نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 دانشگاه بوعلی سینا همدان

چکیده

در این پژوهش ویژگی‌های تکوینی بساک و دانه گرده Petunia hybrida مورد بررسی قرار گرفت. گل‌ها و غنچه‌ها در مراحل مختلف نمو برداشت شده، در FAA70 تثبیت و در الکل 70 درصد نگهداری شد. نمونه‌ها پس از قالب-گیری در پارافین با میکروتوم برش‌گیری گردید. رنگ‌آمیزی مضاعف به کمک هماتوکسیلین و ائوزین الکلی انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر بساک دارای 4 کیسه گرده است که تحت تاثیر پیشروی بافت پلاسنتوئید هلالی شکل شده‌اند. الگوی تشکیل لایه‌های یاخته‌ای جداره بساک از نوع کلاسیک دولپه‌ای بوده و لایه مغذی ترشحی آن در بخش بیرونی و درونی کیسه گرده متفاوت می‌باشد. تتراد‌ها‌ی میکروسپور از نوع چهارضلعی (تتراهدرال) است. دانه‌های گرده بالغ در منظره قطبی و استوایی به ترتیب کروی و دوکی شکل بوده و نسبت به محور طولی بساک استقرار منظمی در کیسه‌های گرده دارند. دانه‌های گرده در زمان انتشار دو یاخته‌ای هستند. با تمایزیابی یاخته‌های اپیدرمی بساک استومیوم به شکل یک ناحیه تک یاخته‌ای تشکیل می‌شود، جایگاهی که تعیین کننده موقعیت شکوفائی بساک می‌باشد. در مراحل نهائی بلوغ دانه‌های گرده بافت نامتعارفی در سپتوم بساک تشکیل شده و باعث تغییر شکل کیسه‌های گرده می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

The study of anther and pollen developmental stages in Petunia hybrida

نویسندگان [English]

  • abdolkarim chehregani 1
  • hasan ramezani 2

چکیده [English]

The pollen grains and anther developmental characteristics of Petunia hybrida were studied in this research. Petunia plants were grown in green house under experimental conditions. The flowers and buds, in different developmental stages, were removed, fixed in FAA70, stored in 70% ethanol, and following dehydration and embedding in paraffin, the specimens were sliced by a rotary microtome. Staining was carried out with Hematoxylin-Eosine and prepared specimens were studied under a light microscope. Results indicated that anthers are tetrasporangiate and each pollen sac, due to progress in placentoeid tissue, are crescent-shaped. The sporogenous tissue was surrounded by dimorphic secretory tapetum. The pollen grains, in this plant, are spherical in polar view and fusiform in equatorial view; mature pollen grains are prolate, tricolporate/tricolporoidate with furrows disposed along polar axis. The disposition of the microspore in the tetrads is tetrahedral. The pollen grains are 2-celled when shed. The pattern of wall formation is dicotyledonous type. Stomium is formed by the differentiation of epidermal cells within the anther, to form a single cell region, the location of which determines the position of anther opening. In the final stages of pollen grains maturation unusual tissue formation in anther septum and causes deformation of the pollen sac.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Petunia
  • Microsporogenese
  • Anther wall
  • Anther dehiscence
  • solanaceae

بررسی مراحل تکوین بساک و دانه گرده در گل اطلسی (Petunia hybrida juss.)

عبدالکریم چهرگانی و حسن رمضانی*

همدان، دانشگاه بوعلی سینا، دانشکده علوم، گروه زیست­شناسی

تاریخ دریافت: 6/1/93                  تاریخ پذیرش: 9/6/93

چکیده

در این پژوهش ویژگی­های تکوینی بساک و دانه گرده Petunia hybrida مورد بررسی قرار گرفت. گل­ها و غنچه­ها در مراحل مختلف نمو برداشت شده، در FAA70 تثبیت و در الکل 70 درصد نگهداری شد. نمونه­ها پس از قالب­گیری در پارافین با میکروتوم برش­گیری گردید. رنگ­آمیزی مضاعف به کمک هماتوکسیلین و ائوزین الکلی انجام شد. نتایج نشان داد که هر بساک دارای 4 کیسه گرده است که تحت تأثیر پیشروی بافت پلاسنتوئید هلالی شکل شده­اند. الگوی تشکیل لایه­های یاخته­ای جداره بساک از نوع کلاسیک دولپه­ای بوده و لایه مغذی ترشحی آن در بخش بیرونی و درونی کیسه گرده متفاوت می­باشد. تتراد­ها­ی میکروسپور از نوع چهارضلعی (تتراهدرال) است. دانه­های گرده بالغ در منظره قطبی و استوایی به‌ترتیب کروی و دوکی شکل بوده و نسبت به محور طولی بساک استقرار منظمی در کیسه­های گرده دارند. دانه‌های گرده در زمان انتشار دو یاخته­ای هستند. با تمایزیابی یاخته­های اپیدرمی بساک، استومیوم به شکل یک ناحیه تک‌یاخته­ای تشکیل می­شود (جایگاهی که تعیین‌کننده موقعیت شکوفایی بساک می­باشد). در مراحل نهایی بلوغ دانه­های گرده بافت نامتعارفی در سپتوم بساک تشکیل شده و باعث تغییر شکل کیسه­های گرده می­شود.

واژه­های کلیدی: Petunia، میکروسپورزایی، دیواره بساک، شکوفایی بساک، Solanaceae

* نویسنده مسئول، تلفن: 38257402-081 ، پست الکترونیکی:  hassanramezanyic@yahoo.com

مقدمه


زیست‌شناسی تکوینی تولید­مثلی که بررسی مراحل مختلف تکوین گل یعنی اندام­زایی و تکوین پرچم، دانه گرده، مادگی، تخمک و گامتوفیت ماده را شامل می­شود، در سال­های اخیر به ­طور چشم­گیری مورد توجه قرار گرفته است (1). توسعه علم زیست شناسی تکوینی و مطالعه چگونگی و مراحل تکوین اندام­های تولیدمثلی، جهت درک و تلاش برای بقای گیاهان، به ویژه گیاهان نادر و در حال انقراض و همچنین گیاهان ارزشمند در بخش کشاورزی و باغبانی ضروریست (50).

مراحل نموی پرچم  در  اثر  یک  برهم­کنش  هماهنگ  و پیچیده بین بافت­های اسپوروفیت و گامتوفیت ایجاد می‌شود (57). بساک بخش زایای پرچم است که در آن میکروسپورانژ­ها وجود دارند و فرایند میکروسپورزائی، تشکیل و بلوغ دانه گرده رخ می­دهد، میکروسپورزائی فرایندی است که در آن میکروسپورها از یاخته­های مادر گرده در حال میوزی درون میکروسپورانژ (هاگدان نر) تشکیل می­شوند (1). دانه گرده، (گامتوفیت نهاندانگان) در طی مراحل تکوینی برنامه­ریزی شده از یاخته­های مادر گرده بوجود می­آید، که توسط تاپی، داخلی­ترین لایه یاخته­ای دیواره بساک حمایت می­شود (38). گرده­ها و تاپی بر اساس الگوهای خاصی، که برای هر خانواده تیپیک می­باشد، بوجود می­آیند. در حالت بالغ، گرده­ها توسط اسپورودرم (اگزین و انتین) که نقش مهمی نیز در کنترل تبادل رطوبت با محیط و برهم‌کنش گرده با کلاله دارند، محافظت می­شوند (19، 7، 16 و 51). دیواره بساک توسط تعداد بخصوصی از لایه­های یاخته­ای که در مراحل اولیه تکوینی نظم می­یابند، شکل می­گیرد. داویس (1966) الگوهای متفاوتی از آغاز تقسیمات یاخته­ای در اولین دو لایه هیپودرمی، که لایه­های دیواره‌ای ثانویه نامیده شده مشاهده کرد. بر اثر این تقسیمات همه لایه­های دیواره شکل می­گیرند.

