نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Calotropis procera (Aiton), belonging to the family Asclepiadaceae, is an important industrial and medicinal plant. It is a source of numerous secondary metabolites with pharmacological properties such as anticancer and antimicrobial activities. Hairy roots induced by Agrobacterium rhizogenes offer tremendous potential for the production of pharmaceutically important metabolites. In this study, the effects of A. rhizogenes strains (A4, A7, A13, ATCC 15834, ATCC 11325, K599), infection time (15 and 30 min), explant type (cotyledon, hypocotyl, shoot, leaf) and explant age (14, 18, 24, 32, 42 old days) on hairy root production in C. procera were investigated. The effect of different culture media (WPM, SH, B5, MS) on biomass accumulation of the best-grown hairy root lines were also evaluated. Based on the results, hairy root induction was successful only in ATCC 15834 and K599 strains and leaf and shoot explants. Maximum hairy root induction (50%) was obtained using the K599 strain in an infection time of 30 min in 18-day-old leaf explants. There was a significant difference between the hairy root lines in terms of growth and biomass production. The highest amount of fresh root biomass (about 13 g/50 ml culture medium) was obtained in the hairy root lines cultured on MS medium. Antioxidant activity, total phenolic, and total flavonoid contents were higher in selected high-biomass-producing hairy root lines (A15L7 and K5L4) compared to non-transformed roots. The GC-MS analysis showed that the phytochemical content of C. procera hairy roots was about 2 to 9-fold higher than in wild-type roots.
کلیدواژهها English
ﺑﻬﻴﻨﻪﺳﺎﺯﻱ القاء، شرایط کشت و آنالیز فیتوشیمیایی ریشههای مویین در ﮔﻴﺎﻩ دارویی استبرق (Calotropis procera)
اسماعیل داردان و مراد جعفری*
ایران، ارومیه، دانشگاه ارومیه، دانشکده کشاورزی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی
تاریخ دریافت: ۱۲/۰۹/۱۴۰۱ تاریخ پذیرش: ۲۱/۰۸/۱۴۰۲
چکیده
استبرق (Calotropis procera) از تیره خرزهره، یک گیاه صنعتی و دارویی مهم است. این گیاه منبعی از متابولیتهای ثانویه متعدد با خواص دارویی مختلف از جمله فعالیتهای ضد میکروبی و ضدسرطانی میباشد. ریشههای مویین القاشده توسط Agrobacterium rhizogenes پتانسیل فوقالعادهای برای تولید متابولیتهای دارویی مهم فراهم میکند. در مطالعه حاضر، اثرات ﺳﻮﯾﻪهای A. rhizogenes (A4، A7، A13، K599، ATCC 11325، ATCC 15834)، مدت زمان تلقیح (15 و 30 دقیقه)، نوع ریزنمونه (لپه، محور زیرلپه، نوساقه، ﺑﺮگ) و سن ریزنمونه (14، 18، 24، 32 و 42 ﺭﻭﺯ) بر تولید ریشه مویین در استبرق مورد بررسی قرار گرفت. همچنین اثر محیطهای مختلف کشت (MS، B5، SH و WPM) بر میزان تجمع زیستتوده در بهترین لاینهای ریشه مویین مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل، القاء ریشهی مویین فقط در سویههایATCC 15834 و K599 و ریزنمونههای برگ و نوساقه موفقیتآمیز بود. حداکثر میزان القاء ریشههای مویین (۵۰ %) در ریزنمونههای برگی با سن 18 روز در مدت زمان تلقیح 30 دقیقهای با سوبه K599 حاصل شد. بین لاینهای ریشه مویین از نظر رشد و تولید زیست توده تفاوت معنیداری وجود داشت. بیشترین میزان تولید زیستتوده تر (تقریبا ۱۳ گرم در ۵۰ میلیلیتر محیط کشت) در لاینهای ریشه مویین کشت شده در محیط کشت MS بدست آمد. فعالیت آنتیاکسیدانی، محتوای فنل کل و فلاونوئید کل در لاینهای ریشه مویین منتخب با تولید زیستتوده بالا (K5L4 و A15L7) در مقایسه با ریشههای غیرتراریخته بیشتر بود. آنالیزGC-MS نشان داد محتوای فیتوشیمایی ریشههای مویین استبرق تقریبا ۲ الی ۹ برابر بیشتر از ریشههای طبیعی بود.
واژه های کلیدی: استبرق، Agrobacterium rhizogenes، ریشههای مویین، متابولیتهای ثانویه، آنالیز GC-MS
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی:m.jafari@urmia.ac.ir
مقدمه
استبرق با نام علمیCalotropis procera (Aiton) درﺧﺘﭽﻪای داﺋﻤﯽ و ﭼﻨﺪﺳﺎﻟﻪ از خانواده Apocynacea است (شکل ۱) که ﺩﺭ ﻧﻮاﺣﯽ ﮔﺮم ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺟﻨﻮب ﻏﺮﺑﯽ آﺳﯿﺎ و ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ ﺗﺎ ﺳﻮاﺣﻞ آﻓﺮﯾﻘﺎ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ (۷ و ۴۵). اﺳﺘﺒﺮق ﺍﺯ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﻱ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﻃﺒﻴﻌﻲ، صنعتی و دارویی میباشد. این گیاه به شرایط نامساعد محیطی مانند خشکی، شوری و گرما مقاوم است و در اﺣﯿﺎی زمینهای ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺧﺸﮏ و ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ دارد (۶۷). از الیاف ساقه استبرق، با توجه به توخالی بودن و چگالی کم، ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺖ ﮐﺎﻣﭙﻮزﯾﺖﻫﺎی سبک وزن استفاده میشود (2۸).
قسمتهای مختلف استبرق به عنوان دارو به طور سنتی برای درمان بیماریهای مختلفی مانند صرع، زردی، سرماخوردگی و سرفه، اسهال، درمان زخم و عفونتهای پوستی و قارچی مورد استفاده قرار میگیرد (۶۷ و ۴۵). مطالعات فارماکولوژی نشان داد اﺳﺘﺒﺮق دارای فعالیت ضد درد (1۵)، ضد تشنج (4۷)، ضد التهاب (۸)، ضد قارچ (2۷)، ضد باکتری (۳۴) و فعالیت حشرهکشی (۷) قابل توجهی است. اﺧﯿﺮاً، گزارش شده است ترکیبات فعال استبرق اﺛﺮات سمّیت سلولی ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻠﻮلﻫﺎی ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ دارد (1۲، ۲۳ و ۵۳). طیف وسیعی از ترکیبات زیستی از ﺟﻤﻠﻪ فنل، فلاونوئیدها، ترپنوئیدها، گلیکوزیدهای قلبی، آلکالوئیدها، رزینها، آنتوسیانین و ترکیبات استرولی در اﻳﻦ ﮔﻴﺎه ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺷﺪه است (2۷ و ۶۷).
تولید متابولیتهای ثانویه از طریق روشهای رایج از قبیل جمعآوری از طبیعت و کشت در زمینهای زراعی به دلایل متعددی شامل سرعت و مقدار بسیار پایین تولید، تاثیرپذیری تولید از شرایط نامساعد محیطی، آلودگی های عوامل بیماریزا و عدم صرفه اقتصادی مناسب نمیباشد. از طرفی گیاﻫﺎﻥ ﺩﺍﺭﻭﻳﻲ ﺯﻳﺴﺘﮕﺎﻩ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻣﺤﺪﻭﺩﻱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ گیاهان دارویی از طبیعت، آنها ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﺍﻧﻘﺮﺍﺽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ (2۳). از طرف دیگر، متابولیتهای ثانویهای که در گیاهان ساخته میشوند، ممکن است محدود به جنس یا گونه خاصی باشند و یا اغلب در مرحله رشدی خاصی تولید گردند (۶۵). لذا برای تولید سریع و انبوه متابولیتهای ثانویه، استفاده از روشهای زیستفناورانه ضروری به نظر میرسد. کشت ریشههای مویین در دو دهه اخیر مسیر جدیدی برای تولید بهبود یافته متابولیتهای ثانویه فراهم کرده است (1۶ و ۳۶). ریشههای مویین در شرایط کشت بدون تنظیمکنندهی رشد گیاهی، پایدار بوده و تولید بالایی دارد. رشد سریع، کمتر بودن مدت زمان دو برابر شدن تولید زیست توده، نداشتن زمینگرایی، سهولت نگهداری و توانایی سنتز ترکیبات شیمیایی گوناگون از جمله مزایایی ریشههای مویین بوده که آنها را به منبعی مهم و دایمی برای تولید متابولیتهای ثانویه تبدیل نموده است (۲۱، ۳۶، ۴۰ و ۵۶).
