Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
اثر[A1] همزیستی میکوریزی بر محتوای آبی و سیستم آنتیاکسیدان گیاه شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra L. ) تحت تنش کمآبی
سمیه محمدی1، الهه وطن خواه1*، ستاره امانیفر2 و زهره طغرانگار1
1 ایران، زنجان، دانشگاه زنجان، دانشکده علوم، گروه زیستشناسی
2 ایران، زنجان، دانشگاه زنجان، دانشکده کشاورزی، گروه علوم و مهندسی خاک
تاریخ دریافت: 21/10/1401 تاریخ پذیرش: 20/1/1402
چکیده
رابطه همزیستی بین قارچهای میکوریز آربوسکولار و ریشهی گیاهان عالی، یک نقش مهمی را در تحمل گیاهان به تنش آبی ایفا میکند. بنابراین برای بررسی اثر همزیستی میکوریزی بر محتوای آبی و سیستم آنتیاکسیدان گیاه شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra L.) تحت تنش کمآبی، آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور شامل (1) تلقیح شده میکوریزی با قارچ Funneliformis mosseae و بدون تلقیح و (2) سطوح کمآبی 100% (شاهد)،70% و 50% ظرفیتزراعی (FC) اجرا شد. نتایج نشان داد که تنش کمآبی، محتوای نسبی آب برگ و وزن خشک گیاه را کاهش داد و همزیستی میکوریزی موجب بهبود این شاخصهای رشد گردید. بررسیهای بیوشیمیایی نیز نشان داد همزیستی میکوریزی بهطور معنیداری محتوای پرولین و مالون دیآلدهید در دو سطح تنش و فنل در سطح FC50% را در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی کاهش داد. محتوای فلاوونوئید گیاهان میکوریزی در سطح FC50% بیشتر از گیاهان غیرمیکوریزی بود. همچنین همزیستی با قارچ F. mosseae، فعالیتهای آسکوربات پراکسیداز و پلیفنل اکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی و پراکسیداز بخش هوایی را در تمام سطوح رطوبتی خاک در مقایسه با گیاهان بدون تلقیح بهطور معنیداری کاهش داد. درحالیکه همزیستی میکوریزی منجر به افزایش معنیدار فعالیتهای کاتالاز و پراکسیداز ریشه در سطح FC50% و فعالیتهای سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز بخش هوایی در سطح FC70% شد. بهطور کلی نتایج نشان داد که همزیستی گیاه شیرینبیان با قارچ F. mosseae با بهبود محتوای آبی و تنظیم پاسخ سیستم دفاع آنتیاکسیدان آنزیمی و غیرآنزیمی موجب کاهش آثار مضر تنش کمآبی گردید.
واژه های کلیدی: آنزیمها و متابولیتهای آنتیاکسیدان، تنش کمآبی، شیرینبیان، قارچ میکوریز آربوسکولار،محتوای نسبی آب برگ
* نویسنده مسؤل، پست الکترونیکی: Elahe_vatankhah@znu.ac.ir
استفاده از کودهای زیستی و آلی یکی از مهمترین فعالیتها در کشاورزی پایدار است و در عین حال تقاضا برای کودهای معدنی را کاهش میدهد. یکی از روشهای اصلاح روابط آبی در گیاهان استفاده از قارچهای میکوریزی است (29). قارچهای میکوریز آربوسکولار (AM) از مهمترین عوامل همزیست اجباری ریشه گیاهان بشمار رفته و تقریباً با 80 درصد گونههای گیاهی رابطه همزیستی برقرار میکنند. این قارچها به شاخهGlomeromycota از راسته Glomerales تعلق دارند و بهدلیل پراکنش جهانی و نیز ارتباط گسترده آنها با گیاهان، از فراوانترین روابط همزیستی موجود در طبیعت محسوب میگردند (40). از مهمترین منافع حاصل از همزیستی قارچهای AM با گیاهان میتوان به افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای غیرزیستی نظیر خشکی و شوری اشاره نمود (21). گزارشهای زیادی مبنی بر افزایش تحمل گیاهان به خشکی در نتیجه تلقیح با قارچهای AM وجود دارد (4، 18و 38). سازوکارهای مطرح شده برای افزایش تحمل خشکی در نتیجه همزیستی با قارچهای AM شامل تنظیم بهبود یافته روابط آبی گیاه، افزایش تنظیم اسمزی، افزایش سیستم دفاعی آنتیاکسیدان و تولید مولکولهای حفاظتی میباشند. همچنین میسیلیومهای بیرونی موجود در خاک ممکن است خاکدانهها را تثبیت کنند و با افزایش رطوبت، جذب آب را بهبود بخشند (20). مقاومتر کردن گیاهان به تنش از طریق همزیستی با قارچ AM، اغلب در ارتباط با افزایش سطوح یا فعالیتهای آنتیاکسیدان در گیاهان است که در تحقیقات بسیاری گزارش شده است (18، 25 و 36). اثر افزایشی تلقیح قارچ AM بر محتوای پروتئین کل، اسانس، وزن خشک و طول اندام هوایی و ریشه در گیاهان شیرین بیان رشد یافته تحت شرایط تنش آبی توسط Akhzari و همکاران (8) نیز گزارش شده است. همچنین Movahhed Haghighi و همکاران (33) نشان دادند تلقیح قارچ Claroiedoglomus etunicatum و تغذیه سیلیکون در گیاهان شیرین بیان در معرض کمبود آب، موجب بهبود ویژگیهای مورفو-فیزیولوژیکی، سیستم دفاعی آنزیمی و عملکرد گیاه گردید.
با توجه به بحران کمآبی در ایران، انتخاب و کشت گیاهان مقاوم به خشکی و همچنین کاربرد قارچهای AM از استراتژیهای زیستی مهم محسوب میشود. شیرین بیان یک گیاه دارویی چند ساله با ارزش است که معمولا در مناطقی با آب و هوای نیمهخشک و خشک رشد میکند و میتواند شرایط سخت محیطی را تحمل نماید (28). بنابراین در این تحقیق اثر تنش خشکی و همچنین نقش قارچ میکوریزی Funneliformis mosseae بر شاخص وضعیت آبی گیاه (محتوای نسبی آب برگ) و تنظیم سیستم آنتی اکسیدانی آنزیمی (سوپراکسید دیسموتاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز، کاتالاز و پلیفنل اکسیداز) و غیرآنزیمی (پرولین، فنل، فلاوونوئید و کاروتنوئید) گیاه شیرین بیان اندازهگیری شد و پتانسیل قارچ میکوریزی F. mosseae در القای مقاومت به تنش کمآبی در گیاه شیرین بیان و شناخت سازوکار مقاومت القا شده احتمالی در این گیاه بررسی گردید.