خصوصیات ریختی گامتوفیت نر و جزئیات میکروسپور­زائی می­توانند در مطالعات سیستماتیکی برای تعیین محدوده تاکسون­ها استفاده شوند. از نظر تاکسونومیکی بعضی صفات تاکسونومیکی نظیر تنوع در تعداد لایه­های بساک، نوع تاپی، آرایش تترادها در میان دیواره کالوزی، تعداد منافذ و شکاف­های گرده­ها، دو یا سه یاخته­ای بودن دانه گرده و تعداد هسته­های تاپتوم دارای اهمیت هستند (31، 32، 20 و 24).

جنس اطلسی متعلق به زیر خانواده Cestroideae، بومی آمریکای جنوبی بوده و در زیر مدار رأس سرطان در محدوده º22 تا º39 جنوبی گسترده شده است (22). بیشتر گونه­های این جنس یکساله هستند. Petunia hybriad بهترین اطلسی باغچه­ای شناخته شده، یک گونه تزئینی است که به طور گسترده در اکثر نقاط زمین کشت می­شود. این کشت­ها دارای تنوعی گسترده از رنگ و اندازه گل­ها بوده و تجارت دانه­هایشان در حال حاضر یک منبع اقتصادی مهم برای بسیاری از کشورهاست. مطالعات تکوینی و رویان شناختی انجام شده در تیره Solanaceae محدود بوده و در این خصوص می­توان به بررسی نحوه تشکیل دیواره بساک (9)، بررسی­مورفولوژی دانه گرده (39) و رویان­زائی در Withania somnifera (23) اشاره کرد. بر اساس مطالعات مرجع‌شناختی ما پژوهش­های تکوینی محدودی در خصوص تشکیل بساک و دانه گرده این گونه زینتی انجام شده است (44)، اما در همین پژوهش­های محدود نیز بسیاری از جزئیات تکوینی از جمله الگوی تشکیل دیواره بساک، بلوغ دانه گرده و نحوه شکوفائی بساک نادیده گرفته شده است. هدف اصلی این مقاله بررسی دقیق این خصوصیات و تطبیق نتایج حاصل با مطالعات تکوینی انجام شده در این خانواده به منظور شناخت بهتر خصوصیات تکوینی و هستی­زایی آن می باشد. 

مواد و روشها

مراحل آماده­سازی نمونه­ها برای مطالعات تکوینی و رویان شناختی بشرح ذیل می­باشد:

الف) تهیه و کشت بذر: بذور مربوطه از شرکت پاکان بذر واقع در استان اصفهان خریداری شده و در شرایط گلخانه (دمای oC4±27، رطوبت 70 درصد و دوره روشنایی 15 ساعت) در گلخانه دانشگاه بوعلی سینا کشت و نگهداری شدند.

ب) جمع آوری و تثبیت نمونه­ها: به منظور مطالعه رویان شناختی Petunia hybrida، گل­ها و غنچه­ها در مراحل مختلف نموی برداشت شده و در محلول تثبیت‌کننده FAA70  (فرمالدئید، استیک اسید، الکل اتیلیک 70% با نسبت 18:1:1) تثبیت شدند. نمونه­ها پس از 24 ساعت تثبیت، با آب شستشو داده شده تا محلول تثبیت‌کننده از آنها خارج شود، سپس نمونه­ها در الکل70 درجه در یخچال و در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شدند.

ج) آب­گیری و شفاف سازی: به منظور آماده کردن نمونه­ها برای برش­گیری، آنها را از الکل­های با درجات افزایشی (70، 80، 90، 96 و 100) عبور دادیم تا آب­گیری شوند. سپس نمونه­ها به ترتیب در محلول­های (2حجم الکل،1حجم تولوئن)، (حجم­های مساوی از الکل و تولوئن)، (1حجم الکل،2حجم تولوئن) و تولوئن خالص قرار داده شد تا تولوئن جایگزین الکل شود.

د) قالب­گیری و برش­گیری: در نهایت نمونه­ها دو بار در حمام پارافین قرار داده شده تا پارافین جایگزین تولوئن شود و بعد نمونه­ها در پارافین مذاب قالب­گیری شدند (2). پس از قالب­گیری و آماده کردن قطعات پارافینی حاوی نمونه، نمونه­ها با میکروتوم دستی، با ضخامت 7 میکرومتر برش­گیری گردیدند.

و) پارافین­زدائی و رنگ­آمیزی مضاعف: برای آماده کردن مقاطع برای رنگ­آمیزی لازم است تا پارافین اطراف نمونه و درون بافت حذف شود. بدین منظور لام­ها به مدت 15- 20 دقیقه درون جار رنگ­آمیزی دارای تولوئن خالص قرار داده شد. با استفاده از محلول­های الکلی با درجات کاهشی (100، 96، 90، 80، 70 و 50) و در نهایت آب مقطر به مدت 10 دقیقه، آب­گیری نمونه­ها انجام شد. به منظور امکان مطالعه دقیق­تر نمونه­ها رنگ­آمیزی مضاعف هماتوکسیلین–ائوزین انجام گردید. نمونه­ها به مدت 3-5 دقیقه در هماتوکسیلین (1/0درصد) قرار گرفتند. سپس تثبیت رنگ توسط آب جاری انجام شد. در مرحله بعدی و به منظور رنگ­آمیزی با ائوزین، ابتدا لام­ها با اتانول۵۰ و۷۰ درصد، به مدت ۱ دقیقه در هر کدام آب­گیری شدند و بعد در ائوزین الکلی به مدت 25-30 دقیقه قرار گرفتند (46). در مرحله بعدی با عبور از الکل­های90 و100 آب­گیری شده و در نهایت 5 دقیقه داخل تولوئن قرار داده شدند.

ه) لامل­گذاری و عکس­برداری: لام­ها به وسیله چسب انتالن لامل­گذاری و در دمای آزمایشگاه و در مدت 24 ساعت خشک شدند. عکس­برداری نیز به کمک میکروسکوپ نوری  LABOMED LX500دارای دوربین دیجیتال LABOMEDiVu3100، در بزرگنمائی­های مختلف انجام شد. برای هر مرحله حداقل 10 گل برش‌گیری و از بهترین آنها عکس­برداری شد.

نتایج

اطلسی گیاهی تک پایه بوده و  دارای  گل­های  دو  جنس

می­باشد که در آن 5 پرچم با آرایش چرخه­ای در درون جام گل پیوسته و در اطراف مادگی دو برچه­ای مستقر شده­اند (تصویرa1). بر اساس مطالعات میکروسکوپی هر پرچم دارای بساکی متشکل از دو خانه در دو طرف بخش رابط بوده که هر یک به نوبه خود از دو کیسه گرده تشکیل شده­اند (تصویرa1).

