Document Type : Research Paper
Keywords
Subjects
بهبود تولید تیمول و کارواکرول در گیاه داروئی آویشن از طریق تاثیر همافزائی
اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیک اسید
محمّد آبیاری*
ایران، تهران، دانشگاه فرهنگیان، گروه علوم پایه
تاریخ دریافت: 26/02/1401 تاریخ پذیرش: 28/09/1401
چکیده
آویشن بدلیل خواصی نظیر آنتیاکسیدان، ضدمیکروب و ضدسرطان که ریشه در وجود ترکیباتی فعالی مثل تیمول و کارواکرول دارد، در کانون توجه محققان قرار گرفته است. الیسیتورها بعنوان ابزاری بالقوه جهت افزایش متابولیتهای ثانویه باارزش شناخته شدهاند. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اشعه UV-B و سالیسیلیکاسید بر مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول و شناخت سازوکار مولکولی آن انجام شد. جهت اجرای آزمایش، بذور آویشن در گلدانهای پلاستیکی تحت شرایط گلخانهای و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار کاشته شدند. گیاهچههای مرحله پنجبرگی با سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار محلول پاشی و به طور همزمان با UV-B پرتودهی فرابنفش شدند. نتایج نشان داد که بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 بعد از گذشت 24 ساعت از اعمال تیمارها با افزایش معنیداری همراه بود و این افزایش در کاربرد همزمان هر دو الیسیتور بیشتر بود که گویای اثر همافزائی سالیسیلیکاسید و UV-B است. بعد از گذشت 48 و 72 ساعت از اعمال تیمارها، بیان ژنهای درگیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول با کاهش همراه بود که گویای استفاده گیاه از سازوکارهای دفاعی برای تخفیف علائم تنش ناشی از مسیر پیامرسان سالیسیلیکاسید است. سنجش متابولیتهای تیمول و کارواکرول از نتایج بیان ژن حمایت کرد. در کل، اینگونه میتوان نتیجه گرفت که با استفاده از تیمار توام سالیسیلیکاسید و UV-B در 24 ساعت بعد از تیمار به بیشترین سطح بیان ژنهای بیوسنتز تیمول و کارواکرول و متعاقبا محتوی متابولیتی آنها در آویشن دست یافت.
واژه های کلیدی: آویشن، سالیسیلیکاسید، UV-B، کارواکرول، تیمول
* نویسنده مسئول، تلفن: ، پست الکترونیکی: m.abyari@cfu.ir.
مقدمه
آویشن (Thymus vulgaris) یکی از گیاهان دارویی مهم تیره نعناعیان به شمار میآید که در نواحی مدیترانهای یافت میشود (16). در صنعت غذا، این گیاه دارویی به عنوان طعمدهنده غذا مورد توجه قرار گرفته است و در صنعت دارو، به شکل عصاره، روغن و پودر برای مصارف ضدمیکروبی، ضدروماتیسم، ضدتومور، ضداسپاسم، ضد دیابت و آنتیاکسیدان مورد استفاده قرار میگیرد (28). چنین خواص مهمی به حضور برخی متابولیتهای ثانویه موجود در بافتهای آویشن نسبت داده شده است (16).
در میان ترکیبات فعال آویشن، تیمول و کارواکرول بخاطر خصوصیات درمانی متنوع خود بیشتر از سایرین مورد توجه قرار گرفتهاند (27). تیمول یک ترکیب فنولی با ساختار 5-ایزوپروپیل-2-متیل فنول میباشد که تفاوت آن با کارواکرول در جایگاه یک گروه هیدروکسیل است. در واقع، تیمول ایزومر کارواکرول است و بویی شبیه به کارواکرول از خود نشان میدهد (2). یافتههای حاصل از نتایج آزمایشات بالینی حاکی از آن است که تیمول و کارواکرول از خصوصیات متنوع بیولوژیکی مانند اسپاسمولیتیک، ضد التهاب، ضد سرطان، ضد قارچ، ضد باکتری و آنتیاکسیدان برخودار هستند (8). درنتیجه، مطالعات روز افزونی به سمت فهم جنبههای مولکولی مختلف این دو ترکیب، از شناسایی دقیق مسیر بیوسنتز و تنظیم آن تا تعیین مکانیسمهای اثرگذاری درمانی، هدفگذاری میشوند.
مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول متشمل بر هفت واکنش آنزیمی است (9). در این مسیر، نخست پیروات و دیگلسیر آلدهید 3-فسفات با یکدیگر ترکیب میشوند و پس از پشتسرگذاری واکنشهای بیوشیمایی لازم، ترکیب دیاکسی زایلوز 5-فسفات (DXP) به وجود میآید که بعنوان پیشماده ترپنوئیدها تلقی میشود. این ترکیب نیز به واسطه فعالیت آنزیمی 1 دیاکسی زایلوز 5-فسفات ردکتوایزومراز (DXR)، 2 سی متیل اریتریتول 4-فسفات (MEP) را تولید میکند. بعد از پشتسرگذاری واکنشهای بیوشیمایی، MEP تبدیل به ژرانیل 2-فسفات (GP) میشود که این ترکیب نیز به نوبه خود توسط گاماترپینن سنتاز (TPS) سبب تولید گاماترپینن میشود که پیشماده تیمول و کارواکرول به شمار میآید. در گام آخر، سیتوکرومهای P450 موجبات تولید تیمول و کارواکرول از پیشماده گاماترپینن را فراهم میکنند (شکل1) (9).
شکل 1- مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول (8).
با شناخت مسیر متابولیکی تیمول و کارواکرول و مکانیسمهای تنظیمی آن، تلاشهای محققان معطوف بهینهسازی و افزایش تولید این ترکیبات از طریق تکنیکهای مهندسی متابولیت، کشتبافت و ریشه موئین شده است (15). در پلتفرمهای کشتبافت، بهینهسازی محیط کشت، افزودن پیشسازها و استفاده از الیسیتورها از جمله تلاشهایی هستند که توسط بیوتکنولوژیستها به منظور افزایش بازدهی تولید آزمایشگاهی متابولیتها اتخاذ میشوند (19). الیسیتورها عوامل زیستی (مثل فیتوپلاسما) و غیرزیستی (مثل ترکیبات شیمیایی) متنوعی را شامل میشوند که باعث بروز تغییرات قابلتوجهی در فرایندهای فیزیولوژیکی و متابولسیم متابولیتهای ثانویه گیاهان میشوند (6 و 26). تغییر بیوسنتز و تجزیه متابولیتهای ثانویه بر اثر تیمار الیسیتورها بدان دلیل است که این ترکیبات نقش دفاعی در گیاهان بر عهده دارند و لذا سطح آنها در اثر اعمال تنشهای زیستی و غیرزیستی (منجمله الیسیتورها) با تغییر مواجه میشود.
با توجه به نقش سالیسیلیکاسید در تحریک واکنشهای دفاعی گیاهان (22)، این ترکیب از پتانسیل قابلتوجهی برای افزایش تولید متابولیتهای ثانویه در گیاهان دارویی برخودار است (1). در پژوهشی، Capite و همکاران (2016) نشان دادند که کاربرد خارجی سالیسیلیکاسید منجر به افزایش دو برابری محتوی گلیکوزیدهای ترپنوئید در گیاه دارویی Actaea racemosa میشود (3). علاوه بر ترکیبات شیمیایی، مطالعات اخیر حاکی از نقش اشعه فرابنفش در تنظیم متابولیسم ترکیبات فعال گیاهان است (23). در تحقیقی، Ramani و همکاران (2007) مدارکی آزمایشی دال بر این امر ارائه دادند که استفاده از لامپهای UV-B باعث افزایش سه برابری کاتارانتین در گیاه دارویی Catharanthus roseus میشود (20). هرچند تاثیرات این الیسیتور سالیسیلیکاسید و UV-B به طور مجزا بر تجمع متابولیتهای ثانویه در گیاهان داروئی مورد بررسی قرار گرفته است، با اینحال نحوه پاسخ همافزائی گیاهان به حضور هر دو الیسیتور شیمیایی و اشعهای هنوز به شکل سوال در پیکره منابع علمی باقی مانده است.