مواد و روشها
کشت و تلقیح گیاهان: این تحقیق جهت بررسی سطوح مختلف خشکی روی گیاه شیرینبیان بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار در آزمایشگاه تحقیقاتی گروه زیست شناسی دانشگاه زنجان در سال 1398 انجام شد. بذرهای گیاه شیرین بیان (G. glabra L.) تهیه شده از شرکت پاکان بذراصفهان، ابتدا در اتانول 70% بهمدت 2 دقیقه و هیپوکلریت سدیم 5/0% بهمدت 15 دقیقه ضدعفونی و سپس با آب مقطر استریل، 3 بار شستشو داده شدند. بهمنظور غلبه بر مشکل جوانهزنی، بذرها بهمدت 2 دقیقه در آب جوش نیز قرار گرفتند. خاک مورد استفاده جهت کاشت از اراضی دانشگاه زنجان با مختصات جغرافیایی 36 درجه و 40 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 24 دقیقه طول شرقی، از عمق 0 تا 20 سانتی متری سطح خاک جمعآوری و از الک 4 میلیمتری عبور داده شد، برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بستر شامل: بافت خاک، pH (در گل اشباع)، هدایت الکتریکی در عصاره گل اشباع (ECe)، درصد کربن آلی (OC)، مقدار فسفر قابل جذب با عصارهگیر بیکربنات سدیم، رطوبت ظرفیت زراعی (FC) و درصد اشباع (SP) تعیین گردید (جدول 1). جهت کاشت، نیمی از بذرها در 8/1 کیلوگرم خاک اتوکلاوشده حاوی 50 گرم مایه تلقیح خاکی قارچ F. mosseae (با پتانسیل 20 اسپور در هر گرم مایه تلقیح حاوی اندامهای قارچی و قطعههایی از ریشههای کلنیزه شده و کلنیزه نشده به همراه خاک) و نیمی دیگر از بذرها در 8/1 کیلوگرم خاک اتوکلاو شده حاوی همان میزان مایه تلقیح خاکی اتوکلاو شده در گلدانها کاشته شدند. همچنین، برای ایجاد یک جامعه میکروبی یکنواخت، همه گلدانها 10 میلیلیتر عصاره فیلتر شده بدون قارچ AM از مایه تلقیح دریافت کردند. سپس در اتاق رشد تحت شرایط نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی و دمای 2 ± 25 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. گلدانها هر روز وزن شده و در صورت کاهش وزن گلدان به اندازه ظرفیت زراعی اولیه با آب مقطر بهمدت دو ماه آبیاری شدند. در این مدت هر هفته یک بار گلدانها با محلول غذایی لانگ اشتون (27) تغذیه شدند. سپس گیاهچههای شیرین بیان حاصل از جوانهزنی بذرها بعد از دو ماه طی مرحله رویشی گیاه در معرض سطوح مختلف رطوبتی شامل سه سطح 100 (S0)، 70 (S1) و 50 (S2) درصد ظرفیت زراعی قرار گرفتند و با توزین روزانه گلدانها میزان تخلیهی رطوبتی خاک کنترل و در صورت نیاز گیاهان آبیاری شدند. 21 روز بعد از اعمال تنش، گیاهان برداشت شده و برخی از شاخصهای رشد، میزان ترکیبات آنتیاکسیدان غیرآنزیمی و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان مورد بررسی و سنجش قرار گرفت.
جدول 1- برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک مورد استفاده برای کشت گلدان
|
بافت |
pH |
ECe dS m-1 |
FC % |
OC % |
P mg kg-1 |
K mg kg-1 |
N % |
|
لومی شنی |
8/7 |
62/0 |
14 |
14/1 |
4/5 |
370 |
114/0 |
:ECe قابلیت هدایت الکتریکی در عصاره گل اشباع، FC: رطوبت ظرفیت زراعی، OC: درصد کربن آلی، P: مقدار فسفر قابل جذب، K: مقدار پتاسیم قابل جذب، N: مقدار ازت قابل جذب.
اندازه گیری شاخصهای رشد: ابتدا 4 بوته از هر گلدان خارج کرده پس از شتشو با آب مقطر، نمونهها بهمدت 48 ساعت داخل انکوباتور در دمای 70 درجه سانتیگراد خشک شدند. توزین وزن خشک هر بوته با ترازوی دیجیتالی انجام و میانگین براساس واحد گرم گزارش شد.
برای اندازهگیری محتوای نسبی آب برگ (RWC)، از برگ هر گیاه دیسکی با قطر 1 سانتیمتر تهیه شد و با ترازو (مدل GR200) وزن گردید (FW). سپس دیسکها در ظروف پتری حاوی آب مقطر بهمدت 24 ساعت قرار داده شدند. دیسکها پس از این مدت از پتری خارج شده و با استفاده از کاغذ صافی خشک و دوباره وزن شدند تا وزن حالت تورژسانس (TW) کامل بهدست آید. برای محاسبه وزن خشک (DW)، دیسکهای خارج شده از آب بهمدت 24 ساعت در انکوباتور در دمای 70 درجه سانتیگراد خشک و سپس توزین گردیدند. سپس RWC با استفاده از رابطه زیر محاسبه گردید (42).