در مراحل اولیه نمو بساک، در هر یک از چهار گوشه بساک با انجام تقسیمات مماسی (پری­کلینال) یاخته­های جداری اولیه (آرکئوسپور خارجی) که در فاصله بین یاخته­های بافت هاگزا و اپیدرم بساک قرار دارند، لایه­های جداری بساک تشکیل می­شوند. این لایه­ها از بیرون به داخل به ترتیب شامل: لایه اپیدرم دارای دیواره خارجی کوتینه شده، لایه مکانیکی (آندوتسیال)، لایه میانی که از دو تا سه ردیف یاخته تشکیل شده و لایه مغذی با یاخته­های حجیم می­باشد که فضای کیسه­های گرده را احاطه کرده است (تصویرb1).

بر اثر تقسیمات مماسی (پری­کلینالی) یاخته­های آرکئوسپور داخلی بساک یاخته­های هاگزا که به شکل چهار هلال در چهار گوشه بساک­ها رؤیت می­شوند، بوجود می­آیند (تصویرa1). این یاخته­ها با تقسیمات میتوزی متقاطع خود یاخته­های مادر گرده را ایجاد می‌کنند.

در بخش درونی کیسه­های بساک (به سمت بافت رابط)، بیرون­زدگی بافت پارانشیمی (پلاسنتوئید) که به همراه خود لایه­های میانی و مغذی درونی را به داخل فضای کیسه هدایت کرده، کاملا مشهود است (تصاویر a,b1).

یاخته­های لایه مغذی از نوع ترشحی بوده و شامل لایه­های مغذی بیرونی (به سمت اپیدرم) و درونی (به سمت بافت رابط) می­باشد، این دو لایه از نظر شکل یاخته­ای، شدت واکوئله شدن و رنگ­پذیری متفاوت هستند (تصویرb1). قبل از تقسیمات میوزی یاخته­های مادر گرده و نیز در هنگام این تقسیمات، یاخته­های مغذی آندومیتوز کرده و حالت چند هسته­ای به خود می­گیرند (تصویرb-l1).  

 

 

20µm

60µm

sc

ep

en 

pc

ita

ml

ota

Ova

Pe

Sta

 


 


 

15µm

ca

pc

ota

ita

 


 


 


 


 

15µm

ita

ota

 


 


 


 


 

 

d

C

شکل 1- مراحل اولیه تکوین بساک، میکروسپورزائی و تشکیل گامتوفیت نر در Petunia hybrida .

(a  برش عرضی از غنچه با پنج پرچم زایا (sta) به همراه تخمدان (ova) دو برچه­ای با تمکن محوری را نشان می­دهد که توسط یک حلقه از گلبرگ­ها (pe) محدود شده­اند.(b  برش عرضی یکی از حفرات بساک چهارحفره­ای که اجزاء کامل دیواره شامل لایه اپیدرم (ep)، لایه بینابینی (ml)، لایه مکانیکی (en)، لایه مغذی درونی (ita)، یاخته­های مادر گرده (sc)، لایه تاپی بیرونی (otp) و بافت پلاسنتوئید (pc) در آن مشخص است.c ) برش عرضی از بساک که نشان‌دهنده آغاز تقسیم میوز در یاخته­های مادر گرده است (پروفازI)، در این مرحله تشکیل لایه کالوزی (ca) در دیواره یاخته­های مادر گرده به صورت یک لایه شفاف مشهود است. d) مرحله متافاز I. e) مرحله آنافاز I. f) مرحله تلوفاز I. g) مرحله متافاز II. h) مرحله آنافاز II. k) مرحله تلوفاز II. l) برش عرضی از بساک در مرحله تشکیل تتراد میکروسپور.

 

یاخته­های این لایه پس از تکمیل فرایند میکروسپورزائی، واکوئله شده و بتدریج تجزیه می­شوند. یاخته­های مادر گرده تقسیم میوز را در دو مرحله متوالی و با یک سیتوکینز همزمان، مانند حالت کلاسیک قابل مشاهده در اغلب گیاهان دولپه­ای معمول به انجام می­رسانند (تصاویر c-l1). لایه کالوزی میکروسپورها را کمی پیش از شروع میوز تحت پوشش قرار می‌دهد (تصویرc1) و این پوشش و حمایت تا تشکیل تترادهای تتراهدرال ادامه می­یابد، تا آن که با تجزیه این لایه، میکروسپور­ها از هم جدا شده و با واکوئله شدن سیتوپلاسم و افزایش حجم دو تا سه برابری، تشکیل دانه گرده جوان را می­دهند. این یاخته­های نابالغ به کمک لایه تاپی شروع به تکمیل دیواره اگزینی خود کرده و بعد با انجام میتوز، بافت گامتوفیتی دو یاخته­ای شامل یاخته زایشی کوچکتر و یاخته رویشی بزرگتر را شکل می­دهند تا تبدیل به گرده بالغ شوند (تصاویرa-c2). در هنگام این تغییرات، لایه­های مغذی تحلیل رفته و با این کار پیش‌سازهای لازم را فرآهم می­آورند.

دانه­های گرده بالغ در منظره قطبی کروی شکل بوده و سه فرورفتگی با فاصله­های منظم در محیط آن قابل تشخیص است (تصویر l3). اما در منظره استوایی، گرده­ها دوکی شکل دیده شده و یک تا دو شیار از سه شیار موجود در آنها قابل رؤیت است (تصویرm3). این شیارها در امتداد گرده به طور کامل کشیده شده و نسبتا عمیق هستند.

از نکات قابل توجه در طی تکوین بساک و دانه گرده اطلسی حفظ حالت منظم و هلالی موجود در بافت مادر گرده تا انتهای فرایند میوز می­باشد. به‌نحوی‌که با وجود رشد کلی بساک و حجیم شدن کیسه­های گرده، یاخته­های در حال میوز همچنان و با حفظ نظم در کنار یکدیگر و در مجاورت لایه مغذی خارجی (به سمت اپیدرم  بساک)

باقی مانده و از آن جدا نمی­شوند (تصویر d2).

بساک­ها به رنگ زرد روشن بوده و در تمامی لایه­های یاخته­ای آن، بجز بافت­های آوندی، لایه مغذی و لایه هاگزا، بلور­های اگزالات کلسیم مشاهده می­شود. بلور­ها در بخش پارانشیمی اطراف دستجات آوندی بافت رابط اغلب به شکل ستاره­ای (Druse crystals) و بزرگ بوده و در سایر بافت­های بساک به صورت ذرات کوچکتر یا بلور­های ماسه­ای (Sand crystals) هستند (تصویرe2).

در طی فرایند بلوغ گرده­ها و پس از عقب‌نشینی بافت پلاسنتوئید (pc) بساک از درون کیسه­های گرده­ای، لایه بینابینی (ml)2-3 لایه یا به عبارتی لایه میانی بساک در سمت داخل (به سمت بافت رابط)، تقسیمات میتوزی سریعی انجام داده و تشکیل بافت پارانشیمی نامتعارفی را می‌دهد که در چند جهت پیشروی می­کند. تقسیمات انجام شده در سمت حفرات بساک موجب نفوذ این بافت در فضای درونی کیسه­های گرده می شود، به نحوی­که شکل حفرات را از حالت کروی خارج کرده و به حالت استوانه­ای در می­آورد (تصاویرa-c3)، در همین زمان تقسیمات در سمت بافت رابط نیز در حال انجام بوده و تا رسیدن این بافت به دستجات آوندی ادامه پیدا می­کند. این بافت عمر کوتاهی داشته و با تکمیل بلوغ دانه­های گرده تجزیه شده و در زمان شکوفایی بساک تقریبا" به طور کامل از بین می رود (تصاویرd,e3). در این مدت، تجمع مواد در دانه­های گرده بالغ موجب افزایش شدت رنگ پذیری در آنها می­شود (تصاویرb-e3).

