نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه لرستان

2 استادیار گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان

3 دانشیار، بخش منابع طبیعی و محیط زیست، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز

4 کارشناس ارشد سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور

چکیده

توصیف کمی ساختار جنگل به عنوان یکی از مناسب ترین ابزارها در مدیریت نوین جنگل در نظر گرفته می شود. در این تحقیق ساختار گونه های درختی تیپ های راش (Fagus)، راش- ممرز (Fagus-Carpinus) و راش- افرا (Fagus-Acer) جنگل های هیرکانی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. به منظور انجام این تحقیق 5 قطعه نمونه یک هکتاری در هر یک از تیپ های مذکور جنگلی ناو اسالم گیلان که از لحاظ شرایط محیطی همگن بودند، آماربرداری شدند و با استفاده از نرم افزار (Crancod ver 1.4) شاخص های میانگین جهت، زاویه یکنواخت، آمیختگی، ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع و فاصله تا نزدیک ترین همسایه ها محاسبه شدند. نتایج حاصل از شاخص های میانگین جهت و زاویه یکنواخت، نشان دهنده موقعیت مکانی تصادفی برای درختان سه تیپ مورد بررسی بود. نتایج شاخص آمیختگی، اختلاط کمی را برای سه تیپ مورد بررسی نشان داد. نتایج به دست آمده از این شاخص نشان داد که غالبا گونه Fagus orientalis دارای رقابت درون گونه ای و سایر گونه های مورد بررسی دارای رقابت بین گونه ای می باشند. میانگین شاخصهای ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع، شباهت نسبی تیپهای مورد بررسی را نشان داد. نتایج حاصل از این دو شاخص غالبیت نسبی گونه های Acer velutinum و Alnus subcordata و مغلوبیت گونه های Cerasus avium و Ulmus glabra را نشان دادند. مقایسه ساختار گونه های مشابه در تیپهای مختلف، بیانگر عدم وجود اختلاف معنی دار بین آنها از نظر ویژگی های موقعیت مکانی، ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع و تراکم درختان بود

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Analysis of different type’s structure in Nave Asalem-Gilan forests by using nearest neighbor indices

نویسندگان [English]

  • Peyman Farhadi 1
  • Javad Soosani 2

1 University of Lorestan

2 University of Lorestan

چکیده [English]

The quantitative description of forest structure can be regarded as one of the most usable working tools in modern forest management. In this study, the structures of trees species in Fagus, Fagus-Carpinus and Fagus-Acer types were investigated and compared in Hyrcanian forests. In order to do this research, five plots one-ha inventoried in each forest types Nave Asalem- Gilan that were homogeneous environmental conditions, and Crancod (ver. 1.4) software was employed to calculate the Mean directional, Uniform angle, Mingling, DBH dominance and Height dominance and Distance to nearest neighbours indices. The result of mean directional and uniform angle indices showed a random positioning for the trees in the studied types. The result of mingling index showed a low mixture for three studied types. The result of this index indicated an intra-specific competition for Fagus orientalis and an inter-specific competition for other species. The average value of DBH and Height dominance indices showed a relative similarity among the studied types. The result of these indices showed that some species such as Acer velutinum and Alnus subcordata are dominant and species including Cerasus avium and Ulmus glabra are dominated. The comparing of similar species structure in different types showed a non significant difference for positioning, DBH and height dominance and tree density features.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Forest type’s
  • Forest structure
  • Hyrcanian forests
  • Tree species

تحلیل ساختار تیپ­های مختلف در جنگل­های ناو اسالم گیلان با استفاده از شاخص­های نزدیک­ترین همسایه

پیمان فرهادی1، جواد سوسنی1*، سید یوسف عرفانی­فرد2 و میر حامد اختری3

1 ایران،خرم آباد، دانشگاه لرستان، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، گروه جنگل­داری

2 ایران، شیراز، دانشگاه شیراز، دانشکده کشاورزی،بخش منابع طبیعی و محیط زیست

3 ایران، تهران، سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری کشور

تاریخ دریافت: 6/10/95                تاریخ پذیرش: 20/6/96

چکیده

ارزیابی ساختار جنگل به عنوان یکی از مناسب­ترین ابزارها در مدیریت نوین جنگل در نظر گرفته می­شود. در این تحقیق ساختار گونه­های درختی تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا جنگل­های هیرکانی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. بمنظور انجام این تحقیق 5 قطعه نمونه یک هکتاری در هر یک از تیپ­های مذکور جنگلی ناو اسالم گیلان که از لحاظ شرایط محیطی همگن بودند، آماربرداری شدند و شاخص­های میانگین جهت، زاویه یکنواخت، آمیختگی، ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع و فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها محاسبه شدند. نتایج حاصل از شاخص­های میانگین جهت و زاویه یکنواخت، نشان­دهنده موقعیت مکانی تصادفی برای درختان سه تیپ مورد بررسی بود. نتایج شاخص آمیختگی، اختلاط کمی را برای سه تیپ مورد بررسی نشان داد. نتایج بدست آمده از این شاخص نشان داد که غالبا گونه Fagus orientalis دارای رقابت درون گونه­ای و سایر گونه­های مورد بررسی دارای رقابت بین گونه­ای می­باشند. میانگین شاخص­های ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع، شباهت نسبی تیپ­های مورد بررسی را نشان داد. نتایج حاصل از این دو شاخص غالبیت نسبی گونه­هایAcer velutinum وAlnus subcordata و مغلوبیت گونه­های Cerasus aviumوUlmus glabra را نشان دادند. نتایج حاصل از شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها نشان­دهنده تراکم بالای درختان در تیپ راش نسبت به سایر تیپ­های مورد بررسی است. مقایسه ساختار گونه­های مشابه در تیپ­های مختلف، بیانگر عدم وجود اختلاف معنی­دار بین آن­ها از نظر ویژگی­های موقعیت مکانی، ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع و تراکم درختان بود و در آمیختگی گونه­های Fagus orientalis، Carpinus betulus  و  Alnus subcordataدر تیپ­های مورد بررسی اختلافات مشاهده شد. شاخص­های بکار رفته در این تحقیق ابزار بسیار مفیدی جهت تحلیل ساختار تیپ­های مختلف و همچنین ویژگی­های بوم­شناختی گونه­های درختی هستند.

واژه­های کلیدی: تیپ­های جنگلی، ساختار جنگل، جنگل­های هیرکانی، گونه­های درختی.