RWC (%) = [(FW-DW)/ (TW-DW)] ×۱۰۰
اندازهگیری مالون دی آلدهید (MDA): برای استخراج MDA 15/0 گرم بافت تر گیاهی در 5 میلیلیتر محلول اسید تری کلرواستیک (TCA) 1/0 درصد سائیده شد سپس عصاره حاصل در دمای محیط و با سرعت g× 10000 بهمدت 5 دقیقه سانتریفیوژ شد. برای سنجش MDA، یک میلیلیتر از روشناور به 4 میلیلیتر اسید تری کلرواستیک 20 درصد (W/V) حاوی 5/0 درصد (W/V) اسید تیوباربیتوریک (TBA) اضافه گردید و بهمدت 30 دقیقه در دمای 95 درجه سانتیگراد در بن ماری حرارت داده شد. سپس بلافاصله لولهها داخل یخ سرد گذاشته شد و بهمدت 10 دقیقه در دمای 25 درجه سانتیگراد و با سرعت g× 10000 سانتریفیوژ شد. جذب محلول رویی حاصل از سانتریفیوژ توسط دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 532 نانومتر اندازهگیری شد. ماده مورد نظر برای جذب در این طول موج کمپلکس قرمز (MDA-TBA) است. جذب بقیه رنگیزههای غیراختصاصی در 600 نانومتر خوانده شد و از میزان جذب در 532 نانومتر کم شد. برای محاسبه غلظت MDA از ضریب خاموشی معادل mM-1 cm-1 ۱55 استفاده شد و در نهایت مقدار MDA براساس میکرومول بر گرم وزن تر (µmol g-1 FW) محاسبه گردید (26).
اندازهگیری آنتیاکسیدانهای غیرآنزیمی: پرولین: برای استخراج پرولین از بافت خشک گیاهی (1/0 گرم اندام هوایی و 05/0 گرم اندام زیرزمینی) در 10 میلی لیتر اسید سولفوسالیسیلیک 3 درصد استفاده شد. محتوای پرولین با استفاده از معرف نینهیدرین و منحنی استاندارد پرولین سنجش گردید (14) و بر حسب میکرومول برگرم وزن خشک (µmol g-1 DW) گزارش گردید.
فنل کل و فلاوونوئید: ۱/0 گرم از پودر بافت خشک گیاهی با 2 میلیلیتر متانول خالص مخلوط و بهمدت 48ساعت در دمای اتاق قرار داده شد. سپس عصاره صاف شده آن برای تبخیر متانول در مجاورت هوا قرار گرفت. بعد از حل کردن رسوب حاصل در آب مقطر یا متانول خالص، عصاره آبی و متانولی بهترتیب برای سنجش فنل کل و فلاوونوئید مورد استفاده قرار گرفت. محتوای فنل کل با استفاده از معرف سیوکالتو (35) بر حسب میلیگرم اسید گالیک بر وزن خشک نمونه و محتوای فلاوونوئید با استفاده از روش کلرید آلومینیوم (15) بر حسب میلیگرم کوئرستین بر وزن خشک نمونه گیاهی اندازهگیری شد.
کاروتنوئید: برای استخراج کاروتنوئید از بافت تر گیاهی (1/0 گرم اندام هوایی) از10 میلی لیتر استن 80 درصد استفاده شد و با استفاده از روش Lichtenthaler و Buschmann (31) سنجش گردید.
اندازهگیری فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان:
استخراج عصاره آنزیمی: برای استخراج آنزیمهای آنتیاکسیدان، مقدار 1/0 گرم از بافت تر گیاهی توسط 1 میلیلیتر بافر استخراج (بافر فسفات 50 میلیمولار با 8/6=pH حاوی 1 میلیمولار (Na-EDTA بهخوبی سائیده شد. سپس محلول حاصل بهمدت 20 دقیقه با سرعت g× 13000 در دمای 4 درجه سانتیگراد سانتریفیوژ شد و روشناورهای حاصل تا زمان سنجش فعالیت آنزیمها در فریزر با دمای 70- درجه سانتیگراد نگهداری شدند.
فعالیت آنزیم کاتالاز: برای سنجش فعالیت آنزیم کاتالاز (EC 1.11.1.6) از بافر فسفات 50 میلیمولار با 7=pH حاوی Na-EDTA 1/0 میلیمولار و پراکسید هیدروژن 10 میلیمولار استفاده گردید. سنجش فعالیت آنزیم کاتالاز بر اساس کاهش جذب آب اکسیژنه در طول موج 240 نانومتر صورت گرفت (7). برای محاسبه فعالیت آنزیم کاتالاز از ضریب خاموشی آباکسیژنه (mM-1 cm-1 40) استفاده شد و فعالیت آنزیم بهصورت میلیمول آب اکسیژنه در دقیقه در میلیگرم پروتئین (mmol H2O2 min-1 mg-1 protein) گزارش گردید.
فعالیت آنزیم پراکسیداز: سنجش فعالیت آنزیم پراکسیداز با استفاده از روش دو گهرمایهای یعنی پراکسیدهیدروژن 0017/0 مولار و فنل آمینوآنتیپیرین 0025/0 مولار (فنل 17/0 مولار و 4- آمینوآنتیپیرین 0025/0 مولار) صورت گرفت (39). در این روش، پراکسیدهیدروژن سریع با محلول فنل -4- آمینوآنتیپیرین با وجود پراکسید واکنش میدهد و تولید ماده رنگی کوئینونیمین (Quinoneimine) میکند که رنگ صورتی پررنگ با جذب بیشینه در 510 نانومتر را نشان میدهد. فعالیت آنزیم پراکسیداز بهصورت میکرومولار آب اکسیژنه تجزیه شده در دقیقه در میلیگرم پروتئین (µM H2O2 min-1 mg-1 protein) گزارش گردید.
فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز: برای سنجش فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز (EC 1.11.1.11) از بافر فسفات 50 میلیمولار با 7=pH حاوی EDTA 1/0 میلیمولار و آسکوربات 5/0 میلیمولار و همچنین پراکسید هیدروژن 1 میلیمولار استفاده شد (34). برای محاسبه فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز از ضریب خاموشی mM-1 cm-1 8/2 برای آسکوربات احیا شده در طول موج 290 نانومتر استفاده شد و فعالیت آنزیم بهصورت میلیمول آسکوربات در دقیقه در میلیگرم پروتئین (mmol Ascorbate min-1 mg-1 protein) گزارش گردید.
فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز: برای سنجش آنزیم پلیفنل اکسیداز از بافر فسفات 2/0 مولار با 8/6=pH و پیروگالل 02/0 مولار استفاده شد. لازم به ذکر است که سنجش آنزیم پلیفنل اکسیداز در دمای 40 درجه سانتیگراد انجام شد (37). فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز بهصورت تغییرات جذب در طول موج 430 نانومتر در دقیقه در میلیگرم پروتئین (ΔA min-1 mg-1 protein) گزارش گردید.
فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز: فعالیت این آنزیم بر اساس روش Giannopolitis و Ries (23) اندازهگیری شد. در این روش، سه میلیلیتر مخلوط واکنش که حاوی بافر فسفات 50 میلیمولار با 5/7=pH، متیونین 13 میلیمولار، نیترو بلو تترازولیوم (NBT) 75 میکرومولار، ریبو فلاوین 75 میکرومولار، EDTA 1/0 میلیمولار و 100 میکرولیتر عصاره آنزیمی بود مورد استفاده قرار گرفت که بهمدت 12 دقیقه در فاصله 15 سانتیمتری از روشنایی قرار داده شد، سپس جذب آنها توسط اسپکتروفتومتر در طول موج 560 نانومتر قرائت گردید. یک واحد آنزیمی برابر است با مقدار آنزیمی که احیای نوری NBT را بهمیزان 50٪ بازدارندگی کند. فعالیت این آنزیم براساس واحد آنزیمی به ازای هر میلیگرم پروتئین (Unit mg-1 protein) محاسبه شد.
آنالیز آماری: در این تحقیق نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون لون (Levene’s Test) و مقایسة میـانگینهـا توسط آزمـون دانکن در سطح احتمال 5 درصد انجام گرفت. محاسبه میانگینها و بررسی معنیدار بودن اختلافات در نرم افزار SPSS نسخه 24 و رسم نمودارها با نرم افزار Excel نسخه 2016 انجام و گزارش شد.
نتایج
صفات رشدی: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر قارچ میکوریزی، بر وزن خشک کل گیاه معنی دار نبود ولی اثر تنش کمآبی (01/0p˂) و اثر متقابل آنها (05/0p˂) بر میزان این شاخص معنیدار بود. درحالیکه اثر قارچ میکوریزی، تنش کمآبی و اثر متقابل آنها بر RWC در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود (جدول 2).
تنش کم آبی موجب کاهش معنیدار وزن خشک کل گیاهان بدون تلقیح تنها در سطح FC50% در مقایسه با تیمار شاهد گردید و تلقیح با قارچ AM موجب افزایش معنیدار وزن خشک کل گیاه تنها در دو سطح رطوبتی بدون تنش و FC50% در مقایسه با گیاهان بدون تلقیح همان سطح گردید (شکل A1).
تنش کمآبی موجب کاهش معنیدار 30 و 43 درصدی RWC گیاهان غیرمیکوریزی بترتیب در دو سطح FC70% و FC50% گردید (شکلB1). تلقیح با قارچ AM منجر به افزایش RWC بهمیزان 8/11% و 1/12% در دو سطح تنشی متوسط و شدید در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی همان سطح مربوطه گردید (شکل B1).

شکل 1- اثر متقابل قارچ و تنش کمآبی بر وزن خشک کل گیاه (plant dry weight) (A) و محتوای نسبی آب برگ (RWC) (B). S0 ، S1 و S2 بهترتیب عبارتنداز سطوح تنش کمآبی 100% (شاهد)، 70% و 50% ظرفیت زراعی. NM و AM بهترتیب عبارتنداز گیاهان شاهد بدون تلقیح و تلقیح شده باقارچ F. mosseae. حروف یکسان بیانگر عدم اختلاف معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با استفاده از آزمون دانکن میباشد.
جدول 2- تجزیه واریانس (میانگین مربعات) اثر تلقیح قارچ میکوریزی بر برخی شاخصهای رشدی و بیوشیمیایی گیاه شیرین بیان تحت تنش خشکی
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
وزن خشک کل گیاه |
محتوای نسبی آب برگ |
مالون دیآلدهید بخش هوایی |
مالون دیآلدهید بخش زیرزمینی |
پرولین بخش هوایی |
پرولین بخش زیرزمینی |
فنل بخش هوایی |
|
Fungi (F) |
1 |
003/0ns |
107/130** |
10-5 ×2/9** |
10-5×5/5 ** |
455/25** |
892/423** |
390/1** |
|
Stress (S) |
2 |
007/0** |
630/768** |
10-4 ×5/2 ** |
ns 10-5×3/1 |
221/23** |
702/63** |
151/0** |
|
F×S |
2 |
004/0* |
922/115** |
10-5×2/5** |
ns 10-6×8/3 |
189/0 ns |
932/12 * |
17/3** |
|
اشتباه آزمایشی |
12 |
001/0 |
223/10 |
10-5 × 5/4 |
10-6×3/5 |
079/0 |
399/2 |
003/0 |
|
ضریب تغییرات |
- |
44/12 |
5/6 |
5/10 |
1/12 |
02/6 |
49/7 |
06/2 |
ادامه جدول 2
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
فنل بخش زیرزمینی |
فلاونوئید بخش هوایی |
فلاونوئید بخش زیرزمینی |
کاروتنوئید |
کاتالاز بخش هوایی |
کاتالاز بخش زیرزمینی |
پراکسیداز بخش هوایی |
|
Fungi (F) |
1 |
607/0** |
040/1** |
052/0** |
001/0* |
545/94** |
369/3236** |
313/313** |
|
Stress (S) |
۲ |
167/0** |
499/11** |
080/0** |
010/0** |
281/2559** |
947/53880** |
684/4* |
|
F×S |
۲ |
344/0** |
526/1** |
113/0** |
001/0** |
006/2242** |
270/6108** |
359/73** |
|
اشتباه آزمایشی |
۱۲ |
003/0 |
000327/0 |
000379/0 |
00014/0 |
55/6 |
556/152 |
120/1 |
|
ضریب تغییرات |
- |
5/3 |
57/1 |
8/19 |
78/6 |
68/4 |
60/14 |
27/13 |
ادامه جدول 2
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
پراکسیداز بخش زیرزمینی |
آسکوربات پراکسیداز بخش هوایی |
آسکوربات پراکسیداز بخش زیرزمینی |
پلیفنل اکسیداز بخش هوایی |
پلیفنل اکسیداز بخش زیرزمینی |
سوپراکسید دیسموتاز بخش هوایی |
سوپراکسید دیسموتاز بخش زیرزمینی |
|
Fungi (F) |
1 |
587/0 ns |
116/10** |
948/25** |
642/25** |
224/4** |
357/0** |
022/0** |
|
Stress (S) |
۲ |
281/596** |
445/30** |
717/4** |
521/3** |
000/42** |
339/0** |
764/0** |
|
F×S |
۲ |
480/58** |
857/0* |
746/2** |
467/3** |
735/0** |
094/0** |
045/0** |
|
اشتباه آزمایشی |
۱۲ |
514/2 |
161/0 |
028/0 |
070/0 |
067/0 |
001/0 |
002/0 |
|
ضریب تغییرات |
- |
78/11 |
76/5 |
74/9 |
91/8 |
86/8 |
13 |
16/12 |
ns، * و ** بهترتیب عبارتنداز غیرمعنیدار و معنیدار در سطوح 5 و 1 درصد.