تشکیل فیبر­های ضخیم شونده در لایه اندوتسیوم بساک این گیاه قابل توجه می­باشد (تصویرf3). شکفتن کیسه­های گرده در اطلسی به صورت طولی و با تشکیل شیاری سرتاسری در هر لوب، از محل ویژه­ای به نام استومیوم (Stomium) در اپیدرم بساک می­باشد. استومیوم از تمایز یاخته­های اپیدرمی بساک در مراحل اولیه تکوین بساک، یعنی قبل از انجام تقسیمات میوزی بافت هاگزا بنیان­گذاری می­شود (تصویرg3). در مراحل بعدی یاخته­های این بافت به شکل طولی کشیده شده و در زمان بلوغ دانه­های گرده و کمی قبل از شکوفایی بساک دچار مرگ

برنامه­ریزی شده می­شوند (تصاویرh,k3).

از دیگر نکات ممتاز در فرایند تکوین دانه گرده اطلسی، استقرار منظم دانه­های گرده بالغ در کیسه­های بساک است. در این گونه گیاهی، محور طولی دانه­های گرده به موازات محور طولی بساک بوده، به نحوی که در برش طولی بساک، دانه­های گرده همگی در منظره استوایی و دوکی شکل دیده شده (تصویر m3) و در برش عرضی تقریبا" همگی دانه­های گرده در منظره قطبی بوده و به شکل کروی دیده می­شوند (تصویرl3). این نظم تا انتهای بلوغ گرده­ها و حتی تا زمان شکفتن بساک­ها حفظ می­شود.

 

 

15µm

15µm

15µm

ml

en

 


 


et

ota

ota

ep

ota

 


 

20µm

5 µm

ml

en

pc

ota

ep

ita

 


 


dc

sc 

شکل 2- مراحل بلوغ میکروسپور، دانه گرده بالغ در مناظر قطبی و استوایی و کریستال­های اگزالات کلسیم

a) مشاهده میکروسپورها در برش عرضی از کیسه گرده اطلسی. b) دانه­های گرده نابالغ که با جذب آب به شکل کاملا واکوئله و کروی دیده می­شوند. c) دانه­های گرده کاملا بالغ که بر اثر تجمع دانه­های نشاسته در سیتوپلاسم رنگ پذیری­شان افزایش یافته وتیره­تر دیده می­شوند. d) لایه هاگزای بساک تا زمان تشکیل میکروسپورها حالت منظم خود را حفظ می­کنند. e) بلورهای اگزالات کلسیم به دو شکل ستاره­ای (dc) و ماسه­ای (sc) واقع در یاخته­های پارانشیمی بافت رابط بساک. مخفف­ها: ota، لایه مغذی بیرونی؛  ml، لایه یا لایه­های بینابینی؛ en، لایه مکانیکی؛ ep، لایه اپیدرم؛ dc، بلورهای اگزالات کلسیمی ستاره­ای شکل (Druse crystals)؛ sc، بلورهای اگزالات کلسیمی ماسه­ای شکل (Sand crystals).

 

 

بحث 

اندام تولید مثلی نر در گیاه اطلسی شامل پنج پرچم دارای بساک­های بارور است، به عبارتی آندروزیوم در اطلسی از نوع هموآنتروس می­باشد، این ویژگی در مقایسه با سایر جنس­های سولونوم که غالبا هتروآنتروس هستند در تضاد است (18).

 

 

50 µm

50 µm

50 µm

co 

 


 


 


 

 

50 µm 

50 µm

20µm

25 µm

st

 


 


 


 


 

 

15µm

15µm 

25µm

25 µm 

 


 


 


 


شکل 3- تشکیل و تجزیه بافت نامتعارف، نحوه شکوفایی بساک و استقرار منظم و ثابت دانه­های گرده در کیسه­های گرده

a-c ) مراحل متوالی تشکیل و پیشروی بافت نامتعارف در فضای کیسه گرده بساک. d,e) چگونگی تجزیه بافت نامتعارف و نقش آن در تحلیل دیواره سپتوم بین حفره­های بساک و شکوفایی بساک را نشان می­دهد. f) فیبرهای ضخیم شونده در دیواره یاخته­های لایه مکانیکی جداره در زمان بلوغ و شکوفایی بساک .g) نمایش محل تشکیل بافت ویژه شکوفایی بساک (st) در لایه اپیدرم و انجام تقسیم مماسی در آن. h) رشد طولی یاخته­های بافت استومیوم و مرگ برنامه­ریزی شده آنها. k) بلوغ بافت استومیوم و شکوفایی بساک رسیده به‌منظور پراکنش دانه­های گرده کاملا بالغ. l) دانه­های گرده کاملا بالغ در برش­ عرضی از کیسه گرده، در این وضعیت تقریبا تمامی گرده­ها در منظره استوایی بوده و به شکل کروی، همراه با سه شیار طولی در فواصل مساوی دیده می­شوند. m) دانه­های گرده کاملا بالغ در برش طولی از کیسه گرده که در آن تقریبا تمامی دانه­ها در منظره استوایی و به شکل دوکی، همراه با شکاف­های سرتاسری دیده­ می­شوند. مخفف­ها: co، بافت رابط بساک؛ st، استومیوم.

 

نر عقیمی در چندین جنس از خانواده Solanaceae نظیر Capsicum، Datura، Lycopersicun، Solanum، Nicotiana و حتی بعضی از گونه­های جنس  Petunia نیز گزارش شده است (28).

طول پرچم­ها نیز بر خلاف اکثر گونه­های دیگر این خانواده که توسط اندرس (1996) گزارش شده یکسان نبوده و یکی از میله­های بساک کوتاه‌تر است. در مراحل اولیه نمو بساک، پریموردیوم بساک به صورت یک مریستم احاطه شده در اپیدرم است. سپس چهار برجستگی در چهار گوشه بساک مشخص می­شود. در هر کدام، یک یا چند یاخته زیر­اپیدرمی به یاخته­های آرکئوسپور تمایز می­یابند. تقسیمات مماسی متوالی یاخته آرکئوسپور و یاخته­های حاصل از آن موجب تشکیل دیواره میکروسپورانژها و بافت هاگزا می‌شود. این روند مطابق وضعیت موجود در اکثر گیاهان گل­دار می­باشد (1).

بر اساس مشاهدات انجام شده در این مطالعه بساک اطلسی چهار هاگدانه است که صفتی تیپیکال برای اغلب سولاناسه­ها به شمار می­رود (45و30). در این گیاه هر هاگدان به شکل تقریبا کروی بوده، ولی به واسطه پیشروی بافت پارانشیمی نازای بساک یا به اصطلاح پلاسنتوئید (جفت­نما)، فضای درونی هر کیسه به حالت هلالی درآمده است که آن نیز به عنوان صفتی مشترک در اعضاء این خانواده مطرح می­باشد (45و30). اطلاعات موجود در خصوص وجود پلاسنتوئید در سایر جنس­های این خانواده کم بوده و ارزش سیستماتیکی این صفت در حال حاضر ناچیز است (56 و 12).

این وضعیت در بسیاری از خانواده­های Lamiales، Acanthaceae،  Bigonaceaeو بعضی جنس­های Convolvulaceae گزارش شده است (17).