تولید ریشههای مویین در جنس Calotropis برای اولین بار در گونه C. gigantea مطالعه و گزارش شده است. Sun و همکاران (۵۸) در ریشههای مویین این گیاه تولید ترکیبات کاردنولیدی تحت تاثیر محرکهای کیتوسان، متیلجاسمونات و عصاره مخمر را مطالعه کردند. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ داروﻳﻲ استبرق، اﺳﺘﻔﺎده از روشﻫﺎی زیستفناورانه ﺑﺮای ﺗﻮﻟﯿﺪ متابولیتهای دارویی آن ﺿﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ. بر اساس منابع علمی قابل دسترس، تاکنون مطالعات زیستفناورانهای در زمینه تراریختسازی ژنتیکی و القا و تولید ریشه مویین با در نظر گرفتن فاکتورهای موثر در گونه procera C. گزارش نشده است. ﻟﺬﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ برای اولین بار بهینهﺳﺎزی اﻟﻘﺎء رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ در ﮔﯿﺎه استبرق و ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻣﺤﺘﻮای ترکیبات اسانس لاینهای گزینش شده رﯾﺸﻪ ﻣﻮیین در مقایسه با ریشه طبیعی (ریشه غیرتراریخته) مورد ﺑﺮﺭﺳﻲ قرار گرفت.

شکل ۱- درختچه استبرق (الف)، گلها (ب)، کپسولهای بذر (پ) و بذرها با تارهای ابریشمی (ت). خط مقیاس (الف): ۵۰ میلیمتر، خط مقیاس (ب و پ): ۱۰ میلیمتر، خط مقیاس (ت): ۵ میلیمتر. محل عکسبرداری: استان هرمزگان، شهرستان پارسیان.
مواد و روشها
مواد گیاهی و کشت گیاه : بذرهای استبرق از مراتع طبیعی شهرستان پارسیان، استان هرمزگان با مختصات جغرافیایی بین ʹ۲۲ °۵۳ طول شرقی و ʹ۷ °۲۷ عرض شمالی و ارتفاع 54 متری از سطح دریا جمعآوری گردید. بمنظور ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮔﯿﺎهچهﻫﺎی درون شیشهای، بذرها با اﺗﺎﻧﻮل 70 % و ﻣﺤﻠﻮل ﻫﯿﭙﻮﮐﻠﺮﯾﺖ ﺳﺪﯾﻢ 5 %، به ترتیب به مدت 3 و 10 دقیقه ضد عفونی و پس از چند بار شستشو با آب مقطر استریل، در محیط کشت MS (۳۸) کشت و در اتاق رشد با دمای °C 24 و شرایط 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی قرار داده شد.
آﻣﺎدهﺳﺎزی ﺳﻮﺳﭙﺎﻧﺴﯿﻮن ﺑﺎﮐﺘﺮی و تلقیح: جهت اﻟﻘﺎء ریشه ﻣﻮﯾﯿﻦ از شش ﺳﻮیه باکتریA. rhizogenes ﺷﺎﻣﻞ A4، A7، A13، ATCC 11325، ATCC 15834 و K599 استفاده شد. برای تهیه سوسپانسیون باکتری، ابتدا یک تک کلنی از باکتریهای مذکور در ﻣﺤﯿﻂ کشت LBﻣﺎﯾﻊ، حاوی50 میلیگرم بر لیتر آنتیبیوتیک ریفامپیسین کشت گردید و ﺑﻪ ﻣﺪت 48 ﺳﺎﻋﺖ در دﻣﺎی 24 درجه سانتیگراد روی ﺷﯿﮑﺮ انکوباتور (شرکت نور صنعت آزما فردوس، ایران) ﺑﺎ ﺗﻜﺎﻧﺶ 180 دور در دقیقه (rpm) ﻗﺮار گرفت. سپس، سوسپانسیون با سرعت rpm 3600 به مدت 10 دقیقه به وسیله سانتریفوژ، رسوب و در mL 10 محیط کشت MS مایع حاوی 100 میکرومولار استوسرینگون حل شد و به مدت 4 ساعت روی شیکر انکوباتور با سرعت rpm 100 در دمای 24 درجه سانتی گراد قرار گرفت.
ﺟﻬﺖ ﺗﻠﻘﯿﺢ ریز نمونههای لپه، محور زیرلپه، ساقه و ﺑﺮگ، ﮔﯿﺎهچهﻫﺎی با سنین 14، 18، 24، 32 و 42 روز، ﺗﻮﺳﻂ ﺳﻮزن آﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﻛﺘﺮی زﺧﻤﻲ ﺷﺪﻧﺪ و سپس در ﺳﻮﺳﭙﺎﻧﺴﻴﻮن ﺑﺎﻛﺘﺮی ﺩﺭ دو ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ 15 ﻭ 30 ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻏﻮﻃﻪﻭﺭ ﺷﺪﻧﺪ. ریزنمونههای تلقیح شده روی کاغذ صافی قرار گرفتند تا باکتریهای اضافی حذف و برای عمل همکشتی روی محیط کشت MS جامد کشت و در محلی تاریک به مدت 72 ساعت نگهداری شدند. در ادامه ریزنمونهها در محیط کشت ½MS مایع حاوی 500 میلیگرم بر لیتر آنتیبیوتیک سفوتاکسیم به مدت 2 ساعت در شیکر انکوباتور با تکانش rpm 80 و دمای 24 درجه سانتیگراد شستشو داده شدند. پس از شستشو، ریزنمونهها در محیط کشت MS جامد حاوی 500 میلیگرم بر لیتر آنتیبیوتیک سفوتاکسیم کشت و در اتاقک رشد در شرایط تاریکی قرار گرفتند. واکشت ریزنمونهها هر دو هفته یکبار انجام و در هر واکشت غلظت سفوتاکسیم به میزان نصف کاهش یافت تا در نهایت از محیط کشت حذف گردید. ﺭﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﺍﻟﻘاﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺭﻳﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺷﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ MS ﺟﺎﻣﺪ ﻛﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻚ ﺭﺷﺪ ﺑﺎ ﺩﻣﺎﻱ 24 درجه سانتیگراد و ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﻜﻲ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ شدند.
ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻣﻮﻟﮑﻮﻟﯽ رﯾﺸﻪﻫﺎی ﻣﻮﯾﯿﻦ: استخراج DNAی ژنومی از ریشهها به روش CTAB (2۹) انجام شد. جهت تأیید ماهیت تراریختگی ریشهها از واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) برای تکثیر همزمان بخشهایی از ژﻥهای rolA و rolB (به صورت Duplex PCR) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی (Forward: 5′-CAGTTTCGCATCTTGACAG-3′/Reverse: 5′-GTTCTCGCGAGAAGTGCA-3′) استفاده شد. بمنظور اطمینان از عدم آلودگی میان بافتی با باکتری تلقیحشده، تکثیر ژنvirD2 با استفاده از آغازگرهای اختصاصی (Forward: 5′-CCTGACCCAAACATCTCGGCTGCCCA -3′/Reverse: 5′-ATGCCCGATCGAGCTCAAGT-3′) انجام گردید. واکنش PCR شامل یک چرخه واسرشتسازی اولیه در دمای 94 درجه سانتیگراد به مدت 5 دقیقه، 35 چرخه واسرشتسازی در دمای 94 درجه سانتیگراد به مدت 1 دقیقه، اتصال آغازگرها در دمای 56 درجه سانتیگراد به مدت 1 دقیقه و 20 ثانیه، چرخه بسط در دمای 72 درجه سانتیگراد به مدت 2 دقیقه و در انتها تکمیل چرخه بسط در دمای 72 درجه سانتیگراد در مدت زمان 7 دقیقه انجام شد.