مالون دی آلدهید: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر قارچ میکوریزی، تنش کمآبی و اثر متقابل آنها بر MDA بخش هوایی در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود درحالیکه تنها اثر قارچ میکوریزی بر محتوای MDA بخش زیرزمینی در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود (جدول 2).
تنش کم آبی موجب افزایش معنیدار MDA بخش هوایی در گیاهان بدون تلقیح در دو سطح FC70% و FC50% در مقایسه با تیمار شاهد شد بطوریکه بیشترین میزان این شاخص در سطح FC70% مشاهده گردید و تلقیح با قارچ AM موجب کاهش معنیدار MDA اندام هوایی در دو سطح تنشی در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی مربوطه گردید (شکل A2). افزایش MDA بخش زیرزمینی در گیاهان غیرمیکوریزی طی تنش خشکی و کاهش محتوای آن با تلقیح قارچ معنیدار نبود (شکل B2).


شکل 2- اثر متقابل قارچ و تنش کمآبی بر میزان MDA (مالوندی آلدهید) بخش هوایی (A) و بخش زیرزمینی (B). S0 ، S1 و S2 بهترتیب عبارتنداز سطوح تنش کمآبی 100% (شاهد)، %70 و 50% ظرفیت زراعی. NM و AM بهترتیب عبارتنداز گیاهان شاهد بدون تلقیح و تلقیح شده باقارچ F. mosseae. حروف یکسان بیانگر عدم اختلاف معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با استفاده از آزمون دانکن میباشد.
آنتیاکسیدانهای غیرآنزیمی: نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر قارچ میکوریزی، تنش کمآبی و اثر متقابل آنها بر محتوای فنل و فلاوونوئید بخش هوایی و زیرزمینی، پرولین بخش زیرزمینی و کاروتنوئید در سطوح احتمال 1 و 5 درصد معنیدار بود درحالیکه تنها اثر قارچ و همچنین خشکی بر پرولین بخش هوایی معنیدار بود (01/0p˂) (جدول 2).
پرولین: میزان پرولین بخش هوایی در گیاهان غیرمیکوریزی طی تنش کمآبی بطور معنیداری افزایش یافت درحالیکه محتوای پرولین بخش زیرزمینی تنها در سطح تنشی FC50% در مقایسه با شاهد رطوبتی بطور معنیداری افزایش یافت و در سطح تنشی FC70% تغییر معنیداری را ایجاد نکرد (شکل A, B3). تلقیح با قارچ F. mosseae موجب کاهش معنیدار پرولین بخش هوایی و زیرزمینی در تمام سطوح رطوبتی در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی مربوطه گردید (شکل A, B3).

شکل 3- اثر متقابل قارچ و تنش کمآبی بر میزان پرولین بخش هوایی (A) و بخش زیرزمینی (B). S0 ، S1 و S2 بهترتیب عبارتنداز سطوح تنش کمآبی 100% (شاهد)، %70 و 50% ظرفیت زراعی. NM و AM بهترتیب عبارتنداز گیاهان شاهد بدون تلقیح و تلقیح شده باقارچ F. mosseae. حروف یکسان بیانگر عدم اختلاف معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با استفاده از آزمون دانکن میباشد.
فنل و فلاوونوئید: میزان فنل بخش هوایی طی تنش خشکی بهطور معنیداری افزایش یافت برعکس در بخش زیرزمینی، محتوای این شاخص در دو سطح تنشی بطور معنیداری کاهش نشان داد. تلقیح با قارچ AM موجب کاهش معنیدار فنل بخش هوایی و زیرزمینی در سطح FC50% در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی مربوطه گردید (جدول 3) درحالیکه افزایش معنیدار محتوای فلاوونوئید بخش هوایی و زیرزمینی در چنین سطح تنش با تلقیح قارچ مشاهده شد. همچنین برعکس فنل، محتوای فلاوونوئید در بخش هوایی گیاهان غیرمیکوریزی با تنش خشکی بهطور معنیدار کاهش یافت (جدول 3).
کاروتنوئید: تنش خشکی موجب کاهش معنیدار میزان کاروتنوئید گیاهان غیرمیکوریزی در دو سطح تنش در مقایسه با شاهد خشکی گردید و تلقیح با قارچ تغییر معنیداری را در سطوح تنشی در مقایسه با شاهد بدون تلقیح مربوطه ایجاد نکرد و تنها در سطح شاهد خشکی، میزان کاروتنوئید را بطور معنیداری کاهش داد (جدول 3).