با توجه به اهمیت ترکیبات تیمول و کارواکرول در آویشن و نقش ژنهای کلیدی DXR، GTS، CYP178 و CYP180 در تولید این دو ترکیب باارزش، این مطالعه با هدف بررسی اثر همافزائی اشعه UV-B و سالیسیلیکاسید بر بیوسنتز تیمول و کارواکرول انجام شد.
مواد و روشها
مواد گیاهی و تیمار آزمایشی: بذور آویشن از مرکز ملی ذخایر ژنتیکی ایران تهیه و سپس جهت ضدعفونی، بهمدت 30 ثانیه در الکل 70%، 3 دقیقه در محلول هیپوکلریت سدیم 3% و 3 بار با آب مقطر شستشو شدند. بذور ضدعفونیشده در گلدانهای پلاستیکی حاوی خاکبرگ پوسیده، خاک باغچه، ماسه گلخانهای با نسبت 1:2:3 تحت شرایط گلخانه (دمای 25 درجهسانتیگراد روز، دمای 20 درجهسانتیگراد روز، فتوپریود 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی، رطوبت نسبی 60 درصد) به شکل طرح کاملا تصادفی با سه تکرار کشت شدند. در مرحله پنجبرگی، سالیسیلیکاسید (SA) با غلظت 1 میلیمولار در سه نوبت با فاصله 5 روز یکبار بر روی برگ گیاهان آویشن محلولپاشی شد (5). همزمان با تیمار سالیسیلیکاسید، اشعه فرابنفش از طریق در معرض قراردادن گیاهیچهها با لامپهای UV-B (280 تا 320 نانومتر) در پنج نوبت 1 ساعته با فاصله 3 روز یکبار اعمال شد (23). در کل، تیمارهای آزمایشی عبارت بودنداز: کنترل پیشتیمار (قبل از اعمال تیمارها)، کنترل پستیمار برای 24، 48 و 72 ساعت بعد از اتمام اعمال تیمارها، سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار، اشعه UV-B و تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و UV-B. نمونهگیری 24 ساعت بعد از اتمام اعمال تیمارها انجام گرفت. از ورقههای پلاستیکی ضدفرابنفش برای جداسازی بخشها و ممانعت از عبور نور بین آنها استفاده شد. لامپهای فرابنفش در فاصله 30 سانتیمتری بالای گلدانها قرار گرفتند. برگ گیاهان شاهد نیز با آب مقطر استریل تحت محلولپاشی و با تابش نور معمولی تحت تیمار قرار گفتند. تا زمان انجام آنالیز بیان ژن، نمونههای گیاهی در دمای80– درجه سانتیگراد در فریزر نگهداری شدند.
استخراج DNA، طراحی آغازگرها و RT-PCR: نخست، RNAاز نمونههای برگی آویشن با استفاده از روش ترایزول استخراج شد (12). به طور خلاصه، 1 میلیلیتر ترایزول به ازای 1/0 گرم بافت تازه بکار رفت. نمونههای RNA با آنزیم DNase1 تیمار شدند تا RNA خالص و عاری از DNA بدست آید. غلظت RNAبا دستگاه نانودراپ در طول موجهای 280 و 260 نانومتر و کیفیت RNA نیز بر روی ژل آگارز 2/1 درصد بررسی شد. سنتز DNA مکمل (cDNA) با استفاده از کیت سنتز cDNA شرکت سیناژن مطابق دستورالعمل شرکت استفاده شد.