* نویسنده مسئول، تلفن: 09163678468 ، آدرس الکترونیکی: soosani.j@lu.ac.ir

مقدمه

 

جنگل‌های خزری شمال ایران از نظر جغرافیای جنگل، جزء جنگل‌های سبز تابستانی یا جنگل‌های پهن برگ خزان‌کننده بشمار می­آید، که به جنگل­های هیرکانی مشهورند. این جنگل­ها از نظر ظاهری شباهت زیادی با جنگل­های پهن برگ مخلوط اروپای مرکزی دارند ولی از نظر تعداد و تنوع گونه­ای بسیار غنی­تر هستند (14). آگاهی از ساختار این جنگل­ها که از دوران سوم زمین­شناسی (دوران ژوراسیک) بجای مانده­اند، بمنظور مدیریت پایدار این اکوسیستم­های ارزشمند و بی­نظیر، از نظر اقتصادی و همچنین اهداف محیط زیستی بسیار مهم است. ساختار جنگل، نظم مکانی افقی و عمودی تک درختان در بازه­ای از زمان است که تمامیت و ثبات جنگل را تا حد زیادی تعیین می­کند. نه تنها ساختار توده بر پویایی، رشد و محصول­دهی توده اثر می­گذارد، بلکه بر طیف گسترده­ای از عملکردهای جنگل از جمله جنبه­های حفاظتی و تفرجی تاثیر می­گذارد (34). ساختار توده می­تواند توزیع افقی، موقعیت متقابل گونه­ها و تمایزات قطری و ارتفاعی درختان را در یک اکوسیستم جنگلی مورد بررسی قرار دهد (39). با توجه به این تعریف ساختار جنگل سه جنبه مهم تنوع موقعیت مکانی درختان (الگوی مکانی)، تنوع گونه­ای درختان و تنوع ابعاد درختان را مورد بررسی قرار می­دهد (16، 22 و 31). بین این ویژگی‌های ساختاری ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. گونه‌های مختلف با توجه به سرشت و خصوصیات متفاوت خود، رفتارهای متفاوتی را بروز می‌دهند. این رفتارها در شکل‌گیری ساختار جنگل نقش اساسی دارند. بنابراین ضمن بررسی ساختار کلی جنگل، توجه به ویژگی‌های ساختاری هر گونه‌ بطور مجزا، شناخت مناسب‌تری را برای مدیران جنگل به ارمغان می‌آورد. از طرفی توصیف دقیق ویژگی‌های ساختاری جنگل باید به صورتی انجام گیرد که مقرون به صرفه باشد (16). شاخص­های نزدیکترین همسایه الگوی پراکنش درختان، کمیت و درجه پراکندگی گونه­های مختلف درختی و وضعیت ابعاد درختان را مورد بررسی قرار می­دهد و با میانگین­گیری از آنها در سطح توده­های جنگلی می­توان به توصیف جنبه­های مختلف ساختاری پرداخت (40). این شاخص­ها به علت دارا بودن ویژگی­هایی از جمله آسانی     اندازه­گیری، ارزان بودن و صحت بالا مورد توجه محققین خارجی قرار گرفته است (25، 32، 35، 38، 26 و 40) و دارای مزایای منحصر به فردی در هدایت نحوه مدیریت ساختار توده و شبیه­سازی ساختار می­باشد (40). در ایران نیز این شاخص­ها در تحقیقاتی مورد استفاده و بررسی قرار گرفته­اند (6، 7، 5، 10، 11، 13، 4 و 2). سفیدی و همکاران (2014) بمنظور بررسی تنوع ساختاری در جنگل­های شمال و همچنین بررسی وضعیت رقابت بین گونه­ای و درون گونه­ای گونه انجیلی از شاخص­های نزدیک­ترین همسایه استفاده کردند. همچنین مریدی و همکاران (2015) با مطالعه بر روی توده­های مدیریت نشده راش شرقی Fagus orientalis Lipsky)) در جنگل­های شمال ایران، به کمی­سازی ویژگی­های ساختاری توده­ها در فازهای مختلف توالی با استفاده از شاخص­های معمول نزدیکترین همسایه از جمله شاخص­های آمیختگی، فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها، تمایز قطری و تمایز ارتفاعی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که درک بهتر ویژگی­های ساختاری توده در فازهای مختلف به عنوان بخش مهمی از دینامیک طبیعی اکوسیستم­های جنگلی جهت تسهیل پیش­بینی تغییرات آینده درون توده در نظر گرفته می­شود. این مطالعه مانند تحقیق پیش­رو در ارتباط با جنگل­های شمال ایران بر روی توده­های مدیریت نشده راش شرقی صورت گرفته است. یکی از مشکلات موجود در کمّی­سازی ساختار جنگل با استفاده از شاخص­های مبتنی بر نزدیکترین همسایه، تاثیر حاشیه قطعه نمونه بر محاسبه آنها می­باشد. در سال­های اخیر بمنظور رفع این مشکل تعداد زیادی روش­های تصحیح حاشیه توسعه یافته­اند. پومرنینگ و استویان (2006)، ضمن تشریح این مشکل بیان کردند که استفاده از روش تصحیح حاشیه نزدیک­ترین همسایه (Nearest Neighbor) در صورت وجود تعداد کافی درخت در قطعات نمونه می­تواند مفید باشد.

با توجه به اهمیت زیاد جنگل­های هیرکانی ایران، لازم است که در تمام برنامه­ریزی­های توسعه در مناطق شمالی کشور حفظ و گسترش این جنگل­ها به عنوان مهم­ترین و با ارزش­ترین اکوسیستم­های جنگلی کشور و منبع مهم تولید چوب و سایر فرآورده­های جنگلی مدنظر قرار گیرد (14). بمنظور مدیریت بهینه این منابع با ارزش به­دست آوردن درک صحیحی از ساختار این جنگل­ها ضروری است. به همین دلیل هدف از این تحقیق علاوه بر کمی­سازی ساختار تیپ­های جنگلی ناواسالم گیلان، مقایسه ساختار آنها با یکدیگر می­باشد.

مواد و روشها

منطقه مورد مطالعه: سری شماره سه ناو، که یکی از سری‌های حوزه هفت ناو در استان گیلان و شهرستان تالش بشمار می‌آید، بین عرض جغرافیایی ًَ22  َ41َ °37 تا  ًَ28  َ36َ °37 شمالی و طول‌های جغرافیایی  ًَ22  َ40َ °48 تا ًَ04  َ48َ °48 شرقی واقع شده است. این سری در حدود ارتفاعی 450 تا 2150 متر از سطح دریا با ارتفاع اکثریت سطح سری 1200 متر واقع شده است (شکل 1). جنگل­های این منطقه از نظر زمین­شناسی متعلق به دوران سوم زمین­شناسی و از نظر خاکشناسی، تیپ خاک هوموسی واریزی و نوع سنگ مادری آن شیست است. متوسط بارش سالانه منطقه، حدود 945 میلی­متر و متوسط درجه حرارت سالیانه منطقه 4/12 درجه سانتی­گراد بوده و نوع اقلیم منطقه بر اساس روش آمبرژه، از نوع مرطوب سرد می­باشد. در این منطقه از عمده­ترین گونه­های موجود به همراه راش درختان ممرز، بلوط، توسکا، افرا، شیردار، ملج، ون، خرمندی و گیلاس وحشی می­باشد (12).