|
جدول 3- اثر متقابل قارچ و تنش کمآبی بر میزان فنل، فلاوونوئید و کاروتنوئید گیاه شیرین بیان تحت تنش کمآبی |
||||||
|
کاروتنوئید (mg g-1 FW) |
فلاونوئید بخش زیرزمینی (mg g-1 DW) |
فلاونوئید بخش هوایی (mg g-1 DW) |
فنل بخش زیرزمینی (mg g-1 DW) |
فنل بخش هوایی (mg g-1 DW) |
سطوح کم آبی |
سطوح قارچ |
|
24/0±136/0a |
26/0±002/0bc |
54/3±009/0a |
85/1±027/0a |
79/1±004/0f |
S0 |
NM
|
|
14/0±078/0d |
65/0±024/0a |
56/0±013/0c |
73/1±027/0b |
43/2±047/0d |
S1 |
|
|
16/0±004/0c |
18/0±005/0d |
09/0±005/0f |
69/1±036/0b |
95/2±051/0b |
S2 |
|
|
20/0±015/0b |
26/0±002/0bc |
96/1±007/0b |
95/0±034/0d |
91/3±002/0a |
S0 |
AM |
|
15/0±014/0cd |
23/0±011/0c |
27/0±002/0e |
74/1±046/0b |
71/2±006/0c |
S1 |
|
|
15/0±020/0cd |
28/0±006/0b |
50/0±018/0d |
48/1±004/0c |
21/2±040/0e |
S2 |
|
|
حروف لاتین غیر مشابه در هر ستون بیانگر تفاوت معنیدار میباشد (آزمون دانکن، 05/0 > p) ). S0 ، S1 و S2 بهترتیب عبارتنداز سطوح تنش کمآبی 100% (شاهد)، %70 و 50% ظرفیت زراعی. NM و AM بهترتیب عبارتند از گیاهان شاهد بدون تلقیح و تلقیح شده باقارچ F. mosseae. |
||||||
آنتیاکسیدانهای آنزیمی: نتایج تجزیه واریانس فعالیتهای آنزیمهای آنتیاکسیدان نشان داد اثر قارچ میکوریزی، تنش خشکی و اثر متقابل آنها بر فعالیت آنزیمهای کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، پلیفنل اکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز بخش هوایی و زیرزمینی و پراکسیداز بخش هوایی در سطوح احتمال 1 و 5 درصد معنیدار بود درحالیکه تنها اثر خشکی و اثر متقابل قارچ و خشکی بر فعالیت آنزیم پراکسیداز بخش زیرزمینی در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود (جدول 2).
آنزیم کاتالاز: تنش کمآبی در گیاهان بدون تلقیح بطور معنیداری ابتدا باعث کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز بخش هوایی و زیرزمینی در سطح FC70% و سپس افزایش آن در سطح FC50% در مقایسه با تیمار شاهد شد (جدول 4). تلقیح با قارچ AM موجب افزایش معنیدار فعالیت آنزیم کاتالاز بخش هوایی در سطوح شاهد و تنش متوسط و کاهش معنیدار آن در سطح تنش شدید در مقایسه با گیاهان بدون تلقیح مربوطه گردید. بر عکس بخش هوایی، کاهش معنیدار فعالیت آنزیم کاتالاز بخش زیرزمینی در سطح شاهد و افزایش معنیدار آن در سطح FC50% مشاهده گردید و تغییر معنیداری تحت تأثیر قارچ میکوریزی در سطح تنش متوسط ایجاد نگردید (جدول 4).
پراکسیداز: تغییرات فعالیت آنزیم پراکسیداز بخش زیرزمینی طی تنش خشکی مشابه با روند تغییرات آنزیم کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز بود در حالیکه افزایش معنیدار فعالیت آنزیم پراکسیداز بخش هوایی گیاهان بدون تلقیح با قارچ در دو سطح تنش در مقایسه با شاهد مشاهده شد (جدول 4). تلقیح با قارچ AM موجب کاهش معنیدار فعالیت آنزیم پراکسیداز بخش هوایی در تمام سطوح رطوبتی گردید بطوریکه این کاهش در سطح FC60-70% قابل توجه و در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی همان سطح، حدود 95 درصد کمتر بود درحالیکه در بخش زیرزمینی، افزایش فعالیت آنزیم در دو سطح تنش مشاهده گردید که تنها در سطح تنش شدید معنیدار بود (جدول 4).
آسکوربات پراکسیداز: مشابه آنزیم کاتالاز، تنش کمآبی در گیاهان غیرمیکوریزی ابتدا موجب کاهش معنیدار فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی در سطح تنش متوسط و سپس افزایش معنیدار فعالیت این آنزیم در سطح تنش شدید در مقایسه با سطح شاهد رطوبتی گردید (جدول 4). تلقیح با F. mosseae موجب کاهش معنیدار فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی در تمام سطوح رطوبتی گردید اما این کاهش در بخش زیرزمینی بیشتر از بخش هوایی بود (جدول 4).
پلیفنل اکسیداز: تنش کمآبی در گیاهان بدون تلقیح باعث کاهش معنیدار فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی در سطح FC70% و افزایش معنیدار فعالیت این آنزیم تنها در بخش زیرزمینی در سطح FC50% شد. تلقیح با قارچAM موجب کاهش فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی در تمام سطوح رطوبتی گردید که این کاهش تنها در بخش زیرزمینی در سطح FC70% از نظر آماری معنیدار نبود (جدول 4).
سوپراکسید دیسموتاز: تنش کمآبی در گیاهان بدون تلقیح باعث کاهش قابل توجه فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز بخش هوایی در سطوح FC70% و FC50% نسبت به شاهد بدون تنش شد، البته تغییرات فعالیت آنزیم بین دو سطح تنش معنیدار نبود، درحالیکه در بخش زیرزمینی، افزایش معنیدار فعالیت این آنزیم در سطح FC70% و سپس کاهش معنیدار آن در سطح FC50% مشاهده شد (جدول 4). تلقیح با قارچAM موجب افزایش 3/2 و 50 برابر فعالیت آنزیم بخش هوایی بترتیب در سطح شاهد و FC70% در مقایسه با گیاهان بدون تلقیح همان سطح گردید درحالیکه در بخش زیرزمینی، کاهش معنیدار فعالیت آنزیم با تلقیح قارچی تنها در سطح FC60-70% مشاهده گردید (جدول 4).