طراحی آغازگرهای مرتبط با ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180، با استفاده از اطلاعات ژنی NCBI و نرمافزار Primer3 انجام شد (جدول 1). در اینجا، سه تکرار بیولوژیکی (تعداد تکرار برای هر تیمار) و سه تکرار تکنیکی (تعداد تکرار برای هر نمونه) درنظرگرفته شد. واکنش Real-time PCR شامل 2 میکرولیتر cDNA (1 μg/μl)، 3 میکرولیتر SYBR (5X)، 1 میکرولیتر Primer F (10 pmol/μl)، 1 میکرولیتر Primer R (10 pmol/μl) و 15 میکرولیتر ddH2O بود که بعد از تهیه و رقیقسازی به 100 میکرولیتر، از 5 میکرولیتر بعنوان الگو برای اجرای واکنش با رنگ SYBR Green (شرکت اینویتروژن) استفاده گردید. جهت اندازهگیری بیان این ژنها از 18s-rRNA بهعنوان ژن مرجع استفاده شد.
جدول 1- نام، توالی و دمای اتصال آغازگرهای مورداستفاده در این مطالعه.
|
دمای اتصال |
توالی آغازگر (3→ 5) |
نام آغازگر |
|
59~ |
TGGCCTTTGGAAGCGTCG |
F-CYP178 |
|
TCAGGCTCATTCCAATAGAGG |
R-CYP178 |
|
|
60~ |
GGTAAACTGGCGGACTTGGT |
F-CYP180 |
|
CGAACGGGATTAACTCGAAA |
R-CYP180 |
|
|
61~ |
CTCTTGGATTCAGACTCCTCAG |
F-GTS |
|
GAGGGAGAGCCAAAGAATG |
R-GTS |
|
|
61~ |
GCCTTTTGTCCTTCCTCTTG |
F-DXR |
|
TCCGCTCGATGCTTGTCGC |
R-DXR |
|
|
60~ |
ATGTTTAGAAGGGTGAGTGAGCAGTTTAC |
18s-F |
|
GCCTCATCATCATACTCTTCCTCATCATC |
18s-R |
اندازهگیری محتوی تیمول و کارواکرول: جهت تعیین غلظت تیمول و کارواکرول در برگهای آویشن، کروماتوگرافی مایع با کار آیی بالا HPLC انجام شد. جهت آمادهسازی برای عصارهگیری، نخست نمونهها در دمای 25 درجه سانتیگراد و تاریکی خشک شده و سپس 5/0 گرم بافت خشک خردشده با 25 میلیلیتر اتانول 80 درصد ترکیب شد. بعد از فرایند استخراج در دمای 25 درجه سانتیگراد به مدت 2 ساعت بر روی شیکر، محلول بدستآمده با کاغذ صافی واتمن فیلتر شد. بعد از سانتریفیوژ با دور 400 rpm به مدت 5 دقیقه، محلول کاملاً شفاف توسط دستگاه تبخیرکننده چرخان خشک شد. از هر نمونه، محلول استوک (1000پی پی ام) توسط حلال متانول تهیه شد که این محلولها برای سنجش غلظت تیمول و کارواکرول بکار گرفته شدند. در ادامه، 50 میکرولیتر از عصاره به دستگاه HPLC (مجهز به آشکارساز UV و ستون C18 با اندازه ذرات 5 میکرومتر، قطر 4 میلیمتر و طول250 میلیمتر) تزریق شد. سنجش کارواکرول و تیمول در طول موج 280نانومتر صورت گرفت. برای آنالیز کمی ترکیبات، بعد از تزریق محلولهای استاندارد با غلظتهای مشخص و به حصول سطح زیر پیک هر کدام، منحنی کالیبراسیون هر ترکیب رسم شد و توسط معادله خطی منحنی کالیبراسیون، مقدار هر ترکیب در عصارههای آویشن برآورد شد (9).
آنالیز دادهها
دادهها با استفاده از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین به روش دانکن در نرمافزارSAS نسخه 9.4 در سطح 5 درصد آنالیز شدند. بعد از آنالیز دادهها و تعیین اختلاف معنیداری مابین نمونهها، نمودارهای حاصل از آنالیز بیان ژن به کمک Excel 2010 ترسیم شدند. از روش کمیسازی نسبی DDCT نیز برای بررسی تغییرات کمی بین نمونهها استفاده شد (18).