بررﺳﯽ ﻣﯿﺰان رﺷﺪ ﻻﻳﻦهای رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ: جهت مشخص نمودن لاﻳﻦهای پررشد، ﻗﻄﻌﺎتی ﺣﺎﻭﻱ ﻣﺮﻳﺴﺘﻢ ﺭأﺳﻲ ربشه از لاینهای مختلف ریشه مویین PCR+ در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ MS ﻣﺎﻳﻊ کشت و بر روی شیکر انکوباتور (شرکت نور صنعت آزما، ایران) با دور rpm 100 با دمای 24 درجه سانتیگراد و شرایط تاریکی قرار گرفتند و در نهایت ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺗﺠﻤﻊ زیستتوده ﺗﺮ ﺭﻳﺸﻪﻫﺎ در طی دوره رشد ۳۵ روزه اندازهگیری شد.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺭﺷﺪ ﻻﻳﻦﻫﺎﻱ ﺭﻳﺸﻪ ﻣﻮﻳﻴﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ: ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺭﺷﺪ ﻻﻳﻦﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ MS، ﺩﻭ ﻻﻳﻦ K5L4 ﻭ A15L7 که ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺭﺷﺪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻻﻳﻦﻫﺎﻱ حاصل از تلقیح سویهK599 و ATCC 155834 ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺑﻮﺩﻧﺪ، انتخاب و ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺭﺷﺪ آنها در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖﻫﺎﻱ ½ MS،MS ، B5 (۲۰)،SH (4۸) و WPM (۳۱) ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﻭﺯﻥ ﺗﺮ ﺭﻳﺸﻪﻫﺎ ﻫﺮ پنج روز یک بار ﻭ ﻃﻲ پنج ﻫﻔﺘﻪ ﻣﺘﻮﺍﻟﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻱ ﻭ منحنی رشد ریشهها رسم گردید.
اندازهگیری فنول کل: محتوای فنل کل با استفاده از ﻣﻌﺮف Folin-Ciocalteau اندازهگیری شد (۵۴). به 100 میکرولیتر ﻋﺼﺎره متانولی، 750 میکرولیتر معرف فولین 10% افزوده شد و پس از 10 دقیقه نگهداری در دمای اتاق، 750 میکرولیتر کربنات سدیم 10 % اضافه گردید و پس از 2 ساعت میزان جذب نوری نمونه با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 760 نانومتر قرائت گردید. از ﻏﻠﻈﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮔﺎﻟﯿﮏ اﺳﯿﺪ برای رﺳﻢ ﻣﻨﺤﻨﯽ اﺳﺘﺎﻧﺪارد اﺳﺘﻔﺎده شد و در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻣﺤﺘﻮای ﻓﻨل کل ﺑﺮﺣﺴﺐ همارز گالیک اسید (میلیگرم گالیک اسید بر گرم وزن ﺧﺸﻚ) ﮔﺰارش ﺷﺪ.
اﻧﺪازهﮔﻴﺮی ﻣﺤﺘﻮای ﻓﻼوﻧﻮﺋﻴﺪ ﻛﻞ: ﻣﺤﺘﻮای ﻓﻼوﻧﻮﺋﯿﺪ کل ریشههای مویین ﺑﺮ اﺳﺎس روش رﻧﮓﺳﻨﺠﯽ آﻟﻮﻣﯿﻨﯿﻮم ﮐﻠﺮاﯾﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ (۱۴). به 5/0 میلیلیتر ﻋﺼﺎره ﻣﺘﺎﻧﻮﻟﻲ، به ترتیب 150 میکرولیتر نیتریت سدیم 5 %، 300 میکرولیتر کلرید آلومینیوم 10 %، 1 میلیلیتر استات پتاسیم 1 مولار اضافه شد و در نهایت حجم نهایی با آب مقطر به 5 میلیلیتر رسانده شد. ﺑﺮای ﺗﻬﻴﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻪ ﺟﺎی ﻋﺼﺎره ﻣﺘﺎﻧﻮﻟﻲ، ﺗﻨﻬﺎ از ﻣﺘﺎﻧﻮل ﺧﺎﻟﺺ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﻳﺪ. میزان جذب نوری ﻣﺨﻠﻮط 30 دقیقه ﺑﻌﺪ از ﻧﮕﻬﺪاری در دﻣﺎی اﺗﺎق، در ﻃﻮل ﻣﻮج 415 ﻧﺎﻧﻮﻣﺘﺮ ﺗﻮﺳﻂ دستگاه اسپکتروفتومتر مدل UV/Vis 2100(شرکت Unico، آمریکا) خوانده شد و ﻣﻴﺰان ﻓﻼوﻧﻮﺋﻴﺪ ﻛﻞ ﺑﺮﺣﺴﺐ همارز کوئرستین (میلیگرم کوئرستین بر گرم وزن خشک) ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪ.
اندازهگیری فعالیت آنتیاکسیدانی: فعالیت آنتیاکسیدانی به روش خنثی کنندگی رادیکال آزاد (DPPH) انجام شد (۱۲). به این منظور، 4 میلیلیتر از اﺳﺘﻮک DPPH (004/0 گرم DPPHدر 100 میلیلیتر ﻣﺘﺎﻧﻮل) به 100 میکرولیتر ﻋﺼﺎره متانولی ریشه اضافه و پس از 30 دقیقه نگهداری در دمای اتاق، میزان جذب نوری آن با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 517 نانومتر قرائت گردید و با استفاده از فرمول زیر فعالیت آنتیاکسیدانی تعیین شد. جهت تهیه شاهد (بلانک) آنتیاکسیدان به جای عصاره ریشه، متانول 80 % اضافه شد.
100 × [Ab-As)/Ab)] = (%) فعالیت رادیکالهای آزاد
Ab: جذب بلانک
As: جذب نمونه
آنالیز کروماتوگرافی گازی-طیفسنجی جرمی (GC-MS): جهت تولید اسانس، 25 گرم پودر خشک شده ریشههای مویین و همچنین ریشه طبیعی ﺑﻪ روش ﺗﻘﻄﻴﺮ ﺑﺎ آب ﺑﺎ استفاده از دﺳﺘﮕﺎه ﻛﻠﻮﻧﺠﺮ (شرکت کیمیا طب گستر، ایران) طبق روش فارماکوپه بریتانیا (۱۰) به شکل جداگانه استفاده شد. ﺗﻔﻜﻴﻚ ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت اﺳﺎﻧﺲ با استفاده از کروماتوگرافی گازی Agilent (Agilent Technologies A7890، آمریکا) متصل به طیفسنج جرمی Agilent 5975C بر روی یک ستون مویرگی HP-5MS با طول 30 متر و قطر داخلی 25/0 میلیمتر و ضخامت 25/0 میکرومتر انجام گرفت. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺣﺮارﺗﯽ ﺳﺘﻮن در دﻣﺎی اﺑﺘﺪاﯾﯽ 80 درجه سانتیگراد و مدت زمان توقف 3 دقیقه شروع و ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 5 درجه سانتیگراد در ﻫﺮ دﻗﯿﻘﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ دﻣﺎی 260 درجه سانتیگراد رﺳﯿﺪ. از ﮔﺎز ﻫﻠﯿﻢ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮔﺎز ﺣﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺟﺮﯾﺎن 1 ﻣﯿﻠﯽﻟﯿﺘﺮ ﺑﺮ دﻗﯿﻘﻪ و اﻧﺮژی ﯾﻮﻧﯿﺰاﺳﯿﻮن 70 اﻟﮑﺘﺮون وﻟﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. دمای دریچه تزریق 250 درجه سانتیگراد و در مد split با نسبت ۵۰۰ : ۱ و محدودة جرمی 40 تا m/z 500 استفاده شد. ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت ﺗﺸﻜﻴﻞ دﻫﻨﺪه اﺳﺎﻧﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﺑﺎزداری و ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻃﻴﻒ ﺟﺮﻣﻲ ﻫﺮ ﻳﻚ از اﺟﺰای اﺳﺎﻧﺲ ﺑﺎ ﻃﻴﻒ ﺟﺮﻣﻲ ﻣﻮﺟﻮد در ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﻫﺎی دستگاه (NIST08) انجام شد.