داویس (1966) در خصوص تشکیل لایه­های دیواره بساک مطالعات فراوانی انجام داد و بر اساس ترتیب مراحل تقسیم یاخته­ای دو تیپ اصلی را معرفی کرد. اما در یک تحقیق بافت شناسی بساک، به عنوان بخشی از بررسی سراسری بساک در تعدادی از جنس­های Solanaceae، کاریزو­گارسیا (b2002 (توالی­های تقسیمی متفاوتی در تشکیل لایه­های بساک مشاهده کرد و بر آن اساس چهار تیپ جدید معرفی کرد که البته دو تیپ داویس را نیز دربر می­گرفت.

الف) ترتیب اول: که در آن لایه یاخته­ای حد فاصل اپیدرم و یاخته­های هاگزا، لایه دیواره‌ای اولیه، ابتدا به صورت مماسی تقسیم شده و دو لایه جدید به نام لایه دیواره‌ای ثانویه را بوجود می­آورد. سپس هر دو لایه ثانویه به نوبه خود به صورت مماسی تقسیم شده و تشکیل چهار لایه به ترتیب از خارج به داخل: لایه مکانیکی، دو لایه میانی و لایه تاپی را می­دهند، این توالی معادل تیپ دولپه­ای در طبقه­بندی داویس می­باشد.

ب) ترتیب دوم: یاخته­های هر دو لایه دیواره‌ای ثانویه به طور مماسی تقسیم شده و اندوتسیوم، دو لایه میانی و تاپی شکل می­گیرد. بعد از تمایز یاخته­های تاپی، لایه میانی به تقسیمات خود ادامه داده و بر حسب تعداد تقسیمات به لایه­های دیواره‌ای بساک افزوده می­شود.

ج) ترتیب سوم: که در آن یاخته­های لایه دیواره‌ای ثانویه درونی بدون تقسیم جدید لایه تاپی (تغذیه­ای) را بوجود می آورند، در حالیکه لایه دیواره‌ای خارجی ابتدا به صورت مماسی تقسیم شده و دو لایه جدید تشکیل می دهد که لایه خارجی لایه مکانیکی و لایه درونی یاخته های میانی را بوجود می آورند، این توالی معادل تیپ پایه­ای در طبقه­بندی داویس می­باشد.

د) ترتیب چهارم: فقط یاخته­های بیرونی لایه دیواره‌ای ثانویه مماسی تقسیم می­شوند، اما تقسیمات یاخته­ای بعدی در لایه میانی حاصل و بعضی اوقات نیز در لایه مکانیکی صورت می­گیرد. تاپی به طور مستقیم از لایه دیواره‌ای ثانویه درونی تمایز می­یابد. لایه­ها شامل: لایه مکانیکی، دو یا سه لایه میانی و لایه تاپی هستند.

با توجه به طبقه­بندی داویس می توان نتیجه گرفت که این گیاه از تیپ دو لپه­ای کلاسیک پیروی می­کند. اما بر اساس نظریات کاریزو­گارسیا، مشاهده دقیق مراحل تشکیل دیواره بساک و حضور 2 تا 3 لایه میانی، می­توان نتیجه‌گیری کرد که لایه­بندی­های یاخته­ای در دیواره بساک اطلسی بر طبق الگوی چهارم می­باشد.

 در تعدادی از گونه­های مطالعه شده خانواده Solanaceae هر دو تیپ پایه و دو لپه­ای مشاهده شده است (9). اما نکته جالب این است که در هاگدان­های مختلف یک بساک در گونهSolanum nigrum  ، هر دو تیپ داویس وجود دارند. در دیگر تحقیقات نیز موارد این‌چنینی گزارش شده است (6).

معمولا افزایش حجم دیواره کیسه گرده به واسطه افزایش تعداد لایه­های میانی (Ranunculaceae و Degeneriaceae) و یا تعداد لایه­های تاپی (Schisandraceae و Trochodendraceae) می­باشد (1). ولی ضخیم‌شدگی دیواره میکروسپورانژ در اطلسی، تنها بواسطه حضور لایه میانی دو تا سه ردیفه بوقوع می­پیوندد.

لایه مکانیکی در بساک اطلسی یک ردیفه بوده و یاخته­های آن دارای اشکال قائم­الزاویه هستند، همچنین تک هسته­ای می­باشند. همه این ویژگی­ها در سولاناسه معمول است. در انواع دولپه­ای­ها نیز لایه مکانیکی یک لایه می‌باشد (40). اما در بعضی جنس­های این خانواده به ندرت لایه مکانیکی چند لایه نیز مشاهده می­شود، مثلا در Lycopersicon esculentum یک بافت مکانیکی دو لایه در منطقه بافت رابط وجود دارد (55). در جمعیت­های Atropa belladonna در بخش­های درونی و در سمت بافت رابط، 2-3 لایه است (54). Nicotiana glutinosa و tabacum نیز دارای اندوتسیوم چند لایه هستند (29). یاخته­های این لایه در مرحله بلوغ دانه­های گرده و در زمان تخریب لایه تاپی مراحل تکوینی خود را سپری کرده و ویژگی­یافتگی در آنها انجام می‌شود. یکی از این موارد، تشکیل ضخیم­شدگی­های ثانویه در دیواره یاخته­ای آنهاست. بر اساس مطالعات کاریزو­گارسیا ( b2002) بر روی 58 گونه از 44 جنس این خانواده حضور چهار نوع از این ضخیم­شدگی در آنها به اثبات رسیده است که شامل: پشته­های (شیارهای) حلقوی، مارپیچی، شبکه­ای و پنجه­ای می­باشند. بر این اساس و بر طبق مشاهدات انجام شده این ضخیم شدگی­ها در اطلسی از نوع پنجه­ای است. در برخی تیره­ها مانند گل شیپوری، گل ستاره و ارکیده نیز حضور چنین فیبرهایی گزارش شده است. عمل اولیه ضخیم­‌شدگی­های فیبری کمک به شکوفایی بساک می­باشد (1).

لایه مغذی در بساک گل اطلسی از نوع ترشحی بوده و مطالعات انجام شده در بعضی جنس­های Solanaceae این موضوع را تأیید می­کنند (41 و 48). در
Datura stramonium هر دو نوع بافت تاپی آمیبی و ترشحی وجود دارند (35 و 37) .

تاپی در اطلسی به دو بخش تاپی بیرونی (به سمت اپیدرم) و درونی (به سمت بافت رابط) قابل تقسیم است. بخش بیرونی دارای یاخته­های هم شکل، کشیده و کمتر واکوئله شده و در عوض بخش درونی متشکل از یاخته­های کم تراکم، نامنظم و به شدت واکوئله شده می­باشند. وضعیتی مشابه در Lycopersicon esculentum توسط پولوویچ و ساهنی (1993) گزارش شده است. یاخته­های تاپی قبل از شروع میوز در یاخته­های مادر گرده، آندومیتوز کرده و ابتدا دو هسته­ای شده و بعد در مرحله پروفاز میوزI یاخته­های مادر گرده، تقسیم بعدی را انجام داده و چهار هسته­ای می­شوند. تعداد هسته­های تاپی یکی از سازگارترین خصوصیات بساک در سطح طایفه و حتی در سطح جنس می­باشد (53). جنس­های Withania، Capsicum و Atropa به ترتیب2، 3 و 4 هسته در تاپی داشته و متعلق به طایفه­های Physaleae، Capsiceae و Hyoscyameae می باشند (36). این یاخته­ها تا مرحله تتراد رشد کرده و در زمان شروع بلوغ دانه گرده با مرگ برنامه­ریزی شده تجزیه و از بین می­روند. عملکرد اصلی تاپی، تهیه متابولیت­های اساسی برای تکوین میکروسپورها است (26، 25 و 52).