نتایج
بیان ژن DXR تحت تاثیر اشعه UV-B و هورمون اسیدسالیسیلیک: بیان ژن رمزگردان آنزیم 1 دیاکسی زایلوز 5-فسفات ردکتوایزومراز (DXR) به طور معنیداری (در سطح 1 درصد) بر اثر تیمارهای سالیسیلیکاسید و UV-B افزایش یافت. مابین شاهد پیشتیمار با شاهد 24، 48 و 72 ساعت بعد از تیمارها اختلاف معنیداری وجود نداشت لذا اثر هر تیمار با شاهد همتراز از نظر زمانی مقایسه شد. در دوره زمانی 24 ساعت، بیان ژن DXR در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها به ترتیب 65، 83 و 186 درصد نسبت به کنترل افزایش یافت. اما بعد از گذشت 48 ساعت، بیان این ژن در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها کاهش یافت. بعد از 72 ساعت نیز، سطح بیان DXR تقریبا معادل با 48 ساعت بعد از تیمار بود (شکل 2).
شکل 2- بیان ژن DXR پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
بیان ژن GTS تحت تاثیر اشعه UV-B و هورمون اسیدسالیسیلیک: بیان ژن گاماترپینن سنتاز (TPS) به طور معنیداری (در سطح 1 درصد) بر اثر اعمال محلولپاشی سالیسیلیکاسید و تابش اشعه UV-B افزایش یافت. در 24 ساعت پس از اتمام اعمال تیمارها، بیان این ژن توسط سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها به ترتیب 125، 42 و 218 درصد نسبت به کنترل افزایش یافت. اما بعد از گذشت 48 ساعت، بیان ژن TPS توسط سالیسیلیکاسید و تیمار ترکیبی آنها کاهش یافت. بعد از 72 ساعت نیز، سطح بیان TPS تقریبا معادل با 48 ساعت بعد از تیمار بود (شکل 3).
شکل 3- بیان ژن GTS پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
بیان ژن CYP178 تحت تاثیر اشعه UV-B و هورمون اسیدسالیسیلیک: سطح رونوشت ژن CYP178 به طور معنیداری (در سطح 5 درصد) بر اثر تیمارهای سالیسیلیکاسید و UV-B با افزایش همراه بود. در دوره زمانی 24 ساعت، بیان ژن CYP178 در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها به ترتیب 51، 69 و 150 درصد نسبت به کنترل افزایش یافت. با اینحال، بیان این ژن در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها بعد از گذشت 48 ساعت نسبت به دوره زمانی 24 ساعت کاهش یافت. بعد از 72 ساعت نیز، سطح بیان CYP178 تقریبا معادل با 48 ساعت بعد از تیمار بود (شکل 4).
شکل 4- بیان ژن CYP178 پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
بیان ژن CYP180 تحت تاثیر اشعه UV-B و هورمون اسیدسالیسیلیک: سطح رونوشت ژن CYP180 به طور معنیداری (در سطح 5 درصد) بر اثر سالیسیلیکاسید و UV-B افزایش یافت. بیان این ژن در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها در دوره زمانی 24 ساعت به ترتیب 78، 52 و 142 درصد نسبت به کنترل افزایش یافت. با اینحال، بیان CYP180 در تیمار سالیسیلیکاسید، UV-B و تیمار ترکیبی آنها بعد از گذشت 48 ساعت کاهش یافت. بعد از 72 ساعت نیز، سطح بیان CYP180 معادل با 48 ساعت بعد از تیمار بود که نشان از تثیبت نوسانات بیان ژن CYP180 دارد (شکل 5).