تجزیه آماری: آزمایش ﺗﺎﺛﻴﺮ سویههای باکتری، ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻠﻘﻴﺢ، ﺳﻦ و نوع ﺭﻳﺰﻧﻤﻮﻧﻪی گیاهی بر میزان اﻟﻘﺎء ریشه ﻣﻮﯾﯿﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت آزﻣﺎﯾﺶ ﻓﺎﮐﺘﻮرﯾﻞ در ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮح ﮐﺎﻣﻼً ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﺑﺎ سه ﺗﮑﺮار اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻧﻮﻉ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ ﺑﺮ ﺭﺷﺪ ﺭﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﻣﻮﻳﻴﻦ و ﺁﺯﻣﺎیشهای ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ میزان ترکیبات فنل و فلاونوئیدی و فعالیت آنتیاکسیدانی ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮﺡ ﻛﺎﻣﻼ ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺩﺭ سه ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ و همه آزمایشها سه بار تکرار شدند. آنالیز دادهها توسط نرم افزار SAS 9.4 و مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون چند دامنهای دانکن انجام گرفت.
نتایج
ﺗﺄﺛﯿﺮ عوامل مختلف بر ﻣﯿﺰان اﻟﻘﺎء رﯾﺸﻪ ﻣﻮیین: نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۱) نشان داد بین عوامل مختلف یعنی سویه باکتریA. rhizogenes ، ریزنمونه، سن ریزنمونه و مدت زمان تلقیح و همچنین اثرات متقابل بین آنها از نظر اثر بر القاء و تولید ریشه مویین در گیاه استبرق اختلاف آماری معنیدار وجود دارد. لازم به ذکر است با توجه به اینکه با استفاده از ﺳﻮﯾﻪهای A4، A7، A13 و ATCC 11325 در ﻫﯿﭻ ﯾﮏ از رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ با وجود ﮔﺬﺷﺖ دو ﻣﺎه رﯾﺸﻪ ﻣﻮیین القاء ﻧﺸﺪ، این سویهها از آنالیزهای آماری حذف شدند. ولی ﺳﻮﻳﻪهایK599 و ATCC 15834 قادر به القاء رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ بودند (شکل ۲-الف) و ﺑﯿﻦ این ﺳﻮﯾﻪﻫﺎ از ﻧﻈﺮ میزان اﻟﻘﺎء رﯾﺸﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﯽداری (۰۱/۰ ≤ P) وﺟﻮد داﺷﺖ. ﺑﻴﻦ ﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻱ ﺗﻠﻘﻴﺢ نیز ﺍﺯ ﻧﻈﺮ القاء ﺭﻳﺸﻪ ﻣﻮﻳﻴﻦ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺁﻣﺎﺭﻱ (۰۱/۰ ≤ P) مشاهده شد. در ریزنمونههای تلقیح شده با سویه ATCC 15834 در مدت زمان تلقیح 15 دقیقهای ریشه مویین القاء نشد، در حالیکه با استفاده از سویهK599 در هر دو زمان تلقیح (15 و 30 دقیقه) ﺭﻳﺸﻪهای ﻣﻮﻳﻴﻦ القا شدند، ﺑﺎ اینحال بیشترین ﻣﻴﺰﺍﻥ القاء ریشه ﺩﺭ مدت ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻠﻘﻴﺢ 30 ﺩﻗﻴﻘﻪﺍﻱ حاصل شد (شکل ۲-الف). نوع ریزنمونه نیز در القاء ریشه مویین استبرق موثر بود و بین رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﻧﻈﺮ میزان القاء ریشه مویین اﺧﺘﻼف آﻣﺎری ﻣﻌﻨﯽدار (۰۱/۰ ≤ P) وجود داﺷﺖ. در رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی لپه و محور زیرلپه ﻫﯿﭻ رﯾﺸﻪای اﻟﻘﺎء ﻧﺸﺪ ولی در ریزنمونههای برگ و نوساقه ربشههای متعددی القا شدند (شکلهای ۲-ب و ۳-ب، پ)، که ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ تعداد رﯾﺸﻪ اﻟﻘﺎ شده در ﺑﺮگ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ. تولید ریشه مویین در استبرق به ﺳﻦ ﺭﻳﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ نیز وابسته بود، که بیشترین درصد القاء ریشه مویین ﺩﺭ ﺭﻳﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎﻱ ﺑﺎ ﺳﻦ ﮔﻴﺎﻫﭽﻪﻱ 14 ﺗﺎ 18 ﺭﻭﺯ ظاهر شد. با افزایش سن ﺭﻳﺰﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ به 24 ﺭﻭﺯ درصد القاء ریشه مویین کاسته شد و در ریزنمونههای با سن 42 روز القاء ریشه مویین مشاهده نگردید (شکل ۲-پ). شکل ۳ فرآینده کلی تولید ریشه مویین توسط A. rhizogenes در گیاه استبرق و استقرار آنها در محیط کشت مایع را نشان میدهد.
ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻣﻮﻟﻜﻮﻟﻲ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺗﺮارﻳﺨﺘﻲ رﻳﺸﻪﻫﺎی ﻣﻮﻳﻴﻦ: ﺟﻬﺖ تعیین وضعیت ﺗﺮارﯾﺨﺘﯽ ریشههای مویین تولید شده از آنالیز Duplex PCR ﺑﺮای ﺗﮑﺜﯿﺮ همزمان بخشی از ژنهای rolA و rolB (در ناحیه T-DNA) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ و نوار مورد انتظار (bp ۱۲۰۰~) در ریشههای مویین تکثیر گردید که نشان دهنده تلفیق این ژنها در ژنوم گیاه است (شکل ۴-الف). همچنین عدم تکثیر ژن virD2، که در خارج ازT-DNA قرار دارد و در فرآیند ترانسفورماسیون توسط باکتری به ﺳﻠﻮلﻫﺎی ﮔﯿﺎﻫﯽ انتقال نمییابد، دلیلی بر عدم هر گونه آلودگی باکتریایی در فضاهای بین سلولی و اطمینان از تراریخته بودن ریشههای مویین بود (شکل ۴-ب). به این ترتیب ماهیت تراریختگی ریشههای مویین تولید شده تایید شد.
ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ رشد لاینهای ریشه مویین: برای تعیین اثر محیط کشت بر رشد ریشههای مویین، آنها در محیطهای مختلف مایع (MS، ½ MS، B5، SH، WPM) کشت شد و سینتتیک رشد ریشهها (شکل ۵-الف) در یک دوره ۴۰ روزه پیگیری شد. پس از فاز ﺗﺄﺧﯿﺮی (lag phase) ۵ روز، ریشهها شروع به رشد نمایی کرده و ﻓﺎز نمایی (exp. phase) تقریبا تا روز ۳۰ام ادامه داشت و وزن تر به طور نمایی و در نهایت به صورت خطی افزایش نشان داد. ﺑﻌﺪ از روز ۳۵ام میزان رشد رﯾﺸﻪﻫﺎ کم شد تا اینکه وارد ﻓاز سکون (stationary phase) گردید (شکل ۵-ب). نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۲) نشان داد بین محیطهای کشت از نظر تاثیر بر میزان رشد ریشههای مویین استبرق اختلاف آماری معنیدار (۰۱/۰P≤) وجود دارد و ﻧﻮﻉ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ بر میزان تجمع وزن ﺗﺮ ﺭﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﻣﻮﻳﻴﻦ استبرق ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭﻱ دﺍﺭﺩ. محیط کشت MS در مقایسه با سایر محیطهای کشت تاثیر قابل توجهی بر رشد ریشههای مویین داشت (شکل ۵-ب). ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻭﺯﻥ ﺗﺮ (17/17 گرم) ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ MS و ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻭﺯﻥ ﺗﺮ (5 گرم) در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺸﺖ WPM بدست آمد. به این ترتیب اثر ﻣﺤﻴﻂﻫﺎﻱ ﻛﺸﺖ ﺑﺮ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺭﺷﺪ و تولید زیستتوده ریشههای مویین استبرق ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ B5 ≤ ½ MS < SH < MS < WPM ﺭﺗﺒﻪﺑﻨﺪﻱ ﺷﺪﻧﺪ.