 

 

شکل 1- موقعیت منطقه مورد مطالعه در سری شماره سه ناو اسالم (الف)، استان گیلان (ب) و ایران (ج)

 

تعیین تیپ­های جنگلی مختلف با استفاده از نظرات متخصصین جنگلشناسی و همچنین با استفاده از آماربرداری در منطقه مورد مطالعه صورت گرفت. به این صورت که در تیپ راش بیش از 90 درصد آمیختگی گونه­ها متعلق به راش بود. در تیپ راش- ممرز بیش از 60 درصد آمیختگی گونه­ها متعلق به راش و حدود 25 درصد آمیختگی گونه­ها متعلق به ممرز بود و در تیپ راش- افرا بیش از 62 درصد آمیختگی گونه­ها متعلق به راش و حدود 20 درصد آمیختگی گونه­ها متعلق به افرا بود. سپس با توجه به اینکه بررسی روابط بوم­شناختی بین درختان باید در محدوده­ای همگن صورت گیرد (24)، با استفاده از نقشه­ ویژگی­های فیزیوگرافیک منطقه و شناخت وضعیت جنگل­های منطقه، محدوده واحدهای همگن اکولوژیک مشخص شد و در هر یک از تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا موجود در منطقه مورد مطالعه تعداد 5 قطعه نمونه یک هکتاری (مجموعا 15 قطعه نمونه) در واحدهای همگن بصورت تصادفی پیاده و آماربرداری شد. در چنین شرایطی تنها عامل تاثیرگذار بر روی وضعیت ساختاری درختان، روابط متقابل آنها با یکدیگر است (37).

شاخص­های مورد مطالعه: در این تحقیق به منظور بررسی ساختار تیپ­های مذکور با استفاده از دستگاه فاصله­یاب لیرزی (Trupulse 360)، فاصله و آزیموت کلیه پایه­های درختی موجود در قطعات نمونه با قطر برابر سینه بیش از 5/7 سانتی­متر نسبت به یک نقطه مشخص، یادداشت و گونه، قطر برابر سینه و ارتفاع آن­ها نیز اندازه­گیری شد. سپس داده­های جمع­آوری شده به­منظور انجام محاسبات ساختاری، آماده و محاسبات مربوط در نرم­افزار Crancod (ver 1.4) انجام گرفت. در این تحقیق، از   شاخص­های زاویه یکنواخت (Uniform angle index) و میانگین جهت (Mean directional Index) برای کمی­سازی تنوع موقعیت مکانی، از شاخص آمیختگی (Mingling) برای کمی­سازی تنوع آمیختگی و از شاخص­های ابعاد قطر برابر سینه (DBH dominance) و ابعاد ارتفاع (Height dominance) برای کمی سازی تنوع ابعاد قطری و ارتفاعی درختان استفاده شد. همچنین با استفاده از شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها (Nearest neighbors distance index)، تراکم درختان هر تیپ مورد بررسی قرار گرفت. در جدول یک هر یک از شاخص­های فوق به اختصار توضیح داده شده است.

 

جدول 1- تشریح شاخص­های ساختاری مبتنی بر نزدیکترین همسایه (9)

ویژگی مورد بررسی

نام شاخص

معادله

تشریح

موقعیت مکانی

میانگین جهت

 

زاویه بین درختان نسبت به درخت مرجع =

زاویه یکنواخت

   

آمیختگی

آمیختگی

   

ابعاد درختان

ابعاد قطر برابر سینه

   

ابعاد ارتفاع

   

تراکم درختان

فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها

 

Sij=فاصله درخت مرجع تا همسایه­ها

 

یکی از مزایای شاخص­های به­کار رفته در این تحقیق امکان در نظر گرفتن تعداد مختلف همسایه می­باشد. اما در این تحقیق بر اساس تحقیقات پیشین چهار درخت همسایه نزدیک به درخت مرجع در نظر گرفته شد (31، 21، 20، 18 و 38) و شاخص­های ساختاری برای هر گونه و در هر تیپ جنگلی مورد بررسی قرار گرفتند.

شاخص زاویه یکنواخت (Wi) بر اساس محاسبه زاویه بین درختان همسایه و مرجع ( ) و مقایسه آن با زاویه استاندارد  ( ) (در هنگام استفاده از چهار درخت همسایه 72 درجه می­باشد) به بررسی موقعیت مکانی درختان می­پردازد (32). در هنگام محاسبه این شاخص در گروه­های ساختاری با چهار درخت همسایه یکی از ارزش­های صفر، 25/0، 50/0، 75/0 و یا 1 به دست می‍آید که با میانگین گرفتن از ارزش­های همه گروه­های ساختاری میانگین این شاخص برای کل توده قابل محاسبه است. ارزش­های کم این شاخص نشان­دهنده الگوی پراکنده درختان می­باشد و با افزایش مقدار این شاخص به سمت 1 الگوی کپه­ای در توده ظاهر می­شود (18). در کل می­توان بیان نمود که:

 

شاخص میانگین جهت Ri اطلاعاتی در مورد موقعیت (جهت) درختان مرجع و نزدیک­ترین همسایه­های آن­ها به شیوه­ای متفاوت با شاخص زاویه یکنواخت مطرح می­کند (17). نحوه اندازه­گیری زاویه در این شاخص به این صورت است که محوری (پاره خطی) که درخت مرجع را به اولین همسایه در جهت شمالی خود، در یک گروه ساختاری مرتبط می­کند به عنوان مبنایی برای تشکیل زاویا بین سایر درختان همسایه در نظر گرفته می‍شود (29، 27 و 26) و زاویه بین این محور و تک تک درختان موجود در هر گروه ساختاری  در نظر گرفته می­شود. لازم به ذکر است که جهت تشکیل این زوایا در جهت عقربه­های ساعت می­باشد. شاخص میانگین جهت دارای مقادیر ما­بین صفر تا 4 می­باشد (26). اگر درختان به صورت پراکنده چیدمان داشته باشند؛ مقدار این شاخص برابر با صفر می­باشد و زمانی که درختان به صورت کپه­ای در سطح منطقه پراکنده شده باشند این شاخص دارای بیشترین ارزش می­باشد. زمانی که مقدار این شاخص به عدد 779/1 نزدیک می­شود درختان به صورت تصادفی در سطح منطقه توزیع شده­اند (38). با میانگین­گیری از مقادیر شاخص میانگین جهت برای تمام گروه ساختاری، مقدار این شاخص برای درختان موجود در توده­های جنگلی قابل محاسبه می­باشد. در کل می­توان حالت­های مختلف این شاخص را به صورت زیر نشان داد:

کپه ای   <   تصادفی    <  پراکنده  

شاخص آمیختگی (DMi) به بررسی میزان اختلاط گونه­ای میان گونه­های درختی موجود در منطقه می­پردازد. این شاخص دارای ارزشی بین صفر تا 1 است. در هنگام استفاده از چهار همسایه در یک گروه ساختاری، یکی از مقادیر صفر (همه همسایه­ها مشابه گونه مرجع)، 25/0 (یک همسایه متفاوت با درخت مرجع)، 50/0 (دو همسایه متفاوت با درخت مرجع)، 75/0 (سه همسایه متفاوت با درخت مرجع) و یا 1 (هیچ ­کدام از همسایه­ها مشابه گونه مرجع نمی­باشند) بدست خواهد آمد (35 و 38). محققین توصیه می­کنند به­منظور به دست آوردن جزئیات بیشتر و دقیق­تر از میزان اختلاط گونه­ای موجود در توده­های جنگلی، از نمودار توزیع ارزش­های شاخص آمیختگی گونه­ای نیز استفاده شود (38). ارزش­های کم این شاخص نشان­دهنده آمیختگی کم و ارزش­های بالای این شاخص نشان­دهنده آمیختگی زیاد توده جنگلی می‍باشد.

شاخص­های ابعاد قطر برابر سینه (TDi) و ابعاد ارتفاع (THi) به ترتیب به بررسی چیدمان درختان از نظر قطر برابر سینه و ارتفاع می­پردازند. ارزش­های این دو شاخص نیز همانند شاخص قبلی یکی از ارزش­های صفر، 25/0، 50/0، 75/0 و یا 1 محاسبه می­شوند (22 و 38). ارزش­های بالای این دو شاخص نشان­دهنده غالبیت گونه مرجع نسبت به درختان همسایه می­باشد.

شاخص فاصله تا نزدیکترین همسایه­ها (Di) بمنظور بر طرف نمودن معایب شاخص­های ساختاری نزدیک­ترین همسایه، که در نظر نگرفتن تراکم توده­های جنگلی می­باشد؛ مورد استفاده قرار گرفت. بدون محاسبه مقدار این شاخص در هنگام مقایسه دو جنگل با چیدمان مشابه ولی تراکم­های متفاوت، اختلافات به خوبی نشان داده نمی­شوند. به همین منظور شاخص فاصله تا نزدیکترین همسایه­ها به طور مکمل با شاخص­های دیگر در کمی­سازی ساختار جنگل مورد استفاده قرار می­گیرد (35).

یکی از مشکلات کمی­سازی ساختار جنگل با استفاده از قطعات نمونه با شکل ثابت، تاثیر حاشیه قطعات نمونه بر تشکیل گروه­های ساختاری می­باشد. در این تحقیق به منظور بر طرف نمودن این مشکل از روش تصحیح حاشیه نزدیک­ترین همسایه (NN) استفاده شد. در این روش درختان مرزی بر اساس فاصله‌ای که تا مرز قطعه نمونه دارند ( ) و مقایسه‌ی آن با فاصله‌ تا نزدیک‌ترین همسایه ( ) مورد تصحیح قرار می‌گیرند (شکل 2). بنابراین اگر فاصله‌ی درخت مرجع تا مرز قطعه نمونه از فاصله‌ی آن تا نزدیک‌ترین همسایه کمتر باشد (B)، آن درخت به عنوان مرجع تلقی نخواهد شد و اگر فاصله‌ی درخت مرجع تا مرز قطعه نمونه بیش از فاصله‌ی آن تا نزدیک‌ترین همسایه‌اش باشد (A)، درخت مذکور به عنوان مرجع گروه ساختاری انتخاب می‌شود (33).

 

شکل 2- تصحیح حاشیه به روش نزدیک‌ترین همسایه

پس از کمی­سازی ساختار تیپ­های مختلف با استفاده از آزمون­های کای اسکوار و مقایسه میانگین چند جامعه (ANOVA) ویژگی­های تنوع موقعیت مکانی، تنوع آمیختگی، تنوع ابعاد درختان و همچنین تراکم درختان در تیپ­های مختلف مورد مقایسه قرار گرفت.

نتایج

در این تحقیق با استفاده از روش تصحیح حاشیه نزدیک­ترین همسایه تاثیر حاشیه قطعات نمونه بر تشکیل گروه­های ساختاری اصلاح شد. در جدول  دو تعداد گروه­های ساختاری گونه­های مختلف، قبل و بعد از تصحیح حاشیه نشان داده شده است.

میانگین شاخص زاویه یکنواخت در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 52/0،  53/0 و 51/0 محاسبه شد که نشان­دهنده چیدمان تصادفی درختان نسبت به یکدیگر در هر سه تیپ است. در هر یک از تیپ­های جنگلی میانگین این شاخص برای گونه­های مختلف محاسبه و نتایج حاصل از آن در جدول  سه ارائه شده است. نتایج حاصل از این شاخص نشان­دهنده چیدمان کم و بیش تصادفی برای گونه­های مورد مطالعه است. همچنین در شکل سه طبقات مختلف توزیع ارزش­های شاخص زاویه یکنواخت برای درختان تیپ‍های مختلف ترسیم شده است.

 

جدول2- تعداد گروه­های ساختاری قبل و بعد از تصحیح حاشیه به روش نزدیک­ترین همسایه

تیپ­های مورد مطالعه

 

 

راش

راش- ممرز

راش- افرا

 

 

 

 

       
 

F.orientalis

989

843

588

267

541

189

C.betulus

61

53

245

101

73

28

A. cappadocicum

9

8

59

33

33

12

A. velutinum

13

9

68

26

135

56

A. subcordata

26

21

24

13

33

14

C. avium

-

-

5

2

-

-

U. glabra

-

-

7

4

20

7

F. excelsior

10

8

16

5

23

9

مجموع

1108

942

1012

451

858

315

 

 

نتایج حاصل از شاخص میانگین جهت در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 91/1، 86/1 و 81/1 محاسبه شد. این شاخص نیز  چیدمان تصادفی درختان را نسبت به یکدیگر در هر سه تیپ نشان می­دهد. در جدول چهار میانگین این شاخص برای گونه­های مختلف در هر یک از تیپ­های جنگلی آورده شده است. نتایج حاصل از این شاخص نیز نشان­دهنده چیدمان تصادفی برای گونه­های مورد مطالعه است.