 با توجه به مشاهدات دقیق انجام شده در این مطالعه، به نظر می­رسد که وجود بافت پلاسنتوئید و واکوئوله شدن شدید بافت مغذی درونی در کیسه­های بساک گل اطلسی در طی فرایند تکوین که با افزایش ابعاد فضاهای کیسه­های گرده همراه است، ترفندی برای جلوگیری از پراکنده شدن یاخته­های مادر گرده در حال میوز و حفظ ارتباط تنگاتنگ آنها با لایه مغذی ترشحی در هر دو جهت می‌باشد، زیرا در پایان فرایند میوز و کاهش وابستگی میکروسپورها به لایه­های مغذی، هر دو بافت مربوطه، یعنی بافت پلاسنتوئید و لایه مغذی به خصوص تاپی درونی، به سرعت تجزیه شده و با عقب نشینی سریع خود فضای وسیعی از کیسه­های گرده را در اختیار گرده­های نابالغ قرار می­دهند، در طی مطالعات مرجع شناختی انجام شده مطلبی در این خصوص مشاهده نشد.

پس از تجزیه بافت پلاسنتوئید و در طی فرایند بلوغ دانه­های گرده، بافت پارانشیمی نامتعارفی با منشأ لایه میانی به سرعت و با انجام تقسیمات میتوزی شدید تشکیل شده و از یک طرف در فضا­های کیسه­های گرده و از طرف دیگر در بافت رابط بساک نفوذ می­کند. در خصوص منشأ احتمالی این بافت می­توان به نتایج بدست آمده در مطالعه قبلی ما استناد کرد (3). با در نظر گرفتن شرایط موجود در زمان تشکیل این بافت شامل حجیم شدن شدید کلیه بافت­های بساک و به طبع آن افزایش ابعاد کیسه­های گرده، پراکنده شدن دانه­های گرده نابالغ در کیسه­های گرده و افزایش بعد مسافت بین دانه­های گرده و بافت رابط، شاید تشکیل چنین بافتی با چنین گستردگی می­تواند در انتقال متابولیت­های لازم برای تکمیل فرایند بلوغ دانه­های گرده مفید واقع شود. زیرا پس از تشکیل این بافت به سرعت محتوای سیتوپلاسمی دانه­های گرده دچار تغییر شده و رنگ­پذیری آنها نیز به­شدت افزایش می­یابد. در بررسی­های منابع اطلاعاتی هیچ گونه توضیحی در خصوص این بافت پارانشیمی مشاهده نشد. در آخر می‌توان نتیجه گیری کرد که لایه­های میانی در بساک­های گل اطلسی علاوه بر وظایف معمول خود در سایر گیاهان نظیر ذخیره مواد در Myrsinaceae و Brexiaceae، تشکیل پری­پلاسم در Araceae، ترشح موسیلاژ با طبیعت پلی­ساکاریدی به درون کیسه­های بساک و وجود کاروتن و اجسام لیپیدی در تیره سوسن (1)، این لایه در فرایند بلوغ دانه­های گرده نیز دخالت دارد. لازم به ذکراست که این بافت نیز همانند بافت پلاسنتوئید موقتی بوده و کمی قبل از شکفتن کیسه­های بساک شروع به تحلیل رفتن می‌کند. البته تخریب این بافت که بتدریج جایگزین سپتوم بین هاگدانی شده بود نیز به نوبه خود مفید واقع شده و شرایط یکی شدن حفرات گرده­ای هر لوپ از بساک را فراهم می­آورد.

میکروسپورزائی و تکوین گامتوفیت نر در این گونه به شکل طبیعی دنبال می­شود. ترشح کالوز و تشکیل دیواره کالوزی یاخته­های مادر گرده کمی قبل از مرحله پروفازI میوزی شروع شده و در اوایل این مرحله دیواره کالوزی به خوبی مشهود است. این مشاهده با نتایج قبلی در خصوص شروع تشکیل کالوز در اویل پروفازI در تضاد است (4،34، 26، 11 و52). سیتوکینز در یاخته مادر گرده از نوع همزمان (Simultaneous) می­باشد که الگوی موجود در اکثر نهاندانگان دولپه­ای بوده (1) و بر اساس نتایج قیمیر و هئو (2012) این وضعیت نیز در خانواده سولاناسه رایج است. تتراد­ها در بساک اطلسی همگی به شکل تتراهدرال می­باشند، در حالیکه در این خانواده اشکال دیگری نظیر ایزو­بی­لترال و متقاطع (Decussate) نیز در بعضی جنس­ها مانند Atropa گزارش شده است (23). بر اساس طبقه­بندی ایمز(1961)، تقسیم میتوز هاپلوئیدی در گرده نا­بالغ اطلسی مطابق با الگوی رایج در اکثر گیاهان بویژه دو لپه­ای­ها می­باشد، بدین صورت که ابتدا گرده نابالغ واکوئله و بعد تقسیم میتوزی را متحمل شده و در نهایت یاخته رویشی بزرگتر و زایشی کوچکتر را فراهم می­آورد. دانه­های گرده بالغ همانند اکثر اعضاء سولاناسه دو یاخته­ای می­باشد (13و55). حضور دانه گرده سه یاخته­ای در Solanum phureja (15) وCapsicum frotensens  (13) گزارش شده است. دانه­های گرده غیر طبیعی با 2-8 هسته (14) و نر عقیمی شدید در بعضی گونه­های Capsicum گزارش شده است (42).

دانه گرده اطلسی دارای سه شکاف دراز و غیر برجسته می­باشند که کل محور طولی گرده را دربر می­گیرد. بر اساس طرح اگزین و شکل گرده، پرون و کایسر (2007) در خانواده Solanaceae 6 نوع گرده متفاوت شناسایی کرده و یک کلید برای تشخیص­شان ارائه کردند. مطابق این کلید گرده­های اطلسی باید متعلق به تیپWithania somnifera  باشند. دانه­های گرده اطلسی در مراحل نهایی بلوغ بشدت رنگ­پذیر می­شوند که دال بر حضور نشاسته فراوان در آنهاست. این خصیصه در این خانواده معمول بوده (55) و در جنس­هایی نظیر  Duboisia(13) و Lycopersicon (10) نیز گزارش شده است.

در مراحل اولیه تکوین بساک و در زمان تشکیل لایه­های یاخته­ای دیواره هاگدان­ها و شکل­گیری بافت رابط، در اکثر بافت­های بساک بلورهای اگزالات­کلسیم ظاهر می‌شوند. دی آرسی و همکاران (1996) اظهار داشتند این بلورها در اکثر سولاناسه­ها وجود داشته و در جلب گرده­افشان­های مختلف از طریق تحریکات شیمیایی و بصری نقش دارند. این بلورها در یاخته­های دیواره‌ای بساک و بافت رابط غالبا از نوع ستاره­ای بوده و در طی روند تکوین این بافت­ها بزرگتر می­شوند، ولی در زمان شکوفایی بساک آنها نیز تجزیه و در هوا پخش می­گردند. اما نوع دیگری از این بلورها در بافت استومیوم اطلسی مشاهده می­شود. این بلورها که بسیار کوچک­تر از نوع قبلی هستند به بلورهای ماسه­ای معروف بوده و در زمان طویل­تر شدن یاخته­های استومیوم که مصادف با تقسیمات میوزی یاخته­های مادر گرده است، پدیدار می­شوند. در زمان شکوفایی بساک و با مرگ برنامه­ریزی شده استومیوم و خوشه یاخته­های حلقوی زیر استومیوم این بلورها در فضای هاگدان پخش می­شوند. ایوانو و همکاران (2004) معتقد بودند که این کریستال­های کلسیمی به دانه­های گرده متصل و پس از گرده­افشانی و در طی تماس با مایعات سطح کلاله در آن حل شده و کلسیم لازم را برای رشد لوله گرده فراهم می­کنند. بنابراین می­توان نتیجه­گیری کرد که کریستال­های کلسیمی میزان تندش دانه­های گرده و رشد لوله گرده را افزایش می­دهند (43).