جدول ۱- تجزیه واریانس تاثیر سویه باکتری، ریزنمونه، سن ریزنمونه و مدت زمان تلقیح بر اﻟﻘﺎء ریشه مویین در گیاه استبرق.
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
|
سویه باکتری |
۱ |
⁎⁎۰۴/۵۸۷۲ |
|
ریزنمونه |
۱ |
⁎⁎۰۱/۲۰۹ |
|
سن ریزنمونه |
۳ |
⁎⁎۶۹/۹۵۵ |
|
مدت زمان تلقیح |
۱ |
⁎⁎۰۸/۴۱۹۰ |
|
سویه باکتری × ریزنمونه |
۱ |
⁎⁎۷۸/۲۲۳ |
|
سویه باکتری × سن ریزنمونه |
۳ |
⁎⁎۸۴/۹۳۹ |
|
سویه باکتری × مدت زمان تلقیح |
۱ |
⁎⁎۱۳/۶۶۹ |
|
ریزنمونه × سن ریزنمونه |
۳ |
⁎⁎۵۳/۲۴۷ |
|
ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۱ |
⁎⁎۷۵/۴۰ |
|
سن ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۳ |
⁎⁎۱۸/۱۸۰ |
|
سویه باکتری × ریزنمونه × سن ریزنمونه |
۳ |
⁎⁎۴۹/۵۰ |
|
سویه باکتری × ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۱ |
⁎⁎۶۴/۱۳۶ |
|
سویه باکتری × سن ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۳ |
|
|
ریزنمونه × سن ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۳ |
⁎۳۷/۸ |
|
سویه باکتری × ریزنمونه × سن ریزنمونه × مدت زمان تلقیح |
۳ |
⁎۰۲/۷ |
|
خطا |
۶۴ |
۳۹/۲ |
|
ضریب تغییرات (٪) |
- |
۱۶/۸ |
⁎، ⁎⁎و nsبه ترتیب معنیدار در سطح احتمال 5 درصد، ۱درصد و عدم وجود تفاوت معنیدار.


شکل ۲- تاثیر عوامل مختلف بر القاء ریشه مویین در گیاه استبرق. الف) تاثیر سویه باکتری و مدت زمان تلقیح، ب) تاثیر ریزنمونه، پ) تاثیر سویه باکتری، مدت زمان تلقیح (دقیقه)، نوع و سن ریزنمونه (روز). دادهها بیانگر میانگین ± انحراف معیار سه آزمایش مستقل سه تکراری است. حروف غیرمشابه بیانگر اختلاف معنیدار (۰۱/۰P ≤ ) بر اساس آزمون دانکن میباشد.
مقایسه ﻻﻳﻦﻫﺎﻱ ﺭﻳﺸﻪ ﻣﻮﻳﻴﻦ از نظر تولید زیستتوده: نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۳) نشان داد بین لاینهای ریشه مویین استبرق از نظر تاثیر میزان رشد و تولید زیست توده اختلاف آماری معنیدار (۰۱/۰P ≤ ) وجود دارد. به شکل کلی، لاینهای حاصل از ترانسفورم با ﺳﻮﯾﻪ K599 از رشد خوبی برخوردار بودند و وزن تر ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ لاینهای حاصل از ترانسفورم با ﺳﻮﯾﻪ ATCC 15834 داﺷﺘﻨﺪ (شکل ۳-ح، خ و د و شکل ۶). ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰان وزن تر رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ، تقریبا 13 گرم در ۵۰ میلیلیتر محیط کشت مربوط به ﻻﯾﻦهای K5L4، K5L6 وK5L7 بود که از ﺗﺮانسفورم ﺑﺎ ﺳﻮﯾﻪ K599 حاصل شدند، در ﺣﺎلیکه بیشترین میزان وزن تر در ریشههای مویین حاصل از ترانسفورم با ﺳﻮﯾﻪ ATCC 15834، ۶ ﮔﺮم در ۵۰ میلیلیتر محیط کشت برآورد شد که مربوط به لاینهای A15L1، A15L3، A15L7 و A15L9 بود (شکل ۶).

ﺷﮑﻞ ۳- فرآیند تولید ریشه مویین تراریخته توسط A. rhizogenes در گیاه استبرق. الف) گیاهچههای درون شیشهای به عنوان منبع ریزنمونه، ب) رﯾﺸﻪهای ﻣﻮیین القا شده از ریزنمونه برگ، پ) رﯾﺸﻪهای ﻣﻮیین القا شده از ریزنمونه نوساقه، ت) لاین ریشه مویین A15L7 حاصل از ترانسفورم با باکتری سویه ATCC 15834 با انشعابات فرعی کم، ث) لاین ریشه مویین K5L4 حاصل از ترانسفورم با باکتری سویه K599، حاوی انشعابات فراوان و رشد سریع، ج) نمای نزدیک از مورفولوژی لاین ریشه مویین A15L7 در ﻣﺤﯿﻂ کشت جامد MS حاوی انشعابات فرعی کم، چ) نمای نزدیک از مورفولوژی لاین ریشه مویین K5L4 در ﻣﺤﯿﻂ کشت جامد ½ MS حاوی انشعابات فراوان، ح) لاین رﯾﺸﻪ ﻣﻮیین K599 با رشدی عالی و تولید زیستتوده قابل توجه در محیط کشت مایع MS در طول ۳۵ روز، خ) لاین رﯾﺸﻪ مویین A15L7 با رشدی خوب و تولید زیستتوده مناسب در محیط کشت مایع MS در طول ۳۵ روز، د) تولید میزان قابل توجهی زیستتوده خشک از لاین ریشه مویین پر رشد K5L4 حاصل ترانسفروماسیون با باکتری سویه K599. خط مقیاس (الف، ح و خ): ۱۲ میلیمتر، خط مقیاس (ب، پ، ج و چ): ۵ میلیمتر، خط مقیاس (ت، ث و د): ۲۰ میلیمتر.

ﺷﮑﻞ ۴- آنالیز Duplex PCR برای ژنهای rolA و rolB (الف) و آنالیز PCR برای ژن virD2 (ب) در لاینهای ریشه مویین تراریخته استبرق. M) نشانگرهای ladder 1 Kb DNA (الف) و 50 bp DNA ladder (ب)، C+): پلاسمید Ri باکتری A. rhizogenes به عنوان کنترل مثبت، C1-): ریشه طبیعی به عنوان کنترل منفی اول، 1-6) ﺭﻳﺸﻪهای ﻣﻮﻳﻴﻦ تراریخته، C2-) واکنش PCR بدون DNAی الگو به عنوان کنترل منفی دوم.
جدول ۲- تجزیه واریانس تاثیر محیط کشت بر رشد ریشههای مویین گیاه استبرق.
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
|
محیط کشت |
۴ |
⁎⁎۸۲/۲۳ |
|
خطا |
۱۰ |
۱۷/۰ |
|
ضریب تغییرات (٪) |
- |
۰۴/۳ |
⁎⁎ معنیدار در سطح احتمال ۱ درصد.
جدول ۳- تجزیه واریانس مقایسه رشد لاینهای ریشه مویین گیاه استبرق.
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
|
لاین ریشه مویین |
۲۰ |
⁎⁎۹۴/۳۶ |
|
خطا |
۴۲ |
۲۳/۰ |
|
ضریب تغییرات (٪) |
- |
۱۲/۶ |
⁎⁎ معنیدار در سطح احتمال ۱ درصد.

شکل 5- ﺍﺛﺮ ﻣﺤﻴﻂﻫﺎﻱ ﻛﺸﺖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ رشد و تولید زیستتوده در لاینهای ریشه مویین استبرق. الف) سینتیک رشد، ب) اثر محیط کشت بر رشد و تولید زیستتوده در ریشههای مویین. دادهها بیانگر میانگین سه آزمایش مستقل سه تکراری است. حروف غیرمشابه بیانگر اختلاف معنیدار (۰۱/ ≤ P ) بر اساس آزمون دانکن میباشد.