جدول 4- اثر متقابل قارچ و تنش کمآبی بر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان بخش هوایی و زیرزمینی گیاه شیرین بیان تحت تنش کمآبی
ns، * و ** به ترتیب عبارتند از غیر معنیدار و معنیدار در سطوح 5 و 1 درصد. حروف لاتین غیر مشابه در هر ستون بیانگر تفاوت معنیدار میباشد (آزمون دانکن، 05/0 > p) ). S0 ، S1 و S2 بهترتیب عبارتنداز سطوح تنش کمآبی 100% (شاهد)، %70 و 50% ظرفیت زراعی. NM و AM بهترتیب عبارتنداز گیاهان شاهد بدون تلقیح و تلقیح شده باقارچ F. mosseae.
بحث و نتیجهگیری
تنش خشکی یک مشکل جهانی است که رشد و عملکرد گیاهان را کاهش میدهد. در این تحقیق کاهش صفات رشدی مانند وزن خشک کل گیاه و RWC برگ طی تنش خشکی مشاهده شد که همسو با نتایج محققان دیگر است (5 و 22). کاهش توده زیستی تحت تنش خشکی میتواند بهدلیل بسته شدن روزنهها، افزایش آنزیمهای تجزیهکننده، تخریب پروتئین و کلروفیل و نیز کاهش شاخص سطح برگ باشد که میزان فتوسنتز را کاهش میدهد (12 و 19). در این تحقیق بهبود صفات رشدی در نتیجه تلقیح گیاه شیرینبیان با قارچ F. mosseae بهویژه در سطح تنش شدید مشاهده گردید که موافق با نتایج گزارش شده در گیاهان کاسنی (Cichorium intybus) (38) و کنجد (Sesamum indicum L.) (22) بود. افزایش توده زیستی تحت تأثیر قارچ AM ممکن است در ارتباط با اثر میکوریز بر بهبود جذب P و مواد غذایی دیگر توسط گیاه (5) باشد. همچنین Zhang و همکاران (45)، بیان بیشتر ژنهای آکواپورین در برگهای گیاه پرتقال سه برگی (Poncirus trifoliate L. Raf) تلقیحیافته با قارچ F. mosseae را گزارش کردند که نشان میدهد آکوآپورینها نه تنها دروازههای مهم کنترل کننده نفوذپذیری آب هستند بلکه برخی از آنها بعنوان کانالهای CO2 در مزوفیل برگها عمل میکنند که با میزان نسبتا بالای فتوسنتز مرتبط میباشند. همچنین هیفهای خارجی قارچهای AM بطور مستقیم در جذب آب مشارکت دارند و منجر به بهبود وضعیت آبی گیاهان AM در مقایسه با گیاهان NM در شرایط تنش خشکی میگردند (4).
اکسیداسیون لیپیدهای غشایی (MDA) نشانگر تولید کنترل نشده رادیکالهای آزاد و تنش اکسیداتیو میباشد (38). نتایج این تحقیق افزایش میزان MDA طی تنش خشکی و کاهش میزان آن را در نتیجه همزیستی با قارچ AM نشان داد که همسو با نتایج محققان دیگر در گیاهان مختلف میباشد (6، 10 و 22). میزان کمتر MDA در گیاهان میکوریزی نشان میدهد قارچهای میکوریزی با فعالسازی سیستم آنتیاکسیدان در متابولیسم ROS درگیر میشوند (39). همچنین Abbaspour و همکاران (4) گزارش کردند که گیاهان میکوریزی، آسیب اکسیداتیو کمتری را تحت شرایط تنش خشکی نشان میدهند، بطوری که هیفهای قارچی بعنوان سازوکار ممانعتکننده از خشکی با جذب مستقیم آب و انتقال آن به گیاه میزبان در نهایت منجر به کاهش تولید و انباشتگی ROS در گیاهان میشوند.
در این تحقیق، افزایش محتوای پرولین اندام هوایی و زیرزمینی طی تنش خشکی مشاهده شد. این اسمولیت علاوه بر تنظیم اسمزی، بعنوان ذخیره کربن و نیتروژن و فعال سازی پاسخهای دفاعی گیاه منجر به افزایش تحمل گیاهان به تنش می گردد (13). نتایج این تحقیق کاهش میزان پرولین در گیاهان میکوریزی در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی را نشان داد که موافق با نتایج محققان دیگر است (2، 4، 7 و 41). بنظر میرسد گیاهان میکوریزی با میزان پایین پرولین، کمتر تحت تأثیر تنش خشکی قرار میگیرند بنابراین میزان پرولین میتواند بعنوان نشانگر آسیب تنش خشکی درنظر گرفته شود. همچنین ممکن است قارچهای AM تحت شرایط خشکی بیوسنتز پرولین را کاهش و/یا تجزیه پرولین را افزایش دهند (43).
افزایش یا کاهش محتوای ترکیبات فنلی تحت تنشهای محیطی از جمله خشکی توسط محققان متعددی گزارش شده است (4، 10 و 42). در این تحقیق نیز افزایش محتوای فنل بخش هوایی و کاهش محتوای فلاوونوئید بخش هوایی و فنل بخش زیرزمینی با تنش خشکی مشاهده گردید اما در بخش زیرزمینی، محتوای فلاوونوئید بسته به سطح تنش تغییراتی را نشان داد. بنابراین بنظر میرسد علاوه بر گونهگیاهی، سطح تنش و اندام گیاهی از فاکتورهای مهم تأثیرگذار در رابطه با محتوای ترکیبات فنلی باشند (10).
همسو با نتایج این تحقیق، افزایش محتوای فنل با قارچ AM در سطح شاهد و تنش متوسط در تحقیق انجام شده توسط Amiri و همکاران (10) گزارش گردید. همچنین همزیستی با قارچ میکوریزی Rhizophagus intraradices، محتوای فلاوونوئید را در سطح شاهد و تنش شدید در گیاه چمن غاز (Eleusine coracana) افزایش داد در حالیکه موجب افزایش معنیدار محتوای فنل کل در سطح شاهد و تنش متوسط گردید (42). در این تحقیق نیز قارچ F. mosseae با افزایش محتوای فلاوونوئید تحت تنش شدید، ظرفیت آنتیاکسیدانی گیاهان شیرینبیان و در نتیجه مقابله با تنش خشکی را افزایش داد. برخی از مطالعات در شیشه نشان داده است که فلاوونوئیدها میتوانند مستقیما انواع ROSها مانند سوپراکسید، پراکسید هیدروژن، رادیکال هیدروکسیل، اکسیژن یکتایی یا رادیکال پراکسید را روبشگری نمایند (33) که پیشنهاد میکند فلاوونوئیدها علاوه بر عملکرد آنها بعنوان فیلتر UV و تنظیم کننده نمو، ممکن است با سازوکارهای کلی حفاظتی سلولها از آسیب اکسایشی نیز در ارتباط باشند (16).