ارزش میانگین شاخص آمیختگی گونه­ای در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 16/0، 45/0 و 53/0 محاسبه شد که نشان­دهنده آمیختگی کم درختان موجود در تیپ راش و آمیختگی حد وسط درختان موجود در  تیپ­های راش- ممرز و راش- افرا است. همچنین ارزش­های میانگین این شاخص برای گونه­های مختلف در جدول  پنج ارائه شده است. مقادیر میانگین این شاخص نشان­دهنده آمیختگی کم گونه Fagus orientalis و آمیختگی بالای سایر گونه­های موجود در سه تیپ مورد بررسی است. همچنین در شکل  سه نمودار توزیع ارزش­های شاخص آمیختگی گونه­ای برای درختان موجود در تیپ­های مختلف ترسیم شده است.

تنوع ابعاد درختان، سومین ویژگی ساختار جنگل است. در این تحقیق بمنظور کمی­سازی تنوع ابعاد درختان، دو مشخصه قطر برابر سینه و ارتفاع درختان مورد بررسی قرار گرفتند. مقدار میانگین شاخص ابعاد قطر برابر سینه در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 50/0، 51/0 و 49/0 محاسبه شد. همچنین ارزش­های میانگین شاخص ابعاد ارتفاع در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 49/0، 50/0 و 48/0 محاسبه شد. در جدول های شش و هفت ارزش­های میانگین شاخص­های ابعاد قطر برابر سینه و ابعاد ارتفاع برای گونه­های مختلف ارائه شده است.

 

 

 

جدول3- مقادیر میانگین شاخص زاویه یکنواخت برای گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

52/0

55/0

44/0

58/0

55/0

-

-

53/0

راش- ممرز

51/0

54/0

62/0

57/0

50/0

62/0

44/0

50/0

راش- افرا

50/0

55/0

54/0

52/0

46/0

-

-

54/0

                    

جدول 4- مقادیر میانگین شاخص میانگین جهت برای گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

87/1

94/1

26/1

05/2

93/1

-

-

90/1

راش- ممرز

88/1

93/1

08/2

02/2

86/1

87/1

69/1

79/1

راش- افرا

85/1

91/1

60/1

70/1

56/1

-

-

84/1

 

جدول 5- مقادیر میانگین شاخص آمیختگی گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

10/0

74/0

1

97/0

89/0

-

-

47/0

راش- ممرز

29/0

61/0

63/0

83/0

98/0

1

1

1

راش- افرا

34/0

90/0

92/0

81/0

79/0

-

-

56/0

 

شکل 3- نمودار توزیع ارزش­های شاخص­های زاویه یکنواخت (شکل راست) و آمیختگی (شکل چپ) کلیه درختان موجود در تیپ­های مختلف

 

بطور کلی نتایج حاصل از این دو شاخص نشان­دهنده مغلوبیت گونه­های Cerasus avium وUlmusglabra؛ چیرگی متوسط گونه­های Fagus orientalis،Carpinusbetulus،Acercappadocicum وFraxinusexcelsiorو چیرگی زیاد گونه­های Acer velutinum وAlnussubcordata بود. نتایج بدست آمده از شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها در تیپ­های راش، راش- ممرز و راش- افرا به ترتیب برابر با 19/5، 78/5 و 85/5 محاسبه شد که بیانگر تراکم بیشتر درختان در تیپ راش بود. در جدول هشت ارزش میانگین شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها برای گونه­های مختلف ارائه شده است. نتایج بدست آمده از این شاخص نشان­دهنده فاصله زیاد گونه­هایUlmusglabra و Alnus subcordata و فاصله کم گونه Cerasus avium نسبت به نزدیک­ترین درختان همسایه خود برای تیپ­های مختلف می­باشد.

همچنین در جدول نه مقادیر سطح معنی­داری برای شاخص­های مذکور ارائه شده است. نتایج حاصل از این  آزمون­ها نشان می­دهد که گونه­های درختی تیپ­های مختلف از نظر ویژگی­های تنوع موقعیت مکانی، تنوع ابعاد قطر برابر سینه درختان و تنوع ارتفاع و تراکم درختان اختلاف معنی­داری را نشان نمی­دهند و تیپ­های مختلف تنها از نظر آمیختگی گونه­ای اختلاف معنی­داری را در سطح 99 درصد نشان دادند.

 

جدول 6- مقادیر میانگین شاخص ابعاد قطر برابر سینه گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

50/0

49/0

47/0

75/0

80/0

-

-

41/0

راش- ممرز

48/0

47/0

50/0

73/0

71/0

32/0

25/0

55/0

راش- افرا

40/0

62/0

48/0

67/0

82/0

-

-

43/0

جدول 7- مقادیر میانگین شاخص ابعاد ارتفاع گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

50/0

43/0

47/0

77/0

65/0

-

-

49/0

راش- ممرز

50/0

44/0

43/0

72/0

76/0

28/0

31/0

52/0

راش- افرا

40/0

42/0

42/0

67/0

71/0

-

-

57/0

 

جدول 8- مقادیر میانگین شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها برای گونه­های درختی موجود در تیپ­های مختلف

گونه­های مورد مطالعه

 

               

راش

33/5

53/5

60/6

58/5

15/6

-

-

75/6

راش- ممرز

07/6

74/4

54/3

78/5

16/7

27/4

34/7

29/6

راش- افرا

78/5

02/6

09/5

05/5

75/6

-

-

83/5

 

جدول 9- مقادیر سطح معنی­داری شاخص­های ساختاری (بدون واحد)

 

 

شاخص­های مورد مطالعه

 

 

فاصله تا همسایه­ها

زاویه یکنواخت

میانگین جهت

آمیختگی

ابعاد قطر برابر سینه

ابعاد ارتفاع

 

F.orientalis

 (076/0) ns

 (451/0)ns

 (888/0)ns

**0

 (074/0)ns

 (07/0)ns

 

C.betulus

 (089/0)ns

 (628/0)ns

 (736/0)ns

**0

 (233/0)ns

 (789/0)ns

 

A. cappadocicum

 (126/0)ns

 (081/0)ns

 (096/0)ns

 (079/0)ns

 (751/0)ns

 (315/0)ns

 

A. velutinum

 (574/0)ns

 (599/0)ns

 (335/0)ns

 (060/0)ns

 (761/0)ns

 (134/0)ns

 

A. subcordata

 (558/0)ns

 (260/0)ns

 (759/0)ns

**003/0

 (108/0)ns

 (452/0)ns

 

F. excelsior

 (213/0)ns

 (342/0)ns

 (473/0)ns

 (261/0)ns

 (141/0)ns

 (197/0)ns

*: معنی­داری در سطح 95 درصد اطمینان؛ **: معنی­داری در سطح 99 درصد اطمینان؛ ns: عدم معنی­داری