شکل ۶- مقایسه رشد ﻻﻳﻦﻫﺎﻱ ریشه مویین تراریخته بر اساس تولید زیستتوده تر در یک دوره رشد 35 روز در محیط کشت MS. K5L1-K5L10: لاینهای حاصل از ترانسفورم با باکتری A. rhizogenes سویه K599،A15L1-A15L10 : لاینهای حاصل از ترانسفورم با باکتری سویه ATCC 15834، control: ﺭﻳﺸﻪ غیرتراریخته. دادهها بیانگر میانگین ± انحراف معیار سه آزمایش مستقل سه تکراری است. حروف غیرمشابه بیانگر اختلاف معنیدار (۰۱/۰P ≤ ) بر اساس آزمون دانکن میباشد.
ارزیابی محتوای فنل و فلاونوئید کل: نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۴) نشان داد بین لاینهای ریشه مویین تولید شده و ریشه طبیعی استبرق (شاهد) از نظر محتوای ﻓﻨﻠﻲ و فلاونوئیدی تفاوت ﻣﻌﻨﻲداری (۰۱/۰ ≤ P) وﺟﻮد دارد. ﻣحتوای فلاونوئید کل در ریشههای مویینA15L7 و K5L4 به ترتیب ۸۵/۱ و ۰۸/۲ برابر بیشتر از ربشههای طبیعی بود (شکل ۷-الف). از نظر محتوای فنل کل نیز ریشههای مویین برتر بودند، به طوری که میزان فنل کل لاینهای A15L7 و K5L4 تقریبا ۷۳/۱ و ۱۷/۲ برابر ریشه طبیعی بود (شکل ۷-ب).
ظرفیت آنتیاکسیدانی: فعالیت آنتیاکسیدانی بر اساس مهار رادیکال آزاد مبتنی بر اهدای اﺗﻢ ﻫﻴﺪروژن بر ﻣﻴﺰان ﺑﻲرﻧﮓ ﻛﺮدن ﻣﺤﻠﻮل DPPH، اندازهگیری شد. نتایج تجزیه واریانس (جدول ۴) نشان دهنده اختلاف معنیدار (۰۱/۰ ≤ P) بین ریشههای مویین و ریشه طبیعی از نظر ظرفیت آنتیاکسیدانی بود. لاینهای ریشه مویین K5L4 و A15L7 به ترتیب ظرفیت آنتیاکسیدانی ۳۷ % و ۹۶/۳۲ % نشان دادند که تقریبا دو برابر ظرفیت آنتیاکسیدانی ریشههای طبیعی (23/1۸%) بود (شکل ۷-پ).
تجزیه و تحلیل ترکیبات اسانس: آنالیز GC-MS برای اسانس دو لاین ریشه مویین گزینششده حاصل از دو نوع سویه باکتری در مقایسه با ریشه طبیعی گیاه انجام گرفت که کروماتوگرام آنالیز در شکل ۸ نشان داده شده است و ترکیبات مهم قابل شناسایی به صورت خلاصه در جدول ۵ آمده است. نتایج آنالیز GC-MS نشان داد که ریشههای مویین استبرق قادر به تولید ترکیبات مختلفی بودند که بعضی از این ترکیبات در ریشه غیرتراریخته وجود نداشت. از مجموع 72 ترکیب شناسایی شده، 49 و 48 ترکیب، به ترتیب، در اسانس لاینهای ریشه مویین K5L4 و A15L7 شناخته شد (جدول ۵ خلاصهای از مهمترین آنها را نشان میدهد). آلکانها با 97/19 % و 62/17 % بیشترین گروه ترکیبات اسانس A5L4 و A1L8 بودند. اسیدهای کربوکسیلیک دومین قسمت اصلی اسانس A5L4 وA15L7 ، به ترتیب، با مقادیر 58/15 % و 5/16 % بود. از ترکیبات مهمی که در ریشههای مویین در مقایسه با ریشه طبیعی به مقدار زیاد تولید شدهاند، میتوان به 2-pentylfuran (۶ الی ۹ برابر)، 4′-hydroxyacetophenone (۲ الی ۶ برابر)، methyl salicylate (۲ الی ۳ برابر)، tetradecanal (۲/۱ الی ۵ برابر)، Linalool (~ ۲ برابر) و caryophyllene oxide (۵/۱ الی ۵/۶ برابر) اشاره نمود که کاربردهای متنوع مهمی از جمله کاربردهای دارویی و صنعتی دارند. بین دو لاین ریشه مویین تفاوتهای کمی در محتوای ترکیبات شیمیایی وجود داشت (جدول ۵). ترکیباتی مانند nonenal،2, 6-dimethyldecalin ، 3-methyldecane وcis-1-ethyl-2-methylcyclopentane در ریشههای مویین وجود داشت، ولی در ریشههای طبیعی شناسایی نشد. همچنین، ترکیب 2-ethyl-1-hexanol تنها مادهای بود که فقط در لاین ریشه مویین A15L7 شناسایی شد اما در لاین K5L4 و همچنین ریشه طبیعی وجود نداشت.
جدول ۴- تجزیه واریانس مقایسه لاینهای ریشه مویین با ریشه طبیعی گیاه استبرق از نظر محتوای فلاونوئید کل، فنل کل و ظرفیت آنتیاکسیدانی.
|
منابع تغییرات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
||
|
فلاونوئید کل |
فنل کل |
ظرفیت آنتیاکسیدانی |
||
|
نمونه ریشه |
۲ |
⁎⁎ ۸۳/۷ |
⁎⁎ ۰۵/۷۶ |
⁎⁎۹۹/۲۸۱ |
|
خطا |
۶ |
۰۵۳/۰ |
۱۵/۰ |
۲۷/۰ |
|
ضریب تغییرات (٪) |
- |
۰۴/۵ |
۷۳/۲ |
۷۸/۱ |
⁎⁎ معنیدار در سطح احتمال ۱ درصد.

|


شکل ۷- محتوای فلاونوئید کل (الف)، فنل کل (ب) و ظرفیت آنتیاکسیدانی (پ) در لاینهای ریشه مویین در مقایسه با ریشه طبیعی استبرق. دادهها بیانگر میانگین ± انحراف معیار سه آزمایش مستقل سه تکراری است. حروف غیرمشابه بیانگر اختلاف معنیدار (۰۱/۰P ≤ ) بر اساس آزمون دانکن میباشد.
بحث و نتیجه گیری
القاء ریشهی مویین بر پایه آلودهسازی گیاه با باکتری A. rhizogenes میباشد که در طول مراحل آلودهسازی بخشی از DNAی پلاسمید Ri، تحت عنوان T-DNA به سلولهای گیاهی منتقل میشود و در نتیجه بیان ژنهای این بخش در سلول گیاه باعث القاء ریشههای مویین میشود (۲۱ و ۳۶). عوامل مختلفی در افزایش القاء ریشهی مویین موثر هستند که یکی از مهمترین آنها نوع سویه باکتری است (۱، ۲، ۶ و ۵۹). نتایج این مطالعه نشان داد ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺳﻮﯾﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ در ترانسفورماسیون ﺳﻠﻮل ﮔﯿﺎه استبرق ﻣﺘﻔﺎوت است، به طوری که از ﺑﯿﻦ ﺳﻮﯾﻪﻫﺎی استفاده شده، تنها سوﯾﻪهایK599 و ATCC 15834 قادر به القاء ریشه مویین بودند (شکل 2-الف ). اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﺑﻪ قدرت و شدت قابلیت بیماریزایی سویه بستگی دارد که این خصوصیت توسط ژنوم و نوع ﭘﻼﺳﻤﯿﺪهایRi موجود در ﺳﻮﯾﻪﻫﺎی ﺑﺎﮐﺘﺮی A. rhizogenes تعیین میشود (۴۱ و ۵۹). بر اساس نتایج حاصل قابلیت ترانسفورم سویه K599 بالاتر از سویه ATCC 15834 بود (شکل 2-الف و ب). سویه K599 یکی از سویههای با قابلیت بیماریزایی بالا در بین سویههای مختلف A. rhizogenes میباشد (۶۴). توالیهایی به نام توالیهای محرک انتقال DNA (DNA simulator sequences)، که در بین سویههای مختلف با تکرارهای متعددی روی پلاسیمد Ri حضور دارند، کارآیی ترانسفورماسیون توسط سویه باکتری را تقویت میکنند (۳۷). وجود تفاوت در القاء ریشه مویین در سویههای مختلف در مطالعات دیگر نیز به اثبات رسیده است (۵ و ۴۹). از دلایل دیگر تفاوت در پتانسیل القاء ریشه مویین، تعداد رونوشت T-DNA وارد شده (۱۷ و ۲۵) و محل تلفیق آن در ژنوم گیاهی است که میزان القاء ریشه مویین را تحت تأثیر قرار میدهد (1۹ و ۶۲).