شکل 5- بیان ژن CYP180 پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
سطح متابولیتهای تیمول و کارواکرول تحت تاثیر اشعه UV-B و هورمون اسیدسالیسیلیک: مابین شاهد پیشتیمار با شاهد 24، 48 و 72 ساعت بعد از تیمارها اختلاف معنیداری وجود نداشت لذا اثر هر تیمار با شاهد همتراز از نظر زمانی مقایسه شد. همانگونه که در شکل 6 و 7 مشاهده میشود، سطح تیمول و کارواکرول در 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها، افزایش چشمگیری نسبت به شاهد داشت اما بعد از 48 و 72 ساعت، محتوی هر دو متابولیت مونوترپپن فنولی افت محسوسی داشت. در بین انواع تیمارها، اعمال همزمان اشعه UV-B و اسیدسالیسیلیک و سنجش محتوی آنها 24 ساعت بعد از اعمال تیمار توانست به طور معنیداری (در سطح 1 درصد) سطح تیمول و کارواکرول را در مقایسه با تیمارهای جداگانه در گیاهچههای آویشن به ترتیب تا حدود 100 و 70 درصد افزایش دهد (شکل 6 و 7).
شکل 6- سطح تیمول پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
شکل 7- سطح کارواکرول پس از اعمال اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید در روش RT-PCR. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است. اختصارات: pre-treats، قبل از اعمال تیمارها؛ 24h post-treats، 24 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 48h post-treats، 48 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ 72h post-treats، 72 ساعت بعد از اعمال تیمارها؛ Co کنترل؛ SA، تیمار سالیسیلیکاسید 1 میلیمولار؛UV-B ، تیمار اشعه UV-B؛SA+UV ، تیمار ترکیبی سالیسیلیکاسید و اشعه UV-B.
بحث
با توجه به تقاضای روز افزون برای تیمول و کارواکرول، شناسایی عوامل موثر بر بیان ژنها و فعالیت آنزیمهای مسیر بیوسنتزی و مکانیسمهای عمل آنها میتواند گرهگشای مشکل صنعت گیاهان داروئی در تامین این دو ترکیب مهم باشد. بنابراین، مطالعه پیشرو متمرکز استفاده از اشعه UV-B و هورمون سالیسیلیکاسید و ردیابی اثر آنها بر ژنهای کلیدی درگیر در مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول یعنی DXR، GTS، CYP178 و CYP180 بهمراه سنجش محتوی این دو ترکیب شد.
سالیسیلیک اسید نقش بسزائی در القاء واکنشهای دفاعی گیاه در مواجه با تنشهای زیستی و غیرزیستی محیطی ایفا میکند (4). افزایش سطح این هورمون سبب القاء مسیرهای پیامرسانی میشود که به نوبه خود بیان دسته بخصوصی از ژنهای دفاعی و ژنهای درگیر در مسیرهای بیوسنتزی متابولیتهای ثانویه را افزایش میدهند (25). در این مطالعه، بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 بعد از 24 ساعت از گذشت اعمال تیمار هورمونی افزایش یافت؛ اما با گذشت زمان (48 ساعت بعد از تیمار)، بیان آنها روند کاهشی در پیش گرفت تا اینکه در 72 ساعت بعد از تیمار تقریبا ثابت شد. با توجه به رابطه مستقیم بین بیان ژنهای کلیدی و فرآوردههای حاصل از آنها یعنی تیمول و کارواکرول، بهنظر میرسد که زمان مناسب تیمار سالیسیلیکاسید در جهت افزایش تولید دو ترکیب یادشده یک روز بعد از اتمام اعمال تیمار هورمونی باشد. همراستا با یافتههای ما، Buraphaka و Putalun (2020) نشان دادند که اثر محلولپاشی 2 میلیمولار سالیسیلیکاسید بر گیاه دارویی Centella asiatica گویای این واقعیت است که سطح ترپنوئیدها در ساعت اولیه بعد از تیمار با افزایش همراه بود و بعد از آن یک روند کاهشی را دنبال کرد (2). بهطور کلی، مشاهدات ما در کنار سایر نتایج حاصل از پژوهشهای گذشته (24 و 29) نشان میدهد که محلولپاشی سالیسیلیکاسید قادر است تا بهعنوان یک تقویتکننده تولید تیمول و کارواکرول در آویشن مورد استفاده قرار گیرد.