بحث

ساختار متنوع، از تنوع گونه­ای حمایت می­کند؛ به همین دلیل گاهی اوقات بمنظور فراهم کردن معیاری برای بررسی تنوع زیستی در جنگل از شاخص­های ساختاری (کمی­سازی ساختار جنگل) استفاده می­شود (22). شاخص­­های بکار رفته در این پژوهش دارای قابلیت­های زیادی هستند که کاربرد آن­ها را نسبت به اندازه­گیری­های مستقیم تنوع زیستی ارجحیت می­بخشد. زیرا علاوه بر بررسی تنوع گونه­ای به بررسی موقعیت مکانی و همچنین اختلاف ابعاد درختان می­پردازند. تجزیه و تحلیل الگوی مکانی درختان با ابعاد و شرایط رقابتی متفاوت می­تواند در بازسازی ساختار گذشته توده و در تفسیر مراحل توالی و تحولی که الگوی پراکنش کنونی درختان را به وجود آورده اند، مفید باشد (1). در این تحقیق سعی شد با استفاده از قطعات نمونه یک هکتاری، ساختار تیپ­های جنگلی راش، راش- ممرز و راش- افرا مورد بررسی قرار گیرد.

دو شاخص زاویه یکنواخت و میانگین جهت با بررسی زاویه بین درختان به بررسی نحوه چیدمان آنها نسبت به یکدیگر  می­پردازند. مقدار میانگین این شاخص­ها در سه تیپ مورد مطالعه نشان­دهنده تصادفی بودن چیدمان درختان نسبت به یکدیگر است، که از علل آن می­توان به طبیعی بودن جنگل­های منطقه مورد مطالعه اشاره کرد. نکته مهمی که در این زمینه باید به آن توجه نمود این است ­که در جنگل­های طبیعی الگوی مکانی درختان تحت تاثیر آشفتگی منطقه، روابط متقابل رقابتی و حضور گونه­های مهاجم قرار دارد (19). همچنین نحوه مدیریت توده­ها تاثیر مستقیمی بر روی الگوی پراکنش درختان در جنگل­های طبیعی دارد؛ به گونه­ای که در توده­های مدیریت شده کپه­ها به نفع درختان مرغوب تنک می­شوند و در نتیجه منجر به ایجاد تغییر در توزیع درختان می­شود (25). بنابراین می­توان عواملی مانند اندازه و وزن بذر درخت، شکل و شیب زمین، شرایط جوی منطقه (باد، برف، بارندگی و رواناب ناشی از آن در فصل ریزش بذر) و سرانجام دخالت­های انسانی را در چگونگی انتشار بذر درختان و در نهایت الگوی پراکنش آن­ها موثر دانست؛ که در بین آن­ها اندازه و وزن بذر با مسافت انتشار رابطه معکوس داشته و مابقی رابطه مستقیم دارند (3). در پژوهشی که هوی و همکاران (2007) انجام دادند بیان کردند که شاخص زاویه یکنواخت بمنظور بررسی موقعیت مکانی درختان دارای توانایی بالایی است. شاخص میانگین جهت نیز دارای مزایای زیادی است که می­توان به سادگی و محدود بودن ارزش آن (صفر-4) اشاره کرد. نکته قابل توجه در رابطه با این شاخص دقت بالای این شاخص در تشخیص نحوه پراکنش درختان است (38). این شاخص خیلی کاربردی­تر از سایر شاخص­های مربوط به اندازه­گیری موقعیت مکانی درختان می­باشد (17). شاخص آمیختگی به خوبی نشان­دهنده اختلاف ترکیب گونه­های مختلف است. این شاخص اطلاعات مناسبی را در رابطه با رقابت درون گونه­ای و بین گونه­ای درختان ارائه می­دهد (8). بطور کلی نتایج حاصل از این شاخص نشان­دهنده آمیختگی کم گونه Fagus orientalis و آمیختگی بالای سایر گونه­هاست. همچنین میانگین آمیختگی گونه
Fagus orientalis در تیپ راش- افرا نسبتا بیشتر از دو تیپ راش و راش- ممرز است که به علت تعداد کم پایه­های این گونه در تیپ راش- افرا است. در واقع با توجه به این موضوع که اکثر درختان موجود در سه تیپ گونه Fagus orientalis است، این گونه با توجه به تعداد زیاد غالبا در کنار پایه­های هم جنس خود قرار دارد. این در حالیست که گونه­های دیگر مثل C.betulus،
A. cappadocicum، A. velutinum، A. subcordata،
C. avium، U. glabra و F. excelsior با توجه به تعداد کم اکثرا با پایه­های غیر همجنس خود اختلاط دارند. نتایج حاصل از بکارگیری این شاخص در رابطه با آمیختگی Fagus orientalis با تحقیقات علی­جانی و همکاران (1392) که با بررسی ساختار تیپ­های مختلف جنگلی بیان کردند گونه­های Carpinus betulus و Fagus orientalis دارای آمیختگی کم و سایر گونه­ها دارای آمیختگی بالایی هستند، تا حدودی همخوانی دارد. همچنین پومرنینگ (2002) بیان کرد که آمیختگی گونه­ای تحت تاثیر موقعیت مکانی درختان قرار دارد و گونه­هایی که دارای الگوی کپه­ای هستند دارای آمیختگی کمی هستند.

نتایج حاصل از این دو شاخص ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع نشان­دهنده شباهت نسبی چهار گونه F.orientalis، C.betulus ، F. excelsior و
A. cappadocicum از لحاظ قطر برابر سینه و ارتفاع است. همچنین گونه­های C. avium و U. glabra نسبتا به شکل مغلوب در جنگل ظاهر می­شوند و گونه­هایی از جمله A. velutinum و  A. subcordata دارای تمایل به چیرگی بالاتری نسبت به سایر گونه­ها هستند. نتایج بدست آمده از این شاخص­ها با نتایج علی­جانی و همکاران (1391) در مورد گونه­های A.subcordata و U.glabra همخوانی دارد.

شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها نشان­دهنده میزان تراکم توده­های جنگلی یا به عبارتی تعداد پایه­های درختی در هر واحد از سطح می­باشد و می­تواند نمایانگر فشار رقابتی بین درختان در توده­ها باشد (30). بطوری که با افزایش فاصله بین درختان و در نتیجه افزایش شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها از تراکم توده­های جنگلی کاسته می­شود (13). روپرشت و همکاران (2010) بیان کردند میانگین این شاخص به چیدمان درختان و همچنین تراکم جنگل مورد مطالعه بستگی دارد و بسادگی امکان محاسبه میانگین فاصله بین درختان در یک گروه ساختاری و مقایسه آن با سایر مناطق را ممکن می­سازد. همچنین فرهادی و همکاران (1392) با استفاده از شاخص فاصله تا نزدیک­ترین همسایه­ها، کاهش تراکم درختان موجود در جنگل­های زاگرس را بر اثر تخریب جوامع محلی، با مقایسه تراکم درختان در دو وضعیت قبل از تخریب و پس از تخریب (شرایط فعلی) نشان دادند. نتایج بدست آمده توسط این شاخص نشان­دهنده فاصله نسبتا کمتر بین درختان در تیپ راش نسبت به سایر تیپ­ها بود.