افزایش میزان کاروتنوئید در نتیجه تلقیح با قارچ AM توسط برخی از محققان گزارش شده است (21 و 39) اما در این تحقیق همزیستی با قارچ اثر معنیداری را بر میزان کاروتنوئید در سطوح تنشی نداشت. بنظر میرسد اثر قارچهای میکوریز بر محتوای متابولیتهای ثانوی مانند کاروتنوئید به گونه گیاهی هم بستگی داشته باشد.
آنزیمهای آنتیاکسیدان نقش مهمی را در ایجاد مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی از جمله خشکی ایفا میکنند (25، 38 و 41). در این تحقیق نیز افزایش معنیدار فعالیت آنزیمهای کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و پلیفنل اکسیداز بخش هوایی و زیرزمینی و پراکسیداز بخش هوایی در سطح تنش شدید و آنزیم سوپراکسید دیسموتاز بخش زیرزمینی در سطح تنش متوسط و پراکسیداز بخش هوایی در دو سطح تنش مشاهده گردید. همچنین موافق با نتایج این تحقیق، بیشترین فعالیت آنزیمهای کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و پلیفنل اکسیداز در سطح تنش شدید خشکی توسط Tyagi و همکاران (41) در گیاه E. coracana و Gholinezhad و همکاران (22) در گیاه S. indicum L. گزارش شده است. تمام آنزیمهای آنتیاکسیدان در یک وضعیت متوالی شرکت میکنند بطوریکه سوپراکسید دیسموتاز بعنوان اولین خط دفاعی در برابر هر تنش محیطی از طریق دیسموتاسیون رادیکال سوپراکسید به پراکسید هیدروژن عمل مینماید. سپس پراکسید هیدروژن توسط دیگر آنزیمهای آنتیاکسیدان مانند کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و پراکسیداز تجزیه میشود (17 و 24) که همسو با نتایج این تحقیق است.
کاهش آسیب اکسایشی میانجیگری شده با ROSها طی تنش خشکی با افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان در نتیجه همزیستی با قارچهای AM در گونههای مختلف گیاهی گزارش شده است (22، 38 و 41). در این پژوهش نیز تلقیح با قارچ AM موجب افزایش معنیدار فعالیتهای آنزیمهای کاتالاز (6/59 درصدی یا 6/1 برابری) و پراکسیداز (2/25 درصدی یا 25/1 برابری) بخش زیرزمینی در سطح تنش شدید و سوپراکسید دیسموتاز (3600 درصدی یا 37 برابری) و کاتالاز (3/77 درصدی یا 8/1 برابری) بخش هوایی در سطح تنش متوسط گردید. همسو با نتایج این تحقیق، افزایش فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز و همچنین افزایش بیان نسبی سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز در گیاهان تلقیح یافته P. trifoliata در مقایسه با گیاهان بدون تلقیح تحت تنش خشکی توسط He و همکاران (25) گزارش گردید. همسو با نتایج این تحقیق، Amiri و همکاران (10)، اثر موثر تلقیح با قارچ بر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان گیاه شمعدانی معطر (Pelargonium graveolens (L.) Herit) را در سطح تنش متوسط خشکی گزارش کردند. Abbaspour و همکاران (4) عدم معنیداری فعالیت آنزیم کاتالاز را در گیاهان تلقیحیافته و بدون تلقیح پسته (Pistacia vera L.) در سطح شاهد و تنش خشکی نشان دادند. بهنظر میرسد فعالیت سیستم آنتیاکسیدان آنزیمی به گونه گیاهی و همچنین سطح تنش بستگی داشته باشد. با توجه به نتایج این تحقیق احتمال میرود تلقیح با قارچ AM بیشتر از طریق افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز موجب کاهش و تجزیه H2O2 در گیاهان تلقیح یافته میگردد تا آسکوربات پراکسیداز و پراکسیداز؛ درحالیکه کاهش فعالیت آنزیمهای آسکوربات پراکسیداز و پلیفنل اکسیداز گیاهان شیرینبیان در نتیجه تلقیح قارچی مشاهده گردید. برخی از محققان مطرح کردند کاربرد کودهای زیستی (قارچهای میکوریز و باکتریها) از طریق تأمین متعادل عناصر غذایی (نیتروژن و فسفر) و انرژی کافی برای رشد و بقای گیاه موجب کاهش شدت تنش و در نتیجه کاهش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی میگردد (1 و 3). در این تحقیق، قارچ میکوریزی با تعادل بین آنزیمهای آنتیاکسیدان و توزیع آنها در بافتها و اندامهای گیاهی توانست نقش مهمی را در کاهش آسیب اکسایشی و تحمل گیاه شیرین بیان به تنش خشکی داشته باشد.
در مجموع، نتایج این تحقیق نشان داد قارچ میکوریزی F. mosseae میتواند اثر مضر تنش خشکی شدید را کاهش داده و رشد گیاه را با کاهش محتوای MDA و نفوذپذیری غشا بهبود بخشد. علاوه بر این میکوریزا میتواند آسیب اکسیداتیو به گیاهان را بطور عمده با حفظ محتوای آب بالاتر و کاهش تجمع ROS در شرایط تنش خشکی شدید کاهش دهد که ممکن است با تجمع کمتر آنتیاکسیدانهای آنزیمی در اندام هوایی مرتبط باشد.
سپاسگزاری
نویسندگان از دانشگاه زنجان وگروه زیست شناسی این دانشگاه بهدلیل حمایت مالی و فراهم نمودن امکانات لازم در انجام این کار پژوهشی سپاسگزاری میکنند.
| Article View | 5,535 |
| PDF Download | 393 |