افزایش محتوی مونوترپنهای تیمول و کارواکرول بعد از تیمار اسیدسالیسیلیک (به خصوص 24 ساعت بعد از اعمال تیمار) احتمالا به این دلیل است که اسیدسالیسیلیک به عنوان یک محرک خارجی باعث انتقال سیگنال از غشاء پلاسمایی به سوی اندامکی مثل کلروپلاست و متعاقبا تولید گونههای فعال اکسیژن میشود. این رادیکالهای آزاد نیز به نوبه خود مجموعهای از پاسخهای دفاعی را فعال میکنند که در دل آنها، تولید متابولیتهای ثانویه جای دارد (11). افزایش بیان و یا فعالیت آنزیمهای درگیر در مسیرهای بیوسنتز متابولیتهای ثانویه منجر به افزایش محتوی مونوترپنهای تیمول و کارواکرول میشود که گیاه را در مقابله با محرکهای محیطی یاری میدهند (13).
اشعه فرابنفش خورشید تاثیرات متنوعی بر فرایندهای مختلف فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی سلول دارد (7، 17 و 21) به طوری که ترکیب و میزان متابولیتهای ثانویه تحت تاثیر اشعههای فرابنفش و بهویژه UV-B قرار میگیرند (14). درواقع، اشعه UV-B به عنوان یک تنظیمکننده بالقوه در بیوسنتز ترکیبات فعال گیاهی مثل ترکیبات فنلی، کاروتنوئیدها وگلوکوزینولاتها شناخته شده است (25). در تحقیق اخیر، اثر اشعه UV-B بر بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاکی از این بود که سطح رونوشت آنها به طور چشمگیری تحت تاثیر UV-B قرار گرفت. یک روز بعد از اعمال تیمار، بیان آنها افزایش چشمگیری نسبت به شاهد داشت و در ادامه (48 و 72 ساعت بعد از اتمام اعمال تیمار) با کاهش همراه شد. روی همرفته، مشاهدات ما حاکی از نقش بالقوه اشعه UV-B در افزایش تولید تیمول و کارواکرول میباشد.
در توجیه افزایش تیمول و کارواکرول توسط UV-B (به خصوص 24 ساعت بعد از اعمال تیمار) میتوان اینگونه استنباط کرد که اشعه UV-B نخست از طریق مسیر پیامرسان وابسته به UVR8 (میانکنشکننده با COP1) درک میشود و سپس این سیگنال از طریق سازوکارهای وابسته به فاکتورهای رونویسی سبب تغییر در بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز متابولیتهای ثانویه میشود. تغییر ترانسکریپتوم گیاه نیز به نوبه خود منجر به سه واکنش جداگانه و همپوشان شامل القاء سازگاری به محرک، تحریک واکنشهای آنزیمی و تعدیل متابولوم گیاه میشود (14).
تاکنون، گزارشی از تاثیر همزمان سالیسیلیکاسید و UV-B بر ژنهای بیوسنتز متابولیتهای ثانویه گزارش نشده است. تاثیر همافزائی سالیسیلیکاسید و UV-B بر بیان ژنهای رمزگردان آنزیمهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 در این مطالعه را میتوان به اثر افزایشی آنها در پیامرسانی سلولی طی زمان مقابله با علائم تنش (در اینجا، الیسیتور) و متعاقبا افزایش فعالیت فاکتورهای رونویسی درگیر در رونویسی ژنهای یادشده نسبت داد. همچنین، از آنجایکه مسیر بیوسنتز سالیسیلیکاسید با سایر فنلها مشترک میباشد لذا سالیسیلیکاسید میتواند منجر به افزایش بیوسنتز ترکیبات مسیر فنیلپروپانوئیدی همچون تیمول و کارواکرول شود. بنابراین، با مقایسه نتایج این مطالعه با گزارشات گذشته میتوان پیشنهاد کرد که الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و UV-B به واسطه نقش خود در مسیرهای پیامرسانی القاءشونده با تنشهای محیطی، موجبات افزایش متابولیتهای ثانویه را فراهم میکنند تا از این طریق گیاه را برای تخفیف علائم تنش یاری نمایند.