نتایج حاصل از آزمون­های کای اسکوار و مقایسه میانگین چند جامعه (ANOVA) نشان­دهنده عدم وجود اختلاف معنی­دار موقعیت مکانی درختان، ابعاد گونه­های درختی و تراکم درختان تیپ­های مختلف است که بیانگر مستقل بودن موقعیت مکانی، ابعاد و تراکم درختان نسبت به نوع تیپ است. اما در رابطه با آمیختگی مشاهده شد که گونه­های F.orientalis، C.betulus  و  A. subcordataدارای اختلاف معنی­داری در سطح تیپ­های مختلف هستند. نتایج بدست آمده از این آزمون­ها با مطالعات علی­جانی و همکاران (1392) که با بررسی ساختار تیپ­های مختلف جنگلی با استفاده از شاخص­های نزدیکترین همسایه در جنگل خیرود بیان کردند موقعیت مکانی و ابعاد گونه­های درختی تیپ­های مختلف با یکدیگر اختلاف معنی­داری ندارند. اما آمیختگی گونه­های A. Velutinum،
C. betulus، F. orientalis، T. begonifolia و خشکه‍دارها دارای اختلاف معنی­داری در سطح تیپ­های مختلف می­باشند، همخوانی دارد. به همین دلیل در سطح پارسل و یا سایر واحدهایی که ممکن است از چندین تیپ مختلف تشکیل شده باشد، محاسبه این جنبه از ساختار قابل توصیه نیست. بر اساس نتایج به­دست آمده مشاهده شد که شاخص­های بکار رفته دارای توانایی قابل قبولی در تشریح وضعیت فعلی ساختار تیپ­های مختلف و همچنین نشان دادن اختلافات اکولوژیکی گونه­های مختلف هستند و کاربرد این شاخص­ها در مطالعه حاضر مورد تایید قرار گرفت. با بکارگیری شاخص­های نزدیک­ترین همسایه علاوه بر تشریح وضعیت فعلی تیپ­های مختلف و گونه­های موجود در آن، می­توان به بررسی تغییرات ایجاد شده در طی زمان و مکان و همچنین به بررسی تفاوت­های میان وضعیت تنوع زیستی و ساختار جنگل­های مدیریت شده و مدیریت نشده پرداخت. همچنین لازم است با کمی­سازی وضعیت ساختاری و تنوع زیستی تیپ­های کمتر تخریب یافته و با آگاهی از روابط بوم­شناختی بین گونه­های درختی آن، الگویی جهت احیای وضعیت ساختار تیپ­های تخریب یافته ایجاد شود.

سپاسگزاری

بدین­ وسیله از زحمات مهندسین محترم آقایان بهزاد پورامینی، ساسان وفایی و ایوب رستمی که در برداشت­های صحرایی ما را یاری نمودند سپاسگزاری می­گردد. همچنین از داوران محترم که با بازبینی مقاله و ارائه نظرهای سازنده امکان اصلاح و بهبود این پژوهش را فراهم نمودند سپاسگزاری می­گردد.

1. اخوان، ا.، ثاقب طالبی، خ.، حسنی، م.، پرهیزکار، پ. 1389. بررسی الگوی مکانی درختان طی مراحل تحولی جنگل در توده­های دست­نخورده راش (Fagus orientalis Lipsky) در کلاردشت، فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 18 (2): 336-322.

2. اعتماد، و.، مریدی، م.، سفیدی، ک. 1395. کمی­سازی ساختار افقی توده­های آمیخته راش در فاز تکاملی کاهش پایه­ها، جنگل و فرآورده­های چوب، مجله منابع طبیعی ایران، 69 (4): 656- 647.

3. حسینی، ا. 1390. انتشار بذر و استقرار طبیعی زادآوری جنسی گونه­های درختی بلوط ایرانی، بنه و کیکم در جنگل­های زاگرس (مطالعه موردی: جنگل­های میان تنگ در استان ایلام)، فصلنامه علمی تخصصی اکوسیستم­های طبیعی ایران 3 (1): 74-65.

4. صادقی، س. م. م.، علی­جانی، و.، نمیرانیان، م.، محمدی زاده، م. 1395. ویژگی­های ساختاری گونه ارس (Juniperus excels) در جنگل­های کوهستانی دامنه جنوبی البرز (پژوهش موردی: منطقه آتشگاه کرج)، مجله جنگل ایران، 8 (1): 49-35.

5. عرفانی فرد، س، ی.، زارع، ل.، فقهی، ج. 1392. کاربرد شاخص­های نزدیک­ترین همسایه در شاخه­زادهای بلوط ایرانی (Quercus brantii var. persica) جنگل­های زاگرس، بوم­شناسی کاربردی 5 (3): 24-15.

6. علی­جانی، و.، فقهی، ج. 1390. بررسی ساختار مکانی گونه ملج (Ulmus glabra Hudson) بمنظور مدیریت پایدار آن (مطالعه موردی: بخش گرازبن جنگل خیرود)، محیط شناسی. 60: 44-35.

7. علی­جانی، و.، فقهی، ج.، زبیری، م.، مروی مهاجر، م. 1391. کمی­سازی ساختار مکانی جنگل­های میان بند شمال ایران (مطالعه موردی: بخش گرازبن جنگل خیرود)، محیط زیست طبیعی، 65 (1):125-111.

8. علی­جانی، و.، فقهی، ج.، زبیری، م.، مروی مهاجر، م. 1392. بررسی ساختار تیپ­های مختلف جنگلی با استفاده از شاخص­های نزدیک­ترین همسایه (مطالعه موردی: بخش گرازبن جنگل خیرود)، اکولوژی کاربردی، 3 (1): 23-13.

9. علی­جانی، و.، ثاقب طالبی، خ.، اخوان، ر. 1392. کمی­سازی ساختار توده­های دست نخورده راش در مراحل مختلف تحولی (مطالعه موردی: منطقه کلاردشت، مازندران)، فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 21 (3): 410-396.

10. فرهادی، پ.، سوسنی، ج.، عادلی، ک.، علی جانی، و. 1392. بررسی تغییرات موقعیت مکانی و تنوع گونه­ای جنگل­های زاگرس بر اثر تخریب جوامع محلی (مطالعه موردی: جنگل­های قلعه­گل خرم آباد)، نشریه پژوهش­های علوم و فناوری چوب و جنگل، 20 (4): 80-61.