تکوین همزمان بساک و دانه­های گرده و رهاسازی دانه گرده در بهترین زمان، شانس موفقیت دگرلقاحی و یا خودلقاحی را به حداکثر می­رسانند. بر اساس مشاهدات انجام شده، در این گیاه شکفتن بساک یک فرایند چند مرحله­ای است که جای­گیری یاخته­های متفاوت و تخریب­شان در دیواره بساک همراه با تغییرات ساختاری و میزان آب بساک آن را تسهیل می­کنند. باز شدن بساک در اطلسی با دخالت دو نوع از یاخته­های تخصص یافته است، یاخته­های جدا­کننده دو هاگدان هر لوب بساک (Septum) که به منظور تشکیل یک حفره واحد می­شکنند و استومیوم که از یاخته­های اپیدرمی تغییر یافته بوجود می­آیند. تمایز این یاخته­ها در اوایل مراحل تکوین بساک یعنی قبل از میوز یاخته­های مادر گرده وقتی اندوتسیوم و لایه­های بافت رابط تشکیل می­شوند، انجام می‌شود. این نتایج با دیگر مطالعات تکوینی انجام شده تأیید می­شوند (33 و 47). اندوتسیوم و ضخیم­شدگی­های ثانویه در میان این لایه یاخته­ای نیز نقشی تعیین کننده در باز شدن بساک و آزاد شدن گرده­ها دارند. تکوین اندوتسیوم با بلوغ گرده و تخریب لایه­های میانی و تاپی بساک همزمان است. این فرایند شامل توسعه و رسوب ثانویه ضخیم شدگی­های لیگنین (8 و 49) در یاخته­های لایه مکانیکی، تخریب سپتوم و دیواره بساک همراه با بدون آب شدن بساک و تورم گرده­ها موجب شکست استومیوم و باز شدن بساک می­شود. البته قبل از شکفتن بساک، استومیوم دچار مرگ برنامه­ریزی شده یاخته­هایش می­شود. اهمیت استومیوم عملکردی برای شکفتن بساک توسط مطالعات نقص یاخته­ای در تنباکو ثابت شده است (5).

گارسیا و همکاران (2008) با بررسی شکفتن بساک و ساختار استومیوم در 30 گونه Solanum، سه نوع اصلی شکفتن را در بساک این خانواده مشخص کردند.

الف) روزن­گشا (Poricidal): حالتی که شکفتن از طریق یک سوراخ کوچک راسی رخ می­دهد.

ب) روزنی- طولی (Poricidal-longitudinally): حالتی که روزنه وجود داشته ولی باز شدن آن با تشکیل یک شکاف طولی ادامه می­یابد.

ج) طولی (Longitudinally): حالتی که استومیوم در کل طول بساک تشکیل شده و شکاف طولی سرتاسری است.

بر اساس این طبقه­بندی و بر طبق مشاهدات انجام شده در این مطالعه، شکوفایی بساک­های گل اطلسی از نوع طولی می­باشند. تمایز یاخته­های استومیوم و توزیع ضخیم­شدگی­های ثانویه در اندوتسیوم اطراف استومیوم، تعیین کننده سیستم شکوفایی بساک­ها هستند (21). در اطلسی و سایر گونه­های سولاناسه، در ناحیه دندانه واقع در زیر استومیوم یاخته­های تخصص یافته­ای یافت می‌شوند که شامل: خوشه­های یاخته­های حلقوی، سپتوم بین هاگدانی و سپتوم هیپودرمال هستند. تکوین این یاخته­ها با جزئیات دقیق نیز در تنباکو بررسی شده است (47).

1- چهرگانی, ع. رضانژاد، ف. (1387). رویان­شناسی گیاهان گل­دار: واژگان و مفاهیم. انتشارات دانشگاه باهنر کرمان.

2- چهرگانی، ع .زارع، ش. و حاجی صادقیان، س (a1389). رویان­زایی در Tripleurospermum disciforme تیپ جدید و نادر از رویان­زایی. مجله زیست شناسی ایران. جلد.23(1): 26-34.

3- رمضانی، ح. (1392). بررسی اثر کلرید کادمیوم بر مراحل تکوین و آلرژی­زایی دانه­های گرده اطلسی، پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه بوعلی سینا، همدان.

 

4- Ahmed, FE, Hall AE & Demasom DA (1992). “Heat injury during floral development in Vigna unguiculata”.Am J Bot79: 784-791.

5- Beals TP, Goldberg RB. (1997). “A novel cell ablation strategy blocks tobacco anther dehiscence”. The Plant Cell9, 1527–1545.

6- Bhandari, N. N. & Sharma, M. (1987).” Histochemical and ultra structural studies during anther development in Solanum nigrum L. I. Earlyontogeny”.Phytomorphology37:249–260.

7- Blackmore, S. & Barnes, S. H. (1990). Pollen wall development in angiosperms. – In: Microspores, evolution and ontogeny. (ed. S. Blackmore, & R. B. Knox), pp. 173–192. – Academic Press, London.

8- Bonner L, Dickinson H. (1989). “Anther dehiscence in Lycopersicon esculentum Mill”. New Phytologist113, 97–115.

9- Carrizo García, C. (2002b).”The anther wall formation in Solanaceae species”.Ann. Bot. 90: 701–706.

10- Chelak, V.R. (1987). “Lycopersicon Mill., Solanum L. − In: Yakovlev,M.S. (ed.), Embryology of Cereals”. Pulses and Vegetable and Food Cultivated Plants. pp. 107-118. Shtiintsa, Kishinev (in Russian).

11- Chichiricco, G. (1999). “Developmental stages of the pollen wall and tapetum in some Crocus species”. Grana. 38: 31-41.

12- D’Arcy, W.G., Keating, R.C. & Buchman, S.L. (1996). “The calcium oxalate package or so-called resorption tissue in some angiosperms anthers”. − In: D’Arcy, W.G. & Keating R.C.(eds), The Anther: Form, Function and Phylogeny. Pp. 159-196. Cambridge Univ. Press, Cambridge.

13- Davis, G. (1966). “Systematic Embryology of the Angiosperms”. John Wiley & Sons, Ltd, New York, London, Sydney.

14- DJharmaraj, P. and Prakash, N. (1978). Development of the anther and ovule in Capsicum L. Australian Journal of Botany 26: 433–439.

15- Dnyansagar, V.R. & Cooper, D.C. (1960). “Development of the seed of Solanum phureja”. Am. J. Bot., 47: 176-186.

16- Doyle, J. A. (1988). Pollen evolution in seed plants: a cladistic perspective. – J. Palynol. 23–24: 7–18.

17- Eames, A. J. (1961). Morphology of the Angiosperms. McGraw-Hill, NY,USA.

18- Endress, P.K. (1996). Diversity and evolutionary trends in angiosperm anthers: 92-110.

19- Erdtman, G. (1952). Pollen morphology and plant taxonomy: Angiosperms. – Almqvist & Wiksell, Stockholm.