جدول ۵- ترکیبات فرار تولید شده در لاینهای ریشه مویین K5L4 وA15L7 در مقایسه با ریشه طبیعی استبرق.
|
زمان بازداری |
ترکیب |
Peak Area (%) |
|||||
|
(دقیقه) |
|
K5L4 |
A15L7 |
ریشه طبیعی |
|||
|
۱ |
170/5 |
cis -1-ethyl-2-methylcyclopentane |
57/1 |
34/1 |
- |
|
|
|
۲ |
328/5 |
3-ethyl-2-methylheptane |
88/0 |
55/0 |
88/0 |
|
|
|
۳ |
768/5 |
benzaldehyde |
22/2 |
98/1 |
05/2 |
|
|
|
۴ |
228/6 |
cis-1,4-dimethylcyclohexane |
76/0 |
70/0 |
55/0 |
|
|
|
۵ |
355/6 |
2-pentylfuran |
۴۰/6 |
۱۶/۹ |
۰۳/1 |
|
|
|
۶ |
996/6 |
۴۸/1 |
75/1 |
۸2/0 |
|
||
|
۷ |
125/7 |
2-ethyl-1-hexanol |
- |
76/0 |
- |
|
|
|
۸ |
531/7 |
benzeneacetaldehyde |
78/0 |
74/0 |
12/1 |
|
|
|
۹ |
815/7 |
trans 2-dodecenal |
00/1 |
91/0 |
87/0 |
|
|
|
۱۰ |
072/8 |
3-methyldecane |
۹7/0 |
94/0 |
- |
|
|
|
1۱ |
390/8 |
4-methylbenzaldehyde |
62/1 |
34/1 |
77/0 |
|
|
|
1۲ |
758/8 |
linalool |
۵6/3 |
76/3 |
99/1 |
|
|
|
1۳ |
860/8 |
nonanal |
90/0 |
86/0 |
۰۳/3 |
|
|
|
1۴ |
334/9 |
1-ethyl-2-propylcyclohexane |
62/1 |
57/0 |
- |
|
|
|
1۵ |
640/9 |
cis-di-tert-butylethylene |
67/0 |
69/0 |
60/0 |
|
|
|
1۶ |
809/9 |
cyclohexanecarboxylic acid |
89/0 |
90/0 |
56/0 |
|
|
|
1۷ |
009/10 |
3,4-hexadien-1-ol |
08/1 |
90/0 |
- |
|
|
|
۱۸ |
148/10 |
nonenal |
۵۲/۱ |
34/1 |
- |
|
|
|
۱۹ |
272/10 |
4′-hydroxyacetophenone |
۳۵/۹ |
۷۳/۲۳ |
95/3 |
|
|
|
2۰ |
588/10 |
ethyl-2,3-dimethylcyclohexane |
72/0 |
78/0 |
87/0 |
|
|
|
2۱ |
022/11 |
methyl salicylate |
۳6/۱۰ |
۵۰/۱۱ |
99/3 |
|
|
|
2۲ |
138/11 |
dodecane |
48/1 |
92/0 |
55/0 |
|
|
|
2۳ |
256/11 |
2,6-dimethyldecalin |
53/1 |
04/1 |
- |
|
|
|
2۴ |
405/11 |
2,3-dimethyldecahydronaphthalene |
55/1 |
49/1 |
43/1 |
|
|
|
2۵ |
555/11 |
β-cyclocitral |
87/0 |
09/1 |
54/0 |
|
|
|
۲۶ |
75012 |
cinnamaldehyde |
01/1 |
35/2 |
99/1 |
|
|
|
۲۷ |
171/13 |
thymol |
۴۶/1 |
52/1 |
32/1 |
|
|
|
۲۸ |
820/19 |
caryophyllene oxide |
59/3 |
84/0 |
54/0 |
|
|
|
۲۹ |
705/20 |
α-eudesmol |
51/1 |
96/1 |
55/0 |
|
|
|
۳۰ |
780/20 |
2-isopropylphenol |
15/1 |
61/0 |
- |
|
|
|
۳۱ |
768/21 |
tetradecanal |
۰۹/۱۰ |
۲۹/۲ |
۹۱/۱ |
|
|
|
۳۲ |
990/22 |
benzylbenzoate |
36/1 |
09/1 |
76/0 |
|
|
|
۳۳ |
508/26 |
dibutyl phthalate |
16/1 |
59/0 |
31/ |
|
|
|
۳۴ |
335/30 |
tricosane |
۲۶/2 |
45/1 |
۴7/0 |
|
|

شکل ۸- کروماتوگرام آنالیز GC-MS اسانس لاینهای ریشه مویین استبرق. الف) ﻻﻳﻦ A5L4، ب) ﻻﻳﻦ A15L7، پ) ریشه طبیعی.
ﻧﻮع و ﺳﻦ رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﯿﺎﻫﯽ نیز ﺑﺮ میزان القاء رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ ﺗﺎﺛﯿﺮ دارد، که این حساسیت میتواند به علت وضعیت فیزیولوژیکی بافتها باشد (۳۵). تفاوت در ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺳﻠﻮﻟﯽ و ﺳﻨﺘﺰ DNA، ﺳﺎﺧﺘﺎر دﯾﻮارة ﺳﻠﻮﻟﯽ و وﺿﻌﯿﺖ ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ بافتهای گیاهی ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ علت تفاوت ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ القاء ریشه ﻣﻮﯾﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ (۳۹ و ۴۴). بنابراین بسته به نوع گیاه و بافت گیاهی فراوانی ترانسفورماسیون متفاوت است. به عنوان مثال، پتانسیل بالای القاء ریشهمویین در ریزنمونههای محور زیرلپه درPsoralea corylifolia (۵)، برگ در Artemisia vulgaris (۵۷) و نوساقه درFicus carica (۶) گزارش شده است. نتایج مطالعه حاضر نشان داد ریزنمونههای برگ و نوساقه برای القاء ریشه مویین در گیاه استبرق بسیار مستعد هستند. همچنین نتایج نشان داد القاء ریشه مویین ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻦ رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪ، ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽﯾﺎﺑﺪ. ویژگیهای فیزیولوژیکی سلولها در سنین مختلف تغییر مییابد، که تأثیر قابل توجهی در پاسخ به میزان آلودگی باکتریایی دارد (1۸). ثابت شده است که ریزنمونههای جوانتر معمولا توان تکثیر بالاتری داشته، از این رو دارای شرایط مناسبتر جهت تراریختگی میباشند (۵۰). ارتباط درجات مختلف القاء ریشه مویین با سن ریزنمونهها طی مطالعات قبلی گزارش شده است (۴۱، ۵۹ و ۶۱). ﺑﻪ ﻋﻨﻮان مثال، در مطالعه Pirian و همکاران (۴۴) بالاترین میزان القاء ریشه مویین در گیاه Portulaca oleracea در ریزنمونههای برگی با سن 14 روز بدست آمد. بنابراین با توجه به اثرات متقابل گیاه-پاتوژن، ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺳﻮﯾﻪﻫﺎی آﮔﺮوﺑﺎﮐﺘﺮﯾﻮم ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺑﯿﻤﺎریزایی داشته و نه هر نوع ریزنمونهای قابلیت القاء ریشه مویین را دارد.
