی و ایجاد اختلال در متابولیسم آن منجر به کاهش رشد میشوند. همچنین فلزات سنگین با کاهش تورژسانس سلولی سبب کاهش تقسیم سلولی و مهار رشد را فراهم میآورند.[25] کاهش وزن خشک اندام هوایی تحت سمیت کلرید کادمیوم توسط دیگر محققان گزارش شده است.[52] از سوی دیگر بیوچار با تغییر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک سبب افزایش حاصلخیزی خاک شده و در نهایت موجب افزایش رشد و عملکرد گیاه در شرایط تنش فلزات سنگین میشود .[51] همچنین اسید سالسیلیک با حفاظت از فعالیت بسیاری از آنزیم ها و تاثیر بر ساختار و نفوذپذیری غشا میتواند باعث افزایش تحمل و حفاظت از گیاه در برابر تنش فلزات سنگین شود و افزایش رشد و عملکرد را به همراه داشته باشد.[22] مشابه با نتایج این پژوهش گزارش شده است که ترکیبات بیوچار و یا اسید سالسیلیک به دلیل کاهش اثرات سمیت فلزات سنگین و بهبود صفات فیزیولوژیک سبب رشد گیاه داروبی مریم گلی شده است .[4]
نتیجهگیری کلی
بهطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که نیترات کادمیوم باعث اختلال در شاخصهای فیزیولوژیکی، رشد و عملکرد دانه زیره سبز شده است. از سوی دیگر استفاده از ترکیبات آلی بیوچار به عنوان یک کود آلی با کاهش جذب و تجمع کادمیوم در ریشه و اندام هوایی میتواند نقش مثبتی را در تعدیل اثرات منفی آن ایفا کند. همچنین اسید سالیسیلیک با حفاظت از فعالیت بسیاری از آنزیمها و تاثیر بر ساختار و نفوذپذیری غشا می تواند باعث افزایش تحمل و حفاظت از گیاه در برابر تنش نیترات کادمیوم شود. استفاده از بیوچار و اسید سالیسیلیک منجر به کاهش نشت یونی و افزایش محتوای کلروفیل و محتوای نسبی آب برگ گردید. در مجموع نتایج این پژوهش اثرات موفق ترکیبات اصلاح کننده بیوچار و اسید سالیسیلیک را در بهبود ویژگیهای فیزیولوژیکی، افزایش وزن خشک اندام هوایی و وزن دانه را نشان داد.
سپاسگزاری
بدین وسیله از دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا، که صمیمانه ما را در انجام این تحقیق یاری نمودند، تشکر مینماییم.
| Article View | 5,419 |
| PDF Download | 51 |