از نظر سازوکارهای مولکولی در سطح بیان ژن، به نظر میرسد که افزایش بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 و متعاقبا تولید ترکیبات حاصل از فعالیت آنزیمهای آنها (تیمول و کارواکرول) بخاطر برخورداری توالی راهانداز آنها از جایگاههای اتصال مشابهی برای فاکتورهای رونویسی القاءشونده با سالیسیلیکاسید و UV-B باشد که این خود گویای کنترل بیان این ژنها توسط فاکتورهای رونویسی مشابه یا یکسان است. چنین فرضیهای نیز توسط Kianersi و همکاران (2021) گزارش شده است بطوریکه محققان نشان دادند که تیمار الیستیورهای مختلف باعث افزایش همزمان بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول میشود (10).
از نظر سازوکارهای مولکولی در سطح بیان متابولوم، افزایش غلظت تیمول و کارواکرول آویشن ناشی از تیمار انفرادی یا ترکیبی اسیدسالیسیلیک و UV-B احتمالا ریشه در تقویت متابولیسم سلولی، تسهیل جذب مواد غذایی از خاک، تغییر تراکم غدههای تولیدکننده اسانس در سطح برگ و یا تشدید بیوسنتز مونوترپنها داشته باشد (5). چنین افزایشی در غلظت تیمول و کارواکرول از نظر کاربردهای دارویی و درمانی حائز اهمیت است چراکه تغییر در مقدار و ترکیب اجزاء اسانس بر کارائی عصاره آویشن در درمان بیماریها تحت بسزائی دارد (16).
در رابطه با دامنه نوسان بیان ژنها و محتوی متابولیتها در پاسخ به تیمارهای سالیسیلیکاسید و UV-B، گزارشات مشابهی وجود دارد که حاکی از افزایش 2 تا 7 برابری بیان ژنهای درگیر در مسیرهای بیوسنتزی متابولیتهای ثانویه و افزایش 25 تا 125 درصدی محتوی متابولیتهای ثانویه حاصل از بیان آنها است (10). همچنین، روند افزایشی و متعاقبا کاهشی بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 و محتوی تیمول و کارواکرول در پاسخ به الیسیتورهای مختلف نیز آورده شده است که احتمالا به دلیل پاسخ سریع گیاه به محرک (الیسیتور) و متعاقبا سازگاری گیاه به شرایط تنشزا حاصل از اعمال محرک است (5).
نتیجهگیری
شناخت عوامل موثر بر مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول میتواند راه را برای تولید بیشتر این متابولیتهای بارزش در گیاه دارویی آویشن هموار سازد. بررسی بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 بعد از تیمار اسیدسالیسیلیک و UV-B نشان داد که اعمال همزمان این الیسیتورها (در حدود 24 ساعت بعد از تیمار) میتواند سطح بیان آنها را به طور چشمگیری نسبت به کاربرد مجزای آنها افزایش دهد. با توجه به اینکه محتوی تیمول و کارواکرول مستقیما تحت تاثیر بیان این ژنها قرار دارد، لذا استفاده توام از الیسیتورهای اسیدسالیسیلیک و UV-B از پتانسیل بالایی در افزایش سطح این ترکیبات برخودار است که لازم است در تحقیقات آینده مورد مطالعه بیشتر قرار گیرد.
تقدیر و تشکر
کمال سپاسگزاری را از دانشگاه فرهنگیان تهران داریم که حمایت مالی این مطالعه را بر عهده داشت.
| Article View | 6,173 |
| PDF Download | 419 |