ﺑﯿﻦ ﻻﯾﻦﻫﺎی رﯾﺸﻪ ﻣﻮﯾﯿﻦ استبرق از ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺰان رﺷﺪ و ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژی ﺗﻨﻮع ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮔﺮدﯾﺪ که متأثر از نوع سویه باکتری مورد استفاده در ترانسفورم بود. ریشهﻫﺎی مویین حاصل از ترانسفورم با سویه K599 ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژی بسیار ﭘﺮاﻧﺸﻌﺎب و رﺷﺪ ﺳﺮﯾﻊتری داشتند. ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ﻓﻨﻮﺗﯿﭗ رﺷﺪی ﻣﺨﺘﻠﻒ لاینهای رﯾﺸﻪهای ﻣﻮﯾﯿﻦ ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﻔﺎوت در ﺗﻌﺪاد روﻧﻮﺷﺖ و ﻣﺤﻞ تلفیق ژنﻫﺎیrol در درون ژﻧﻮم ﮔﯿﺎﻫﯽ اﺳﺖ (1۶ و 1۷). مطابق با نتایج تحقیق حاضر، Amani و همکاران (۶) نیز تنوع رشدی متفاوتی بین لاینهای مختلف ریشه مویین F. carica مشاهده کردند و بر مبنای سرعت رشد و میزان تولید زیستتوده، لاین(های) برتر را انتخاب کردند. رشد ریشههای مویین همچنین وابسته به غلظت و برهمکنش مواد غذایی موجود در محیط کشت میباشد و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻣﻮاد ﻣﻐﺬی ﻣﺤﯿﻂ ﮐﺸﺖ میتواند نرخ رشد ریشههای مویین را تغییر دهد (۲، ۳۵ و ۵۶). بنابراین تعیین محیط کشت مناسب نیز یکی از اهداف مهم جهت بهینهسازی رشد و تولید زیستتوده مناسب میباشد. در مطالعه حاضر از بین پنج نوع محیط کشت مورد بررسی، MS مناسبترین محیط برای رشد و تولید زیستتوده بیشتر در کشت ریشههای مویین استبرق تعیین شد.
ترکیبات ﻓﻨﻠﯽ و فلاونوئیدها از جمله متابولیتهای مهم گیاهی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ با بسیاری از فعالیتها زیستی از جمله فعالیتهای آنتیاکسیدانی ارتباط دارند (۴۳). بر اساس نتایج تحقیق حاضر، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی و فعالیت آنتیاکسیدانی ریشههای مویین نسبت به ریشه طبیعی بالاتر بود. این اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺴﻴﺮ علامترسانی H2O2 باشد ﻛﻪ منجر به ﺗﺤﺮﻳﻚ ﺑﺮﺧﻲ از ژنﻫﺎی ﻣﺮتبط ﺑا مکانسیم دﻓﺎع در ﺑﺮاﺑﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﺎرﺟﻲ، از جمله انتقالT-DNA در گیاه مورد ترانسفورم، میشود که نتیجه با بیوستنر برخی ترکیبات فنلی و فلاوونوییدی همراه میباشد (۵). مشابه با نتایج این مطالعه، محتوای ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی کل و فعالیت آنتیاکسیدانی ریشههای مویین Genista tinctoria (۳۳) و Momordica charantia (۶۰) نسبت به ریشه طبیعی بالاتر بودند.
نتایج آنالیز GC-MS ترکیبات اسانس نشان داد بین اسانس ریشههای مویین با ریشه طبیعی تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد و ریشههای مویین استبرق پتانسیل خوبی برای تولید و مطالعه متابولیتهای ثانویه دارد. مشابه با مطالعه حاضر،Abdelkader و Lockwood (۳) تفاوت در محتوای شیمیایی اسانس ریشههای طبیعی و ربشههای مویین گیاه Anethum graveolens را گزارش کردند. خصوصیات ژنتیکی، سیستم رشدی ریشههای مویین و شرایط کنترل شده کشت درون شیشهای باعث میشود ریشههای مویین پتانسیل بالایی در میزان و نوع تولید متابولیتهای ثانویه تولیدی در مقایسه با گیاه کامل نشان دهند. گیاهانی که توان بالای تولید ترکیبات دیترپنی (فیتول) را در قلمرو گیاهی داشته باشند، معمولا کم هستند (۵۴). در تحقیق حاضر بررسی ترکیبات اسانس ریشههای مویین استبرق نشان داد میزان تولید فیتول در هر دو لاین K5L4 و A15L7 بالا بوده و جز ترکیبات اصلی ربشههای مویین میباشد. اثرات ضدمیکروبی فیتول در مطالعات متعددی به اثبات رسیده است (۲۴). از دیگر ترکیبات قابل توجه در ریشههای مویین، tetradecanal است که میزان آن در لاین ریشه مویین K5L4 تا ۵ برابر ریشه غیرترایخته بود. این متابولیت از ترکیبات اصلی آروماتیک در گونههای Calotropis است که داری خواص ضدمیکروبی میباشد (۵۲ و ۶۶). ترکیب tetradecanal در صنایع آرایشی در ساخت کلد کرمها (۲۲) و همچنین به عنوان سوبسترای طبیعی در واکنش نورتابی باکتریایی مانند باکتری Vibrio fischeri نیز مورد استفاده قرار میگیرد که از نظر زیستفناوری در ساخت بیوسنسورهای میکروبی ارزش ویژهای دارد (۳۰). معمولا محتوای ترکیبات شیمیایی ریشههای مویین بیشتر و متنوعتر از سایر بخشهای گیاه در حالت طبیعی گزارش شده است (۳۷، ۴۱، ۵۷ و ۶۵). در تحقیق حاضر نیز مقدار اکثر متابولیتهای ثانویه ریشههای مویین استبرق بیشتر و مقدار بعضی از ترکیبات خیلی بالاتر (۲ الی ۹ برابر) از ریشه طبیعی برآرود شد.
ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﮔﺎم در ﮐﺸﺖ رﯾﺸﻪﻫﺎی ﻣﻮﯾﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﯾﮥ ﺑﺎﮐﺘﺮی و ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ رﯾﺰﻧﻤﻮنه ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺟﻬﺖ القاء ریشهی ﻣﻮﯾﯿﻦ اﺳﺖ. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻄﺎلعه ﺣﺎﺿﺮ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺗﻌﯿﯿﻦ بهترین سویه باکتری (K599) و ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮﯾﻦ رﯾﺰﻧﻤﻮﻧﻪ از نظر نوع و سن (برگ با سن ۱۸ روز)، اﻓﺰاﯾﺶ چند برابری ﻣﯿﺰان متابولیتهای ثانویه و ظرفیت آنتیاکسیدانی در رﯾﺸﻪﻫﺎی مویین ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ریشههای طبیعی استبرق را اثبات نمود. همچنین در این تحقیق محیط کشت مناسب (MS) جهت حداکثر رﺷﺪ ریشههای مویین و تولید بالای زیستتوده معرفی شد که ﺑﺮای ﺑﻬﯿﻨﻪﺳﺎزیﻫﺎی ﺑﻌﺪی جهت ﺑﻬﺒﻮد ﻣﯿﺰان ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﯿﺖﻫﺎیﺛﺎﻧﻮﯾﻪ در استبرق ﻣﯽﺗﻮاند ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار گیرد. آنالیز ترکیب شیمیایی ریشههای مویین نشاندهندة پتانسیل بالای این ریشهها برای تولید متابولیتهای ثانویه دارویی در گیاه استبرق میباشد. لذا در مطالعات بعدی میتوان با استفاده از روشهای زیستفناورانه مانند مهندسی متابولیت، مسیرهای بیوسنتز و تیمار با عوامل محرک مختلف برای تولید بهیودیافته متابولیتهای مهم داوریی و صنعتی این گیاه در ریشه مویین را مورد بررسی قرار داد.
سپاسگزاری
نویسندگان مراتب سپاسگزاری خود را از معاونت محترم پژوهشی دانشگاه ارومیه به خاطر حمایتهای مالی و از گروه پژوهشی شیمی تجزیه جهاد دانشگاهی واحد استان آذربایجانغربی به خاطر همکاری در آنالیزهای فیتوشیمی اعلام میدارند.