11. فرهادی، پ.، سوسنی، ج.، عادلی، ک.، علی جانی، و. 1393. تحلیل ساختار جنگل­های زاگرس با استفاده از شاخص­های مبتنی بر نزدیک­ترین همسایه (پژوهش موردی: جنگل­های قلعه گل خرم آباد)، فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 22 (2): 306-294.

12. فلاح چای، م. م.، کلانتری چروده، خ.، پیام، ح. 1390. مقایسه مشخصات کمی توده­های طبیعی جنگل در دو منطقه حفاظت شده و غیر حفاظتی (مطالعه موردی در جنگل­های ناو اسالم)، مجله علوم زیستی واحد لاهیجان، 1 (4): 121-113.

13. کاکاوند، م.، مروی مهاجر، م. ر.، ثاقب­ طالبی، خ.، سفیدی، ک. 1393. تنوع ساختاری توده­های آمیخته راش در مرحله میانی توالی (پژوهش موردی: بخش گرازبن، جنگل خیرود نوشهر)، فصلنامه علمی- پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 22 (3): 422-411.

14. مروی مهاجر، م، ر. 1390. جنگل­شناسی و پرورش جنگل، انتشارات دانشگاه تهران، شماره 2709، 418ص.

15. نوری، ز.، زبیری، م.، فقهی. ج.، مروی مهاجر، م. ر. 1394. کاربرد شاخص­های نزدیک­ترین همسایه در مطالعه ساختار توده­های دست نخورده راش در جنگل خیرود نوشهر، بوم­شناسی کاربردی، 12 (2): 20-11.

 

16. Aguirre, O., Hui, G., Gadow, K.V., Jimenez, J., 2003. An analysis of forest structure using neighborhood-based variables. Forest Ecology and Management. 183: 137-145.

17. Corral-Rivas, J.J., Pommerening, A., Gadow K., and Stoyan, D., 2006. An analysis of two direc­tional indices for characterizing the spatial distribution of forest trees. In: Models of tree growth and spatial structure for multi-species, uneven-aged forests in Durango (Mexico). PhD dissertation. Faculty of Forest Science and Forest Ecology, Georg-August University of Göttingen. p. 106–121.

18. Corral-Rivas, J.J., Wehenkel, C., Castellanos-Bocaz H., Vargas-Laretta, B., and Dieguez- Aranda, U., 2010. A permutation test of spatial randomness: application to nearest neighbor indices in forest stands. Journal of Forestry Research, 15: 218–225.

19. Frelich, L.E., Calcote, R.L., Davis, M.B., and Pastor, J., 1993. Patch formation and maintenance in an old-growth hemlock-hardwood forest. Journal of Ecology, 72: 2. 513-527.

20. Gadow, K.V., 2006. Forsteinrichtung, Adaptive Steuerung und Mehrpfadprinzip. University of Gottingen. 163p.

21. Graz, P.F., 2004. The behavior of the species mingling index Msp in relation to species dominance and dispersion. European Journal of Forest Research, 123: 87-92.

22. Graz, P.F., 2006. Spatial diversity of dry savanna woodlands. Biodiversity and Conservation. 15: 1143-1157.

23. Hui, G., Li, L., Zhao, Zh. and Dang, P., 2007. Comparsion of methods in analysis of the tree spatial distribution pattern. Acta Ecologica Sinica, 27(11): 4717-4728.

24. Illian, J., Penttinen, A., Stoyan, H. and Stoyan, D., 2008. Statistical Analysis and Modelling of Spatial Point Patterns. John Wiley & Sons Pub, UK, 557 p.

25. Kint, V., Lust, N., Ferris, R., and Olsthoom, A.F.M., 2000. Quantification of forest stand structure applied to Scots Pine (Pinus Sylvestris L.) Forests. Investigación Agraria: Sistemasy Recursos Forestales, 1: 147-163.

26. Kuehne, C., Weiskittel, A.R., Fraver, S., and Puettmann, K.J., 2015. Effects of thinning-induced changes in structural heterogeneity on growth, ingrowth, and mortality in secondary coastal Douglas-fir forests. Canadian Journal of Forest Research, 45: 1448-1461.

 27. Lilleleht, A., Sims, A., and Pommerening, A., 2014. Spatial forest structure reconstruction as a strategy for mitigating edge-bias in circular monitoring plots. Forest Ecology and management, 316: 47-53.

28. Moridi, M., Sefidi, K., Etemad, V., 2015. Stand characteristics of mixed oriental beech (Fagus orientalis Lipsky) stands in the Stem exclusion phase, northen Iran. European journal of forest research, 134 (4): 693-703.

29. Motz, K., Sterba H., Pommerening, A., 2010. Sampling measures of tree diversity. Forest Ecology and Manage­ment, 260: 1985–1996.

30. Pommerening, A. 1997. Eine Analyse neuer Ansätze zur Bestandesinventur in strukturreichen Waldern [An analysis of new approaches towards stand inventory in structure-rich forests]. Ph.D. thesis, Faculty of Forestry and Forest Ecology, University of Gottingen, Cuvillier Verlag Gottingen, 187p (In Germany).

31. Pommerening, A., 2002. Approaches to quantifying forest structures. Forestry. 3: 305-324.

32. Pommerening, A., 2006. Evaluating structural indices by reversing forest structural analysis. Forest Ecology and Management, 224: 266–277.

33. Pommerening, A., and D, Stoyan., 2006. Edge-correction needs in estimating indices of spatial forest structure.Canadian Journal of Forest Research 36: 1723-1739.

34. Pretzsch, H., 2009. Forest Dynamics. Growth and Yield, Springer-Verlag Berlin Heidelberg, 664pp.

35. Ruprecht, H., Dhar, A., Aigner, B., Oitzinger, G., Raphael, K., and Vacik, H., 2010. Structural diversity of English yew(Taxus bacata L.) populations. European Journal of Forest Research 129: 189-198.

36. Sefidi, K., Copenheaver, C.A., Kakavand, M., and Keivan behjou, F. 2014. Structural diversity within mature forests in Northern Iran: a case study from a relic population of persian ironwood (Parrotia persica C.A. Meyer). Forest Science, 61: 2. 258-265.

37. Stoyan, D., and Stoyan, H., 1994. Fractals, Random Shapes and Point Fields. John Wiley & Sons, UK, 399 p.

38. Szmyt, J., 2014. Spatial statistics in ecological analysis: from indices to functions. Silva Fennica, 38:1-31.

39. Von Gadow, K., Hui, G., 1999. Modelling Forest Develop­ment. Amsterdam, Kluwer Academic Publisher: 213.

40. Wang, H., Z, G., H, G., Li, Y., Hu, Y., Zhao, Z., 2016. The influence of sampling unit size and spatial arrangement pattern on neighborhood-based spatial structure analyses of forest stands. Forest Systems, 25 (1): 1-9.