20- Galati, B.G., S. Rosenfeldt and G.M. Tourn, (2006). Embryological studies in Lotus glaber (Fabaceae). Ann. Bot. Fenn., 43: 97-106.

21- Garcia, CC, Matesevach M, Barboza G. (2008). “Features related to anther opening in Solanum species (Solanaceae)”. Botanical Journal of the Linnean Society,158, 344–354.

22- Gerats, T., and,  Strommer, J.,, Ed. (2009). “Petunia: Evolutionary, Developmental and Physiological Genetics”, Springer Science +Business  Media, LLC 2009.

23- Ghimire, B., & Heo, K.,(2012) “Embryology of Withania somnifera (L.) dunal (solanaceae). Acta  biologica cracoviensia  Series  Botanica.54/2: 69–78.

24- Gotelli, M., B. Galati and P. Hoc, (2006). Embryology of Macroptilium arenarium (Legominosae). Aust. J. Bot., 54: 531-542.

25- Hardy, C. R., Stevenson, D. W. M. & Kiss, H. G.(2000). “Development of the gametophytes, flower, and floral vascular in Dichorisandra  thyrsiflora (Commelinaceae)”.Am. J. Bot., 87, 1228-1239.

26- Hermann, P. M. & Palster, B. F. (2000). “Stamen development in the Ericaceae”.Am. J. Bot., 87, 934-957.

27- Iwano, M., Entani, T., Shiba, H., Takyama, S. & Isogai, A. (2004). “ Calcium crystals in the anther of Petunia: the existence and biological significance in the pollination process”. Plant and cell Physiology. 45: 40-47.

28- Izhar, S., (1984). “Male sterility in Petunia”.In SINK K.C. (ed.), Monograph of the The oretical Applied Genetics, 77-79.

29- Jose J, and Singh SP.(1968).“Gametophyte development and embryogeny in the genus Nicotiana”. Journal of Indian Botanical Society ,47: 117–128.

30- Liscovsky, I.J., Cosa, M.T. & Barboza, G.E. (2009).” Flower vascularisationin Solanaceae: a particular pattern in Metternichia”. J. G.Mikan. Adansonia, Ser. 3, 31: 413-425.

31- Liu, C.C. and T.C. Huang, (1999). Microsporogenesis and exine substructure in Uraria crnita (Fabaceae). Grana, 38: 277-283.

32- Liu, C.C. and T.C. Huang, (2003). Anther and pollen wall development in Dumasiamia oliensis. Liu and lu (Fabaceae). Taiwania 48: 273-281.

33- Ma, H. (2005). “Molecular genetic analyses of microsporogenesis and microgametogenesis in flowering plants”. Annual Review of Plant Biology ,56: 393–434.

34- Majd, A.& Mohamadi, S. (1992). “Effect of certain toxins and air pollutionon pollen development of Glycine max.” .J Islamic Azad University, 649-651.

35- Majd, A. & Mofrad, R. (2001). “Comparative study of structural, anatomical and developmental characteristics of two species of Datura and assay their antimicrobial effects”. The 1st. Iranian. Cong. Appl.Biol., Tehran, Iran.

36- Olmstead, RG, Bohs, L., Migid, H.A., Santiago-Valentine E, Garciavf and Collier SM. (2008). “A molecular phylogeny of the Solanaceae”.Taxon57: 1159–1181.

37- O'Neal, C.E. (1920). Microsporogenesis in Datura stramonium”. Bulletin of the Torrey Botanical Club, 47: 231–241.

38- Pacini E. (1990). Tapetum and microspore function. In: Blackmore S., Knox R.B. (eds), Microspores: evolution and ontogeny. Academic Press, London, pp. 213-237.

39- Perveen, A. & Qaiser, M. (2007). Pollen morphology of family Solanaceae from Pakistan. Pak. J. Bot., 39(7): 2243-2256.

40- Poddubnaya-Arnoldi, V.A. (1976). Cytoembryology of Angiosperms. Basics and Perspectives. Nauka, Moskva (in Russian).

41- Polowick, P. L. & Sawhney, V. K. (1993). “Differentiation of the tapetum during microsporogenesis in tomato (Lycopersicon esculentum Mill) with special reference to the tapetal cell wall”. Ann. Bot., 72: 595-605.

42- Raghuvanshi, RK, and Singh, D. (1984). Embryological manifestations of male sterility in CapsicumL. Acta Botanica Indica 12: 213–215.

43- Rezanejad, F., (2006). “Differentiation of Crystal-containing Cells during Anther Development and Crystal Types in the Anther of Petunia hybrida grandiflora”. Thaiszia - J. Bot., Košice,16: 41-46.

44- Rezaejad, F., (2013). “The response of anther and pollen development, pollen  cellular material release and pollen proteins to air pollution in Petunia hybrida Juss. (Solanaceae)”.Iranian Journal of Science & Technology.A1: 63-68

45- Rodriquez, I. (2000). “Flower anatomy and morphology of Exodeconusmaritimus (Solanaceae, Solaneae) and icandra physalodes (Solanaceae, Nicandreae): importance for their systematic relationships”. Adansonia, Ser. 3, 22: 187-199.

46- Ruzin, S. E.,  Plant microtechnique and microscopy. Oxford, New York: Oxford University Press; (1999).

47- Sanders, PM, Bui AQ, Le BH, Goldberg RB. (2005). “Differentiation and degeneration of cells that play a major role in tobacco anther dehiscence”. Sexual Plant Reproduction, 17: 219–241.

48- Sazima, M., Vogel, S., Cocucci, A. & Hausner, G.(1993). The perfume flowers of Cyphomandra (Solanaceae): pollination by euglossine bees, bellows mechanism, osmophores, and volatiles. P1. Syst. Evol.,187, 51-88.

49- Scott RJ, Spielman M, Dickinson HG. (2004). “Stamen structure and function”. The Plant Cell , 16 Suppl 1, S46–S60.

50- Shamrov, I. (1998). Ovule classification in flowering plants- new approach and concepts. Botanische Jahrbucher fur Systematik 120: 37- 44.

51- Southworth, D. (1990). Exine biochemistry. – In: Microspores: - Evolution and Ontogeny. (ed. S.lackmore & R. B. Knox), pp. 194–212. – Academic Press, London.

52- Suzuki, K.& Tajeda, H. (2001). “Ultra structural study on degeneration of tapetum in anther of snap bean (Phaseolus vulgaris) under heat stress”. Sex Plant Reprod ,13: 293-299.

53- Tobe, H. (1989). The embryology of angiosperms: its broad application to the systematic and evolutionary study. Botanical Magazine, (Tokyo) ,102: 351–367.

54- Yurukova-Grancharova, P., Yankova-Tsvetkova, E., Baldjiev, G., & Cantos Barragan, M., (2011). “Reproductive biology of Atropa belladonna: embryological features, pollen and seed viability”. Phtologica  Balcanica. 17 (1): 101 –112.

55- Zhukova, G.Y. & Poddubnaya-Arnoldi, V.A. (1987). “Solanaceae. − In: Batygina, T.B. & Yakovlev, M.S. (eds)”. Comparative Embryology of Flowering Plants. Vol. 4, pp. 241-247. Nauka, Leningrad (in Russian).

56- Weberling, F.(1992). “Morphology of Flowers and Inflorescences”. Cambridge Univ. Press, Cambridge.

57- Wilson, Z. A., Zhang, D.B. (2009). “From Arabidopsis to rice: pathways in pollen development”.